نکاتی درباره اجلاس جده / برگزاری نشست شورای همکاری خلیج فارس در دل جنگ با ایران
به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو، اجلاس اخیر سران شورای همکاری خلیجفارس در جده را باید نقطه عطفی در معادلات امنیتی غرب آسیا تلقی کرد. اهمیت این نشست فراتر از یک گردهمایی دورهای بود، زیرا اولین دیدار حضوری سران شش کشور عربی حاشیه خلیجفارس از زمان تبدیلشدن کشورشان به جبهه مستقیم جنگ با ایران محسوب میشد. از جهتی دیگر، برگزاری این اجلاس در حالی انجام شد که تنش ها بر سر تنگه هرمز هنوز برقرار است، موشکها و پهپادها به تأسیسات نفتی عربستان و امارات اصابت کرده است و انتقادات شدیدی از درون بلوک عربی (بهویژه از سوی امارات) علیه «انفعال» شورا وجود دارد. هم چنین، خروج امارات از اوپک و اوپک پلاس نیز خبر دیگری بود که در آستانه برگزاری این اجلاس همه را متعجب کرد.
سه محور اصلی برگزاری اجلاس جده
بر اساس تحلیل محتوای بیانیهها و اظهارات سران حاضر در نشست، هدف اصلی از برگزاری اجلاس جده طراحی یک «واکنش راهبردی جمعی» برای عبور از وضعیت «انفعال دفاعی» و دستیابی به بازدارندگی فعال بود که این هدف در سه محور کلیدی خلاصه میشود.
۱. گذار از انفعال دفاعی به بازدارندگی فعال: نخستین و مهمترین محور، کاهش وابستگی راهبردی به تنگه هرمز بود. مهمترین دستاورد عملی اجلاس، صدور فرمان تسریع در ساخت خطوط لوله جایگزین بود؛ چراکه با بستهشدن تنگه هرمز توسط ایران، کشورهای شورای همکاری خلیجفارس متوجه شدند اقتصاد آنها در گروی یک نقطه گلوگاهی و بهشدت آسیبپذیر است. هدف پنهان این تصمیم، خنثیسازی اهرم فشار ایران بود به این معنا که اگر نفت و گاز شورا از طریق خطوط لوله بهجای تانکرها منتقل شود، توانایی ایران برای مختل کردن اقتصاد جهانی از طریق بستن تنگه هرمز بهشدت کاهش خواهد یافت.
۲. دستیابی به یکپارچگی نظامی - اطلاعاتی: درخواست برای ایجاد «سامانه هشدار زودهنگام موشکی منطقهای» نشاندهنده درسگرفتن از حجم گسترده حملات موشکی و پهپادی ایران است. کشورهای شورای همکاری خلیجفارس به این درک رسیدهاند که هیچکدام بهتنهایی قابلیت رهگیری امواج وسیع حملات ایران را ندارند. ازاینرو، فراتر رفتن از همکاریهای تشریفاتی و دستیابی به یکپارچگی لحظهای رادارها و سامانههای پدافندی مشابه ناتو میتواند اولین خط دفاعی جمعی در برابر حملات آینده ایران را تشکیل دهد.
۳. ترمیم انسجام و بازسازی اجماع سیاسی: عبارت «موضع واحد خلیجفارس» که توسط امیر قطر تکرار شد و همچنین واکنش به انتقادات تند امارات (انور قرقاش) نشان میداد که اجلاس جده تلاشی برای ترمیم انسجام ازدسترفته شورا بود. هدف، ارسال این پیام به واشنگتن و تلآویو بود که کشورهای عربی حوزه خلیجفارس اگرچه از جنگ ناخشنودند، اما در مقابل ایران بهصورت یک «بلوک یکپارچه» عمل میکنند.
پیامدهای راهبردی برای ایران
برای جمهوری اسلامی ایران، نتایج این اجلاس حامل هشدارهای جدی و محدودیتهای جدیدی است که شامل موارد زیر میشود:
۱. کاهش اثربخشی راهبرد «انسداد هرمز»: ایران همواره بستن تنگه هرمز را بهعنوان قویترین برگ برنده نامتقارن خود در برابر دشمنان میداند. فرمان اجلاس جده برای ساخت سریع خطوط لوله (مثلاً خط لوله بصره به عقبه یا خطوط جدید شرق به غرب در عربستان) به معنای «برنامهریزی برای عبور از سپر ایران» است. در میانمدت، این تصمیم ارزش راهبردی انسداد هرمز را تضعیف خواهد کرد و ایران را از اهرم فشار کلیدی خود در هر مذاکره آتی محروم میسازد.
۲. شکلگیری «ناتوی عربی» و چالش موشکی: درحالیکه پدافند هوایی کشورهای حوزه خلیجفارس در گذشته متکی بر پاتریوتهای آمریکایی بود، درخواست برای یک سامانه منطقهای نشان از عزم شورا برای بومیسازی و شبکهای کردن دفاع دارد. برای ایران، این به معنای ازدسترفتن غافلگیری تاکتیکی است. در جنگی که اصالت با پهپادها و موشکهای مافوقصوت است، یکپارچگی راداری به این معناست که هر پرتابهای از مرزهای عراق یا آبهای خلیجفارس، بلافاصله توسط یک سیستم هشدار مشترک رهگیری خواهد شد. این امر هزینه حمله به زیرساختهای کشورهای عربی را برای ایران بهشدت افزایش میدهد.
