دانشگاه پس از جنگ/ از بازگشت به کلاس تا بازسازی توان کشور
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۵۶۲۵۷
گزارش|

دانشگاه پس از جنگ/ از بازگشت به کلاس تا بازسازی توان کشور

اگر دانشگاه فقط دانشکده و کلاس درس بود، جنگ با تعمیر چند ساختمان تمام می‌شد. اما وقتی دانشگاه هدف قرار می‌گیرد، یعنی دانش، نیروی انسانی و فناوری کشور هدف گرفته شده است. حالا سؤال فقط این نیست که چه چیزی را باید تعمیر کرد؛ بلکه این است که دانشگاه پس از جنگ چگونه می‌تواند قدرت علمی و انسانی ایران را قوی‌تر از قبل بسازد.
دانشگاه

به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو، طا‌ها محمدزاده؛ جنگ که تمام می‌شود، بازسازی فقط به ترمیم ساختمان‌های آسیب‌دیده محدود نمی‌ماند؛ دانشگاه‌ها نیز باید از نو سازمان پیدا کنند. در جنگ اخیر، حدود ۲۰ دانشگاه و خوابگاه دانشجویی هدف حمله قرار گرفتند و شماری از استادان و دانشجویان جان خود را از دست دادند؛ با این حال، خسارت دانشگاه را نمی‌توان فقط با دیوار‌های تخریب‌شده و تجهیزات از بین‌رفته سنجید. دانشگاه باید پس از جنگ، هم آموزش را به مسیر عادی برگرداند، هم پژوهش را به مسائل واقعی کشور پیوند بزند و هم برای بحران‌های آینده آماده‌تر شود.

 

این اتفاق یک سؤال مهم را پیش روی وزارت علوم گذاشت: اگر دانشگاه در محاسبات جنگی دشمن فقط یک مجموعه آموزشی نبود، چرا بعد از جنگ باید با آن مانند یک اداره آسیب‌دیده رفتار کرد؟

 

دانشگاه برای هر کشوری فقط محل برگزاری کلاس نیست. نیروی انسانی متخصص، پژوهشگر، فناوری و بخشی از توان حل مسائل کشور از همین‌جا بیرون می‌آید. به همین دلیل، پاسخ به حمله نیز نمی‌تواند صرفاً بازسازی دیوار‌ها و جایگزینی تجهیزات باشد.

 

دانشگاه را فقط بازگشایی نکنیم، دوباره راه بیندازیم

اولین گام، بازگرداندن دانشگاه به چرخه آموزش و پژوهش است؛ اما بازگشت به وضعیت عادی نباید به معنای تکرار همان وضعیت پیش از جنگ باشد.

 

کلاس باید برقرار شود، امتحان برگزار شود، دانشجو به دانشگاه برگردد و استاد بتواند تدریس و پژوهش خود را از سر بگیرد. با این حال، دانشجویی که آموزش عملی خود را از دست داده، با یک فایل آموزشی جبران نمی‌شود و دانشجوی تحصیلات تکمیلی که کار آزمایشگاهی‌اش متوقف شده، با یک بخشنامه به نقطه قبل بازنمی‌گردد.

 

هر دانشگاه باید یک نقشه جبران پساجنگ داشته باشد؛ نقشه‌ای با زمان‌بندی، مسئول مشخص و شاخص قابل اندازه‌گیری. دانشگاه باید بداند چه میزان از آموزش عقب افتاده، کدام پروژه‌ها متوقف شده و برای جبران هرکدام چه اقدامی لازم است.

 

خسارت دانشگاه را فقط با ساختمان نسنجیم

آسیب دانشگاه را نمی‌توان با تعداد پنجره‌های شکسته و دیوار‌های تخریب‌شده سنجید؛ خسارت واقعی گاهی در آزمایشگاه‌های ازکارافتاده، پژوهش‌های متوقف‌شده و دانشجویانی دیده می‌شود که مسیر تحصیلشان مختل شده است.

 

ممکن است ساختمان یک آزمایشگاه سالم مانده باشد، اما تجهیزات آن از بین رفته باشد. یک مرکز پژوهشی شاید از نظر فیزیکی آسیب جدی ندیده باشد، اما داده‌ها و ابزار‌های یک پروژه چندساله را از دست داده باشد. خوابگاه نیز ممکن است تعمیر شود، اما دانشجویان آن تا ماه‌ها با مشکل اسکان روبه‌رو باشند.

 

وزارت علوم باید یک اطلس جامع از خسارت دانشگاه‌ها تهیه کند؛ اطلسى که علاوه بر ساختمان‌ها، وضعیت خوابگاه‌ها، آزمایشگاه‌ها، تجهیزات، زیرساخت‌های فناوری، پروژه‌های پژوهشی، پایان‌نامه‌ها و خسارت‌های انسانی را نیز دربر بگیرد.

