در ارزیابی دانشجویی از کتاب چرا ملتها شکست میخورند، نوشته دارون عجماوغلو و جیمز رابینسون درباره دلیل توسعه ضعیف در کشورهای توسعه نیافته، خصوصی سازی و ... مطالبی بیان شده است.
مکانیزم ماشه یا (snapback machanism) مدتی است که راهی برای تهدید ایران توسط دولتهای غربی تبدیل شده است راهی که کشورهای غربی به طرق مختلف و به دلایل مختلف از جمله جلوگیری از فعالیتهای هستهای ایران و کنار کشیدن از مذاکرات آن را مطرح میکنند.
در روزگاری که همگرایی ملی و هویت تاریخی ایرانی بیش از همیشه نیازمند احیا و پاسداشت است، بازخوانی اندیشههای شیخ شهید شهابالدین سهروردی، فیلسوف برجسته و بنیانگذار حکمت اشراق، راهی برای پیوند دوباره فرهنگ، فلسفه و معنویت ایرانی با تعالیم اسلامی میگشاید. او که خود قربانی ظاهرگرایی شد، امروزه میتواند نمادی از خرد، عرفان و وحدتگرایی باشد.
رسانه ملی در اغلب جوامع یکی از موثرترین ابزارهای شکلدهی به افکارعمومی، تقویت گفتگوی ملی، تعمیق انسجام اجتماعی و تسهیل ارتباط میان حاکمیت و مردم به شمار میرود.
آمریکا درحالی از یونسکو خارج میشود که حدود ۸ درصد از بودجه این سازمان را تأمین میکرد و از آن بهعنوان ابزاری برای ترویج چهرهی «بشردوستانه» خود استفاده مینمود. اما چه چیزی باعث شد این دولت قدرتمند، ناگهان خود را کنار بکشد؟
شاید بدیهیترین پرسش تاریخ معاصر این باشد: اسرائیل چرا باید حق داشته باشد برای تضمین امنیت خود، امنیت دیگران را نابود کند؟ چرا اجازه دارد دروغ بسازد، ترور کند، دروغ را توجیه کند، و باز هم دروغ را بهعنوان حقیقت غالب جا بزند؟! آیا کسی هنوز به این افسانه امنیت باور دارد؟!
در روزهایی که اکثریت جامعه با یک همدلی وصف ناشدنی، دست به دست هم در مقابل دشمن بیگانه ایستادهاند و از عرصه نظامی تا عرصه اقتصادی در حال مقاومت هستند، ناگهان صدای بیانیهای با امضای ۱۸۰ اقتصاددان بلند میشود! بیانیهای که در آن مسببان وضعیت فعلی معیشت مردم مدعیاند زمان «تغییر پارادایم» در اقتصاد ایران فرارسیده است.
با یک نگاه بیطرفانه به جامعه میتوان دریافت این تلقی از وحدت جامعه ایران که «همه با هر تفاوتی دور هم جمع شدند» که معمولا با کلیدواژه «انسجام اجتماعی» رخ مینماید، در توضیح آنچه رخ داده، به شدت ناکام است. فانتزی زده و غیرواقعی است. بیشتر از یک تحلیل نظرورزانه و متقن، یک پروژه سیاسی است. اینجا پرسشی شکل میگیرد مبنی بر اینکه «به هر طریق، ما واقعا حسی از وحدت پیدا کردهایم. پس این را چطور میتوان توضیح داد؟»
امروز، ایران در معرض شدیدترین جنگ ترکیبی قرار دارد. جنگی ترکیبی که تمامی ابزارهای اقتصادی، امنیتی، اطلاعاتی، رسانهای و روانی را علیه مردم این سرزمین به کار گرفته است. در چنین شرایطی، کمترین انتظار از نخبگان، شخصیتها و چهرههای سیاسی آن است که با درک واقعیتهای میدان، مصالح کلان کشور را فدای اغراض شخصی و جناحی نکنند. اما در میان این هیاهوی تهدید و تحریم، باز هم نامی از گذشته سربرآورده است!
در شرایطی که اسرائیل و آمریکا همچون یک تیم متحد، چند ماهی دنیا را سر کار گذاشتند، شکاف ظاهری بین خود ایجاد کردند، بازی رسانهای درآوردند و برخی را در ایران سرگرم رویای سرمایهگذاریهای میلیاردی کردند، ایران کجای بازی ایستاده بود و باید چه کار کند؟!