ديدگاه امام در مورد مبارزه با مخالفين اسلام و انقلاب
کد خبر:۱۰۳۳۸۳

ديدگاه امام در مورد مبارزه با مخالفين اسلام و انقلاب

خدا به ما تكليف داده است كه با اين مخالفين اسلام مبارزه كنيم يا پيش مي بريم يا نمي بريم اگر پيش برديم كه الحمدلله، هم ما به تكليفمان عمل كرده ايم و هم پيش برديم و اگر هم مرديم و كشته شديم به تكليفمان عمل كرديم. ما چرا بترسيم. ما شكست نداريم، شكست براي ما نيست.
گروه معارف «شبكه خبر دانشجو»؛ بيانات بنيانگذار انقلاب اسلامي در خصوص مبارزه با مخالفين اسلام و انقلاب:
 
 1- چرا مسلمين بر ضد مستكبرين قيام نمي كنند؟
 
مسلمين را چه شده است كه در اين مسائل كه مربوط به اسلام است و مربوط به حيثيت مسلمين است ساكت نشسته اند . تماشاچي شده اند ؟ ما احتياج به كمك هاي جندي و كمك هاي ارتشي نداريم و ما خودمان حساب اينها را پاك خواهيم كرد ، لكن تاسف دارد كه مسلمين بي توجه هستند به اين مسائل اسلامي ، بي توجه هستند به قرآن كريم عمل نمي كنند به صريح قرآن كريم كه فرموده است كه : اگر يك طايفه اي ولو مسلم باشد اگر چنانچه حمله كرد بر طايفه ديگر از مسلمين ، بر مسلمين لازم است كه از آن طايفه مظلوم دفاع كنند.
 
چرا خبرگزاري هاي خودشان را نمي فرستند و ببينند مسائلي كه در ايران واقع شده است ، مصائبي كه در ايران واقع شده است ؟ و چرا اگر خبرگزاري هايي باشد و اطلاع بدهد به آنها در راديوهاي آنها منعكس نمي شود؟ اين سكوت مرگبار چيست كه در مسلمين است ؟ شما گمان مي كنيد كه مطرح عراق و ايران است و صدام است و مملكت ايران ؟ قضيه اين نيست . نه مطرح يك كشور . مطرح تمام كشورهاي اسلامي است ، مطرح مستضعفين جهانند.
 
آن چيزي كه آنها مي خواهند اين است كه مسلمين متفرق باشند و آنها حكومت كنند به اين مسلمين. آنها تمام جوان هاي ما را به تباهي بكشند . آنها به ايران فقط نظر ندارند. آنها به همه بلاد مسلمين ، به همه بلادي كه تحت سلطه اسلام بايد باشد آنها نظر دارند . لكن مي بينند كه اگر يك ميليارد مسلم با هم مجتمع بشود و آن معنايي كه در سي و پنج ميليون جمعيت ايران تحقق پيدا كرد و ضربه زد به آنها ، آن چنان ضربه اي كه تا آخر سر خودشان را نمي توانند بلند بكنند، اگر يك ميليارد جمعيت مسلمين اين طور بشوند چه خواهد شد؟
 
آنها براي جلوگيري از اين معناست كه اين معناست كه اين جنگ ها را به پا مي كنند. چرا بايد دولت هاي اسلامي اين طور از هم منفصل باشند و جدا باشند ؟ چرا بايد  دولت هاي اسلامي توجه به مسائلي اجتماعي و سياسي اسلام نداشته باشند؟ چرا بايد ممالك اسلامي توجه نداشته باشند كه نقطه نظر آنها اسلام است نه ايران ؟ ملت ها همه توجه دارند ، چرا دولت ها توجه ندارند؟
 
چه طور شده است دولت هارا ؟ چرا بايد تا آخر اينها تحت فشار ظلم ابر قدرت ها تسليم بشوند ؟ چرا بايد افغانستان را آن طور كنند و مسلمين نشسته باشند ؟ چرا بايد ايران را اين طور كنند و مسلمين ساكت باشند ؟ نشسته اند كه يكي يكي اينها را از بين ببرند . نوبت بعدي بشود؟
صحيفه نور، ج 13، صص 166، 167
 
 
2- ما بايد با صلاح ايمان با قدرت ها مقابله كنيم
 
شما مي دانيد، در تاريخ ديديد كه مسلمين صدر اسلام با يك وعده كم اما مجتمع و با ايمان غلبه كردند، در ظرف كمتر از نيم قرن بر تقريبا معموره آن وقت غلبه كردند براي اين كه با هم بودند و اسلحه ايمان در دست آنها بود. كي ما مي خواهيم اين اسلحه ايمان را - كه كنار گذاشته است - به دست بگيريم و با اين قدرت ها با اسلحه ايمان مقابله كنيم ؟ شما ديديد كه يك ملتي كه عددش كم و هيچ اسلحه نداشت و هيچ ابزار جنگي نداشت و هيچ نظامي گري نداشت و ابزار ايمان داشت و با ابزار ايمان غلبه كرد بر يك قدرت شيطاني كه همه قدرت ها دنبال او بودند. نه همان ابر قدرت ها ، همه قدرت ها دنبال او بودند. اين قدرت ايمان بود كه يك مشت مردم را كه هيچ نداشتند غلبه داد . اين همان قدرتي بود كه در صدر اسلام با يك ابزار كم غلبه كردند بر روم با آن بساط.
 
