بسيج دانشجويي دانشگاه ادبيات دانشگاه تهران خواستار پاسخگويي ضرغامي شد
کد خبر:۱۰۰۹۵۶
طي نامه‌اي سرگشاده؛

بسيج دانشجويي دانشگاه ادبيات دانشگاه تهران خواستار پاسخگويي ضرغامي شد

بسيج دانشجويي دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تهران با صدور نامه اي سرگشاده خطاب به رئيس سازمان صدا و سيما خواستار پاسخگويي وي نسبت به برخي اقدامات اين سازمان شد.
به گزارش خبرنگار سياسي «شبكه خبر دانشجو»، بسيج دانشجويي دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تهران با صدور نامه‌اي سرگشاده خطاب به رئيس سازمان صدا و سيما خواستار پاسخگويي وي نسبت به برخي اقدامات اين سازمان شدند.
 
در اين نامه سرگشاده آمده است: ریاست محترم سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی جناب آقای مهندس ضرغامی یک سال از تمدید حکم جنابعالی توسط رهبر فرزانه انقلاب به سرپرستی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران می گذرد. این هفتمین سال است که شما در رأس فراگیرترین، کارسازترین و مهمترین رسانه فرهنگی این کشور هستید. بر آن شدیم تا به رسم پیشینیان خود در جنبش دانشجویی، که شما هم روزگاری عضوی از آن بوده اید، پرسش هایی از محضر شریف حضرتعالی داشته باشیم.
 
اين نامه مي افزايد: رهبر معظم انقلاب در حکم تمدید دوران مسئولیت جنابعالی در آبان ماه سال گذشته شاخص هایی را برای تبدیل شدن این رسانه به یک رسانه فاخر مطرح کردند؛ رسانه ای که دین، اخلاق، امید و آگاهی بارزترین نمود آن باشد. چهار مؤلفه ای که اگر آنها را بنیان و ستون فقرات آرمان انقلاب اسلامی بدانیم سخنی به گزاف نگفته ایم؛ دینی که شخصی نیست، اخلاقی که فقط به جنبه های فردی خلاصه نمی شود و رفتار اجتماعی مخاطبان و نیز نهاد حساس و مهمی چون خانواده بر اساس آن شكل می گیرد و دینی که در رفتار اجتماعی و به مناسبات جامعه شکل می بخشد.
 
در اين نامه تاكيد شده است: امیدی که افراد را به آینده دلگرم می سازد و جامعه را برای تلاش و همت بلند آماده می کند و انگیزه های افراد را اصلاح می کند و آگاهی که جامعه را در غبار فتنه ها مصون می سازد آنگاه که بازار شایعات داغ می شود و امر مشتبه می شود، حقیقت در محاق می رود این بصیرت و آگاهی است که به همت رسانه های فرهنگ ساز حقیقت را به جامعه نشان می دهد و دشمن را ناکام می گذارد.
 
در اين نامه خاطرنشان شده است: جناب آقای ضرغامی رهبر معظم انقلاب انتظار داشتند تا نشانه‌های این تحول در اولین سال مسئولیت جنابعالی مشاهده شود احتمالا شما هم معتقد هستید که تحول تنها با جابجا کردن افراد در سمت های مختلف مدیریتی حاصل نمی شود بلکه تغییر نگاه و رویکرد بنیادی را می طلبد. حال سوال این است که این مشی تحول خواهانه را در کدام جنبه از سازمان خود اعمال کرده اید؟ رهبری مشخصا به نهاد خانواده اشاره کردند و معتقد بودند که باید این نهاد حساس و مهم بر اساس این چهار شاخص شکل بگیرد. نهادی که در جامعه ما در حال سست شدن است و زنگ خطر از آمارهایی که هر از چندی به گوش می رسد خاطر هر انسان دلسوزی را به درد می آورد.
 