 

این اطلاعات فقط برای برآورد هزینه بازسازی نیست. دانشگاه باید از خلال همین ارزیابی بفهمد در بحران بعدی کجا آسیب‌پذیر است. اگر اطلاعات پژوهشی تنها در یک محل نگهداری می‌شود، اگر یک آزمایشگاه به یک ساختمان خاص وابسته است یا اگر با قطع یک زیرساخت، کل آموزش دانشگاه متوقف می‌شود، یعنی تاب‌آوری دانشگاه هنوز کامل نشده است.

 

بازسازی نباید دانشگاه را فقط به نقطه قبل از جنگ برگرداند؛ باید آن را آماده‌تر از قبل کند.

 

دانشگاه پس از جنگ/ از بازگشت به کلاس تا بازسازی توان کشور

 

پژوهش را از موضوع به مسئله وصل کنیم

یکی از مهم‌ترین تصمیم‌های آموزش عالی پس از جنگ، تغییر مسیر پژوهش است؛ از مقاله‌محوری به مسئله‌محوری.

 

دانشگاه در سال‌های گذشته درباره مسائل کشور پژوهش‌های فراوانی انجام داده است؛ پایان‌نامه نوشته شده، مقاله منتشر شده و همایش برگزار شده است. اما اکنون باید پرسید چند درصد این پژوهش‌ها توانسته‌اند وارد میدان تصمیم‌گیری و اجرا شوند؟

 

کشور پس از جنگ برای بازسازی زیرساخت، انرژی، صنعت، امنیت سایبری، فناوری، اقتصاد و تاب‌آوری اجتماعی به راه‌حل نیاز دارد؛ بنابراین پژوهش دانشگاهی باید از ابتدا صاحب مسئله داشته باشد.

 

دستگاه اجرایی، صنعت و دانشگاه باید مسئله را روی میز بگذارند. دانشجو نیز نباید صرفاً موضوعی را انتخاب کند که قابلیت انتشار مقاله داشته باشد؛ بلکه باید بداند پژوهش او قرار است کدام مشکل واقعی را حل کند.

 

مقاله حذف نمی‌شود، اما نباید تنها مقصد پژوهش باشد. مقاله باید محصول مسیر علمی باشد، نه پایان آن.

 

یک پایان‌نامه اگر بتواند مصرف انرژی یک صنعت را کاهش دهد، فرایند تولیدی را اصلاح کند، فناوری بومی بسازد یا به یک تصمیم مهم سیاستی کمک کند، خروجی آن فقط چند صفحه مقاله نیست. جهاد علمی زمانی معنا پیدا می‌کند که نتیجه آن در زندگی و اداره کشور دیده شود.

 

 

دانشگاه پس از جنگ/ از بازگشت به کلاس تا بازسازی توان کشور

هر دانشگاه باید سهم خود را در بازسازی کشور بداند

همه دانشگاه‌ها قرار نیست یک کار انجام دهند؛ هرکدام باید متناسب با ظرفیت و تخصص خود، بخشی از مسائل کشور را در دوره پساجنگ بر عهده بگیرند. دانشگاه‌های صنعتی می‌توانند در بازسازی فناوری و صنعت نقش داشته باشند. دانشگاه‌های علوم پزشکی باید بر تاب‌آوری نظام سلامت تمرکز کنند و دانشگاه‌های علوم انسانی نیز باید به سراغ اقتصاد، سیاست، جامعه، حقوق، رسانه و حکمرانی بروند.

 

وزارت علوم به جای صدور بخشنامه‌های کلی درباره فعالیت دانشگاه‌ها در دوره پساجنگ، باید از هر دانشگاه برنامه‌ای مأموریت‌محور بخواهد، هر دانشگاه باید بتواند به سه سؤال پاسخ دهد.

 

چه مسئله‌ای را تحویل می‌گیریم؟ چه خروجی‌ای ارائه می‌کنیم؟ چه زمانی نتیجه را تحویل می‌دهیم؟

 

با این رویکرد، دانشگاه دیگر مجموعه‌ای از واحد‌های آموزشی پراکنده نیست؛ شبکه‌ای از مراکز حل مسئله است، هر دانشگاه مأموریت مشخصی برای بازسازی کشور بر عهده می‌گیرد و ظرفیت خود را در همان مسیر به کار می‌اندازد.

 

نتیجه، دانشگاهی است که به‌جای تولید صرفِ مدرک و مقاله، مستقیماً درگیر مسائل واقعی جامعه می‌شود.

