کلید‌های پیشرفت در میانۀ بحران
آخرین اخبار:
کد خبر:۱۴۱۰۸۷۶
یاداشت دانشجویی|

کلید‌های پیشرفت در میانۀ بحران

بحران‌ها تنها زمانی به فرصت تبدیل می‌شوند که پیش از وقوع، راهبرد، معناسازی و آمادگی نهادی وجود داشته باشد؛ پنجره فرصت بدون «کلید» گشوده نمی‌ماند.

کلید‌های پیشرفت در میانۀ بحران

به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو، پویش برآیند ایران ذیل فصلنامه برآیند به تحلیل مسائل و ترسیم چشم‌انداز آینده ایران می‌پردازد. این پویش با انتشار یادداشت‌های تحلیلی از اساتید و دانش‌آموختگان دانشگاه تهران به بررسی جامعه، اقتصاد و موقعیت سیاسی ایران در دوران جنگ پرداخته و در جهت ترسیم تصویری انتقادی از ایران آینده گام برمی‌دارد.یادا

در ادامه یادداشت عطیه کریمی، دانشجوی کارشناسی ارشد جامعه شناسی سیاسی دانشگاه تهران را می‌خوانیم: 

«فرصت در دل بحران‌ها نهفته است»؛ عبارت پرتکرار این سال‌هاست که به نوعی به کلیشه‌ای خوش‌بینانه بدل شده‌است. اما آیا واقعاً هر بحرانی به‌طور خودکار دری به سوی فرصت می‌گشاید؟ تجربه تاریخی پاسخی متفاوت ارائه می‌دهد. جنگ برای ایران، با وجود تمام ویرانی‌ها، وحدتی کم‌سابقه آفرید و کشور را از انزوای سیاسی خارج کرد. در مقابل جنگ داخلی سوریه شکاف‌های عمیق طائفه‌ای، قومی و بین‌المللی را تشدید نمود. پس تفاوت در کجاست؟ درواقع پاسخ در بحران نیست؛ باید آن را در ظرفیت‌هایی جست‌و‌جو کرد که توسط رهبرانش پیش از بحران ساخته شده‌اند.

 

در ادبیات سیاست‌گذاری، مفهومی کلیدی به نام «پنجره فرصت» (Policy Window) وجود دارد که توسط جان کینگدان مطرح شده. بر این اساس یک مسئله زمانی حل می‌شود که، پنجره‌ای در مدت زمان کوتاهی گشوده شده و سه جریان مستقل به هم متصل شوند.

 

جریان مسئله؛ توجه عمومی و رسانه‌ای به یک مشکل جریان سیاستی؛ وجود راهکار از پیش طراحی شده و جریان سیاسی؛ اراده و تمایل نهاد‌های تصمیم‌گیر برای اقدام در این میان، نقشی محوری بر عهده «کارآفرین سیاسی» است که این سه جریان را به یکدیگر متصل کرده و فرآیند حل مسئله را تا انتها هدایت می‌کند. بحران در این معادله، اهرمی قدرتمند، اما بی‌ثبات است؛ می‌تواند پنجره را بگشاید، اما هرگز تضمین نمی‌کند که چیزی از آن عبور کند.

 

تبدیل بحران به فرصت، دست‌کم به سه شرط وابسته است که فقدان هر یک، پنجره را به همان سرعتی که گشوده شده، می‌بندد و وضعیت را به روال پیشین بازمی‌گرداند.

 

شرط اول: داشتن طرحی از پیش آماده

بحران لحظه غافلگیری و واکنش‌های آنی نیست، بلکه آزمونی برای کسانی که پیش‌تر به فکر حل مسئله بوده‌اند، می‌باشد. سیاست‌گذار در این لحظه شبیه موج‌سوار ماهری عمل می‌کند که موج را از دور دیده و تخته‌اش را آماده کرده است. در مقابل واکنش‌های سلیقه‌ای و بداهه نه تنها پنجره را می‌بندد، بلکه می‌تواند بحران را تشدید کند. آنچه در ایرانِ پس از جنگ تحولی راهبردی ایجاد کرد، صرفاً پایان جنگ نبود، بلکه وجود «اندیشه مقاومت» به‌مثابه چارچوبی معنایی بود که پیش از آن توسط رهبر شهید ساخته و تثبیت شده بود.

