کد خبر:۱۰۰۸۳۴
لزوم اصلاح جدی نظام پذیرش دانشجو در کشور؛
طرحی نو دراندازیم..
باید پذیرفت که پذیرش بی حد و حصر دانشجو در نظام آموزش عالی به دلیل آن که توقعات دانش آموختگان را تا حد زیادی افزایش می دهد ، دارای تبعات نامطلوبی به ویژه در ابعاد جامعه شناختی و روان شناختی است.
«شبكه خبر دانشجو»؛ سید محمد مهدی موسوی؛ امروز درعرف رایج دنیا ، فعالیت و کار پس از فارغالتحصیل شدن، یکی از معیارهای رتبهبندی دانشگاههاست، حال آن که نظام آموزش عالی کشورمان به صراحت اعلام میکند که متولی اشتغال فارغالتحصیلان نیست و سازمانهای دیگر چنین مسئولیتی را بر عهده دارند.
این مساله در حالی است که در بیشتر نظامهای آموزش عالی دنیا و بهخصوص کشورهای پیشرفته، سیاست گذاری برای دایر کردن رشتههای جدید، یا کم و زیاد کردن ظرفیت پذیرش دانشجو در هر رشتهای و دانشگاهی براساس نیازهای بازار کار همان کشور صورت میگیرد.
کسی چه می داند شاید یکی از دلایل مهم این که دانشگاههای ایران در رتبهبندیهای جهانی، اغلب دارای جایگاه پایینی هستند همین مساله باشد.
نکته تاسف باری که حاصل چنین وضعیت نگران کننده ای است این که بسیاری از فارغالتحصیلانی که جذب بازار کار شدهاند در مشاغل و پستهایی به کار گمارده شدهاند که ارتباط چندانی با رشته تحصیلی آنها ندارد که این خود نوعی بیکاری پنهان محسوب میشود که در این مساله تا حدود زیادی، خود دانشگاه ها و به ویژه برنامه ریزان و دست اندرکاران کلان نظام دانشگاهی و اجرایی کشور مقصر می باشند.
چندی پیش یکی از مسئولان ارشد مرکز آمار ایران به همین نکته اشاره نموده و در مصاحبه ای با یکی از خبرگزاری ها ، کمتوجهی نظام آموزش عالی به نیازهای جامعه را به عنوان یکی از دلایل اصلی بروز بحران بیکاری فارغالتحصیلان عنوان کرده بود.
این که می شنویم بر اساس آماری ، بیکاری در میان دانشگاهرفتهها چیزی در حدود 4 یا ۵ برابر بیشتر از دانشگاه نرفتههاست، آیا این فاجعه نیست!
بله کسی منکر رشد و ارتقای سطح عمومی سواد در جامعه و ضرورت توجه و برنامه ریزی برای دست یابی به این مهم نیست و از این حیث باید تلاش مسئولان را ارج نهاد و آن را به فال نیک گرفت اما بالاخره باید پذیرفت که پذیرش بی حد و حصر دانشجو در نظام آموزش عالی به دلیل آن که توقعات دانش آموختگان را تا حد زیادی افزایش می دهد ، دارای تبعات نامطلوبی به ویژه در ابعاد جامعه شناختی و روان شناختی است.
هم اکنون و براساس آمار، سالانه بالغ بر يك ميليون تا يك ميليون و 500 هزار نفر فارغالتحصيل دانشگاهها وارد بازار كار ميشوند. این در حالی است که بسیاری از این جمعیت انبوه، فاقد بازار کار مناسب با رشته تحصیلی خود هستند که این وضعیت در رشته های علوم انسانی به مراتب حاد تر و نگران کننده تر است. نتیجه این وضعیت این می شود که بر اساس آماری که اخیرا از یکی از نهادهای رسمی کشور در رسانه های جمعی مطرح شد، حدود 45 درصد بیکاران کشور را دانشآموختگان دانشگاهی تشكيل ميدهند.
به هر حال آن چه مهم است این که باید پذیرفت آمار بالای نرخ بيكاري فارغالتحصيلان دانشگاهی نشانگر وجود مشكلات عدیده ساختاري در بازار كار كشور است.
مخلص کلام این که به اعتقاد نگارنده آن چه به نظر صواب می آید و صد البته کاملا ضروری این که مسئولان باید در زمینه هایی چون اصلاح نظام جذب دانشجو، لزوم برنامه ریزی کارشناسی در جهت تعریف رشته های تحصیلی و همچنین ضرورت بازتعریف در ماموریت برخی دانشگاه های دولتی و غیر دولتی از طریق شورای عالی انقلاب فرهنگی فکر جدی کنند و امروز در اندیشه پیدا کردن راهکارهای حل مشکل باشند./انتهاي پيام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