سکوت تصمیم‌گیران و التهاب بازار شایعات؛ معمای بنزین تنها یک سال پس از استقرار دولت
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۳۳۱۸۷۸
یاداشت دانشجویی|

سکوت تصمیم‌گیران و التهاب بازار شایعات؛ معمای بنزین تنها یک سال پس از استقرار دولت

افزایش احتمالی قیمت بنزین در حالی به مهم‌ترین دغدغه افکار عمومی تبدیل شده که سکوت دولت فضای شایعه‌سازی را گسترده‌تر کرده است. در این مقطع نگرانی نسبت به تکرار تجربیات تلخ گذشته و خدشه‌دار شدن اعتماد عمومی، ضرورت گفت‌وگوی شفاف با مردم را دوچندان می‌کند.

سکوت تصمیم‌گیران و التهاب بازار شایعات؛ معمای بنزین تنها یک سال پس از استقرار دولت

به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو؛ مهدی حاجیلو _ گفت‌و‌گو درباره قیمت بنزین، دیگر یک بحث اقتصادی صرف نیست؛ به موضوعی تبدیل شده که با اعتبار سیاسی دولت، اعتماد عمومی و حتی انسجام اجتماعی گره خورده است. هنگامی که رئیس‌جمهور در دوران انتخابات وعده عدم افزایش قیمت بنزین را مطرح کرد، این وعده تنها یک شعار اقتصادی نبود، بلکه نمادی از تعهد به شفافیت و صداقت با مردم تلقی شد. اکنون که پس از یک سال، زمزمه‌های افزایش نرخ بنزین دوباره شنیده می‌شود، مسئله اصلی نه قیمت، بلکه فاصله‌ای است که میان وعده‌ها و عملکرد ایجاد شده است.

 

در شرایط کنونی، هر روز تحلیل‌ها و گمانه‌زنی‌های فراوانی درباره احتمال افزایش قیمت بنزین از سوی افراد و رسانه‌ها منتشر می‌شود، اما صدا و موضع رسمی دولت همچنان مبهم باقی مانده است. این خلأ اطلاع‌رسانی، طبیعی‌ترین فضا را برای شکل‌گیری شایعات فراهم می‌کند؛ شایعاتی که نه‌تنها مردم را دچار اضطراب و بی‌اعتمادی می‌سازد، بلکه به رسانه‌های غیررسمی و مخالف فرصت می‌دهد روایت دلخواه خود را غالب کنند. در چنین وضعی، حتی تصمیم‌های صحیح نیز ممکن است در ذهن جامعه نادرست جلوه کنند.

 

این سکوت و ابهام، با توجه به تجربه‌های تلخ گذشته، حساسیت افکار عمومی را دوچندان کرده است. آبان ۹۸ هنوز در حافظه جمعی زنده است؛ رخدادی که نه‌فقط نتیجه یک تصمیم اقتصادی، بلکه نتیجه فاصله میان دولت و جامعه در حوزه اطلاع‌رسانی و اقناع عمومی بود. مردم امروز حق دارند نگران باشند که مبادا در جایی دیگر، در زمانی نامشخص، تصمیم مهمی دوباره بدون گفت‌وگوی پیشینی با آنان اعلام شود.

 

از سوی دیگر، پس از جنگ ۱۲ روزه نوعی همبستگی ملی و انسجام روانی میان مردم شکل گرفت؛ انسجامی که سرمایه‌ای اجتماعی و امنیتی برای کشور محسوب می‌شود. اکنون پرسش کلیدی این است که آیا مدیریت نادرست یک پرونده اقتصادی می‌تواند این سرمایه را تضعیف کند؟ بدون تردید، هر تصمیمی که بدون اقناع عمومی اتخاذ شود، ظرفیت تبدیل شدن به تنش اجتماعی را دارد، حتی اگر در ذات خود تصمیمی ضروری یا منطقی باشد.

 

مسئله امروز ایران، بیش از هر چیز، نحوه حکمرانی است. مردم می‌پذیرند که دولت ممکن است ناچار به تصمیم‌های سخت اقتصادی شود؛ اما نمی‌پذیرند که این تصمیم‌ها در سکوت و بی‌اطلاعی کامل اتخاذ گردد. اعتماد عمومی، پیش‌شرط هر اصلاح اقتصادی است؛ و این اعتماد تنها از مسیر گفت‌و‌گو، شفافیت و احترام به مردم بازسازی می‌شود.

 

بنابراین، ضروری است دولت چهاردهم اگر قصد هر نوع تغییر در سیاست‌های سوخت داردچه افزایش قیمت، چه سهمیه‌بندی، یا هر مدل جدید پیش از اجرای آن، با بیانی روشن، مستدل و رسمی با مردم سخن بگوید. توضیح دهد که چرا چنین تصمیمی لازم است، چه پیامد‌هایی دارد، و مهم‌تر از همه، چه سازوکاری برای حمایت از اقشار آسیب‌پذیر پیش‌بینی شده است. مردم ایران به‌طور تاریخی نشان داده‌اند که در برابر صداقت و احترام، همراهی می‌کنند.

 

در نهایت، کشور بیش از آن‌که نیازمند تصمیمات ناگهانی باشد، نیازمند اعتمادسازی و گفت‌وگوی پیش‌دستانه است. تصمیم‌گیران امروز باید بدانند که فاصله میان مردم و حاکمیت با یک سخنرانی صادقانه کمتر می‌شود، اما با یک تصمیم ناگهانی می‌تواند به شکافی عمیق بدل گردد. پیش از هر تصمیم مهم، حرف بزنید؛ که شاید این‌بار، پیش از مردم، خودِ تصمیم‌سازان «صبحِ جمعه» غافلگیر نشوند.

 

*مهدی حاجیلو فعال دانشجویی 

*انتشار یادداشت‌ها به معنای تأیید تمامی محتوای آن توسط «خبرگزاری دانشجو» نیست و صرفاً منعکس کننده نظرات گروه‌ها و فعالین دانشجویی است

پربازدیدترین آخرین اخبار