در اين نامه آمده است: تقویت این نهاد بر اساس این چهار شاخص، با شیوه های تکراری و نصیحت های مجریانی که بعضا کمترین اعتقادی به آنچه مقابل دوربین به زبان می آورند ندارند صورت نمی گیرد؛ بلکه باید هنر و شیوه‌های گوناگون حرفه ای و آزموده شده یا نوپدید، یكسره در خدمت رشد این شاخص ها در آید.
 
در اين بيانيه تصريح شده است: به راستی اضافه کردن نام یک مشاور مذهبی به تیتراژهای سریال های تلویزیونی چیزی بیشتر از شانه خالی کردن از بار مسئولیت نمایان مي كند؟ آیا تقویت فرهنگ مصرف زدگی افراطی که یادگار نامیمون سلطه استکبار در این سرزمین است زیبنده رسانه ملی است؟ آیا می توان از طرفی در پر مخاطب ترین ساعات رسانه ملی پیام های بازرگانی پر آب و تاب پخش کرد و از طرفی مردم را به قناعت و پرهیز از تجمل دعوت کرد؟ آیا هیچ گاه از خود پرسیده اید که آن خانواده بی بضاعت روستایی در مقابل تبلیغ انواع خوراکی های گران قیمت که با شیوه کودکانه برای کودکان این سرزمین پخش می شود مقابل فرزندان خود چه پاسخی می دهد؟
 
اين نامه در ادامه مي افزايد: آیا تبلیغ دینداری با پخش برنامه هایی از فلان مکان یا برنامه مذهبی و زوم ها و مصاحبه های آزاردهنده دوربین رسانه ملی با شرکت کننده های این برنامه ها امکان پذیر است؟ چگونه است که می توان برای ساخت فلان سریال و فیلم بلند از اصول پیچیده هنری بهره جست اما در تهیه یک گزارش چند دقیقه ای از یک برنامه مذهبی بدیهی ترین اصول هنری و حتی عقلانی را برای اثرگذاری در مخاطب زیر پا گذاشت.
 
اين نامه خاطرنشان كرده است: بازیگران و کارگردانان و مجریانی که با این رسانه کار می کنند و اسم و رسمی پیدا می کنند و چندی بعد نامشان و تصویرشان را در نشریات زردی که به عدد شکم های گرسنه چاپ می شود شاهد آنیم که در سینما به گونه ای دیگر کار می کنند و البته همان ها هم سریال هایی را می سازند که مؤمنین، روزه های ماه رمضان خود را پای آن سریال ها باز می کنند. وای بر ما اگر پس از سی سال از انقلاب چند هنرمند متعهد هم برای میهمان کردن سر سفره های بندگی مردم تربیت نکرده باشیم.
 
نگارندگان اين نامه آورده اند: جناب آقای ضرغامی همانگونه که مستحضرید تلاش عمده دشمن برای سیاه نمایی وضع موجود و ایجاد یأس و دلسردی خصوصا در میان نخبگان و تحصیل کرده هاي این سرزمین به حد اعلای خویش رسیده است. این که اوضاع را چنان جلوه دهند که کسانی که آینده این سرزمین در دستان آنهاست امیدی به کار کردن در سرزمین مادری خویش را نداشته باشند، روندی است که در این سال ها رو به افزایش است.
 
اين نامه در ادامه افزوده است: نمودی از این مسئله را در حوادث سال گذشته شاهد بودیم. مدعیانی که نیامده این گونه امیدهای حرکت و تلاش را بر باد می دهند اگر می آمدند چه می کردند! این مسئله وظیفه آن نهاد را سنگین تر می سازد. باید چاره ای اندیشید برای افزودن انگیزه کار و تلاش در میان عموم مردم و خصوصا نخبگان. رهبر فرزانه انقلاب با درک این شرایط این سال را سال همت مضاعف و کار مضاعف نام نهادند.
 
