جنگ سرد جديد و فرصت‌هاي راهبردي ناشي از آن
کد خبر:۱۰۱۷۱

جنگ سرد جديد و فرصت‌هاي راهبردي ناشي از آن

مصطفي ملكوتيان

با توجه به اينكه روس‌ها امروزه از نظر اقتصادي قوي‌تر شده و تا حدود زيادي بر بحران‌هاي داخلي خود مانند مشكلات اقليتي در قفقاز نيز فايق آمده‌اند، جنگ سرد جديد نتايج عمده‌ا‌ي بر مسائل جهاني خواهد گذارد.

 

روي كار آمدن ديميتري مدودف به عنوان رئيس جمهور فدراسيون روسيه به نقطه عطفي در تحولات روابط آمريكا - روسيه و به زبان ديگر غرب و شرق جديد تبديل شده است.

 

در دوره رياست جمهوري ولاديمير پوتين، روسيه با نوعي خوش بيني نسبت به غرب و يا به دليل شرايط نامساعد اقتصادي و لزوم بهره‌‌گيري از تكنولوژي غربي راه تعامل با كشورهاي غربي را در پيش گرفت و با توجه به نياز آمريكا به موافقت روس ها با حضور نظامي اين كشور در آسياي مركزي و قفقاز، به بهانه مبارزه با تروريسم، درقبال برخي هداياي آمريكا به روسيه، آمريكا به فرصت‌ها‌يي براي اجراي راهبرد جهاني خود يعني فراهم كردن شرايط براي گسترش ناتو به شرق دست يافته بود.

 

اما روسيه پس از آن الزامات يا خوشبيني هاي اوليه نسبت به ادعاها و مطامع غرب، از حالت گيجي خارج شد و با تلاش هاي آمريكا براي حضور در سرزمين‌هاي در اختيار گرفته كه ابتدا تنها جنبه اعلام و مخالفت لفظي داشت، مخالفت كرد؛ با روي كارآمدن آقاي مدودف اين مخالفت ها در مقابل آمريكا و مجموعه‌ غرب جدي و روابط آمريكا - روسيه به يك بحران بزرگ تبديل شد.

 

اينك روس‌ها به تلاش‌هاي آمريكا براي حضور در مرز هاي جنوبي و غربي فدراسيون روسيه به عنوان تلاشي براي متلاشي كردن اين كشور مي نگرند كه البته غرب همواره آن را در نظر داشته است؛ زيرا به نظر غرب، روسيه با اين وسعت گسترده و حضور در مناطق مختلف هميشه خطرناك خواهد بود، بويژه اينكه اگر با كشورهايي مانند چين، ايران، هند، قزاقستان و غيره متحد شود.

 

در زمان جنگ سرد پيشين ميان غرب و شرق يعني تا پيش از فروپاشي اتحاد شوروي و بلوك شرق كمونيست مشهور بود كه دو ابرقدرت آمريكا و شوروي آنقدر سلاح هسته‌اي انبار كرده‌اند كه روس‌ها مي‌توانند با سلاح‌هاي خود چهار بار و آمريكايي‌ها سه بار كره زمين را ويران كنند.

 

به علاوه در آن جنگ سرد كه نقاط اوج آن جنگ كره، مسئله برلين و جنگ ويتنام بود، گفته مي‌شد كه روس ها از نظر قدرت تخريب و آمريكايي ها از نظر دقت سلاح‌ها بر رقيب پيشي دارند؛ با توجه به اينكه روس‌ها امروزه از نظر اقتصادي قوي‌تر شده و تا حدود زيادي بر بحران‌هاي داخلي خود مانند مشكلات اقليتي در قفقاز نيز فايق آمده‌اند، جنگ سرد جديد نتايج عمده‌ا‌ي بر مسائل جهاني خواهد گذارد.

 

در اين راستا، اولين قدم عملي فدراسيون روسيه در مقابل غرب، وتو كردن قطعنامه شوراي امنيت سازمان ملل در تحريم زيمبابوه در سال جاري بود.