صحيفه نور، ج 19، ص 93
 
3- مقابله مسلمين با مخالفان ، با استفاده از سلاح ايمان
 
يك فردي كه با قوه ايمان پيش مي رود با افراد زيادي كه همان قوه دارند لكن ايمان ندارند اين مقابله مي كند . در اسلام اگر ملاحظه كرده باشيد . در بعضي از جنگها كه پيش آمد براي مسلمين و يك عده كمي بودند تمام قوايشان به حسب آن طوري كه در تاريخ هست ظاهرا سي هزار بود و پيشقراول لشكر روم ظاهرا بود.
 
پيشقراولشان شصت هزار بود و دنبالش هشتصد يا هفتصد هزار جمعيت با ساز و برگهايي كه آن وقت روم و ايران داشتند اين كتيبه آنها يعني پيشقراولهاي آنها وقتي كه روي آوردند كه شصت هزار ظاهرا بود . يكي از سردارهاي اسلام گفت كه من با سي نفر مي روم با اينها مقابله مي كنم با سي عدد و ما اگر اينها را ترسانديم و سي نفرمان رفت و شصت هزار نفر را عقب نشاند.
 
اين چشم زخم اسباب اين مي شود كه اينها آن لشكر بزرگشان هم شكست بخورد . خوب اشخاصي كه آنجا بودند گفتند سي تا آخر نميشود . شصت هزار نفر با سي نفر ؟ بالاخره قرار شد شصت هزار نفري . هر نفرمقابل هزار نفر و شكست دادند اينها را و اين اسباب اين شد كه لشكر روم كه تهيه ديده بود و هشتصد هزار هم دنبالش بود . ان هم شكست بخورند و بروند سراغ كارشان . اين قوه ايمان است يعني يك مومني كه اگر بكشد . بهشت مي رود و از اينجا بهتر است ، با يك همچو حربه اي كه حربه ايمان است . اين ديگر ترسي از اين ندارد كه كشته بشود اين شهادت را براي خودش سعادت مي داند . آنهايي كه مقابل شما هست . براي دنيا مي زنند . انهايي كه اعتقاد به ماوراي طبيعت ندارند ، اعتقاد به قيامت ندارند ، اعتقاد به بهشت و جهنم ندارند ، آنها براي همين دنياست ، مي خواهند دنيايشان درست بشود . خوب كسي كه مي خواهد هي خودش را حفظ كند كه غلبه كند و دنيايش چه بشود. اما اين آدمي كه براي خدا ، اين آدمي كه براي مقصد الهي قدم بر مي دارد و وارد ميدان مي شود ، اين آدم براي دنيا نيست تا اين كه لرزه اي در قلبش بيايد . اين براي خداست.
 
صحيفه نور. ج12 . ص45
 
 
4- ما مكلفيم به مبارزه با مخالفين اسلام و ملت
 
وعمده مطلب اين است كه ما تكليفي داريم ، ما مكلفيم ، خدا به ما تكليف داده است كه با اين مخالفين اسلام و مخالفين ملت اسلام مبارزه كنيم يا پيش مي بريم . يا نمي بريم اگر پيش برديم كه الحمدلله، هم ما به تكليفمان عمل كرده ايم و هم پيش برديم و اگر هم مرديم و كشته شديم . به تكليفمان عمل كرديم . ما چرا بترسيم . ما شكست نداريم ، شكست براي ما نيست براي اين كه از دو حال خارج نيست يا پيش مي بريم كه پيروز هم شديم يا پيش نمي بريم كه پيش خدا آبرومنديم . اوليا خدا هم شكست مي خورند . حضرت امير در جنگ معاويه شكست خورد ، اين كه حرف ندارد . شكست خورد ،. امام حسين سلام لله عليه هم در جنگ با يزيد شكست خورد و كشته شد اما به حسب واقع پيروز شدند آنها ، شكست ظاهري و پيروز واقعي بود . اگر ما ها هم كه براي خدا مي خواهيم كار كنيم شكست هم بخوريم ، تكليف را عمل كرديم و به حسب واقع هم پيروزي با ما خواهد شد.
 
صحيفه نور، ج 9 . ص 22
 
/انتهاي پيام/
پربازدیدترین آخرین اخبار