حکمرانی در سکوتِ صحنه نبرد / ایران چگونه میتواند در عدمقطعیتهای نبرد با آمریکا اداره شود؟
به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو، پویش برآیند ایران ذیل فصلنامه برآیند به تحلیل مسائل و ترسیم چشمانداز آینده ایران میپردازد. این پویش با انتشار یادداشتهای تحلیلی از اساتید و دانشآموختگان دانشگاه تهران به بررسی جامعه، اقتصاد و موقعیت سیاسی ایران در دوران جنگ پرداخته و در جهت ترسیم تصویری انتقادی از ایران آینده گام برمیدارد.
در ادامه یادداشت حجت کاظمی، امین رضا آقایی میبدی، دانشجوی کارشناسی ارشد سیاستگذاری عمومی دانشگاه تهران را میخوانیم:
جنگ رمضان اگرچه با آتشبس موقت متوقف شده، اما به هیچ وجه نمیتوان آن را «پایان یافته» تلقی کرد. تجربۀ دفاع مقدس دوازدهروزه نشان داد که توقف آتش بدون تحمیل بازدارندگی پایدار، صرفاً فرصتی برای نفستازهکردن و بازآرایی قوا توسط طرفین جنگ است. آنچه امروز با عنوان «پساجنگ» از آن یاد میشود؛ وعدهگاه آرامش نیست، بلکه آستانۀ نبردی برای تثبیت وضعیت و نظمی جدید در غرب آسیاست. لازمۀ موفقیت در این نبرد، حکمرانی حسابشده برای مدیریت کشور تا ایجاد یک وضعیت جدید با ثبات بیشتر است.
سیاستورزی هوشمندانه در مدیریت جنگی کشور
موکول شدن امورات کشور به پس از جنگ این تصور را ایجاد میکند که صحنه نبرد عاری از پیچیدگی و دارای نظم مشخصی است. درصورتی که ممکن است کشور تا سالها در شمایل مختلفی با این پیکار درگیر باشد؛ هوشمندی آن است که هیچ امری متوقف بر اتمام جنگ نشود و وظایف دولت با نظم بهتری استمرار داشته باشد. جدیترین مقدمۀ حکمرانی در ساعات و ساحات مختلف نبرد، مدیریت و سیاستورزی کشور بر اساس انجام تکالیف بدون فوت وقت در هرشرایطی تعریف میگردد.
طرحهای دولت، دستور رئیس جمهور و معاون اول دولت چهاردهم حاکی از آن است که در مجموع این نکته مورد توجه دولتمردان قرار دارد. اما بعضاً تعویقها و تأخیرهایی در عرصههای مختلف حکمرانی دیده میشود که در وضعیت فعلی کشور توجیهپذیر نیست و در تضاد با این رویکرد قرار دارد. شاید منطق این تأخیرها بزنگاه جنگ مستقیم باشد، اما در وضعیت کنونی نبرد بسیاری از امور درحال انجام است و حتی پروژههای عمرانی که احتمال تخریبشان درصورت حمله مجدد بالا ارزیابی میشود معلق نمانده است. ولیکن در همین شرایط انتخابات و آزمونها که سرنوشت عدهای از مردم به آن گره خورده به زمانی دیگر موکول شدهاست.
برگزاری انتخابات در حین جنگ در دنیا امری خارق از عادت نیست و در بحبوحه جنگ جهانی دوم ایالات متحده انتخابات میاندورهای سال ۱۹۴۲ را برگزار کرد. انتخابات مذکور در زمانی برگزار شد که درگیریها در اقیانوس آرام ادامه داشت. برگزاری انتخابات در ایران در شرایط تخاصم فعال با آمریکا برای ایران نیز میتواند پیام انسجام، استقلال و عدم اختلال در اداره کشور را به جهان مخابره کند.