 

آمريكا كه از مخالفان رابرت موگابه، رهبر سياهان در جنبش عليه نژادپرستي در زيمبابوه حمايت مي كند، نتوانست شرايط سياسي را در اين كشور به نفع خود تغيير دهد، بنابراين طبق معمول با عصبانيت به سوي بهره‌گيري از اهرم شوراي امنيت رفت، اما روس‌ها دريافتند كه اگر در اين رابطه در مقابل غرب كوتاه بيايند قاره آفريقا و سياهان را به خود بدبين خواهند كرد؛ بنابراين آنها همراه با چيني‌ها قطعنامه را وتو كردند.

 

اشتباه فاحش گرجستان:

 

در اين شرايط آقاي ساكاشويلي، رئيس جمهور گرجستان كه به مهره آمريكا شهرت دارد و طي به اصطلاح يك انقلاب رنگي مورد حمايت اين كشور و با پول و تبليغات آمريكا - كه اسناد آن موجود است - قدرت را بدست گرفت، دست به يك اشتباه فاحش يعني حمله به سرزمين استقلال طلب اوستياي جنوبي و اشغال آن برخلاف قرارداد قبلي خود با روسيه مبني بر حضور ارتش صلح بان روسيه در اين سرزمين زد؛ آن چه شرايط را بسرعت بدتر كرد كشته شدن 10 سرباز روس در آغاز اين نبرد بود.

 

اشتباه فاحش در سياست براي سياستمداران بسيار خطرناك است و گاه ممكن است باعث نابودي هويت سياسي آنان شود.

 

ساكاشويلي نتوانسته بود در انتخابات بعدي رياست جمهوري آراي دوره اول را بدست آورد و اينك تصور مي كرد با كسب پيروزي در اوستياي جنوبي كه قبلا وعده آن را داده بود، بتواند قدري موقعيت خود را بهبود بخشد.

 

به علاوه، غرب او و رهبران كشورهايي مانند اوكراين را به ايستادگي در مقابل روسيه تشويق مي‌كرد و به آنها وعده ورود به پيمان ناتو را مي‌داد؛ هرچند كشورهاي اروپايي در اجلاس اخير سران ناتو با آمريكا در پذيرش كشورهايي مانند گرجستان در ناتو همراه نشدند، حساسيت روسيه را در شرايط حاضر جدي تلقي كرده و موضوع را به تصور خود به فراهم شدن شرايط در آينده موكول كردند.

 

عكس العمل قاطع و غيرقابل پيش بيني روسيه:

 

پس از حمله گرجستان به اوستياي جنوبي كه در روز افتتاحيه بازي هاي المپيك پكن صورت گرفت، روسيه بلافاصله به مخالفت برخاسته و با مطرح كردن كشته شدن 10 نظامي خود و لزوم دفاع از نظاميان اين كشور در اوستياي جنوبي ارتش خود را وارد اوستياي جنوبي، آبخازيا و گرجستان كرد؛ روس ها بسرعت اوستيا را آزاد كرده و حتي برخي از شهرهاي بزرگ گرجستان را اشغال كردند.

 

در اين شرايط، ساكاشويلي، رئيس جمهور گرجستان و حاميان غربي آن كه قبل از حمله تصور چنين اقدامي را از روس ها نداشتند به اشتباه خود پي برده و درخواست آتش بس كردند.

 

با ادامه اقدامات ارتش روسيه در گرجستان ساكاشويلي به التماس افتاد و از مجموعه غرب، بويژه آمريكا خواست تا به حمايت از وي دست به اقدام عملي بزنند.

 

با وخامت بيشتر اوضاع، آمريكايي ها با دستپاچگي به دفاع از گرجستان پرداختند و براي اينكه در مقابل رقيب يعني روسيه و از نظر پرستيژ جهاني ضربه بيشتري نبينند بسرعت قرارداد استقرار پايگاه هاي ضدموشكي خود در لهستان را به امضا رساندند.

 

روس ها نيز بلافاصله و پس از تصويب مجلس دوماي روسيه استقلال اوستياي جنوبي و آبخازيا را به رسميت شناختند؛ اين در حالي است كه آمريكا به ارسال اسلحه به گرجستان پرداخت و روسيه نيز هواپيماهاي استراتژيك جاسوسي خود را در ونزوئلا مستقر كرد.

 

روس ها همچنين پيش از آن در سفر بشار اسد، رئيس جمهور سوريه به مسكو سخن از ارتقاي سطح روابط سياسي و نظامي خود با اين كشور بر زبان راندند كه اين امر به معني هشداري نسبت به امنيت رژيم صهيونيستي يعني دوست درجه يك غرب در خاور ميانه بود.

