کد خبر:۱۰۴۷۱۲
بايدها و نبايدهاي محرم از نگاه رهبری؛
با تحريف مقابله كنيد
شيعه محب و مخلصى كه در روز عاشورا با قمه سر و روى خود را خونين مىكند آيا راضى است كه با اين عمل خود در روزگارى كه هزاران چشم عيبجو و هزاران زبان بدگو، در پى بد معرفى كردن اسلام و تشيع است، عمل او را مستمسك دشمنى خود قرار بدهد؟
به گزارش گروه معارف «شبكه خبر دانشجو»، زنده نگهداشتن یاد و خاطره امام حسین (ع) و شهیدان کربلا و ادامه راه آنان از افتخارات مسلمانان، شیعیان و آزادگان است. مردم ایران نیز سالیان زیادی را با برپایی حسینیهها و تکیهها به دنبال پاسداری از خون شهیدان هستند. برپایی مراسمهای عزاداری سالار شهیدان آداب و سنتهایی دارد که باید به آن توجه نمود. آنچه در ادامه میخوانید، سخنان رهبر فرزانه انقلاب اسلامی ایران درباره برپایی مراسمهای عزاداری است:
عاطفه برانگیز و تکان دهنده
امام (ره) با ظرافت، آن تصور غلط روشنفكر مآبانهى قبل از پيروزى انقلاب را كه در برههيى از زمان رايج بود، از بين بردند. ايشان، جهتگيرى سياسى مترقى انقلابى را با جهت گيرى عاطفى در قضيهى عاشورا پيوند و گره زدند و روضهخوانى و ذكر مصيبت را احيا كردند و فهماندند كه اين، يك كار زايد و تجملاتى و قديمى و منسوخ در جامعهى ما نيست؛ بلكه لازم است و ياد امام حسين (ع) و ذكر مصيبت و بيان فضايل آن بزرگوار - چه به صورت روضهخوانى و چه به شكل مراسم عزادارى گوناگون - بايد به شكل رايج و معمول و گريهآور و عاطفهبرانگيز و تكاندهندهى دلها، در بين مردم ما باشد و از آنچه كه هست، قويتر هم بشود. ايشان، بارها بر اين مطلب تأكيد مىكردند و عملا هم خودشان وارد مىشدند(1).
نرمی دل با شرح حال
من خودم الان در ايام ماه محرم كه نمىتوانم روضه بروم و چون آن احساس و عشقى كه در دل هر شيعه هست و دلش مىخواهد در عزادارى شركت كند، لذا من اين را با خواندن «نفسالمهموم» حاج شيخ عباس قمى - كه يك كتاب عربى است - اشباع مىكنم؛ اين خودش گريهآور است و براى من كار چند نفر روضهخوان را مىكند. حتما لازم نيست كه عزادارى به همان شكل سنتى روضهخوانى باشد كه اولش چيزى مىخوانند و بعد هم احيانا آخرش دمى مىگيرند و سينهيى مىزنند؛ نه، شرح حال را بيان كنيد؛ مثلا يك نفر با بيان خوب و لحن محزونى، وضع زندان رفتن حضرت موسىبنجعفر را بيان كند؛ حوادث تلخ زندان را بيان كند؛ بعد شهادت حضرت را بيان كند؛ بعد مراسم تشييع را بيان كند؛ در اين صورت هر كس كه آنجا نشسته باشد، دلش نرم مىشود(2).
قدمی در راه عروج
مرحوم حاجى نورى رضواناللهعليه، كتابی نوشت دربارهى شرايط روضهخوان. «لؤلؤ و مرجان؛ در شرايط پلهى اول و دوم منبر روضهخوانان» اسم كتاب ايشان است. روضهخوانى هم شرايط دارد. مداحى هم شرايط دارد. نوحهى سينهزنى خواندن هم شرايط دارد. بايد كسانى كه اينها را تهيه مىكنند، مىسرايند و مىخوانند، مواظب باشند كه درست برطبق معارف اسلامى حرف بزنند، تا اين سينهزنى، اين روضهخوانى و اين نوحهخوانى، قدمى در راه عروج مردم به اوج قلهى افكار اسلامى باشد. اين، امروز براى ما لازم است. بايد سعى كنند كه از اباطيل و مطالب خلاف و كارهاى ناشايسته و بعضى از كارها كه وهن مذهب است و حقيقتا شايسته دستگاه حسينبنعلى عليهالسلام نيست، اجتناب شود(3).
