مشكل اصلي جناح‌هاي سياسي ايران عدم شفافيت در مباني و روش‌هاست
کد خبر:۱۰۳۰۷۳
حسن عباسی:

مشكل اصلي جناح‌هاي سياسي ايران عدم شفافيت در مباني و روش‌هاست

رئیس مركز دكترینال امنیت تأكيد كرد مشكل اصلي جناح‌هاي سياسي در كشور ما عدم شفافيت در مباني و روش‌هاست كه شناخت اين جناح ها را با مشكل مواجه مي كند.

به گزارش خبرنگار «شبکه خبر دانشجو» از شیراز، دکتر حسن عباسي امروز در تالار فجر دانشگاه شیراز با اشاره به اينكه واگرايي و همگرائي در انقلاب اسلامي نشان دهنده پويايي آن است، اظهار داشت: اساسا حيات نظام اجتمايي زنده به آن است كه در آن واگرايي و همگرايي اتفاق بيفتد.

وی افزود: اما مساله مهم اين است كه اين سير به خوبي شناخته و مديريت شود؛ چرا که اين يكي از مباحث استراتزيك نظام است و دليل اصلي بسياري از مشكلات ما همين عدم شناخت است.

رئیس مركز دكترینال امنیت بدون مرز گفت: اساسا اداره جامعه بشري نياز به يك سيستم عامل دارد كه بتواند همه برنامه ها را تنظيم كند؛ در زمان وقوع انقلاب اسلامي دو سيستم عامل اصلي ماركسيسم و ليبراليسم در دنيا وجود داشت كه انقلاب اسلامي هر دو را به چالش كشيد.

عباسی عنوان کرد: اين سيستم دو قطبي به آن معنا بود كه انسان ها بايد يكي از اين دو را مي پذيرفتند،  اما 10 سال پس از آن، انقلاب ماركسيسم از هم پاشيد و دوره نظام تك قطبي شكل گرفت كه ليبراليسم سردمدار آن بود.

 وي اضافه كرد: امروز ليبراليسم هم با چالش هاي اساسي رو به روست و در حال اضمحلال است.

رئیس مركز دكترینال امنیت بدون مرز در ادامه با اشاره به وجود چهار پارادايم در انقلاب اسلامي، به تشريح آن ها در طول چهار دهه عمر انقلاب پرداخت.

عباسی تصریح کرد: پارادايم اول را امام خميني (ره)، پاراديم نفي؛ يعني سياست نه شرقي، نه غربي، جمهوري اسلامي قرار دادند كه دهه اول انقلاب، يعني فاصله بين 1357 تا 1367 به اين پارادايم اختصاص داشت؛ كه شرق همان سوسياليسم و غرب همان ليبراليسم بود و نتيجه عملي اين پارادايم وقوع ترورها، كودتاها و دفاع مقدس بود. بنابراین با روشن شدن اين سياست جريانات مخالف مانند ليبرال ها و ملي- مذهبي ها به سرعت از صحنه سياسي كشور كنار رفتند.

وی تصریح کرد: سال 1368 پارادايم دوم؛ يعني پارادايم حيرت شروع شد كه پارادايم سنت و مدرنيته بود كه 10 سال به طول انجاميد كه البته ضرورت داشت، زيرا بايد تكليف جامعه با اين موضوع مشخص مي شد.

رئيس مركز دكترينال بدون مرز، دهه سوم را دهه پارادايم تفكيك ناميد كه تا سال 1388 ادامه داشت و گفت: بحث اصلي آن تقابل اصالت خدا و اصالت بشر بود، اما اين پارادايم در واقع درد زايماني بود براي تنظيم و مشخص كردن جهت گيري ها.

وي در تشريح اين مسأله با اشاره به اينكه بحث اصالت خدا و اصالت بشر يك اتوبان دوطرفه است كه هر كدام دقيقاً در جهت عكس هم حركت مي كنند، عنوان کرد: براي هر كدام از اين دو اصالت، 4 مرحله وجود دارد كه در اصالت بشر از نظر تاريخي به ترتيب اصالت خدا در قرون وسطا، اصالت بشر بر مبناي اومانيسم، دوره پست مدرنيسم؛ يعني فراي اصالت انسان، اصالت خود می باشد.

عباسی با بیان اینکه  از سال 2000 ميلادي به بعد بحث شيطان پرستي كه مرحله آخر اين تفكر است و در حال پيشروي در دنياست، مطرح است، گفت: بحث اين است كه چگونه بشر امروز را به وسيله تحريك نفسانياتش وادار به انجام كارهاي مختلف بكنيم.

رئیس مرکز دکترینال بدون مرز اضافه کرد: اما در طرف مقابل پارادايم اصالت خدا، اصالت بشر از مرحله پذيرش شرع مقدس شروع مي شود و با گذار از مراحل سنت الهي و سنت حسنه ديني كه به ترتيب قرآن و پيشوايان ديني است، به مرحله آخر كه تعالي انسان است منجر مي شود.

عباسي اين 2 پارادايم و بحث هاي پيرامون آن را دقيقاً همان چيزي دانست كه در دهه سوم و در بحث پارادايم تفكيك در سطح روشنفكر جامعه به وجود آمد.

وي با اشاره به اينكه دهه چهارم انقلاب كه هم اكنون يك سال از آن مي گذرد، دهه نور و ظلمت است، تصریح کرد: بحث اساسي اين دوره گرايش افراد به دو شاخه متضاد ولايت مداري است؛ يعني بر خلاف تفكري كه در جامعه ما وجود دارد و افراد را به ولايت مدار و ولايت گريز تقسيم مي كند، بحث اساسي اين دوره آن است كه افراد جامعه در زير كداميك از شاخه هاي ولايت مداري؛ يعني الله و طاغوت قرار مي گيرند.

رئیس مركز دكترینال امنیت بدون مرز، با اشاره به سير به وجود آمدن واگرائي ها و به عبارت دقيق تر ريزش‌ها از ابتداي انقلاب تا به امروز و در همه سطوح جامعه، به ترتيب عدم فهم درست پاراديم ها در هر دوره، بحث انحرافي سنت يا مدرنيته، بحث تقابل حقوق بشر و اصالت خدا و بالاخره ورود به مسائل انحرافي را از جمله بحث مكتب ايراني –كه از همه خطرناك تر است- برشمرد.

وي در بخش ديگري از سخنانش با اشاره به بحث هدفمند كردن يارانه ها خاطرنشان كرد كه ما با اصل اجراي اين طرح مشكلي نداريم، در واقع مشكل ما اين است كه اين طرح عظيم با كدام عقبه تئوريك در حال اجراست و نخبگان جامعه حق دارند درباره عدم شفافيت در اين زمينه مطالبه گري داشته باشند.

عباسی همچنین در پاسخ به اين سوال كه مشكل اصلي جناح هاي سياسي به ويژه اصول گرايان در چيست؟ گفت: مشكل اصلي عدم شفافيت در مباني و روش هاست كه شناخت اين جناح ها را با مشكل مواجه مي كند.

وي در پايان سخنانش عنوان کرد: اگر بخواهيم دچار اين واگرايي ها در انقلاب اسلامي نشويم بايد اصل شهيد بهشتي مبني بر اين كه ما شيفتگان خدمتيم نه تشنگان قدرت را، در سطوح مديريتي خود در نظام اسلامي پياده كنيم./انتهای پیام/

پربازدیدترین آخرین اخبار