ضرورت بازاندیشی در نهاد دانشگاه در عصر پساجنگ
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۳۹۹۶۴۶
یادداشت دانشجویی|

ضرورت بازاندیشی در نهاد دانشگاه در عصر پساجنگ

اما دانشجو که مدعی داشتن یک روحیه‌ی حقیقت‌جو، آینده‌ساز و مسئول است در این روزگار پر حادثه بیش از پیش باید به فردا بیاندیشد؛ به عصر پساجنگ!
ضرورت بازاندیشی در نهاد دانشگاه در عصر پساجنگ

به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو، پویا رادمهر،معمولاً یکی از خاصیت‌های روزگار جنگی این است که ذهن انسان گرفتار امور روزمره می‌گردد به گونه‌ای که آدمی کمتر نگاهی به آینده و فردای پیش‌رو می‌اندازد چرا که بیشتر با «لحظات» مشغول است تا آتیه.

اما دانشجو که مدعی داشتن یک روحیه‌ی حقیقت‌جو، آینده‌ساز و مسئول است در این روزگار پر حادثه بیش از پیش باید به فردا بیاندیشد؛ به عصر پساجنگ!

و طبعاً اندیشیدن به پساجنگ و ساختن فردای پیش‌رو منوط به عبرت آموختن از جنگ است.

به عنوان نمونه؛ جنگی که بر ملت ما تحمیل شد این را به دانشجوی محقق گوشزد می‌کند که اراده‌ی ایمانی امت همچنان که در سال ۵۷ می‌تواند یک نظام وابسته و استبدادی را به شکل معجزه‌آسایی سرنگون کند، می‌تواند با همان قدرت از یک نظام سیاسی، آنهم در لحظه‌ی گذار از رهبر شهید به رهبر جدید، در برابر فتنه‌انگیزی و تهاجم قدرت‌های بزرگ جهانی دفاع کند و مانع سقوط آن گردد. این قدرت خدایی که خداوند بر جمعیت مومنان بخشیده نه براساس مدل‌های نظریه پردازیِ عقلِ مادیِ غربی، که برپایه سنت‌های قرآنی قابل فهم و تحلیل است.

یعنی آنچه در میدان جنگ که بی‌پرده‌ترین صحنه‌ی نمایش نظم پنهان عالم است معادلات را پیش می‌برد سنت‌های الهی و قوانین خدایی بود نه نظریات و اندیشه‌های پوچ بشربنیاد غربی.

همین نقطه می‌تواند آغاز یک تلنگر بزرگ برای دانشجو باشد، و چه‌بسا آغاز یک تفکر!

تفکر در اینکه براستی دانشجو تا چه اندازه با این معادلات الهیِ واقعی در تماس است؟ دانشگاه که ظاهراً قرار است دانشجو را از دانش بهره‌مند سازد در فهم این معادله‌ی الهی کجاست؟ اساسا دانشگاه کجا و سنت‌های قرآنی کجا؟ مگر در نهادی که بنیاد آن برپایه ادراک آزاد خرد انسان از عالم است و داده‌های وحیانی اگر درآن مشتی خرافات تلقی نگردد لااقل سند نیست و حجیت ندارد و مبنا هرگز قرار نمی‌گیرد، می‌شود امری، چون سنت‌های قرآنی را مطرح کرد؟ سنت‌هایی که به راستی نشان دادند دقیق‌تر از تصور تحلیل‌گران بیگانه و اسلام‌نشناس می‌توانند رویداد‌ها را تحلیل و پیش‌بینی کنند و کارآمدی‌شان را در وصول به نتیجه نشان دهند.

شاید بپرسید: با دو واحد درس عمومی نمی‌شود خدا را هم در این بتخانه کنار لات و عزی گذاشت؟ باید در پاسخ بگویم که زهی خیال باطل! نهادی که فلسفه وجودی و مبنای شکل‌گیری آن و به عبارتی جان و حقیقت آن نسبتی با قرآن ندارد چگونه می‌شود با دو واحد درس عمومی اندکی به آن رنگ خدایی زد و با این نقش بر دیوار خیال کرد که دانشگاه هم مسلمان شد و قرآن شناس؟!

با همین فهم‌های سطحی است که امروز بجای اسلامی شدن دانشگاه، اسلام دانشگاهی شده است. مسئله آنجاست که دانشگاه به عنوان یک نهاد اجتماعی، دارای یک نظم، اسلوب، کیفیت وجودی و ساختار خاصی می‌باشد که چگونگی این نظم، جهت‌گیری غایی آن را مشخص می‌کند. به عبارتی فلسفه‌ای که پشت تأسیس این نهاد اجتماعی وجود دارد نظم آن را تعیین می‌کند و نظم حاکم بر دانشگاه جهت‌گیری آن را معین می‌کند. همانطور که در یک نظام سیاسی غیردینی و غیراسلامی امکان عمل به احکام شریعت به صورت تام و عینیت بخشی به اسلام در تمام ساحات زندگی بشری وجود ندارد و به تعبیری ساده‌تر مسلمان بودن سخت است (مگر برای اهل‌خشوع)، در یک نهاد اجتماعی سکولار مثل دانشگاه نیز روشن کردن حتی یک شمع به نام اسلام امری بس صعب و دشوار است.

پس اساساً باید با این نهاد چه کرد؟ این سوالی است که می‌تواند به همراه خود پاسخ‌های گوناگون و متنوعی داشته باشد، اما اندیشیدن پیرامون این سوال و اطراف ماهیت و حقیقت دانشگاه و نسبت آن با باور‌ها و نیاز‌های جامعه اسلامی می‌تواند نقطه شروع مناسب برای اندیشیدن، و زمینه‌ساز تحولات و حرکت‌های بزرگی در آینده باشد. دانشجو اگر می‌خواهد که برای فردای جنگ و به تعبیری همان عصر پساجنگ برنامه‌ای داشته باشد و طرحی را دنبال کند، باید این کهنه نهادِ عاریتی و پر ابهام را مورد بازخوانی و مطالعه جدی قرار دهد تا معلوم شود که آیا اساساً می‌شود دانشگاه را قرآنی کرد؟ یا باید از نوطرحی دگر ریخت؟

پویا رادمهر، دانشجوی کارشناسی علوم سیاسی دانشگاه تهران


انتشار یادداشت‌ها به معنای تأیید تمامی محتوای آن توسط «خبرگزاری دانشجو» نیست و صرفاً منعکس کننده نظرات گروه‌ها و فعالین دانشجویی است*

پربازدیدترین آخرین اخبار