در چشمانداز پرتلاطم سیاست بینالملل که پیچیدگی و عدم قطعیت بنیادهای معرفتی آن را شکل میدهند، فهم «واقعیت» با اتکای صرف به مدلها و رویکردهای کلاسیک و تکخطی، چندان راهگشا نبوده و به «سادهانگاری تحلیلی» ختم خواهند شد.
جنگ رمضان را میتوان از سطح رخداد نظامی فراتر برد و آن را در افق پرسشی بنیادین فهم کرد: آیا جهان معاصر هنوز ظرف معنا، کرامت، عهد، حقیقت و مسئولیت است، یا به میدان عریان قدرت، اراده، تکنیک و سلطه فروکاسته شده است؟
در حوزه ایران و دو جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه، هیمن بیان میکند که علی رغم گستردهترین حملات هوایی دو دهه اخیر علیه تاسیسات موشکی و هستهای، ایران همچنان قابلیتهای مهم دست نخورده دارد.
خونین شهر دیگر فقط یک جغرافیای حماسی نیست؛ در بحبوحه جنگ ترکیبی امروز، احیای یادمانهای راهیان نور، از مسجد جامع تا مدرسه شهدای خرمشهر، به یک پادگان تمرین روحیه و مدرسه میدانی تربیت انقلابی برای نسل دانشجومعلم تبدیل شده است.
در طول تاریخ، بحرانهای اقتصادی، جنگها، ظهور و بروز وقایع خارقالعاده، حوادث طبیعی و به عبارتی هر آنچه که نظم زندگی روزمره را دستخوش تغییرات کرده، همواره با برکات اجتماعی نیز همراه بودهاست.
️این نوشتار سعی دارد تا نقش چشمگیر زنان در خیابانهای کشور بعد از جنگ رمضان را بنا بر نظریۀ گفتمان لاکلا و موف، دو نظریهپرداز جامعه شناسی سیاسی بررسی کند. از منظر لاکلا و موف واقعیت اجتماعی «داده شده» نیست بلکه از طریق گفتمان «ساخته» میشود.