کد خبر:۱۰۵۱۳۸
وارثان عاشورا
احساس من اين است كه با تفكيك زن و مرد در اصل سؤال، ديوار كشيدن ميان انسان را آغاز كردهايم، در حالى كه اين هر دو انسان هستند و با تفاوت در تقدير، تساوى در تركيب و نسبتها را دارند و اساس سعى را دارند. نسبت باز دهى با سرمايه و نسبت اين هر دو با نيت را.
گروه معارف «خبر گزاري دانشجو»؛ امروز ناموس خدا و حرم رسول خدا را از ميان خار و خاشاك بيابان مىگرفتند و سيلى مىزدند و تازيانه مىزدند و به اسارت مىبردند و خمار و ستر از سر و روى آنها بر مىداشتند.
اما فاطمهعليهاالسلام مىگويد: هيچكس جز خدا نمىداند كه چه سرورى در دل من نشست از اينكه رسول خداصلى الله وعليه وآله تحمل گردنهاى كشيده را از من كفايت نمود.
آنها سرمىكشيدند و حتى پيشنهاد خريد اسيران را مىدادند و يا آنها كه سر مىكشيدند تا كنجكاوى و يا شهواتشان را آرام كنند. فاطمةعليهاالسلام مىگويد: بهترين چيز براى زن اين است كه مردى او را نبيند و او مردى را نبيند.
در روابط زن و مرد مسأله اين نيست كه شهر مردان و زنان و يا ديوار براى مرغها و خروسها و يا پاكتهاى سياه براى مرغهاى عريان فراهم كنيم. مسأله اين است كه رابطهى آدمها با يكديگر با چه حدودى همراه باشد و با چه هدف و معيارى برنامهريزى شود.
احساس من اين است كه با تفكيك زن و مرد در اصل سؤال، ديوار كشيدن ميان انسان را آغاز كردهايم، در حالى كه اين هر دو انسان هستند و با تفاوت در تقدير، تساوى در تركيب و نسبتها را دارند و اساس سعى را دارند. نسبت باز دهى با سرمايه و نسبت اين هر دو با نيت را.
در حالى كه فاطمهعليهاالسلام اين بيان را دارد، مىبينيم كه چگونه به ميدان مىآيد و چگونه علىعليهالسلام را از دست مردان بيرون مىكشد و تا شمشير، غلاف شمشير و ضربهى بازو را شدت نمىدهند، على را رها نمىكند. سيلى مىخورد و رها نمىكند و در همين امروز هم اين زينب است كه بار رسالت را به دوش گرفته و به اسارت رفته است.
بازتر بگويم، در واقع زن با زن و مرد با مرد و زن با مرد مىتواند مقايسه بشود و تفاوتها و اختلافهاى آنها مىتواند تحليل بشود. هيچگاه دو نفر زن، از ظاهر و خطوط انگشتان گرفته تا احساس و تفكر و انديشه در يك سطح نيستند. همين طور دو نفر مرد با يكديگر برابر نيستند.
ما اين دو مورد از واقعيت را چگونه تحليل مىكنيم؟ آيا اختلافها را دليل امتياز و ارزش مىدانيم؟ و اگر مىدانيم بر احساس چه حكمت يا چه ظلمى آنرا توجيه مىنماييم و پاسخ مىدهيم؟
هر تحليلى كه براى اختلاف زن با زن و مرد با مرد در نظر مىگيريم همان تحليل در مورد زن و مرد هم كاربرد دارد. پس اين ما هستيم كه با سؤالهاى معنا دار به دنبال شهر مردان و شهر زنان راه مىافتيم و طرحهاى درمانى را و طرحهاى اتوبوسرانى را و طرحهاى تفكيك در مدارس و دانشگاهها و يا در حرم و كارگاهها را زير سؤال مىبريم.
در حالى كه مردها با مردها برابر نيستند و در بسيارى از موارد از يكديگر تفكيك مىشوند و زنها با زنها برابر نيستند و در مراحل گوناگون طرح طبيعى تفكيك را دارند.
