در سیاست بینالملل، شکست همیشه در میدان رخ نمیدهد؛ گاهی پیش از آن، در «ذهن» اتفاق میافتد. سخنان اخیر رهبر انقلاب در دیدار مردم استان آذربایجان شرقی، بیش از آنکه واکنشی مقطعی به تحرکات خارجی باشد، بازخوانی همین خطای محاسباتی بود؛ خطایی که در سالهای اخیر بهویژه در دوره ریاستجمهوری دونالد ترامپ مبنای سیاست «فشار حداکثری» قرار گرفت.
تحولات اجتماعی اخیر در کشور، واجد نشانههایی است که تحلیل آنها صرفاً با اتکای به چارچوبهای کلاسیک اعتراض اجتماعی ممکن نیست. آنچه در این رخدادها مشاهده میشود، برآیند همزمانِ بحرانهای اجتماعی–اقتصادی، تهاجم سازمانیافته فرهنگی–شناختی و بهرهبرداری امنیتی از شکافهای اجتماعی است؛ وضعیتی که در ادبیات سیاستگذاری عمومی میتوان از آن به «همپوشانی بحرانها» و در فقه اجتماعی به «اختلال در نظم عمومی» تعبیر کرد.
در ماههای اخیر و با نزدیک شدن به بهمنماه ۱۴۰۴، بار دیگر زمزمههای تهدید نظامی آمریکا علیه ایران شدت گرفته است؛ تهدیدهایی که در ظاهر با هدف «وادار کردن ایران به مذاکره» مطرح میشوند، اما در باطن، تکرار همان الگوی فرسودهای هستند که واشنگتن طی دههها حضور خود در خاورمیانه به کار بسته است: فشار، تهدید و سپس ادعای گفتوگو.
دولت چهاردهم با ظاهر اصلاح سیاست ارزی و در لایه پنهان شوک درمانی، اقدام به حذف نرخ ارز ترجیحی ۲۸۵۰۰ تومانی کرد؛ نرخی که تخصیص آن به مجموعهای محدود از اقلام مشخص صورت میگرفت و در ادامه، برای همان اقلام، استفاده از ابزار کالابرگ بهعنوان سیاست جبرانی مطرح شد. با این حال، گذشت زمان پس از اجرای این سیاست نشان میدهد که افزایش قیمتها بههیچوجه به اقلام مشمول کالابرگ یا همان کالاهای هدف محدود نمانده است.
آمریکا که خود را معمار نظم بینالملل معرفی میکند، در عمل بزرگترین ناقض آن است. نهادهای بینالمللی و قوانین جهانی تا زمانی معتبرند که با منافع واشنگتن همخوانی داشته باشند؛ در غیر این صورت، یا نادیده گرفته میشوند یا به ابزاری سیاسی تقلیل مییابند.
تحقیر دستاوردهای فناورانه ایران و جوانان متخصص، تحقیر آینده کشور است. ایران با وجود تحریمها و چالشها، در عرصههای علمی و فناوری پیشرفتهای قابل توجهی داشته است.
اعتراض، یکی از حقوق بدیهی و قانونی دانشجوست و دانشگاه همواره محل بیان مطالبات اجتماعی و اقتصادی بوده است. مطالبهگری آگاهانه، بهویژه در حوزه معیشت و گرانی، نهتنها حق دانشجو بلکه نشانه پویایی و مسئولیتپذیری اوست.
در شرایط پیچیده اجتماعی و فکری، بصیرت بهعنوان معیار تشخیص حق از باطل، نقشی تعیینکننده در هدایت جامعه دارد و تقویت آن در نظام تربیتی، ضرورتی انکارناپذیر است.