نه برای وقت گذراندن
هم مردم و هم روحانيون، بايد از اين نعمت استفاده كنند. استفادهى مردم اين است كه به مجالس عزادارى سيدالشهداء عليهالسلام، دل ببندند و اين مجالس را - در سطوح مختلف - هرچه مىتوانند بيشتر اقامه كنند. مردم بايد مخلصانه و براى استفاده، در مجالس عزادارى حسينى شركت كنند؛ نه براى وقت گذراندن، يا به صورت عاميانهاى، فقط به عنوان ثواب اخروى كه نمىدانند هم، اين ثواب اخروى از كجا مىآيد؟ همه بايد در اين مجالس شركت كنند، قدر مجالس عزادارى را بدانند، از اين مجالس استفاده كنند و روحا و قلبا اين مجالس را وسيلهاى براى ايجاد ارتباط و اتصال هرچه محكمتر ميان خودشان و حسينبنعلى عليهالسلام، خاندان پيغمبر و روح اسلام و قرآن قرار دهند. اين از وظايفى است كه در اين خصوص مربوط به مردم میشود(4).
منبرهای عاشورایی
در مجالس عزادارى ماه محرم، اين سه ويژگى بايد وجود داشته باشد: 1. عاطفه را نسبت به حسينبنعلى و خاندان پيغمبر، عليهمصلواةالله، بيشتر كند. (علقه و رابطه و پيوند عاطفى را بايد مستحكمتر سازد.) 2. نسبت به حادثهى عاشورا، بايد ديد روشن و واضحى به مستمع بدهد. 3. نسبت به معارف دين، هم ايجاد معرفت و هم ايجاد ايمان - ولو به نحو كمى - كند. نمىگوييم همهى منبرها بايد برخوردار از همهى اين خصوصيات باشند و به همهى موضوعات بپردازند؛ نه. شما اگر يك حديث صحيح از كتابى معتبر را نقل و همان را معنا كنيد، كفايت مىكند. برخى منبريها، بعضى اوقات يك حديث را آنقدر شاخ و برگ مىدهند كه معناى اصلىاش از بين مىرود. اگر شما يك حديث صحيح را براى مستمع خود درست معنا كنيد، ممكن است بخش مهمى از آنچه را كه ما مىخواهيم داشته باشد. وقتى شما از روى يك تعبير معتبر، راجع به يك آيهى قرآن فكر و مطالعه كنيد؛ به تنقيح آن بپردازيد و براى مستمع بيان نماييد، مقصود حاصل است.
اگر براى ذكر مصيبت، كتاب «نفس المهموم» مرحوم «محدث قمى» را باز كنيد و از رو بخوانيد، براى مستمع گريهآور است و همان عواطف جوشان را به وجود مىآورد. چه لزومى دارد كه ما به خيال خودمان، براى مجلسآرايى كارى كنيم كه اصل مجلس عزا از فلسفهى واقعىاش دور بماند؟!(5).
متاسفانه در این چند سال اخیر
بنده خيلى متأسفم كه بگويم در اين سه، چهار سال اخير، برخى كارها در ارتباط با مراسم عزادارى ماه محرم ديده شده است كه دستهايى به غلط، آن را در جامعهى ما ترويج كردهاند. كارهايى را باب مىكنند و رواج مىدهند كه هر كس ناظر آن باشد، برايش سؤال به وجود مىآيد. به عنوان مثال، در قديمالايام بين طبقهى عوامالناس معمول بود كه در روزهاى عزادارى، به بدن خودشان قفل مىزدند! البته، پس از مدتى، بزرگان و علما آن را منع كردند و اين رسم غلط برافتاد. اما باز مجددا شروع به ترويج اين رسم كردهاند و شنيدم كه بعضى افراد، در گوشه و كنار اين كشور، به بدن خودشان قفل مىزنند! اين چه كار غلطى است كه بعضى افراد انجام مىدهند!؟(6).
