وقتی دانشجویان «قرارگاه جنگ» تشکیل دادند/ دگرگونی مفهوم نخبگی و روشنفکری با ایستادگی و سازندگی
به گزارش خبرنگار دانشگاه خبرگزاری دانشجو، کلمه نخبه و روشنفکر را در این سالها زیاد شنیدهایم، عبارتی که شاید بیشتر با نظریهپردازی انتقادی و دادن تزهای عجیب مترداف میشد تا اینکه رویشهای جوانان از دل آوار نبرد رمضان و ایستادگی دانشجویان در برابر به انحراف کشیدن صحن دانشگاه در حواشی و آشوبها؛ معنی روشنفکری را با نیکاندیشی دگرگون کرد و نخبگی را روحی دیگر داد.
اگر در نگاه اول روایت حضور میدانی و جهادی دانشجویان، صرافا تصویری از حضور بود، برای فهم عمیقتر آنچه در حال رخ دادن است باید پرسید: چرا این حضور اهمیت دارد؟ و چه تأثیری بر جامعه میگذارد؟

نخستین پاسخ را باید در مفهوم «همدلی» جستوجو کرد. در شرایطی که بحران میتواند به گسست اجتماعی منجر شود، حضور داوطلبانه دانشجویان، بهعنوان بخشی از قشر نخبه، نقش معکوس ایفا میکند—یعنی پیوندها را تقویت میکند، این نخستین بار نیست که دانشجویان چنین دل به میدان میزنند، در دوران جنگ تحمیلی و دفاع مقدس نیز دانشجویان اولین گروهی بودند که از کلاس درس خارج شده و در صحن دانشگاه صف اعزام به جبهه را تشکیل دادند، همانها که نبرد در را میدان فرماندهی کرده و بعد از فتح و ظفر، برای سازندگی و توسعه به دل دانشگاه و صنعت بازگشتند، حالا تاریخ تکرار میشود اما عمیقتر و دقیقتر، در حالی که بمبها بر سر دانشگاهها فرود میآیند، حماسهای نو در زیر آوار کلاس درس زمزمه میشود!
وقتی دانشجویی از شهری دیگر، بدون شناخت قبلی، وارد محلهای آسیبدیده میشود و ساعتها برای کمک تلاش میکند، در واقع یک پیام روشن منتقل میکند: «هیچکس در این بحران تنها نیست.» این پیام، فراتر از کمکهای فیزیکی، تأثیر روانی و اجتماعی عمیقی دارد. خانوادههایی که خانه خود را از دست دادهاند، در کنار این حضور، احساس میکنند هنوز بخشی از یک جامعه زنده هستند.

اما اهمیت ماجرا به همینجا ختم نمیشود. دانشجویان رفته رفته خودشان را سامان دادند و خودجوش با تشکیل "قرارگاه جنگ" به این خیزش ملی نظم و جهت بخشیدند تا اثرگذارتر شود.
دانشجویان، بهعنوان بخشی از نخبگان دانشگاهی، نقش مهمی در تبدیل «دانش» به «عمل» دارند. آنها نشان میدهند که دانشگاه، صرفاً محل تولید نظریه نیست؛ بلکه میتواند در میدان واقعی زندگی، به حل مسئله کمک کند، چه ساختن پل باشد یا پرتاب ماهواره یا حتی ایجاد کارگاه شیشهبری برای ترمیم منازل آسیبدیده از جنگ تحمیلی.
در یکی از مناطق، گروهی از دانشجویان در حال برنامهریزی برای ساماندهی بهتر آواربرداری هستند. تقسیم کار میکنند، اولویتها را مشخص میکنند و تلاش دارند کار را سریعتر و مؤثرتر پیش ببرند. این همان جایی است که آموزش دانشگاهی، در عمل معنا پیدا میکند.
از سوی دیگر، این حضور، مرزهای هویتی را نیز کمرنگ میکند. یکی از داوطلبان میگوید: «دیروز در خانه یک هموطن ارمنی بودیم. تفاوتی ندارد—همه ما ایرانی هستیم.»
در شرایطی که بحرانها میتوانند شکافها را تشدید کنند، چنین نگاهی، عاملی برای وحدت و انسجام است. «هموطن» در اینجا، نه یک شعار، بلکه یک تجربه زیسته است. این یعنی دانشجو دارد در میدان ساخته میشود و شخصیت والای او شکل میگیرد.

مردم نیز این تفاوت را بهخوبی درک کردهاند. یکی از ساکنان منطقه میگوید: «این بچهها واقعاً از جان و دل کار میکنند. دیشب تا دیر وقت اینجا بودند.» این تعامل دوطرفه—کمک دانشجویان و قدردانی مردم—به تدریج چیزی فراتر از یک همکاری موقت خلق میکند: «سرمایه اجتماعی».
سرمایهای که بر پایه اعتماد، همدلی و تجربه مشترک شکل میگیرد و میتواند در آینده، جامعه را در برابر بحرانهای دیگر نیز مقاومتر کند.

در نگاهی کلانتر، میتوان گفت آنچه امروز در حال شکلگیری است، یک الگوی قابل توجه از نقشآفرینی نخبگان در اداره جامعه و تعامل مردمی است. الگویی که نشان میدهد در لحظات حساس، فاصله میان دانشگاه و مردم میتواند از میان برداشته شود.
این الگو یک شبه ایجاد نشده و حاصل سالها تمرین و همافزایی در میدان کسب تجربه است، میدانی که در شرایط صلح با اردوی جهادی و کمک به مناطق محروم یا آسیبدیده در بلایای طبیعی شکل گرفت و در روز حادثه و زمان جنگ خودش را نشان داد.

برای دانشجویان فرقی نمیکند منشأ بحران دشمن خارجی باشد یا سیل و حادثه طبیعی، آنها در دل میدان هستند
تاریخ ایران، بارها شاهد چنین لحظاتی بوده است؛ لحظاتی که نسل جوان، در بزنگاه، مسئولیت را بر عهده گرفته و مسیر را تغییر داده است. امروز نیز، اگرچه شکل بحران متفاوت است، اما پاسخ همان است: حضور، همدلی، و عمل.
و شاید بتوان گفت مهمترین دستاورد این روزها، نه فقط بازسازی خانهها، بلکه بازسازی امید است. امیدی که اگرچه زیر آوار پنهان شده بود، اما با دستان همین جوانان، دوباره سر برآورده است.
این روزها، دانشجویان را کمتر با کتاب در خیابان میبینیم؛ اما آنها همچنان در حال آموختناند- درسی بزرگتر از هر کلاس و هر امتحان: درس با هم بودن، درس مسئولیت و درس ساختن آیندهای که از دل همدلی میگذرد.