تجربه جنگ رمضان به وضوح نشان داد که زیرساختهای غیرنظامی حیاتی مثل شبکه گازرسانی، خطوط لوله نفت، شبکه سراسری برق و ... از تخریب، آسیب و تهدید در امان نیستند و عملاً به عنوان ابزاری برای کاهش تابآوری ملتها انگاشته میشوند.
اقدام نظامی آمریکا علیه ایران را نباید صرفاً در سطح یک بحران هستهای، یک درگیری مقطعی یا یک واکنش تاکتیکی به رفتارهای منطقهای تهران فهم کرد. مسئله ایران برای واشنگتن، بهویژه در پیوند با راهبرد امنیتی رژیم صهیونیستی، بخشی از مسئله بزرگتری به نام نظم منطقهای غرب آسیاست.
تاریخ طولانی سیاست خارجی ایران پس از آنکه امپراتوری ساسانیان فروپاشید و ایران از یک قدرت بینالمللی به قدرتی منطقهای تبدیل شد، متاثر از تکرار یک سیاست پایهای است؛ «موازنه».
روند فعلی جذب دانشجوی بینالمللی در ایران، بیش از آنکه یک «فرایند رقابتیِ علمی-گفتمانی بین دانشگاهی» باشد، به یک سازوکار اداریِ چندپاره شباهت دارد که در آن، سیاستگذار هدفگذاری کمّی انجام میدهد.
جنگ رمضان و رویاروییهای پس از آتشبس اخیر ایران با ائتلاف آمریکا و اسرائیل، یک درس بسیار تلخ، اما بیدارکننده برای ما داشت و آن مسئله محاصره دریایی بود. وقتی شریانهای آبی خلیجفارس و دریای عمان زیر سایه تهدید قرارگرفت، تازه با تمام وجود متوجه شدیم که امنیت ملی و بقای اقتصادی کشور، چقدر میتواند متکی به زمین و خشکی باشد.
مفهوم «خونخواهی» در سنّت شیعی، اگر از سطح استعمالات روزمره، عاطفی و شعاری فراتر رود، یکی از مفاهیم مهم در الهیات سیاسی تشیع و در فهم نسبت شهادت، عدالت و حافظه تاریخی است.
در چشمانداز پرتلاطم سیاست بینالملل که پیچیدگی و عدم قطعیت بنیادهای معرفتی آن را شکل میدهند، فهم «واقعیت» با اتکای صرف به مدلها و رویکردهای کلاسیک و تکخطی، چندان راهگشا نبوده و به «سادهانگاری تحلیلی» ختم خواهند شد.