روز عرفه؛ روز نیایش و بندگی
به گزارش گروه فرهنگي «شبكه خبر دانشجو»، دل در جوشش ناب عرفه وضو مي گيرد و در صحراي تفتيده عرفات جاري مي شود؛ آن جا كه ايوان هزار نقش خداشناسي است، لب ها ترنم باطراوت دعا به خود گرفته و چشم ها امان خود را از بارش توبه از دست داده اند.
دل، بيقرار روح عرفات حضرت اباعبدالله الحسين (ع) شده است، پنجره باران خورده چشم ها از ضريح اجابت تصوير مي دهد و اين صحراي عرفات است كه با كلمات روحبخش دعاي امام حسين (ع) و اشك عاشقان او بر دامن خود اجابت را نقش مي كند.
اشك و زمزمه ما را نيز بپذير، اي خداي عرفه.
در اين روز حجاج بيت الله الحرام با وقوف در صحراي عرفات با خداي خويش به مناجات مي پردازند و دعاي عرفه امام حسين(ع) را قرائت مي كنند.
مسلمانان نيز در گوشه گوشه اين كره خاكي در اين روز همه با هم نجوا كردند: «خداي من، من به گناهانم اعتراف مي كنم، آنها را ببخش، منم كه بد كردم، منم كه خطا كردم، منم كه تصميم به گناه گرفتم، منم كه ناداني كردم.»
مسلمانان با شركت در آيين پرفيض و ملكوتي دعاي عرفه، با ريختن اشك عشق، از معبود خود طلب عفو كرده و براي گناهان گذشته خود از ذات اقدس الهي طلب مغفرت كردند.
عرفات نام جايگاهي است كه حاجيان در روز عرفه (نهم ذي الحجه) در آنجا توقف مي كنند و به دعا و نيايش مي پردازند و پس از برگزاري نماز ظهر و عصر به مكه مکرمه باز مي گردند و وجه تسميه آن را چنين گفته اند كه جبرائيل (ع) هنگامي كه مناسك را به ابراهيم مي آموخت، چون به عرفه رسيد به او گفت: عرفت؟ و او پاسخ داد: آري، لذا به اين نام خوانده شد.
و نيز گفته اند سبب آن اين است كه مردم از اين جايگاه به گناه خود اعتراف مي كنند و بعضي آن را جهت تحمل صبر و رنجي مي دانند كه براي رسيدن به آن بايد متحمل شد؛ چرا كه يكي از معاني «عرف» صبر و شكيبايي و تحمل است. (1)
فَتَلَقي آدَمُ مِنْ رَبِّه كَلماتًُ فتابَ عَليهِ اِنَّه? هو التَّوابُ الرّحيمْ
«آدم از پروردگارش كلماتي دريافت داشت و با آن به سوي خدا بازگشت و خداوند، توبه او را پذيرفت، چه او توبه پذير مهربان است.»
طبق روايت امام صادق(ع)، آدم (ع) پس از خروج از جوار خداوند و فرود به دنيا، 40 روز هر بامداد بر فراز كوه صفا با چشم گريان در حال سجود بود، جبرئيل بر آدم فرود آمد و پرسيد:
ـ چرا گريه مي كني اي آدم؟
ـ چگونه مي توانم گريه نكنم، در حالي كه خداوند مرا از جوارش بيرون رانده و در دنيا فرود آورده است.
ـ اي آدم به درگاه خدا توبه كن و به سوي او بازگرد.
ـ چگونه توبه كنم؟
جبرئيل در روز هشتم ذيحجه آدم را به منا برد، آدم شب را در آنجا ماند. و صبح با جبرئيل به صحراي عرفات رفت، جبرئيل هنگام خروج از مكه، احرام بستن را به او ياد داد و به او لبيك گفتن را آموخت و چون بعد از ظهر روز عرفه فرا رسيد تلبيه را قطع كرد و به دستور جبرئيل غسل كرد و پس از نماز عصر، آدم را به وقوف در عرفات واداشت و كلماتي را كه از پروردگار دريافت كرده بود به وي تعليم داد، اين كلمات عبارت بودند از:
خداوندا با ستايشت تو را تسبيح مي گويم؛ سُبحانَكَ اللهُمَ وَ بِحمدِك
جز تو خدايي نيست؛ لا الهَ الاّ اَنْتْ
كار بد كردم و بخود ظلم نمودم؛ عَمِلْتُ سوء وَ ظَلَمْتُ نَفْسي
به گناه خود اعتراف مي كنم؛ وَ اِعْتَرِفْتُ بِذَنبي
تو مرا ببخش كه تو بخشنده مهرباني؛ اِغْفرلي اِنَّكَ اَنْتَ اَلغَفور الرّحيمْ
آدم (ع) تا هنگام غروب آفتاب همچنان دستش رو به آسمان بلند بود و با تضرع اشك مي ريخت، وقتي كه آفتاب غروب كرد همراه جبرئيل روانه مشعر شد و شب را در آنجا گذراند و صبحگاهان در مشعر بپا خاست و در آنجا نيز با كلماتي به دعا پرداخت و به درگاه خداوند توبه گذاشت./انتهاي پيام/