دوربینهای دشمنان
اينجانب مىبينم كه چگونه اخلاص و محبت مردم به سالار شهيدان حضرت اباعبداللهالحسين (ع) مورد جفا در قضاوتهاى جهانى واقع مىشود، چگونه درك روشنبينانهى آنان در اعتقاد به مقام والاى اهل بيت (ع)، به خاطر بعضى اعمال جاهلانه، حمل بر امورى مىشود كه از ساحت شيعه و ائمهى بزرگوارشان بسى دور است. مىبينم كه چگونه عزادارى بر جگرگوشگان زهراى اطهر (ع) مورد تبليغ سوء دشمنان متعصب و تبليغاتچىهاى شيطان استعمار قرار مىگيرد، مىبينم كه بعض اعمالى كه هيچ ريشهى دينى هم ندارد، بهانه به دست دشمن مغرض مىدهد كه بدان وسيله هم اسلام و تشيع را العياذبالله به عنوان آئين خرافه معرفى كنند و هم بغض و عداوت خود را نسبت به نظام مقدس جمهورى اسلامى در تبليغات خود آشكار سازند.
شيعهى محب و مخلصى كه در روز عاشورا با قمه سر و روى خود و حتى كودكان خردسال خود را خونين مىكند آيا راضى است كه با اين عمل خود در روزگارى كه هزاران چشم عيبجو و هزاران زبان بدگو، در پى بد معرفى كردن اسلام و تشيع است، عمل او را مستمسك دشمنى خود قرار بدهد؟ آيا راضى است كه با تظاهر به اين عمل، خون دهها هزار جوان بسيجى صفت عاشق را كه براى آبرو دادن به اسلام و تشيع و نظام جمهورى اسلامى بر زمين ريخته شده است، ضايع سازد؟ آنچه از قول مراجع سلف (رحمةاللهعليهم) نقل شده است بيش از اين نيست كه اگر اين كار ضرر معتنىبه ندارد، جايز است؟ آيا سبك كردن شيعه در افكار جهانيان ضرر معتنىبه نيست؟ آيا مخدوش كردن محبت و عشق شيعيان به خاندان مظلوم پيامبر (ص) و بخصوص شيفتگى بىحد و حصر آنان به سالار شهيدان (ع) را بد جلوه دادن، ضرر نيست؟ كدام ضرر از اين بالاتر است؟ اگر قمه زدن به صورت عملى انفرادى در خانههاى در بسته انجام مىگرفت، ضررى كه ملاك حرمت است فقط ضرر جسمى بود، ولى اين كار على رؤوسالاشهاد و در مقابل دوربينها و چشمهاى دشمنان و بيگانگان بلكه در مقابل چشم جوانان خودمان انجام مىگيرد.(7)،
كارهاى تحريفآميز
با تشكر از همهى افراد و آحادى كه در سال گذشته درخواست ما را اجابت كردند و يك حركت تحريفآميز را از صفحهى عزادارى عاشورا حذف نمودند، باز مىخواهم بر روى همين قضيه تكيه كنم. عزيزان من؛ مؤمنين به حسينبنعلى عليهالسلام! امروز حسينبنعلى مىتواند دنيا را نجات دهد؛ به شرط آنكه با تحريف، چهرهى او را مغشوش نكنند. نگذاريد مفاهيم و كارهاى تحريفآميز و غلط، چشمها و دلها را از چهرهى مبارك و منور سيد الشهدا عليهالصلاةوالسلام، منحرف كند. با تحريف مقابله كنيد(8).
