پاتوق شيشه اي: روح الله امين آبادي نويسنده وبلاگ «بسيج جهاني» در آخرين پست وبلاگ خود با اشاره به فعاليتهاي رهبران انقلابي و برخي که ادعاي ليدري دارند مي نويسد:
هنگامي که پاي صحبت تاريخ مي نشيني صحنه هاي عجيبي را شاهد مي شوي صحنه هايي که باورش سخت مي نمايد !
انقلاب اسلامي در شرايطي به پيروزي رسيد که رهبر اين انقلاب در تبعيدي طولاني به سر برده و بعد از 15 سال خود و بدون توجه به هشدارهاي رژيم و ترس از اين تهديد که امکان ساقط کردن هواپيماي انقلاب از سوي حکومت طاغوت وجود دارد کفن پوشيده و پاي در وطن نهاد.
هر روز دلسوزان هشدار مي دادند که احتمال حمله مزدوران رژيم به مدرسه رفاه و دستگيري و به تبع آن اعدام رهبر انقلاب وجود دارد و حتما ماجراي مشهور هشدار آيه الله طالقاني به امام در روز 21 بهمن زماني که امام دستور بي اعتنايي به حکومت نظامي را صادر کرده بودند را شنيده ايد.
تا شرک و کفر هست مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستيم .
اين گفتار بزرگ مردي است که سختي تبعيد 15 ساله و دفاع مقدس 10 ساله او را به عقب نراند و مصمم تر از پيش نمود.
او مي گفت :
ما مظلومين هميشه تاريخ، محرومان و پابرهنگانيم.
ما غير از خدا کسى را نداريم.
و اگر هزار بار قطعه قطعه شويم، دست از مبارزه با ظالم بر نمى داريم.
اين گونه بود که انقلاب پيروز شد و در کوران حوادث ده ساله رهبري امام و زعامت آقا خم به ابرو نياورد و طوفان ها را يک به يک از سر گذراند .
از رهبري انقلاب چه حضرت امام و چه آقا که بگذريم کنکاش در زندگي ساير مبارزان عليه رژيم ستمشاهي نيز فرصتي جدا مي طلبد.
بارها گفته ام اگر کسي خاطرات عزت شاهي را بخواند پي به تمامي واقعيات و فراتر از آن حقيقت هاي مبارزه عليه ظلم پهلوي خواهد برد و به خود خواهد گفت : چه جراتي داشتند اين مبارزان !
اکنون کساني داعيه مبارزه را دارند که با يک تشر صغير و کبير را لو مي دهند!
وب نوشته هاي مهدي خزعلي را بخوانيد حساب دستتان مي آيد!
اين شخص که توسط پدرش نيز طرد شده است در مطلبي با عنوان درسي از فيدل کاسترو مي نويسد:
"مي گويند فيدل - رهبر انقلاب کوبا - را به خانه پرستو کشاندند، عکسهايي آنچناني از او تهيه کردند، عکسها را براي او فرستادند تا با او معامله کنند، فيدل عکسها را به همسرش داد و گفت: " ياد بگير! " سپس در يک سخنراني براي ملت کوبا،ماجرا را شرح داد و گفت مي خواهند با اين عکسهايي که از من گرفته اند کشورم را بفروشم،من منافع ملي را با اين چيزها نمي فروشم! "
و نتيجه مي گيرد که:
"همه خطا دارند، تحقيق و تفحص در احوال شخصي افراد خلاف شرع و قانون است، کساني که براي رسيدن به اهداف خود از اين حربه ها استفاده مي کنند، مرتکب خطا و گناه کبيره مي شوند، از اين دست قصه ها من زياد دارم، از کساني که تصور نمي کنيد، اما نقل آن هم خلاف شرع است، به عبارت ديگر :" گرحکم شود که مست گيرند در شهر هر آنچه هست گيرند" ، آقايان جانماز آب نکشيد و " جامه کس سيه و دلق خود ازرق نکنيد" همه سر و ته يک کرباسيد و همه آلت جرم داريد "
مهدي خزعلي در حال مصاحبه با صداي آمريکا!شايد اين کار هم در زمره اقداماتي باشد که ايشان در حال مستي انجام داده اند و گر حکم کنند که مست گيرند...
و در آخر نتيجه مي گيرد اعترافات عده اي در دادگاه هاي بعد انتخابات از ترس ريخته شدن آبرويشان توسط رژيم بوده و حال سوال اينجاست که چرا رژيم ! تا کنون و قبل از اين که کار به اعترافات اين بزرگان برسد از اين حربه براي ساکت کردن اين اشخاص استفاده نکرده است؟ و آيا کساني که به گفته خزعلي هر شب در خانه هاي آن چناني به سر مي برند توان مبارزه را دارند؟و فراتر از آن آيا کساني که در عرض يک هفته به مانند کاتوليک ها به گناهان خويش اعتراف کرده و تقاضاي عفو مي کنند مي توانند ديگران را به مبارزه دغوت کنند؟
چندي است هرکسي که طالب مبارزه با نظام اسلامي است يا به انگليس مي رود و يا به آمريکا و در حالي که دستي به جام باده و دستي نيز به زلف يار دارد جوانان را به خيابان ها فرا مي خواند و کسي نيست بپرسد اگر شما مبارز هستيد چرا در خارج از مرزهاي اين کشور مبارزه مي کنيد؟بيائيد و در وطني که ديگران را به دروغ براي کشته شدن در راه آن غسل تعميد مي دهيدمبارزه کنيد.
از چه مي ترسيد؟
مگر نمي گوئيد مي کشند؟ خون شما چه فرقي با خون ديگران دارد؟بيائيد شما هم يکي از شهداي راه وطن شويد؟
بگذاريد کساني که دنبال ايجاد ليستي از شهدا هستند از نام شما به اندازه يک عدد استفاده کنند!
مي ترسيد؟
بزدل هستيد؟
شايد به مانند ابراهيم نبوي معتقد هستيد که هيچ عقيده اي ارزش اذيت شدن را ندارد؟
و يا در حقيقت مي خواهيد پاي بر ديگران بگذاريد و از نردبان قدرت بالا رفته و به گفته قوچاني -در روزنامه شرق شنبه بعد از دوراول انتخابات رياست جمهوري نهم-بر زمينش بيندازيد؟
هر چه که باشد شما مبارز نيستيد و مبارزه را بايد از بسيجياني ياد بگيريد که پاي بر خويش نهادند تا به او برسند .
با دستي به جام باده و دستي به زلف يار نمي توان مبارزه کرد! / انتهاي پيام/