کد خبر:۱۰۵۰۲۳
هر كس مي خواهد ما را بشناسد داستان كربلا را بخواند
صحراي كربلا به وسعت تاريخ است و كار به يك ياليتني كنت معكم ختم نمي شود. اگر مرد ميدان صداقتي، نيك در خويش بنگر كه تو را نيز با مرگ انسي اين گونه است يا خير... آنان را كه از مرگ مي ترسند از كربلا مي رانند ...
گروه معارف «شكه خبر دانشجو»؛ خون حسين (ع) و اصحابش كهكشاني است كه بر آسمان دنيا راه قبله را مي نماياند ... اگر نبود خون حسين، خورشيد سرد مي شد و ديگر در آفاق جاودانه شب نشاني از نور باقي نمي ماند.... حسين سرچشمه خورشيد است ... و بدان كه سينه تو نيز اسمان لايتناهي است با قلبي كه در آن خورشيد مي جوشد و گوش كن كه چه خوش تر نمي دارد در تپيدن: حسين، حسين، حسين...
آن شراب طهور كه شنيده اي بهشتيان را مي خورانند، ميكده اش كربلاست و خراباتيانش اين مستانند كه اين چنين بي سر و دست و پا افتاده اند...آن شراب طهور را كه شنيده اي تنها تشنگان راز را مي نوشانند، ساقي اش حسين است؛ حسين از دست يار مي نوشد و ما از دست حسين، عالم همه در طواف عشق است و دايره دار اين طواف؛، حسين است؛
اينجا در كربلا، در سرچشمه جاذبه اي كه عالم را بر محور عشق نظام داده است، شيطان اكنون درگير و دار آخرين نبرد خويش با سپاه عشق است و امروز در كربلاست كه شمشير شيطان از خون شكست مي خورد، از خون عاشق، خون شهيد.
ما همه افق هاي معنوي انسانيت را در شهدا تجربه كرده ايم ما ايثار را ديديم كه چگونه تمثل مي يابد، عشق را هم، اميد را هم، شجاعت را هم و ... همه آنچه را كه ديگران جز در مقام لفظ نشنيده اند، ما به چشم ديديم... آ‹چه را كه عرفاي دلسوخته حتي بر سر دار نيافتند، ما در شب هاي عمليات آزموديم، ما عرش را ديديم، پندار ما اين است كه ما مانده ايم و شهدا رفته اند، اما حقيقت آن است كه زمان ما را با خود برده است و شهدا مانده اند...
تو بگو كيست كه زنده تر است، شهيد سيد عبدالرضا موسوي يا من و تو؟ كيست كه زنده تر است؟ تو بگو كه آيا اين تصاوير واقعي ترند يا روزهايي كه من و تو ماندگان از قافله عشق يكي پس از ديگري مي گذرانيم؟
زندگي زيباست اما شهادت از آن زيباتر است سلامت تن زيباست اما پرنده عشق تن را قفسي مي بيند كه در باغ نهاده باشند ... راز خون از جز شهدا در نمي يابند گردش خون در رگ هاي زندگي شيرين است اما ريختن از آن در پاي محبوب، شيرين تر است و راز خون در آنجاست كه همه حيات به خون وابسته است.
شهادت، جانمايه انقلاب اسلامي است و قوام و حيات نهضت ما در خون شهيد است رمز آن كه سيدالشهدا عليه السلام را خون خدا مي خوانند در همين جاست...
اينها فرزندان قرن پانزدهم هجري قمري هستند هم آنان كه كره زمين قرن هاست انتظار آنان را مي كشد تا بر خاك مبتلاي اين سياره قدم گذارند و عصر ظلمت و بي خبري جاهليت ثاني را به پايان برسانند.
عصر بعثت ديگر باره انسان آغاز شده است و اينان،اين رزمندگان، مناديان انسان تازه اي هستند كه متولد خواهد شد انساني كه خداوند توبه اش را پذيرفته و بار ديگر او را برگزيده است ... بگذار آمريكا با مانورهاي توبه اش را پذيرفته و بارديگر او را برگزيده است ....
بگذار آمريكا با مانورهاي ستاره دريايي و جنگ ستاره ها خوش باشد دريا دل مطمئن اين بچه هاست و تساره ها نور از ايمان اين بچه مسجدي ها مي گيرند.
صحراي كربلا به وسعت تاريخ است و كار به يك ياليتني كنت معكم ختم نمي شود. اگر مرد ميدان صداقتي، نيك در خويش بنگر كه تو را نيز با مرگ انسي اين گونه است يا خيرا... آنان را كه از مرگ مي ترسند از كربلا مي رانند... و مگر نه آن كه گردن ها را باريك آفريده اند تا در مقتل كربلاي عشق آسان تر بريده شوند؟
و مگر نه آن كه از پسر آدم عهدي ازلي ستانده اند كه حسين را از سر خويش بيشتر دوست داشته باشند؟
هر كس مي خواهد ما را بشناسد داستان كربلا را بخوانند،اگر چه خواندن داستان را سودي نيست اگر دل كربلاييي نباشد از باب استعاره نيست اگر عاشورا را قلب تاريخ گفته اند زمان هر سال در محرم تجديد مي شود و حيات انسان هر بار در سيدالشهدا عليه السلام حب حسين (ع) سالار شهداست.
فاين تذهبون؟ اگر صراط مستقيم مي جويي بيا، از اين مستقيم تر راهي وجود ندارد حب حسين (ع) آري كربلا از زمان و مكان بيرون است و اگر تو مي خواهي كه به كربلا برسي بايد از خود و بستگي هايت از سنگيني ها و ماندن ها گذر كني ...
از عاشوراي سال 61 هجري قمري ديگر زمان از عاشورا نگذشته است و همه روزها عاشوراست زمان بر امتحان من و تو مي گردد تا ببيند كه چون صدا هل من ناصر امام عشق برخيزد چه مي كنيم؟... شريان قيام ما نيز به قلب عاشورا مي رسد و اين چنين ما هرگز از جنگ خسته نخواهيم شد... آماده باشيد كه وقت رفتن است.
هر شهيد كربلايي دارد... و كربلا را تو مپندار كه شهري است ميان شهرها و نامي است در ميان نامها، نه! كربلا حرم حق است و هيچ كس را جز ياران امام حسين راهي به سوي حقيقت نيست... هر شهيد كربلايي دارد... وبراي كربلا بيش ازآن كه يك شهر باشد يك افق است يك منظر معنوي است كه آن را به تعداد شهدايمان فتح كرده ايم نه يك بار، نه دو بار، به تعداد شهدايمان ....
هر شهيد كربلايي دارد كه خاك آن كربلا تشنه خون اوست و زمان انتظار مي كشد تا پايان آن شهيد بدان كربلا رسد و آن گا... خون شهيد جاذبه خاك را خواهد شكست و ظلمت را خواهد درديو معبري از نور خواهد گشود و روحش را به آن سفري خواهد برد كه براي پيمودن آن هيچ راهي جز شهادت وجود ندارد... سر مبارك امام عشق بر بالاي ني، رميزي است بين خدا و عشاق... يعني اين است بهاي ديدار...
مطالب از شهيد آويني.
/انتهاي پيام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