۳. انزوای دیپلماتیک و فشار مضاعف در مذاکرات: بیانیه پایانی با لحنی صریح، ایران را متجاوز معرفی کرد. این همگرایی به ایران در مذاکرات هستهای یا امنیتی پیام میدهد که «شکاف بین آمریکا و اعراب» که تهران همواره روی آن حساب باز میکرد، در حال بستهشدن است. امارات و عربستان که زمانی سیاست «کاهش تنش با ایران» را دنبال میکردند، اکنون در اردوگاه مقابل صفآرایی کردهاند.
۴. پایان فاز «بیطرفی» و ورود به فاز «مقابله سخت»: اجلاس جده را باید پایان فاز «بیطرفی شکننده» کشورهای حاشیه خلیجفارس تلقی کرد. این کشورها به این نتیجه رسیدهاند که هزینه تحمل حملات مستقیم بیش از هزینه عضویت کامل در ائتلافی ضدایرانی است. پیامد اصلی این اجلاس برای ایران، «بازآرایی تهدید» علیه تهران در میان کشورهای جنوب خلیجفارس است. اگرچه آتشبس ۸ آوریل فعلاً مانع از شعلهورشدن مجدد جنگ شده است، اما زیرساختهایی که در جده کلید خورد (خطوط لوله و سامانه موشکی یکپارچه) نوعی «سپر دفاعی تهاجمی» ایجاد میکند. تداوم این روند، بدون تغییر راهبرد تهران، به معنای عقبراندن خطوط بازدارندگی ایران تا عمق خاک خودش خواهد بود.
در پاسخ به پیامدهای ناشی از اجلاس جده، تحلیل حاضر توصیه میکند که جمهوری اسلامی ایران راهبرد «بازدارندگی فعال و هوشمند» را در دستور کار قرار دهد. هدف نهایی این راهبرد، افزایش هزینههای پروژههای زیربنایی کشورهای شورای همکاری خلیجفارس تا حدی است که دیگر هیچ صرفه اقتصادی یا سیاسی برای آنها نداشته باشد. این راهبرد در سه محور عملیاتی دنبال میشود تا کشورهای عربی منطقه را ناچار کند که مذاکره مستقیم با تهران را برای تأمین امنیت جمعی خلیجفارس بپذیرند.
محور نخست، بهرهبرداری دیپلماتیک از پنجره زمانی موجود است؛ ساخت خطوط لوله عظیم حداقل ۳ تا ۵ سال زمان میبرد و ایران در این فرصت میتواند با طرح ابتکار مذاکرهای «رفع محدودیت هرمز در ازای امتیازات اقتصادی»، کشورهای شورا را به سمت یک توافق موقت و قابلقبول سوق دهد.
محور دوم، شکست محاصره دیپلماتیک از طریق بازگرداندن شکاف به درون ائتلاف عربی است؛ اجلاس جده نشان داد که کشورهای عربی تلاش میکنند تا اختلافات داخلی خود (مانند اختلافات میان امارات و عربستان با قطر یا عربستان و امارات) را پنهان سازند. ایران باید به طور علنی با عربستان بهعنوان رهبر بلوک عرب مکاتبه و گفتگو کند، اما همزمان در سطح غیرعلنی به امارات هشدار دهد که بهای میزبانی از سامانههای موشکی و راداری آمریکا، ویرانی بنادر و زیرساختهای حیاتی آنها خواهد بود؛ چراکه ایجاد تردید و بیاعتمادی میان اعضا، هماهنگی دفاعی آنها را فلج میکند.
محور سوم، باز کردن جبهه یمن بهعنوان اهرم فشار نامتقارن است؛ اگر شورای همکاری خلیجفارس سامانه هشدار موشکی خود را علیه ایران فعال کند، ایران میتواند بهجای درگیری مستقیم و پرهزینه، از طریق جنبش انصارالله، زیرساختهای نفتی عربستان را از جبهه جنوبی تهدید کند. این راهبرد هوشمندانه، تمرکز پدافندی دشمن را بین دو جبهه تقسیم کرده و هزینه راهبردی مقابله با ایران را برای کشورهای عربی به طور قابلتوجهی افزایش خواهد داد. در مجموع، اجرای هماهنگ این سه محور، ایران را قادر میسازد بدون ورود به جنگی تمامعیار، موازنه قدرت را به نفع خود بازتعریف کرده و کشورهای شورا را بهپای میز مذاکره بکشاند.
امید هراتی اصل، دانشجوی دکتری روابط بین الملل
انتشار یادداشتها به معنای تأیید تمامی محتوای آن توسط «خبرگزاری دانشجو» نیست و صرفاً منعکس کننده نظرات گروهها و فعالین دانشجویی است*