اشکان خطیبی که زمانی در ایران حضور فعالی در جشنواره فجر و تلویزیون داشته است اعتراف کرد از زمانی که مهاجرت کرده است به فلاکت افتاده و به ناچار درخواست گدایی و تبلیغ گرفتن میکند.
یک طرف، ایونتهای پر از زرقوبرق، شلوغ و بیمحتوای بلاگرهایی است که کل دنیایشان در چند لایک و فالوور و شوآفهای روزمره خلاصه شده؛ دورهمیهای پوچی که هیچ عمیقی در آنها نیست.
سخنگوی شورای نگهبان گفت: پس از شهادت رهبرمان مسئولیت سنگینتری بر دوش داریم و باید با تلاش و مجاهدت بیشتر، زمینه تحقق آرمانهای انقلاب اسلامی را فراهم کنیم.
پس از انتشار حرفهای خاتمی و مقاله ظریف، بیانیهی «نه به جنگ» هم منتشر شد که نشانگر «خط جدیدی» است که غربگرایان و لیبرالمسلکان میخواهند بپیمایند. خطی که اگرچه رنگوبوی صلحطلبی دارد و در دستش شاخه زیتون است، اما با مخالفت در برابر «مقاومت» و توصیه به «سازش» نتیجهای جز تجاوزطلبی و جنگ دگرباره و دست آلوده به خون نخواهد داشت.
هرگاه نبرد به نقاطی میرسد که ایالات متحده به فرصتی برای تنفس احتیاج پیدا میکند، به ناگاه مقالهای از ظریف در فارن افرز منتشر میشود که عصارهی فحوای آن چیزی جز «بدهیم برود» نیست. امتیازدهیهایی که اگرچه نقد است اما در برابر آن تنها رویاهای نسیه دریافت میشود. گویی که بر روی عدهای هنوز هم رویکرد سنتی «چماق و هویج» کار میکند!
امام جمعه موقت تهران گفت: شما ملت مقاوم ایران به مدت ۱۴۵ روز (نزدیک به پنج ماه) خیابان را ترک نکردید و همچنان در خیابان، نستوه و تا پیروزی اسلام ایستادهاید.