 

دانشگاه پس از جنگ/ از بازگشت به کلاس تا بازسازی توان کشور

 

علوم انسانی را وارد میدان بازسازی کنیم

بازسازی پس از جنگ فقط به مهندس نیاز ندارد؛ اقتصاددان، جامعه‌شناس، حقوقدان، روان‌شناس، متخصص ارتباطات، سیاست‌گذار و پژوهشگر علوم انسانی هم باید در این فرایند نقش داشته باشند. ساختن دوباره ساختمان‌ها و زیرساخت‌ها مهم است، اما اگر اعتماد عمومی ترمیم نشود، آسیب‌های اجتماعی دیده نشود، اقتصاد خانواده‌ها بهبود پیدا نکند و روایت دقیقی از تجربه جنگ شکل نگیرد، بازسازی کشور ناقص می‌ماند.

 

ممکن است ساختمان‌ها دوباره ساخته شوند، اما اگر اعتماد عمومی ترمیم نشود، اقتصاد نتواند خود را بازیابی کند، روایت‌های نادرست از جنگ در جامعه گسترش یابد یا سیاست‌گذاری اجتماعی با آثار بحران همراه نشود، بازسازی همچنان ناقص خواهد بود.

 

علوم سیاسی باید شرایط جدید منطقه و سیاست خارجی را تحلیل کند. اقتصاد باید برای بازسازی تولید و کاهش آسیب‌های اقتصادی راه‌حل ارائه دهد. جامعه‌شناسی باید پیامد‌های اجتماعی جنگ را رصد کند. حقوق باید مسائل حقوقی ناشی از جنگ و بازسازی را بررسی کند و علوم ارتباطات نیز باید نسبت جامعه، رسانه و جنگ روایت‌ها را جدی بگیرد.

 

اما خروجی این مطالعات نباید فقط در کتابخانه دانشگاه باقی بماند. دانشگاه‌های علوم انسانی باید بتوانند برای جامعه و سیاست‌گذاران راه‌حل‌های علمی ارائه کنند، نه اینکه فقط درباره مسائل مقاله بنویسند.

 

دانشگاه پس از جنگ/ از بازگشت به کلاس تا بازسازی توان کشور

دانشجو را به میدان مسئله بیاوریم

دانشجو نباید در دوره پساجنگ فقط منتظر اعلام برنامه آموزشی بعدی باشد. دانشگاه قرار نیست دانشجو را از میدان مسائل کشور دور نگه دارد و او را صرفاً به کلاس، امتحان و نمره محدود کند. دانشجو باید بتواند بخشی از توان فکری و عملی خود را برای شناخت و حل مسائل واقعی جامعه به کار بگیرد؛ از مشارکت در طرح‌های پژوهشی و بازسازی زیرساخت‌ها تا فعالیت در انجمن‌های علمی، گروه‌های جهادی و هسته‌های مسئله‌محور.

 

انجمن‌های علمی، تشکل‌های دانشجویی، گروه‌های جهادی و هسته‌های پژوهشی می‌توانند بخشی از مسائل کشور را دنبال کنند. برای هر مسئله مشخص می‌توان گروهی تشکیل داد که داده جمع کند، مسئله را دقیق تعریف کند، با استادان و دستگاه مربوط ارتباط بگیرد و در نهایت خروجی مشخصی ارائه دهد.

 

در این مدل، دانشجو فقط مخاطب دانشگاه نیست؛ بخشی از نیروی انسانی حل مسئله است.

 

دولت و صنعت باید مسئله خود را به دانشگاه بیاورند

دانشگاه به تنهایی نمی‌تواند مسائل کشور را حل کند؛ اما بدون دانشگاه هم نمی‌توان برای بسیاری از مسائل پیچیده کشور راه‌حل پایدار، علمی و قابل اجرا پیدا کرد. دانشگاه زمانی می‌تواند نقش واقعی خود را در بازسازی و پیشرفت کشور ایفا کند که دولت.

 

صنعت، نهاد‌های اجرایی و جامعه نیز مسئله‌های خود را به‌صورت روشن و دقیق با آن در میان بگذارند و از ظرفیت علمی، پژوهشی و انسانی آن در فرایند تصمیم‌گیری و اجرا استفاده کنند.

 

دستگاه اجرایی باید مسئله را تعریف کند، صنعت نیاز خود را بگوید و دانشگاه دانش و نیروی انسانی را وارد میدان کند. اگر این سه کنار هم قرار نگیرند، دانشگاه درباره مسئله‌ای پژوهش می‌کند که صاحب ندارد و دستگاه اجرایی برای مشکلی تصمیم می‌گیرد که از ظرفیت علمی دانشگاه استفاده نکرده است.