 

فرصت هاي راهبردي ناشي از تيرگي روابط آمريكا - روسيه:

 

نبرد اوستيا نقطه آغازي بر جنگ سرد جديد روسيه - آمريكاست و احتمالا تير خلاصي بر راهبرد غرب در گسترش ناتو به شرق خواهد بود.

 

به نظر مي‌رسد جدي شدن تصميم روس ها به ايستادگي عملي در مقابل راهبرد غرب در گسترش ناتو به شرق، چند فرصت راهبردي تعيين كننده در مسائل جهاني و مناطق مختلف جهان در اختيار بازيگران ذيربط قرار داده است كه عبارتند از:

 

1- غرب و بويژه آمريكا به دليل مشغول شدن به جنگ سرد با روسيه، هرچند همچنان به مخالفت با برنامه هسته اي ايران ادامه مي دهد، اما فعلا مجبور شده است به اين موضوع و همچنين موضوع صدور قطعنامه ديگري عليه جمهوري اسلامي ايران به مسئله اي داراي درجه دوم اهميت بنگرد؛ ضمن اينكه به دليل درگيري با روسيه شانس موفقيتش در صدور قطعنامه جديد نيز خيلي كمتر شده است؛ اين در حالي است كه غرب در موضوع اوستياي جنوبي به اشتباهي بزرگ دچار شده و اشتباه در ادامه اين بحران نيز ممكن است حتي جهان را به لبه پرتگاه جنگ هسته اي هدايت كند.

 

2- هرچند در زمان اتحاد شوروي سابق اين كشور در كمك به مسلمانان و اعراب در مقابل رژيم صهيونيستي كارنامه خوبي نداشت - به عنوان مثال اگر اتحاد شوروي در زمان جنگ هاي 1967 و 1973اقلام نظامي موردنياز كشورهاي عربي را به سرعت ارسال مي كرد، نتيجه ديگري از اين جنگ ها بدست مي آمد - اما با توجه به شرايط جديد و با توجه به اينكه ديگر اتحاد شوروي وجود ندارد، اكنون روس ها مايلند در مسائل مربوط به خاورميانه نقشي قويتر به عهده بگيرند؛ اين در حالي است كه رژيم صهيونيستي پاشنه آشيل غرب در اين منطقه است و از اين طريق مي توان براي آمريكا و اروپا بحران هاي بزرگ آفريد.

 

3 - در سال هاي گذشته و با مشخص شدن فريب و نيرنگ آمريكا و سرمايه داران غربي در كمك به كشورهاي آمريكاي لاتين، - جايي كه آمريكا آن را حياط خلوت خود مي داند- پيدايش رژيم هاي ضد غربي كه با آراي ملت در اين منطقه قدرت را به دست گرفته اند آشكارا رو به افزايش بوده است؛ آمريكاي لاتين براي آمريكا همان اهميت را مي تواند داشته باشد كه مناطق قفقاز و آسياي مركزي براي روسيه دارد.

 

روس ها به عنوان اولين گام در رويارويي با آمريكا در آمريكاي لاتين، هواپيماهاي استراتژيك جاسوسي خود را در ونزوئلا مستقر كردند و اين در حالي است كه اخراج سفير آمريكا از بوليوي نيز احتمالا بي‌ارتباط با اين مسائل نبوده است؛ بنابراين اين مسئله قابل توجه است كه پس از فروپاشي اتحاد شوروي و شكست ماركسيسم در حقيقت يكي از حاميان اصلي حركت‌هاي رهايي بخش ضد غربي در آمريكاي لاتين محو شده بود، اما اينك روسيه مي‌تواند تا حدودي اين خلا را پر كند.

 

4 - با ادامه تشنج در روابط روسيه - آمريكا، شرايط در افغانستان و عراق براي آمريكا و مجموعه غرب نيز بدتر خواهد شد؛ چرا كه حملات عليه نيروهاي ناتو در افغانستان در هفته‌هاي گذشته افزايش يافته و يكي از دلايل اين امر مي تواند مشغول شدن غرب به موضوع روسيه و ناتوانيش در تلاش هاي جدي موازي باشد./انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار