«دانشجوي پولی» به درد «دهه پیشرفت و عدالت» نمیخورد
به گزارش خبرنگار فرهنگي «شبكه خبر دانشجو»، در طول سال های اخیر پیشرفت کشور از نظر اقتصادی و افزايش بيش از پيش ثروت متمولان جامعه و همچنين دستيابي به موقعیت های اجتماعی از طریق پرداخت پول و بدون طی کردن مسیرهای معمول و درست آن، این توقع را در قشر ثروتمند جامعه ایجاد کرد که می توان از طرق غير قانوني نيز به موقعیت های اجتماعی دست یافت؛ این توقع نابجا رفته رفته با بدست آوردن موقعیت های اجتماعی بیشتر به یک نیاز کاذب و فشار اجتماعی تبدیل شد.
حال جامعه ای را در نظر بگیرید که بدست آوردن موقعیت های اجتماعی از طریق پرداخت پول و بدون طی مسیر صحیح در آن ممکن باشد؛ در چنین جامعه ای افراد به جای تلاش برای افزایش توانایی های خود، تنها براي بدست آوردن پول بیشتر و رسیدن به موقعیت های اجتماعی بالاتر سعي خواهند کرد و مسلماً روز به روز رقابت در این میدان بیشتر و بیشتر خواهد شد، بالطبع در چنین جامعه ای پایبندی به اصول و ارزش های اجتماعی و انسانی کمتر مورد انتظار خواهد بود.
حال اگر جامعه، در مقابل این توقعات مقاومت نکرده و یا با دادن موقعیت های بالاتر، آنها را برآورده کند، روز به روز اختلاف طبقاتی افزایش یافته و این روند در تمامی موقعیت های اجتماعی گسترش می یابد؛ لذا پس از مدتی، رسیدن به اغلب موقعیت های اجتماعی تنها از طریق پول و نه از طریق صحیح آن، ممکن می شود که نتیجه طبیعی آن عدم دستیابی قشر کم درآمد به موقعیت هاي بهتر اجتماعي و فقیرتر شدن این طبقه خواهد بود.
آثار سوء اختلاف طبقاتی، در طرح پذيرش دانشجوي پولي
با توجه به آثار سوء اختلاف طبقاتی، لزوم جلوگیری از این پدیده امری بدیهی و روشن به نظر می رسد؛ به اين ترتيب اجتماع در هر مقطعی از پیشرفت خود بايد با توقعات بیجای طبقه سرمایه دار مقابله جدی داشته باشد.
نیک می دانیم که در کشور ما به دلایل متعدد، درآمد به شکل نامطلوبی توزیع شده و قسمت اعظم آن در اختيار درصد بسيار محدودي از جمعيت كشور است كه اين امر موجب ايجاد اختلاف طبقاتی شده است.
یافتن معیار صحیح توزیع درآمد بيش از هر موضوع ديگري، فكر و ذهن برنامه ريزان اجتماع را به خود معطوف داشته است.
همچنین در كشور ما عوامل گوناگوني دست به دست هم داده اند تا مدارك دانشگاهی، درست یا غلط، به عنوان مهمترين و شايد تنها عامل كم و بيش قابل اتكا برای سهيم شدن در درآمد باشند؛ البته بجز برای طبقه مرفه که مدرک به عنوان یک عامل برای رسیدن به منزلت های اجتماعی است.
اين امر تا بدانجا پيش رفته كه امروزه قبولي در كنكور براي جوان ايراني حكم مرگ و زندگي را پيدا كرده است؛ راه پيدا نكردن به دانشگاه و اخذ مدركي درخور به معناي محروميت از بسياري از مواهب اجتماعي و در بسياري از مواقع، همارز نوعي مرگ زودرس است.
آمار چند ميليوني داوطلباني را كه در پشت درهاي دانشگاه به صف ايستاده اند را جز به اين شكل نمي توان تبيين و تفسير كرد.
حال با چنین شرایطی، سکوت در برابر رسیدن طبقه مرفه به موقعیت های اجتماعی بالاتر، خصوصا مسئله اخذ مدرک دانشگاهی در مقاطع مختلف توسط اين قشر و اسفبارتر از آن، کمک به چنین جریانی با اجرای طرح هایی مانند طرح دانشجویان پولی و بخصوص طرح دوره مشترک و افزایش روزافزون این طرح ها نشان دهنده آن است که مسئولان و تصمیم گیران جامعه به فشار طبقه مرفه تن داده و جامعه را به سمت افزایش اختلاف طبقاتی و ایجاد جو تبعیض و بی عدالتی کشانده اند، اما از باب اینکه «جلوی ضرر را هر موقع که بگیری منفعت است» و اینکه به هر حال برای جلوگیری از آثار بسیار سوء این موضوع در آینده، بخصوص در نسل های بعد باید اقدامی صورت بگیرد، لازم است در برابر این روند اقدامات جدی و حساب شده ای انجام شود.
