تربیت معلم در دوراهی تغییر ساختار و حفظ مأموریت
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۵۹۵۲۳
یاداشت دانشجویی|

تربیت معلم در دوراهی تغییر ساختار و حفظ مأموریت

دانشگاه فرهنگیان قرار است فقط محل تأمین نیروی آموزش‌وپرورش باشد یا نهادی برای ساختن نسل آینده؟ پاسخ به این سؤال، مسیر تربیت معلم را تعیین می‌کند.
دانش آموز

به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو؛ حدیث روزبهانی_ بدون شک یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های نهاد آموزش و پرورش که در کیفیت و اثرگذاری آن سهم به سزایی دارد، مسئله تأمین و تربیت معلم است. این مهم که از دیرباز مورد نظر و تأکید پژوهشگران و محققان بوده است، متأسفانه با غفلت تصمیم‌گیران و تصمیم‌سازان همراه بوده است، به نحوی که در طول مدت فعالیت وزارت آموزش و پرورش کمتر شاهد تصمیم‌های کارشناسی‌شده و بر پایه مطالعات بوده‌ایم و غالباً مشاهده شده است که پس از رخداد بحران‌ها و شرایط ویژه اقدام نموده و نسبت به مشکلات موجود، به ناچار، تصمیمات آسیب‌زا منجر به تبعات بعدی در آموزش و پرورش می‌شود.

 

یکی از این موضوعات مهم و حیاتی، مسئله نیروی انسانی و شیوه پیگیری و پاسخ به این موضوع است. در این بین جذب یک‌باره معلم در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ در پی افزایش جمعیت دانش‌آموزی یا جذب برف‌انباری معلم بر اساس قانون تعیین تکلیف مصوب ۸۸ و اصلاحات آن در طی سال‌های پس از آن در مجلس، توقف فرایند تربیت معلم در دهه ۸۰، بازگشایی مجدد دانشگاه و کاهش بی سابقه جذب دانشجومعلم از ۲۵۰۰۰ نفر به ۳۰۰۰ نفر در دهه ۹۰ این مهم را بیش از پیش نمایان می‌سازد.

 

دلایل متعددی در پس اقدامات سیاست گذاران و مواجهات متفاوت هر یک با مسئله تربیت معلم وجود دارد. با بررسی دقیق‌تر دلایل این اختلاف، به تفاوت در نوع نگاه و تعریف این گروه‌ها از معلم و حقیقت معلمی میرسیم؛ گروهی معلم را کارمند و ارائه‌دهنده خدمات قلمداد می‌کنند و معتقدند که معلم و دانش آموز را میتوان ارزان قیمت‌تر بکارگیری کرد، مدل مطلوب تأمین معلم را خرید خدمات میدانند. گروهی دیگر معلم را مدرس و راهبر آموزشی قلمداد می‌کنند و فرایند چهار ساله را یک چرخه هزینه زا و طولانی مدت میبینند و بر ضرورت مشارکت آموزش عالی در امر تربیت معلم و برگزاری آزمون‌های استخدامی تأکید دارند و گروه آخر نیز معلم را بر اساس تعابیر اسلامی و سند تحول، مجتهد تربیتی و هدایتگر اجتماع، کار او را ساخت یک نسل می‌دانند و بر اهمیت دانشگاه فرهنگیان و ضرورت تربیت معلم بمثابه یک فرایند چهار ساله تأکید می‌کنند. رهبری شهید انقلاب اسلامی نیز در سخنرانی‌های متعددی بر ضرورت تأمین و تربیت معلم از طریق دانشگاه فرهنگیان و دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی (ره) تأکید داشته و این مدل از تربیت معلم را مطلوب قلمداد می‌کردند.

 

امروز، اما امتداد این نگرش‌ها نسبت به تربیت معلم، با پوشش جدید تغییر ساختار دانشگاه پا به عرصه وجود گذاشته است. طراحان معتقدند که هم وزن شدن مراکز تربیت معلم با سایر دانشگاه‌های وزارت علوم، در اعتبار بخشی و ارتقاء سطح کیفی آن موثر است. این درحالیست که از سال ۱۳۹۰، دانشگاه فرهنگیان مشخصاً تاسیس شد تا ماموریتی منحصر‌به‌فرد را در راستای تربیت معلمان آینده ساز کشور دنبال کند. توجه به این مهم کافیست تا افراد را متقاعد سازد که از قیاس و هم ردیف قرار دادن مرکز تربیت معلم در عرض دیگر دانشگاه‌ها اجتناب ورزیده؛ و هرگونه تغییراتی را در حوزه ساختار متناسب با نیاز و اقتضائات تربیت معلم اعمال کنند. 


