مادری به نام بی بی بیزار

مادری به نام بی بی بیزار

نزدیک به یک قرن زندگی در دامان طبیعت با تمام مشکلات و سختی ها از زنی کوچ رو به نام بی بی بیزار پیرزنی مهربان و دوست داشتنی ساخته که امروز با حدود 96 سال سن هر روز نگاهی با امید به فردا دارد. بی بی بیزار با دست های که امروز بسیار نحیف هستند چادر و سرپناه بسیاری از عشایر را بافته است. او چهار ماه است که همسر خود را از دست داده و حالا در خانه گلزارخانم دختر بزرگش روزگار می گذراند. دختری که او را به خانه اش آورده تا به جای فرزندی برایش مادری کند.
کار آفرینی در ششمین دهه زندگی

کار آفرینی در ششمین دهه زندگی

محمد محمدی ۵۵سال سن دارد و حدود ۴۰ سال است که به تراشکاری مشغول است است. حدود ۱۳ سال را در تهران گذرانده و حالا با دریافت وام اشتغال زایی از طرف کمیته امداد امام خمینی (ره) به شهر مادری خود یعنی لالی در استان خوزستان بازگشته و کارگاه شخصی خود را راه اندازی کرده و همراه سه فرزند خود در آنجا مشغول به کار شده. او تصمیم دارد در آینده با گسترش دامنه فعالیت های خود اقدام به ساخت و تولید ادوات کشاورزی و صنعتی و انواع پمپ ها نماید.
دشت کلزا

دشت کلزا

کلزا ازجمله دانه‌های روغنی است که در مناطق خوش آب‌وهوا خراسان شمالی به‌وفور کشت می‌شود و خردادماه نیز برداشت این محصول از زمین‌های کشاورزی آغاز می‌شود.
مه در جاده های کوهستانی بجنورد
پروانه زخمی

پروانه زخمی

امروز 18 اردیبهشت ماه در تقویم جهانی روز بیماری های خاص و صعب العلاج است. بیماری eb یا پروانه ای، بیماری پوستی خاص و دردناکی که مانند بال پروانه شکننده است و ناشی از یک جهش ژنتیکی به صورت تاول و عفونت های پوستی ظاهر می شود که از بدو تولد تا پایان عمر همراه بیمار خواهد بود و هیچ التیامی برایش وجود ندارد. زینب، ۱۳ سال است که با زخمهایش می جنگد و روزهای سخت خود را با درس خواندن و گذراندن اوقات در خانه می گذراند.
مادر معلم من

مادر معلم من

مادرم،ظریفه طاهرخانی معلمی با 30 سال سابقه کار است که این روزها ،آخرین زمان های تدریس خود را می گذراند.او شغلش را بی نهایت دوست داشته و از هم اکنون دلتنگی زیادی بابت بازنشسته شدن و پایان خدمتش در دل احساس میکند. این گزارش،حاصل عکاسی یک روزه ، ازآخرین روز های معلمی مادر معلمم می باشد.
از لاهور تا بهشت زهرا

از لاهور تا بهشت زهرا

منظوره، نوزادی بود که از سیل ویرانگر سال ۲۰۱۰ پاکستان جان سالم بدر برد. با نابود شدن کامل خانه و زندگی شان او بههمراه خانواده اش به ایران مهاجرت کرد. لابد یازده دوازده سال دارد، خودش نمی داند. فقط می داند اسمش منظوره است و در ایران بزرگ شده. نه سواد دارد نه شناسنامه و نه هویتی که بتواند به مدرسه برود و درس بخواند. او به جای تجربه دنیای کودکانه مجبور است به همراه خانواده اش در زمین های کشاورزی و سوله های اطراف بهشت زهرا که خانه شان هم همانجاست، کار کند. هر کاری که از دستش بر بیاید. مثل بقیه کودکان کارِ دیگری که زیر سن قانونی، تجربه سخت کار کردن در محیط خشن بیرون از خانه را دارند. روزها کارگری می‌کند و شب ها در رویایش بازیگوشی های دخترانه...
صید ماهی استخوانی در دریای خزر

صید ماهی استخوانی در دریای خزر

فصل صید ماهیان استخوانی در دریای خزر هر ساله از اواسط مهرماه شروع و تا اواخر فروردین ماه ادامه دارد.
آخرین پنج شنبه سال درکنار مزار شهدای گمنام
بحران آب و خشکسالی در مرز بین استان هرمزگان و سیستان و بلوچستان

بحران آب و خشکسالی در مرز بین استان هرمزگان و سیستان و بلوچستان

مردمان صبور و سختی کشیده اهالی روستاهای محروم شهر لیردف جاسک از توابع استان هرمزگان ، زندگی را با کمترین انتظار سپری می کنند ، آنگاه که حتی دسترسی به آب آشامیدنی بهداشتی نیز برایشان فراهم نیست. زمین این منطقه از فرط تشنگی جانی برای سبز شدن ندارد و مردمان منطقه در کپرها ، خود را از آفتاب سوزان در امان نگه می دارند و با کمترین امکانات برای یک زندگی عادی ، روزها و شب های عمرشان را سپری می کنند. فریاد فقر و نداری در این منطقه دل هر رهگذری را که چند روز مهمانشان باشد به درد می آورد و خشکسالی امان همه را بریده است. مسیرهای منتهی به این روستاها آنقدر صعب العبور است که توان طی طریق را از انسان می رباید. دخترکان این منطقه آرزو های دور و درازی ندارند و سادگی و محبت از نگاه خسته و بی رنگ و لعابشان لبریز است ؛ آنها دوشادوش پدر و مادر و خانواده شان سختی ها زندگی را روی شانه هایشان می کشند. باید به این مناطق سفر کرد تا چهره خشن فقر و تنگدستی را به چشم دید ، باید همت کرد تا مردمان کم توقع جنوب کشور را از این همه محرومیت نجات داد.
۲۳ ۲۴ ۲۵ ۲۶