تعویق انتخابات شوراها، میاندورهای مجلس شورای اسلامی و خبرگان به بعد از جنگ و حتی تعویق برگزاری آزمونهای سراسری و پذیرش دانشجو در دانشگاهها علاوه برآن که طرح اداره بلندمدت کشور در شرایط جنگی را با نقصان مواجه میکند، همچنین این رویکرد وعدۀ اتمام جنگی را میدهد که پایان آن در گرو معادلاتی است که باید ترسیم شود. اساساً پایان جنگ مشخص نیست، بنابراین استمرار و عدم اصلاح این رویه پیش از ترسیم معادله بازدارندگی موجب اختلال در امورات مردم خواهد شد و ممکن است آمادگی حداکثری آنان برای مقابله با زورگوییهای آمریکا و اسرائیل را تحت تأثیر قرار دهد؛ بنابراین ساختار حکمرانی کشور میتواند در چابکترین حالت ممکن به وظایف حاکمیتی خود بپردازد و سازوکارهای اداره کشور در شرایط جنگ مستقیم و غیرمستقیم را در پیگیرد. اجرای انتخابات و آزمونها در این شرایط با تمهیدات امنیتی کاملاً اجرایی است و تعویقهای اینچنینی اگر اصلاح نشود ممکن است ادامهدار شود و فرسایش سرمایهی اجتماعی را در پی داشته باشد.
مقاومت اجتماعی فعال و نهادمند میهنی
ملت شجاع و قهرمان ایران در میادین و خیابانها خوش درخشیدند و تصویری پرفروغ از رشادتهای خود را در جهان به رخ کشیدند. همانطور که صحنۀ جنگ افت و خیز دارد، ممکن است بسته به شرایط در این حضور مسئولانه و نافع خللی ایجاد شود؛ بنابراین ابتکاری مردمپایه به کمک دستگاههای مسئول جهت نهادمندی این حضور و اجتماع با مدیریت شبکههای مردمی مستقر در مساجد محل این درخشش را استمرار میدهد. همانطور که ایدههای خلاقانهای همچون برافراشتن شبانهروزی پرچم ایران در میادین اصلی شهرهای کشور ادامه یافت، ایدههای مترقی مردمی دیگر و ابتکارات محلی نیز میتواند در وضعیتهای مختلف نبرد حضور حداکثری را تثبیت کند.
در جریان بمباران اخیر در برخی شهرها، مساجد محل بلافاصله تبدیل به پایگاههای پشتیبانی شدند؛ گروههای جهادی توزیع آب و غذا، تعمیرات اضطراری برق و اسکان موقت را بدون منتظر ماندن برای هر اقدام دولتی در پی گرفتند. علاوه بر تثبیت این نقش مساجد، شورایاریهای محلی نیز با کسب اختیارات عملیاتی از شهرداریها و استانداریها در این بحران میتوانند تکمیلکننده پازل زیست روزمرهی توأم با آسایش در هرشرایطی از جنگ باشند.
علاوه بر تثبیت حضور و نهادمندی این الگو، آگاهیبخشیهای لازم در راستای مقابله با بحرانهای ناشی از جنگ، در ساعات اولیهی درگیری، میتواند دشمن را در تعمیق بحران و ناخوشایندیهای منبعث از آن برای مردم ناکام بگذارد. این نهادمندی محلات، در صورت آسیب جدی به زیرساختها نیز میتواند نظم محلات شهر را حفظ کند و شرایط بهتری از خدماترسانی را نسبت به منتظرماندن برای تدبیر نهادهای مسئول به وجود آورد. این مهم علاوه بر تضمین امنیت روزمره محلهها، امنیت روانی و زیرساختی را نیز برقرار میسازد.
بازآفرینی مکانیسمهای تجاری، پولی و مالی
جدیترین موضوع در قوام پایداری ادارهی کشور، تأمین مالی برای هزینههای روزمرۀ دولت و تنظیم بازار کالاهای اساسی و نظم اقتصادی کشور متناسب با این نبرد خصمانه است. با استفاده از تجربه پنجساله روسیه در کاهش تحریمپذیری مالی، میتوان این اقدامات را بهمثابه یک تجربه سیاستی در نظر گرفت. درس اصلی از رویکرد روسیه آن است ایجاد و استفاده زیرساختهای مالی جایگزین مانند سیستم پیامرسان بومی، متنوعسازی هدفمند مقاصد صادراتی و افزایش سهم تجارت دوجانبه با ارزهای محلی در دوران تحریم و جنگ بسیار کاربرد دارد. روسیه نشان داد که این اقدامات، اگرچه هزینهبر هستند، اما در مواجهه با تحریمهای تمامعیار، سختیهای اقتصادی ناشی از جنگ و تحریم را کاهش میدهند.
