کد خبر:۱۰۱۳۵۶
نگاهي به سريال «قهوه تلخ» اثر مهران مديري - 1
قهوه با طعم طنز تاريخي!
«قهوه تلخ»، نه بر اساس يك بهره گيري از فضاي تاريخياش، بلكه بر اساس همان موقعيتهاي مالوف و معمولي گروه سازنده و بويژه بازيگرانش پيش ميرود.
سريال «قهوه تلخ» كه ظاهرا در طول اين چند هفته توانسته جاي خود را در ميان مخاطبان رسانه جديد، يعني سريال هاي فروشگاهي باز كند، يكي از مجموعه هاي طنزي است كه بستر بازگشت به تاريخ را براي بيان داستاني خودش انتخاب كرده است.
سريالي كه به جهت لوكيشن و جلوه هاي متنوع تصويري، به نظر مي رسد تا حدودي دچار محدوديت است و تمام صحنه هاي آن در يك لوكيشن به صورت داخلي و خارجي برداشت مي شود.
در عين حال، نوع پوشش بازيگران هم ظاهرا از هيچ مدلي پيروي نمي كند و تنها جلوه و جلاي تصويري و رنگ آْميزي بصري آن براي كارگردان مهم بوده است.
«قهوه تلخ» داستان يك خواب تاريخي و يا به عبارتي فلاش بك زماني است كه يك استاد دانشگاه دچار آن مي شود و ورود وي به زمان و زمانه ديگر، موقعيتي را فراهم مي سازد تا در بطن و متن يك روايت تاريخي، البته در وجه فانتزي اش، قصه اي طنزآلود كه البته گاه به هجو و هزل مي گرايد، روايت شود.
«قهوه تلخ»، اما تا بدين جاي كار نه بر اساس يك بهره گيري از فضاي تاريخي اش، بلكه بر اساس همان موقعيت هاي مالوف و معمولي گروه سازنده و بويژه بازيگرانش پيش مي رود.
اگر بنا بر ادامه طنزهاي پيشين بود، پس چرا لوكيشن و ظواهر لباس و به اصطلاح فضاي تاريخي(؟) براي اين مجموعه انتخاب شد؟ چه دليلي بود تا اين لقمه به اصطلاح اين قدر دور سر چرخانده شود و بعد وارد دهان گردد؟!
در عين حال به نظر مي رسد سريال علاوه بر اينكه شديدا بر بداهه و هنر شخصي بازيگران بنا شده و بدان وابسته است، از آسيب آن در امان نمانده و گاه به ورطه ابتذال و لودگي كشيده مي شود.
«قهوه تلخ» با مجموعه اي از آنچه گفته شد كماكان در حال پخش است؛ بايد ديد تا كجا مي تواند مخاطب خود را حفظ كند و يا با افزايش و يا احيانا كسر شدن از آن روبرو شود./انتهاي پيام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