این طرح، با توجه به استدلال‌هایی من جمله، نادیده گرفته شدن فعل تربیت و توجه به دانش افزایی صرف، تهدید شأن حاکمیتی تربیت معلم و کم توجهی به اقتضائات و خلاء ایده‌های کارشناسی در طراحی این مدل، نیاز به بازنگری و رفت و برگشت‌های جدی تری دارد.

 

یک مدل دیگر از انحرافات در سیستم اداره تربیت معلم، تنوع بخشی به مسیر‌های جذب از طریق این دانشگاه است که هرکدام سعی دارد به نحوی مدل مطلوب را تحت الشعاع قرار داده و مدل بهینه تری را بلحاظ بار مالی و تربیت کوتاه مدت ارائه دهد. من جمله جذب دومدرکی ها، راتبه‌های معلمی، طرح ۲ بعلاوه ۲، جذب نخبگان، مشارکت سایر دانشگاه‌ها و حوزه‌های علمیه و .... مضاف بر آنکه اخیراً تلاش‌هایی در جهت تسهیل فرایند ورود به دانشگاه فرهنگیان با انحلال کانون‌های ارزیابی، حذف کنکور اختصاصی تربیت معلم و مسامحه در فرایند گزینش دیده شده که البته به همت جریان دانشجویی، خنثی شده و به روند سابق خود بازگشته است، اما به هر جهت خبر از اقداماتی می‌دهد که در تناقض با امر ولی و طرح انقلاب اسلامی، و مستلزم هوشیاری و کنش به موقع است.

 

از دیگر مسائل مهمی که می‌توان به آن اشاره کرد، تقلیل یافتن جریان تحول در دستگاه تربیت معلم به برخی اقدامات خرد اجرایی و سلیقه‌ای که بعضاً نمی‌توان حتی از آنها بمثابه اصلاحات مدیریتی یاد کرد. نزدیک‌تر شدن رویکرد تربیت معلم و پای کار آمدن اراده مسئولان ذی ربط در جهت تحولات مبنایی، مدیریتی و زیرساختی، من جمله انتظارات از این دستگاه در گام جدید انقلاب اسلامی است.

 

موارد فوق الذکر که به اختصار بیان شد، مسائل بنیادین و همیشگی دستگاه تربیت معلم است که انتظار می‌رود به درستی دستور کار قرار گیرد.  اما در شرایط فعلی و با توجه به ایام پر التهابی که در حال سپری کردن آن هستیم، باید اراده‌ها را برای پیاده سازی ایده جدید اداره تربیت معلم با ادبیات مبارزاتی انقلاب اسلامی و در تقابل مستقیم با استکبار جهانی مجتمع ساخت. بازگشت تربیت معلم به روند سابق خود، به معنای توقف و انفعال فرایند تربیت نسلی در مواجهه با ظلم جهانی و اتفاقات پیرامونی است. نظم جدید حاکم بر دنیا، که ایران اسلامی در شکل گیری آن نقش به سزایی ایفا کرده است، باید بتواند تربیت معلم جدید با مفهوم پردازی‌های جدید هم ارائه کند بطوری که از معلم و مدرسه و دانش آموز، عناصر پیشرونده و پیش برنده در عصر حاضر بسازد. معلم امروز، پیشران حرکت جامعه برای تحقق آرمان‌ها و شعائر انقلاب اسلامی است. تربیت معلم امروز اما، با این تعاریف فاصله بسیار دارد. امید است که به همت مسئولین و فعالیت مستمر جریان دانشجویی این امر در مراکز تربیت معلم که رهبری شهید از آن بعنوان مرکز ثقل نظام تعلیم و تربیت یاد میکردند، محقق شود.


*حدیث روزبهانی جانشین مرکز بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان کشور*


انتشار یادداشت‌ها به معنای تأیید تمامی محتوای آن توسط «خبرگزاری دانشجو» نیست و صرفاً منعکس کننده نظرات گروه‌ها و فعالین دانشجویی است*

پربازدیدترین آخرین اخبار