همانطور که میدانیم در پی مدیریت مقتدرانه ایجاد شده در تنگه هرمز فروش نفت ایران افزایش مطلوبی داشته؛ لذا چارهاندیشی برای دریافت وجوه این نفتها و تبادلات مالی دیگر در مسیرهای پرداخت ارزی متناسب دارای ضرورت است. ابتدا لازم است مدل تسویه ارزی با سبد ارز مورد مصرف ایران همخوان باشد. ایران باتوجه به آن که امکان زیرساختی برای ایجاد زیرساخت پیامرسان مالی در شرایط کنونی را ندارد با برقراری نظام پرداخت جدید به یوآن و روبل میتواند از پیامرسانهای چینی و روسی استفاده کند. با توجه به اینکه بیش از ۹۰درصد نفت ایران به چین فروخته میشود و اغلب واردات کالای اساسی ما از کشور روسیه است؛ بسیار منطقی است که تجارت مستقیم با چین و روسیه از طریق سیستم پیامرسان چینی CIPS و اتصال شبکهی کارتی شتاب با میر روسیه به عنوان راهبردهایی قابل تأمل در بازآفرینی نظام پرداخت ارزی کشور در دستور کار قرار گیرند. تابآوری اقتصادی، در گرو قطع وابستگی به درهم و دلار و تکیه بر ارزهای همسو با منافع ملی است. همچنین برای برقراری مدل تسویه ارزی که مطرح گردید، ارتقاء و تعمیق روابط رسمی و غیررسمی (تراستی) با چین و روسیه دارای ضرورت حداکثری است. در همین راستا افزایش فروش مستقیم نفت به چین و خرید مستقیم گندم با روبل از روسیه در شرایط کنونی میتواند چرخه تأمین کالاهای اساسی را تقویت کند. همچنین مبادله ارز تا سه میلیارد دلار از طریق بانکهای روسی در چین، هند و برخی کشورهای آفریقایی حتی در کوتاهمدت میسر است. این راهبرد نیز میتواند برای تأمین نیازهای فعلی کشور درحال حاضر راهگشا باشد.
ابتکار دیگر در وضعیت فعلی استفاده از مکانیسم تهاتر و تعریف تجارتهای دوجانبه در زمینههای تبادل سوخت و انرژی در ازای کالاهای اساسی است تا تابآوری کشور را در جنگ افزایش دهد. متنوع ساختن و جایگزین کردن مبادی کالای اساسی در کشورهای آسیای میانه، پاکستان، ترکیه، عمان و عراق موانع مسیر تهاتر را از پیش رو بر میدارد. علاوه بر مسیرهای دریایی این کشورها، فعالسازی کریدورهای ریلی و زمینی موجود نیز میتواند به جریان تجارت خارجی شدت و استمرار بخشد.
نبرد با آمریکا شکل دیگری به خود گرفته و فعلاً صحنه نبرد مسکوت مانده است. در این «سکوتِ صحنه»، سه رکن حکمرانی جهت آمادگی و مدیریت ارتقاءیافته کشور متناسب با شرایط جنگ ضروری است. اول، جلوگیری از تعویقهایی که در تضاد با ادارهی مناسب کشور در جنگ بلندمدت است. دوم، نهادمندی مقاومت اجتماعی با محوریت مساجد و شورایاریها است که ساماندهی و آرامش محلات شهرها را در پی دارد. سوم، بازآفرینی مکانیسمهای تجاری، پولی و مالی است که با برقراری نظام تسویه ارزی مطلوب، تجارت دوطرفه با چین و روسیه، جایگزینکردن مبادی کالاهای اساسی و عملیاتی کردن سیستمهای پرداخت جایگزین مسیر درآمدزایی کشور را هموار میسازد. تأمل و تدقیق ابتکارات و سیاستها در این سه جبهه میتواند زمینههای پیشرفت و تابآوری در هر شرایطی از جنگ را به همراه داشته باشد.
امین رضا آقایی میبدی، دانشجوی کارشناسی ارشد سیاستگذاری عمومی دانشگاه تهران
انتشار یادداشتها به معنای تأیید تمامی محتوای آن توسط «خبرگزاری دانشجو» نیست و صرفاً منعکس کننده نظرات گروهها و فعالین دانشجویی است*