در اين نامه آمده است: نامی که رسانه ملی به جای اینکه به این بیندیشد که چگونه می تواند زمینه کار و تلاش را در این مملکت ایجاد کند، تلاش ها را افزون کند و همت ها را مضاعف و فرصت های کار را به مردم معرفی کند به برخوردی سطحی و شعاری با آن بسنده کرد. البته به این هم بسنده نکرد؛ چنان به مشغول ساختن مردم به فوتبال و حواشی و گوشه و کنار آن پرداخت و با اخبار و گزارش ها و تحلیل ها و موشکافی های مختلف به جوانب آن پرداخت که هرکس مخاطب این رسانه قرار گیرد بعید است بداند که در این مملکت امری مهم تر از فوتبال هم هست!
 
نگارندگان اين نامه در ادامه مي افزايند: البته کسی به این سوال پاسخ دهد که جوان ایرانی که پای رسانه ملی تربیت می شود و نام و نشان و اطلاعاتش از فلان فوتبالیست خارجی به حد اعلاست اما نام همت ها و و صیادها را از رسانه ملی نشنیده و تصورش از اینان چیزی بیشتر از اتوبان های شلوغ و پر ترافیک نیست، آیا اگر این جوان چیزی از آرمانگرایی نداند باید به او خرده گرفت؟ براستی آیا به این اندیشیده اید که آنان که در سخت ترین شرایط برای آبادانی این مملکت کار می کنند و شرایط سخت و دوری از خانواده را به جان می خرند و خالصانه تلاش می کنند تا چرخ های این مملکت از حرکت باز نایستد در رسانه تحت نظر شما اجر و قرب بیشتری دارند یا آن خواننده و بازیگری که در عید و غیر عید مقابل دوربین شما قرار می گیرد و با ژست های مختلف مورد تحسین قرار می گیرد؟
 
اين نامه خاطرنشان كرده است: آیا تصور نمی کنید که این رفتار نوعی الگوسازی و شخصیت پروری در جامعه است که چه عواقب خطرناکی را می تواند به دنبال داشته باشد؟ راستی سهم کوخ نشینان، مستضعفین و صاحبان واقعی انقلاب از رسانه ملی چقدر است؟ آن ستون های واقعی انقلاب که وقتی تورم شد سفره آنان کوچکتر شد، وقتی سیاست تعدیلی در پیش گرفته شد آنها از کار بیکار شدند اما هیچ گاه انقلاب را تنها نگذاشتد و در روزگار عصیان بالانشینان مرفه و کاخ نشینان بی درد و صاحبان ثروت ها و قدرت های بادآورده جانانه به میدان آمدند و آنان را سر جایشان نشاندند.
 
در اين نامه تصريح شده است: سهمی که تهیه کنندگان برنامه های رسانه ملی برای اینان قائلند یا آنجاست که بخواهند با نمایش صحنه های دلخراش زندگی آنان تأسف مردم را برانگیزانند و یا زمانی که بخواهند با نمایش تمسخرآمیزی از زندگی آنان در مقابل اغنیا موجبات تفریح و خنده مخاطبان را ایجاد کنند.
 
در پايان اين نامه آمده است: جناب آقای ضرغامی در راستای آنچه رهبر معظم انقلاب مبنی بر پاسخگویی مسئولان بارها برآن تأکید کرده اند، بسیج دانشجویی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران آمادگی خود را جهت ایجاد فرصتی برای بررسی شرایط نهاد تحت نظر و پاسخگویی حضرت عالی اعلام می دارد و امیدواریم که این نامه نیز به سرنوشت نامه ها و درخواست های گذشته منجر نشود و سکوت آن مقام محترم را در پی نداشته باشد و اکنون در هفتمین سال مسئولیت شما در اين نهاد این فرصت را در اختیار دانشجویان و دانشگاهیان قرار دهید تا رو در رو با آن مسئول محترم گفت و گو کنند./انتهاي پيام/
پربازدیدترین آخرین اخبار