اکنون در آغاز دهه پیشرفت و عدالت، ضرورت بازخوانی اصولی که انقلاب اسلامی بر مبنای آن شکل گرفته است و پیگیری آن در برنامه ریزی ها، الزام جدی دهه چهارم انقلاب است.
عدالتخواهي نبايد فقط در حد شعار باشد
امروز شعارهای عدالتخواهی، مستضعف گرایی و دفاع از محرومین باید خود را نه فقط در تریبون های عمومی و شعارهای مسئولان –که به جای خود لازم و ضروری است- که باید در برنامه ریزی های کوتاه مدت و بلند مدت نظام اسلامی نيز نشان بدهد.
حال در این میدان، تقابل مبنایی و جدی بین معتقدان به مبانی اسلامی انقلاب و طرفداران پیوستن به نظام سلطه و استکبار جهانی و سرمایه داری شکل گرفته است.
تجدیدنظرطلبان آشکارا در این فضا سخن از ضرورت فراموش کردن شعارهای انقلابی به زبان مي آورند و از سوی دیگر، عده ای با تکرار شعارهای انقلابی - دانسته یا ندانسته و یا از سر استیصال - برنامه های تجویزی صندوق بین المللی پول و بانک جهانی و سازمان تجارت جهانی را پی می گیرند و به اين ترتيب دو لبه این قیچی اسلام ناب و مستعضعفین به عنوان صاحبان اصلی انقلاب را نشانه رفته اند.
موافقت با طرح پذيرش دانشجوي پولي ظلمي آشکار به اقشار متوسط و پايين جامعه است
موافقت با طرح پذيرش دانشجوي پولي ظلمي آشکار به اقشار متوسط و پايين جامعه است که قصد ادامه تحصيل دارند؛ اگر اين مکانيزم در کشور نهادينه شود و افراد بدون تلاش علمي و صرفاً به اتکاي پول و ثروت خود امکان ادامه تحصيل بيابند، استمرار اين روند منجر به سخره گرفته شدن علم ميشود.
کسي که مشتاق ادامه تحصيل است بايد سختيهاي متعارف و منطقي موجود در راه کسب علم را تحمل کند؛ چرا كه اين امر، ارزش علم را در جامعه ارتقا ميبخشد.
بايد با کارشناسي دقيق ابتدا معلوم شود که چند درصد دانشجويان براي ادامه تحصيل به خارج ميروند و بعد چند درصد اين افراد فقط و فقط براي ادامه تحصيل به کشورهاي خارجي ميروند تا بتوان سود و زيان اين طرح را به طور تخصصي ارزيابي کرد.
طرح پذیرش دانشجوی پولی با اصل ۳۰ قانون اساسی مغاير است
طرح پذیرش دانشجوی پولی با اصل ۳۰ قانون اساسی و اصولی که دولت را موظف کرده با شکاف طبقاتی مبارزه کند، مغایر است.
اصلیترین نتیجه این طرح تبعیض میان دانشجویان است؛ اینکه کسی که پول دارد بتواند در بهترین دانشگاه تحصیل کند با کسی که زحمت کشیده و درس خوانده همردیف باشد، رانت اضافی به پولدارها و ظلم به قشر مستضعف است.
بخش زیادی از افرادي که با پول به دانشگاه میروند فقط به دنبال علم نیستند
بخش زیادی از افرادي که با پول به دانشگاه میروند فقط به دنبال علم نیستند، بلکه کسب مدرک برای آنها مهم است و این مسئله باعث کاهش شأن و اعتبار مدرک میشود؛ مشکل مهمتر این است که روح حاکم بر لایحه پنجم مشکلات فرهنگی زیادی را ایجاد میکند؛ در واقع این طرح به جای آن که مردم را به سمتی ببرد که انسانها را بر اساس استعداد و پشتکارشان مي سنجد، به جهتي سوق مي دهد که همه چیز را با پول میسنجند، به اين ترتيب روح قناعت و تلاش با این گونه طرحها از بین میرود.
هر چند در کشورهای دیگر هم طرح پذیرش دانشجویان پولی اجرا مي شود، ولی این مدلها الزاماً متناسب با فرهنگ ما نیستند و تفکر لیبرالی و عدم ایجاد فرصت برابر برای تحصیل با فرهنگ عدالت اسلامی همخوانی ندارد.
با اجراي طرح پذيرش دانشجوي پولي، دانشجویان با سطح فرهنگی بسیار متفاوت وارد دانشگاه میشوند که در این حالت دانشگاه دچار چالشهای جدی میشود؛ بر اين اساس، بیشتر از خط امام و رهبر فرزانه انقلاب فاصله مي گیريم./انتهاي پيام/