 

اگر یک واحد تولیدی پس از جنگ به بازطراحی خط تولید نیاز دارد، دانشگاه صنعتی باید کنار آن باشد. اگر یک دستگاه اجرایی با مسئله سیاستی روبه‌روست، دانشگاه علوم انسانی باید در اتاق حل مسئله حضور داشته باشد.

 

این همکاری باید با قرارداد، بودجه، زمان‌بندی و خروجی مشخص همراه باشد؛ نه اینکه در حد تفاهم‌نامه و جلسه باقی بماند.

 

تجربه جنگ را برای بحران بعدی ثبت کنیم

جنگ برای دانشگاه فقط یک خسارت نبود؛ یک آزمون هم بود. دانشگاه‌ها اکنون تجربه کرده‌اند که در شرایط بحران چگونه آموزش را ادامه دهند، کدام زیرساخت‌ها آسیب‌پذیرترند و چه بخش‌هایی سریع‌تر از مدار خارج می‌شوند. این تجربه باید ثبت و تبدیل به دستورالعمل شود.

 

برای آموزش اضطراری، پشتیبان اطلاعات، زیرساخت ارتباطی، حفاظت از داده‌های پژوهشی، ادامه فعالیت آزمایشگاه‌ها و مدیریت خوابگاه‌ها باید برنامه‌های روشن وجود داشته باشد.

 

نباید منتظر بحران بعدی ماند تا دوباره همان سؤال‌ها از ابتدا مطرح شود؛ اینکه آموزش چگونه در شرایط اضطراری ادامه پیدا کند، اطلاعات و داده‌های پژوهشی کجا و چگونه پشتیبان‌گیری شوند، آزمایشگاه‌ها با چه سازوکاری به فعالیت خود ادامه دهند، ارتباط دانشگاه با دانشجویان و استادان چگونه حفظ شود و خوابگاه‌ها در زمان بحران چطور مدیریت شوند. این تجربه باید ثبت، ارزیابی و به دستورالعمل‌های روشن و قابل اجرا تبدیل شود تا دانشگاه در بحران بعدی، به‌جای آزمون‌وخطا، از پیش آماده باشد.

 

 

دانشگاه پس از جنگ/ از بازگشت به کلاس تا بازسازی توان کشور

 

پساجنگ نباید به یک عنوان اداری تبدیل شود

خطر دیگر این است که پساجنگ به چند جلسه، کارگروه و گزارش اداری محدود شود؛ بی‌آنکه خروجی مشخصی برای بازسازی دانشگاه و کشور داشته باشد. تجربه‌های جنگ باید از روی کاغذ به برنامه، بودجه و اقدام عملی تبدیل شوند.

 

تجربه‌های جهانی بازسازی پس از جنگ می‌تواند برای آموزش عالی مفید باشد، اما جمع‌آوری تجربه زمانی ارزش دارد که به تصمیم و اقدام منجر شود. اگر قرار است دانشگاه پس از جنگ مأموریت تازه‌ای داشته باشد، این مأموریت باید با بودجه، مسئول، زمان‌بندی و شاخص ارزیابی همراه باشد.

 

دانشگاه پس از جنگ بیش از هر چیز به کارنامه نیاز دارد؛ کارنامه‌ای که نشان دهد چه مسئله‌ای را تحویل گرفته و چه چیزی را حل کرده است.

 

دشمن با حمله به دانشگاه، ساختمان را هدف گرفت؛ اما ارزش دانشگاه به ساختمانش نیست. ارزش دانشگاه به دانشی است که تولید می‌کند، انسانی است که تربیت می‌کند و مسئله‌ای است که برای کشور حل می‌کند.

 

برای همین، پاسخ پساجنگ نباید در بازسازی دیوار‌ها خلاصه شود. دانشگاه باید آموزش را به کیفیت برگرداند، خسارت‌ها و آسیب‌پذیری‌هایش را بشناسد، پژوهش را به مسائل واقعی کشور پیوند بزند، برای هر دانشگاه مأموریت مشخص تعریف کند، علوم انسانی را وارد میدان بازسازی اجتماعی و سیاست‌گذاری کند، دانشجو را به بازیگر تبدیل کند و با دولت و صنعت رابطه‌ای واقعی بسازد.

 

اگر دانشگاه فقط ساختمان‌هایش را بازسازی کند، یک ساختمان بازسازی کرده‌ایم؛ اما اگر توان علمی، نیروی انسانی و قدرت حل مسئله دانشگاه را بازسازی کنیم، بخشی از آینده کشور را ساخته‌ایم.

پربازدیدترین آخرین اخبار