دانشگاه پساجنگ؛ از آماج حمله دشمن شدن تا محور بازسازی ملی قرار گرفتن
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۳۹۲۳۸۳
گزارش| نقش مراکز علمی در دفاع و بازسازی کشور - بخش اول

دانشگاه پساجنگ؛ از آماج حمله دشمن شدن تا محور بازسازی ملی قرار گرفتن

وقتی آتش جنگ به دانشگاه می‌رسد، هدف فقط یک ساختمان نیست؛ آینده یک ملت نشانه گرفته شده است. حمله به مراکز علمی، عبور از مرزهای درگیری نظامی و ورود به قلمرو نابودی «امید و پیشرفت» است؛ جایی که دانش، به‌عنوان ستون قدرت ملی، آماج قرار می‌گیرد تا مسیر توسعه یک کشور از ریشه تضعیف شود.
دانشگاه پساجنگ؛ از آماج حمله دشمن شدن تا محور بازسازی ملی قرار گرفتن

به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو-  در روزگاری که آتش جنگ، نه‌فقط زیرساخت‌های فیزیکی بلکه شریان‌های دانایی را هدف گرفته، حمله به دانشگاه‌ها و مراکز علمی، تنها یک اقدام نظامی نیست؛ تلاش برای خاموش کردن چراغ آینده یک ملت است. آن‌گاه که کلاس درس، آزمایشگاه و کتابخانه به میدان تهدید بدل می‌شود، مسئله از تخریب ساختمان فراتر می‌رود و به تقابل با هویت علمی و اراده پیشرفت یک کشور می‌رسد.

 

شریف، بهشتی، علم و صنعت، امیرکبیر، صنعتی اصفهان و... این‌ها فقط اسم چند دانشگاه ایرانی از ۳۰ مرکز علمی مختلفی است که تا دیروز تحت تحریم بودند و امروز بعد از شکستن تحریم و انحصار علمی، مستقیما مورد خشم و غضب آمریکا و اسرائیل قرار گرفته و بمباران شدند، به جرم دانستن!

آمریکا امروز درحالی به مراکز علمی ایران حمله نظامی و آن‌ها را بمباران می‌کند که خود به‌تنهایی بزرگ‌ترین قطب علم و فناوری جهان است! اروپا هنوز قدرت علمی مهمی است، اما از آمریکا عقب‌تر است. سهم «بقیه جهان» (به‌ویژه چین و آسیا) به‌شدت در حال افزایش است و این کشورها در حال یک مبارزه برای شکستن انحصار علم هستند.

 

دانشگاه پساجنگ؛ از آماج حمله دشمن شدن تا محور بازسازی ملی قرار گرفتن

 

 

دانشگاه‌های آمریکا و اروپا روی‌هم حدود ۴۸٪ از تولید علم و فناوری جهان را شکل می‌دهند — یعنی تقریباً نیمی از «مغز جهان». مغزی که تا امروز بیشتر از هر چیز در خدمت کارخانه‌های ساخت سلاح بوده و کمتر برای برپایی صلح به کار گرفته شده است.

 

دانشگاه ایرانی؛ قلب تپنده قدرت ملی

دانشگاه، در جهان امروز، صرفاً محل آموزش نیست؛ قلب تپنده تولید دانش، فناوری و سرمایه انسانی است. پیوند عمیق میان علم و صنعت—آنچه در ادبیات جهانی به عنوان Dual-use technology شناخته می‌شود—باعث شده که برخی قدرت‌ها، مراکز علمی را نیز در محاسبات جنگی خود وارد کنند. اما این واقعیت، هرگز مشروعیتی برای هدف قرار دادن محیط‌های علمی ایجاد نمی‌کند. بر اساس اصول بنیادین کنوانسیون‌های ژنو، حمله به مراکز غیرنظامی، به‌ویژه فضاهای آموزشی، نقض آشکار حقوق بین‌الملل و مصداقی از جنایت جنگی تلقی می‌شود.

حمله به دانشگاه، یک اقدام تصادفی یا صرفاً تاکتیکی نیست؛ بخشی از راهبرد تضعیف بلندمدت است. وقتی آزمایشگاه‌ها تخریب می‌شوند و پژوهش متوقف می‌گردد، در واقع:

 

*چرخه تولید دانش مختل می‌شود

*نخبگان دلسرد یا مهاجرت می‌کنند

*و روند توسعه برای سال‌ها عقب می‌افتد

 

پاسخ به ویرانی؛ خیزش علمی است

پاسخ واقعی به حمله، توقف نیست؛ شتاب در ساختن است. دانشگاهی که دیروز هدف حمله بود، امروز باید به نماد ایستادگی تبدیل شود؛ جایی که علم، نه‌تنها ادامه می‌یابد، بلکه قوی‌تر از قبل بازمی‌گردد.

