محمد مهرانفر در آخرين پست وبلاگ شخصي اش -بداهه- با نقد جدي جريانات مدعي خط امام(ره) که با عملکرد و رفتارهاي خود به چهره نوراني و مقدس دين و انقلاب و نظام اسلامي خدشه و آسيب رسانده اند، نوشت:
بيا با خود صادق باشيم
بيا شريف باشيم
و براي اسلام هزينه نتراشيم
بيا مرد باشيم و امام را نفروشيم
نه مثل "شريف امامي"
که نه شريف بود
نه امامي
يک خر تمام
که خيالش برده بود امام را
از انقلاب بدزدد
و شعار هاي مردم را
خرج تخت و تاج شاه کند
بيا امامي باشيم
و چپکي
به دامن آمريکا چپ نکنيم
بيا از صحيفهء امام خجالت بکشيم
و راست و حسيني از خدا حرف بزنيم
مثل حاج "حسين امامي"
سردار شهيد آبادان
که با خون خود
مرزهاي ايران را از جنوب تا غرب
بر هرزه گردي هاي امپرياليزم مسدود کرد
مثل فدايي شهيد
"سيد حسين امامي" *
که نگذاشت پهلوي
پهلو به پهلوي اسرائيل
معناي قرآن را عوض کند
مثل مردم تهران
که حرمت امام زاده را نگه داشتند
و اجازه ندادند "کسروي"
در قبرستان مسلمان ها دفن شود
راستي
پيامبر که به دنيا آمد
طاق کسري هم فرو ريخت
چون اسلام
آبش با طرف داران سلطنت به يک جو نمي رود
و حريت و آزادگي اش
به ليبرال دموکراسي
ترجمه نمي شود
و عجيب آنکه اين روز ها
که حتي بر مأذنه هاي واشنگتن هم
نام رسول الله (ص) بلند است
بعضي مي خواهند در ايران
ما را تا خاکريز سبز زرتشت
عقب برانند
و براي مقابله با لباس پيامبر
ما را به عشق خرگاه رستم دستان
و هزار بهانه و داستان
سبزپوش کنند**
بيا قبول کنيم
"اوباما" با ما نيست
نه که حالا
که هيچ وقت نبوده
او سربازي با چکمه هاي لنگه به لنگه
و از قضا رئيس جمهور ينگه دنياست
او پسر خجالتي "بوش"
و نيمهء ديگر "مک کين" است
او هم يکي از فرزندان خاک تفنگ خيز آمريکاست
که فقط براي تقويت دلار
و حفظ مستعمرات
و در بند کردن انسانيت
به آزادي فکر مي کند
او هم اسلام را
براي مزاج دمدمي دلالان نفتي
و اسهال خوني صهيونيزم
مضر مي داند
و نرم نرمک
با محرم و صفر
و حاکميت زيارت عاشورا
خواهد جنگيد
حتي اگر اسمش در زادنامه
باراک حسين اوباما باشد
و مفتي هاي پرخرج سعودي
براي او بارک الله بارک الله بگويند
"رضا شاه" را که مي شناسيد
او هم اسمش رضا بود
اسم پسرش هم رضا بود
اسم نوه اش هم
و شايد نتيجه اش
و تا قرن ها نبيره ها و نديده هاش
ولي حرم امام رضا (ع) را به توپ بست
و تکيهء کوچک ننه رقيه تکه دوز را
براي يابو هاي نفتخوار قزاق
بدل به اسطبل نمود
و مضحک تر اينکه
"صدام" آدم کش نيز
اسمش را حسين گذاشته بود
او هم به امام حسين (ع)
يک جورايي که فقط خودش مي فهميد
ارادت داشت
و براي صلاح حزب بعث
تنهايي در حرم خلوت مي کرد
ولي هنوز
جاي گلوله هايش روي ضريح کهنهء امام حسين
درد مي کند
و هنوز
خيلي از مادران شيعه عراقي
از سرنوشت جوان هايشان
در زندانهاي هميشه مخفي او بي خبرند
پس بايد بعضي وقت ها
براي جلوگيري از خلط مبحث
و نيآلودن با مخاط بيني استکبار
و مختلط نشدن دختران و پسران در نماز
خط خود را
از امواج رنگي ماهواره انگلوساکسون
سوا کنيم
مثل امام صادق (ع)
که رنگ عمامه اش را
براي تمايز با يانکي هاي بني العباس
عوض کرد
مثل امام سجاد (ع)
که منبر يزيد بن الاستبداد را
وقتي بوزينه اي بني اميه
پشت تريبون پيامبر پوکر بازي مي کردند
تخته پاره ناميد
مثل خدا
که حتي به اندازه دو رکعت بيشتر
نخواست رسول الله به قبله يهود نماز بخواند
و با چند درجه چرخش
حال قراضه هاي "بني قريضه"***
و نشريه اي هاي زبان دراز ان روز را گرفت
آري
در اتوبان هاي پر سرعت سياست
بعضي وقت ها تنها راه نجات
يک توقف مشتي و يک دور برگردان قربه الي الله است
.............................................
* سيد حسين امامي از شهداي فدائيان اسلام که احمد کسروي و هژير نخست وزير اسلام ستيز پهلوي را اعدام انقلابي کرد.
** نقل است زرتشت ردايي سبز بر تن داشته و خرگاه رستم نيز سبز بوده است.
*** از قبايل يهودي مدينه در صدر اسلام.
انتهاي پيام/