نماز ظهر عاشورا
اهميت دادن به نماز در ظهر عاشورا و در ميان مراسم سينهزنى و عزادارى، خود يك نقطهى برجستهى ديگر بود. ما هميشه از اينكه مىديديم جوانان و مردممان، سينهزنى روز عاشورا را مىكنند و نمازشان به نزديك غروب مىافتد رنج مىبرديم. مردم اهميت نماز و ذكر خدا و ياد الهى را در لابهلاى مراسم عاشورا نشان دادند؛ لذا جاى سپاسگزارى و تشكر دارد(9).
موضع روشنفکری
اين عزادارىهائى كه انجام ميگيرد، اين گريه و زارىاى كه ميشود، اين تشريح حوادث عاشورا كه ميشود، اينها چيزهاى لازمى است. يك عده از موضع روشنفكرى نيايند بگويند آقا، اينها ديگر لازم نيست. نه، اينها لازم است؛ اينها تا آخر لازم است؛ همين كارهائى كه مردم ميكنند. البته يك شكلهاى بدى وجود دارد كه گفتهايم؛ مثل قمهزدن كه گفتيم اين ممنوع است، نبايد اين كار انجام بگيرد؛ اين، مايهى دراز شدن زبان دشمنان عليه دوستان اهلبيت است. اما همين عزادارى متعارفى كه مردم ميكنند؛ دستهجات سينهزنى راه مىاندازند، علم بلند ميكنند، اظهار محبت ميكنند، شعار مينويسند، ميخوانند، گريه ميكنند؛ اينها ارتباط عاطفى را روزبهروز بيشتر ميكند؛ اينها خيلى چيزهاى خوبى است. اين، اهميت تبليغ است(10).
میدان پیشرفت در معارف
پروردگارا! به محمّد و آل محمّد، ما را سربازان ثابتقدم و آگاه اين ميدان قرار بده. پروردگارا! رضا و فضل خودت را شامل حال ما كن و قلب مقدس ولىّعصر(ارواحنافداه) را از ما خشنود بفرما. پروردگارا! روح قدسى امام بزرگوارمان را از ما راضى و خشنود بفرما. پروردگارا! اين ماه محرّم و ايام عزادارى را، براى ما ميدان پيشرفتى در معارف و عمل اسلامى قرار بده(11).
پی نوشت:
1- سخنرانى در ديدار با اعضاى جامعهى روحانيت مبارز و مجمع روحانيون مبارز تهران، علما و ائمهى جماعت و جامعهى وعاظ تهران و اعضاى شوراى هماهنگى سازمان تبليغات اسلامى، در آستانهى ماه محرم، 11/05/1368
2- بيانات در ديدار با اعضاى «گروه ويژه» و «گروه معارف اسلامى» صداى جمهورى اسلامى ايران،13/12/1372
3- بيانات در جمع علما، طلاب و روحانيان، در آستانهى ماه «محرم» ، 26/02/1372
4- بيانات در جمع روحانيون استان «كهگيلويه و بويراحمد» در آستانهى ماه محرم ، 17/03/1373
5- بيانات در جمع روحانيون استان «كهگيلويه و بويراحمد» در آستانهى ماه محرم، 17/03/1373
6- بيانات در جمع روحانيون استان «كهگيلويه و بويراحمد» در آستانهى ماه محرم، 17/03/1373
7- پاسخ به نامهى امام جمعهى اردبيل حجةالاسلام والمسلمين آقاى مروج ، 27/03/1373
8- بيانات در ديدار روحانيون و وعاظ، در آستانهى ماه محرم ، 03/03/1374
9- بيانات در خطبههاى نماز جمعهى تهران ، 16/1/1381
10- بيانات در ديدار با جمعي از طلاب و روحانيون ، 22/09/1388
11- سخنرانى در ديدار با روحانيون و مبلغان، در آستانهى ماه محرم.
/انتهاي پيام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