محکومیت این اقدامات، تنها یک موضع سیاسی نیست؛ دفاع از شأن علم، انسانیت و آینده نسل‌هاست. هدف قرار دادن دانشگاه، یعنی نشانه رفتن امید؛ یعنی تلاش برای کند کردن حرکت ملتی که می‌خواهد روی پای خود بایستد. اینجاست که ماهیت چنین حملاتی روشن می‌شود: نه یک اقدام تاکتیکی، بلکه راهبردی برای فرسایش ظرفیت‌های بلندمدت یک کشور.

 

اما تاریخ نشان داده است که دانشگاه، هرگز در برابر ویرانی تسلیم نمی‌شود. از دل خاکستر جنگ، همواره رنسانسی علمی سر برآورده است.

یک روز پس از حمله آمریکایی صهیونی به دانشگاه صنعتی شریف و تخریب بخشی از ساختمان‌های آن، علیرضا زارعی استاد دانشکده ریاضی این دانشگاه، کلاس الگوریتم‌های تصادفی برای دانشجویان کارشناسی ارشد را به صورت آنلاین در ساختمان تخریب شده فناوری اطلاعات برگزار کرد.

 

دانشگاه پساجنگ؛ از آماج حمله دشمن شدن تا محور بازسازی ملی قرار گرفتن

 

امروز نیز، دانشگاه پساجنگ می‌تواند و باید به محور بازسازی بدل شود:

 

بازسازی زیرساخت‌ها با تکیه بر دانش بومی: مهندسان، معماران و متخصصان دانشگاهی می‌توانند طراحی و اجرای پروژه‌های عمرانی را با سرعت و کیفیت بالا پیش ببرند.

 

جبران عقب‌ماندگی فناورانه: با تمرکز بر حوزه‌های کلیدی مانند انرژی، فناوری اطلاعات و سلامت، دانشگاه‌ها می‌توانند فاصله ایجادشده را کاهش دهند.

 

درمان زخم‌های اجتماعی: دانشگاه، فقط کارخانه علم نیست؛ کانون گفت‌وگو، همبستگی و بازسازی سرمایه اجتماعی است.

 

جلوگیری از مهاجرت نخبگان: ایجاد امید و افق روشن در فضای علمی، مهم‌ترین سد در برابر فرار مغزهاست. در چنین شرایطی، رسالت دانشگاه دوچندان می‌شود: از تولید علم به تولید قدرت ملی. این قدرت، نه در معنای صرفاً نظامی، بلکه در توانایی ساختن، ترمیم کردن و پیش بردن کشور در مسیر پیشرفت است.

 

لحن این دوران باید حماسی باشد، اما نه صرفاً در کلمات؛ در عمل. دانشگاهی که دیروز هدف حمله بود، امروز باید به قرارگاه سازندگی، نوآوری و خوداتکایی تبدیل شود. این همان نقطه‌ای است که پاسخ واقعی به ویرانی شکل می‌گیرد: نه با توقف، بلکه با شتاب؛ نه با ناامیدی، بلکه با خیزش علمی.

 

دانشگاه پساجنگ؛ از آماج حمله دشمن شدن تا محور بازسازی ملی قرار گرفتن

ترمیم زخم‌های اجتماعی و انسانی

جنگ فقط زیرساخت‌ها را تخریب نمی‌کند؛ اعتماد و سرمایه اجتماعی را نیز آسیب می‌زند. دانشگاه می‌تواند کانون گفت‌وگو و همبستگی باشد، امید را به جامعه بازگرداند. و از مهاجرت نخبگان جلوگیری کند. این نقش، کمتر از بازسازی فیزیکی نیست؛ بلکه مکمل آن است.

 

در نهایت، محکومیت این جنایات، زمانی معنا پیدا می‌کند که با بازسازی قدرتمندتر از گذشته همراه شود. دانشگاه پساجنگ، نماد این اراده است: اراده‌ای که می‌گوید حتی اگر دیوارها فرو بریزند، اندیشه را نمی‌توان بمباران کرد.

 

 

پربازدیدترین آخرین اخبار