هشدار معاون علمی رئیسجمهور برای دانشبنیانها؛ بازار قاضی فناوری است!
به گزارش خبرنگار دانشگاه و فناوری خبرگزاری دانشجو، در رویداد «معماری نوین حکمرانی علم و فناوری کشور»، حسین افشین، معاون علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان رئیسجمهور در دولت مسعود پزشکیان، مجموعهای از نکات را مطرح کرد که محور مشترک همه آنها را میتوان در یک جمله خلاصه کرد: فناوری زمانی ارزشمند است که بتواند به نوآوری، بازار و در نهایت به یک قابلیت پایدار تبدیل شود. این نگاه در سخنان رسمی وی نیز با تأکید بر گذار از تولید صرف فناوری به خلق نوآوری و ایجاد قابلیتهای پایدار ملی تکرار شده است.
شاید مهمترین پرسش پس از سخنان معاون علمی رئیسجمهور این باشد: اگر بازار، داور نهایی موفقیت فناوری است، معاونت علمی برای آنکه شرکتهای دانشبنیان ایرانی به سرنوشت برندهایی مانند نوکیا دچار نشوند، چه ابزارهای حمایتی، سیاستهای تجاریسازی و برنامههای توسعه بازار را در دستور کار قرار داده است؟ این پرسشی است که پاسخ آن میتواند مسیر آینده زیستبوم دانشبنیان کشور را روشنتر کند.
روح حاکم بر این سخنان، نه صرفاً حمایت از افزایش تعداد شرکتهای دانشبنیان، بلکه تغییر معیار موفقیت از «تولید محصول» به «خلق ارزش» است؛ تغییری که در بسیاری از اقتصادهای نوآور جهان نیز تجربه شده است.
نوکیا؛ روایت یک شکست فناورانه یا شکست بازار؟
در بخشی از این سخنرانی، افشین با اشاره به شرکت نوکیا عنوان کرد که این شرکت به دلیل حرکت نکردن به سمت هوشمندسازی از بازار حذف شد. این مثال را میتوان نه به عنوان یک روایت تاریخی کامل، بلکه به عنوان یک استعاره مدیریتی برای اهمیت سازگاری با تغییرات فناوری تفسیر کرد.
واقعیت تاریخی نشان میدهد که سقوط نوکیا تنها به دلیل تولید نکردن گوشی هوشمند نبود. این شرکت تا سالها بزرگترین تولیدکننده تلفن همراه جهان محسوب میشد، اما همزمان چند اتفاق رخ داد:
ظهور اکوسیستمهای نرمافزاری مانند Android و iOS، مفهوم رقابت را از «سختافزار» به «پلتفرم» تغییر داد. سرعت تصمیمگیری مدیریتی نوکیا با سرعت تحولات بازار هماهنگ نبود. تجربه کاربری و خدمات نرمافزاری به مزیت رقابتی اصلی تبدیل شد. توسعهدهندگان نرمافزار و سرمایهگذاران به سمت اکوسیستمهای جدید حرکت کردند.
در نتیجه، محصولی که از نظر مهندسی همچنان کیفیت بالایی داشت، دیگر پاسخگوی نیاز بازار نبود. بنابراین، مهمترین درس نوکیا این نیست که «هوشمند نشد»، بلکه این است که بازار سریعتر از سازمان تغییر کرد.
محصول خوب، الزاماً محصول موفق نیست
یکی دیگر از محورهای سخنان افشین، اشاره به وجود هزاران محصول دانشبنیان و در عین حال دشواری در پذیرش آنها توسط بازار بود. این گزاره، یکی از مهمترین چالشهای اقتصاد نوآوری است. در بسیاری از کشورها نیز فاصله میان «اختراع» و «تجاریسازی» به عنوان «دره مرگ فناوری» شناخته میشود؛ مرحلهای که بسیاری از فناوریها قبل از رسیدن به بازار متوقف میشوند.