 

شرط دوم: معناسازی فعال توسط رهبر

بحران در ذات خود خام و چندمعنا است. این رهبران و کارآفرینان سیاستی هستند که با روایت‌پردازی به بحران «معنا» می‌بخشند؛ قهرمان و شرور را مشخص می‌کنند، درس‌های قابل فراگیری از آن استخراج کرده و راهکار‌های مقابله را ترسیم می‌نمایند.

بازتعریف مفهوم جنگ در فاصله زمانی میان جنگ دوازده روزه تا رمضان توسط رهبر شهید نمونه‌ای از همین معناسازی است که بدون آن، یک رویداد نظامی صرفاً به یک شکست یا پیروزی تاکتیکی بدل می‌شد، نه نقطه عطفی استراتژیک.

 

شرط سوم: نهادینه شدن درس‌ها در سراسر نظام

معناسازی اگر در سطح رهبری متوقف شود، تأثیری زودگذر خواهد داشت. عبور واقعی از پنجره فرصت زمانی محقق می‌شود که درس‌های استخراج‌شده از بحران به رویه‌ها، قوانین، ساختار‌ها و رفتار و روح حاکم نهاد‌ها تبدیل شود. در غیر این صورت با بسته‌شدن پنجره همه چیز به روال پیشین بازمی‌گردد و بحران تنها به خاطره‌ای بی‌فرجام بدل می‌شود.

 

در تحلیل وضعیت کنونی ایران، باید اذعان کرد که خوشبختانه «کلید» از پیش ساخته شده است. رهبر شهید سال‌ها پیش، با طرح «اندیشه مقاومت» و معناسازی از مفاهیمی، چون «جنگ ترکیبی»، «تهدید نرم» و «جهش تولید»، عملاً سه شرط یادشده را آماده کرده بودند. به عبارت دیگر، سیاستگذاران ما ایران را برای لحظه بحران آماده ساختند؛ چارچوب معنایی موجود است، راهکار‌های کلی طراحی شده، و اراده سیاسی برای عبور از بحران شکل گرفته است.

 

با این حال، داشتن کلید به معنای باز کردن خودکار قفل نیست. برای بهره‌برداری از پنجره فرصتی که بحران کنونی گشوده است، سه پیشنهاد در سطح سیاستگذاری کلان قابل طرح است: اول؛ فعال‌سازی کارآفرینان سیاسی میانی معناسازی رهبری باید توسط نهاد‌های اجرایی و لایه‌های میانی مدیریت بحران، به زبان عملیاتی ترجمه شود. پیشنهاد می‌شود «شورای راهبردی بهره‌برداری از بحران» با اختیارات فرابخشی تشکیل گردد.

 

دوم؛ طراحی بسته‌های سیاستی مشخص از دل چارچوب معنایی موجود

اندیشه مقاومت در حوزه اقتصادی یعنی چه؟ در حوزه انرژی یعنی چه؟ در حوزه دیپلماسی یعنی چه؟ پاسخ به این سوالات باید در قالب اسناد بالادستی و آیین‌نامه‌های اجرایی، پیش از بسته‌شدن پنجره، نهایی شود.

 

سوم؛ نهادینه‌سازی سریع درس‌ها

پیشنهاد می‌شود هر درس استخراج‌شده از بحران کنونی، ظرف حداکثر سه ماه به یک رویه الزام‌آور در دستگاه‌های مرتبط تبدیل گردد؛ در غیر این صورت، پنجره بسته می‌شود و همه چیز به روال پیشین بازمی‌گردد. 

در جمع‌بندی باید گفت بحران به خودی خود نه فرصت است و نه تهدید؛ بلکه «لحظه‌ای» است که در آن، آمادگی‌های پیشین و کارآمدی معناسازی تعیین می‌کنند که یک جامعه به سمت پیشرفت گام برمی‌دارد یا در باتلاق مشکلات قبلی فرو بماند. به عبارت دیگر، بحران تنها برای کسانی پنجره می‌گشاید که پیش از آن، کلید ساخته‌اند.

 

انتشار یادداشت‌ها به معنای تأیید تمامی محتوای آن توسط «خبرگزاری دانشجو» نیست و صرفاً منعکس کننده نظرات گروه‌ها و فعالین دانشجویی است*

 

پربازدیدترین آخرین اخبار