دانشگاهی که علمش از متن جامعه جدا نشده باشد، نیازی به نسخه پساجنگی ندارد. چنین دانشگاهی در تمام زمانها به وظیفهاش آگاه است. پس کافیاست درتکاپوی بازگرداندن دانشگاه به اصالت آن باشیم!
«تفکر فلسفی، هیچ هدفی جز حذف امر تصادفی ندارد.» این جمله از هگل، که هانا آرنت از او به عنوان پدر طرحهای پرطمطراق تاریخی یاد میکند، بیانگر علت درونی وجود دروغ و فریب در سیاست است.
حاکمیت ملی ایران بر تنگه هرمز بلامنازع است اما چگونه می توان این حاکمیت را فعلیت بخشید تا بتوان بصورت پایدار و عملیاتی از آن بهره برد؟ این پرسشی است که نمی توان پاسخ به آن را در «زمینه امنیتی» و «زمانه بحران» محدود کرد.
در شرایطی که جنگهای مدرن بیش از هر زمان دیگری به فناوریهای پیشرفته شناسایی مانند حسگرهای فروسرخ (IR) متکی شدهاند، تصور میرفت که تاکتیکهای فریب ساده مانند ماکتهای بادی خودروها و تجهیزات نظامی دیگر کارایی خود را از دست داده باشند. اما تحولات اخیر نشان داده که این نتیجهگیری عجولانه بوده است.
در شرایطی که کشور در میدان نبرد و جبهه فرهنگی، تربیتی در جنگ حق علیه باطل قرار دارد، هر اقدامی که کیفیت و کارکرد دانشگاه فرهنگیان را در امر تربیت معلم تحت تأثیر قرار دهد، نه تنها یک تغییر اداری ساختاری ساده، بلکه یک انتخاب راهبردی با پیامدهای بلندمدت برای آینده تمدن ایرانی در آینده هست.
در روزهای اخیر، ترامپ از هدیهای سخن گفت؛ هدیهای از سمت ایرانیها! اگرچه جستجوی صدق و کذب یا مصداقها در چنین سالاد کلماتی اساساً خطاست، اما بد نیست چندی در باب ریشه روانشناختی این توهم آرزومندانه و فراتر از آن، منطق استکباری آن کندوکاوی داشته باشیم.
ایران با درک شکاف توان نظامی خود با قدرتی فرامنطقهای، یعنی ایالات متحده، راهبرد تقابل نامتقارن را در پیش گرفت و بهجای درگیری مستقیم، منافع این قدرت را در سطح منطقه و در کشورهای دیگر هدف قرار داد.
در حال حاضر و ایام جنگ رمضان، محدودیتهای اعمال شده توسط ایران بر تنگه هرمز و حملات دفاعی به کارخانجات در منطقه توانسته تأثیرات عمیقی بر بازارهای جهانی، بهویژه اقتصاد ایالات متحده، داشته باشد.