به همین دلیل، موفقیت یک شرکت دانشبنیان را نمیتوان تنها با تعداد پتنت، مقالات یا حتی تعداد محصولات سنجید؛ بلکه معیارهای مهمتر عبارتاند از:
میزان فروش
سهم بازار
تکرار خرید مشتری
توان صادرات
توان رقابت با نمونههای خارجی
قابلیت توسعه در مقیاس صنعتی
تخریب خلاق؛ ضرورتی برای بقای اقتصاد نوآور
افشین در سخنان خود از مفهوم «تخریب خلاق» نیز یاد کرد. این مفهوم که در ادبیات اقتصادی با نظریات جوزف شومپیتر شناخته میشود، به این معناست که نوآوری معمولاً جایگزین فناوریها، مدلهای کسبوکار و حتی شرکتهای قدیمی میشود.
در چنین شرایطی، مقاومت در برابر فناوریهای جدید معمولاً به حفظ وضعیت موجود منجر نمیشود، بلکه تنها سرعت عقبماندن را افزایش میدهد. نمونههای جهانی مانند کداک، بلکبری و نوکیا نیز نشان میدهند که حتی بزرگترین برندهای دنیا نیز اگر نتوانند خود را با تغییرات بازار هماهنگ کنند، جایگاه خود را از دست خواهند داد.
الگوی پیشنهادی برای شرکتهای دانشبنیان ایران
اگر هدف، افزایش اثرگذاری اقتصاد دانشبنیان باشد، تجربه جهانی نشان میدهد که مسیر موفقیت تنها از توسعه فناوری عبور نمیکند، بلکه زنجیرهای کامل را شامل میشود:
دانش → فناوری → محصول → بازار → درآمد → توسعه مجدد فناوری
در این چرخه، بازار پایان مسیر نیست؛ بلکه آغاز مرحله بعدی نوآوری است. درآمد حاصل از فروش، سرمایه لازم برای تحقیق و توسعه بعدی را فراهم میکند و این چرخه به شکل مستمر تکرار میشود.
از این منظر، شرکتهای دانشبنیان ایرانی برای افزایش رقابتپذیری میتوانند چند محور را در اولویت قرار دهند:
شناخت مسئله واقعی صنعت پیش از طراحی محصول
مشارکت دادن مشتری در فرآیند توسعه فناوری
توجه به مدل کسبوکار در کنار کیفیت فنی
برنامهریزی برای صادرات از ابتدای طراحی محصول
سرمایهگذاری مستمر در تحقیق و توسعه و بهروزرسانی فناوری
تغییر پارادایم در حکمرانی فناوری
آنچه در سخنان معاون علمی رئیسجمهور بیش از هر چیز دیده میشود، تلاش برای تغییر شاخصهای ارزیابی موفقیت است. بر اساس این رویکرد، موفقیت تنها با افزایش تعداد شرکتهای دانشبنیان یا محصولات فناورانه سنجیده نمیشود، بلکه با میزان تبدیل فناوری به ارزش اقتصادی، اجتماعی و قابلیتهای پایدار ملی ارزیابی خواهد شد؛ رویکردی که در برنامههای جدید معاونت علمی نیز بر آن تأکید شده است.

در مجموع، پیام اصلی این رویکرد آن است که آینده اقتصاد دانشبنیان بیش از آنکه به تعداد محصولات وابسته باشد، به توانایی تبدیل فناوری به بازار بستگی دارد. مثال نوکیا نیز در همین چارچوب قابل فهم است؛ نه صرفاً به عنوان روایت سقوط یک شرکت، بلکه به عنوان هشداری درباره پیامدهای ناتوانی در انطباق با تغییرات فناوری و نیازهای بازار.
برای شرکتهای دانشبنیان ایرانی، مهمترین درس این تجربه آن است که مزیت رقابتی پایدار تنها با تولید فناوری ایجاد نمیشود؛ بلکه زمانی شکل میگیرد که فناوری بتواند مسئلهای واقعی را حل کند، مشتری را متقاعد سازد، در بازار مقیاس بگیرد و به نوآوری مستمر تبدیل شود. چنین نگاهی با محورهای مطرحشده در سخنرانی حسین افشین، معاون علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان رئیسجمهور، درباره حرکت از «فناوری» به «نوآوری» و سپس «قابلیت» نیز همسو است.