اما در مورد زنها كه با مردها برابر نيستند، از اول سؤالها و جوابها جبهه مىگيرند و رنگ و آب بر مىدارند، كه اگر زنها و مردها برابر هستند پس بايد آميزش و اختلاط داشته باشند. پس بايد زنها هم حكومت كنند. پس بايد كه چهها و چهها كنند و از افراط و تجاوز پس از تفريط و كوتاهى ستم ببينند.
مناسبتر است كه واقعيت تفاوت و ارزش نعمتها و امتياز تفاوتها را تحليل كنيم. در اين مرحله دادهها و بازدهىها ملاك نيستند. نسبت اين دو با يكديگر ملاك ارزش و پاداش و مجازات است. نعمتها مسئوليت زاست و مسؤليتها بر اساس دارايىها و توانايىهاست.
اين يك مسأله، مسألهى دوم حدود و تكاليف زن و مرد و مرد و مرد و زن و زن است. اين تكاليف مىتواند استبدادى و يا عرفى و يا طبيعى و يا بر اساس قدر و اندازهها باشد كه قدر، حد را سازد و حدود، حقوق را مشخص مىنماياند. اگر ملاك اين قدر و حد و حق الهى بود، ديگر تعارضى با جريانهاى طبيعى و مزاحمتى براى عادتها و عرفهاى ديگر نخواهد بود.همانطور كه اساسى براى رأى و سليقههاى مستبدانه نيست.
مسألهى سوم در مورد جريان تاريخى زن و تجاوزهاى گوناگون ملتهاى گوناگون است كه هر كدام از منظر و با حساب و كتابى و يا بدون حساب و آزاد به اين مسأله پرداختهاند و هركدام به منافع و مقاصد خود روى آوردهاند.
فاطمهعليهاالسلام در حوزهى حدود و عرفها و عادتها مىگويد كه من تحمل نگاههاى دريده وگردنهاى كشيده و كنجكاوىهاى معنا دار را ندارم و جز خدا نمىداند كه چقدر از قضاوت رسول خدا در مورد تقسيم كار من و على خوشحالم كه مرا در خانه و على را در بيرون عهدهدار قرار داد.
آيا مىتوان بر فاطمهعليهاالسلام خرده گرفت كه چرا از نگاههاى كنجكاو و گردنهاى كشيده گريزانى؟ و آيا مىتوان بر مردها فشار آورد كه كنجكاو نباشند و دست از طلب بدارند؟ يا بايد در چنين شرايطى به ضرورتها روى آورد و به مقدار ضرورت رفت و آمد داشت، حتى اگر با سر برهنه به اسارت ببرند و يا عزت خدا را با تازيانه و غلاف شمشير بشكنند و صورتش را كبود نمايند...
در هر حال اين نگاه فاطمهعليهاالسلام و وحى است كه از خلقت و تفاوتها و تبعيضها به نسبتها و به سعى، ارزش مىدهند و از تكاليف و حدود، اقدار و اندازهها، وحى و حكم خدا را مىپذيرند و از تاريخ ظلم و ستم، بدون توجه به شكلها و روشهاى گوناگون آن بر تمامى آن مىشورند و هيچ ظلمى را بر نمىتابند.
تو امشب به اين نكته روى بياور كه چگونه فرزندان فاطمهعليهاالسلام آوارهى بيابان هستند و از دست و ساعد خويش براى خود ستر و پوشش مىسازند و از نگاههاى كنجكاو بردهداران به عمهى خود زينب پناه مىبرند و با اين همه ظلم يك لحظه از ولى فاصله نمىگيرند و از او دست بر نمىدارند، كه يافتهاند حاكمى جز حسينعليهالسلام با اين معيارها و ملاكها نيست كه؛ “ما الامام الا الحاكم بالكتاب القائم بالقسط الدائن بدين الحق الحابس نفسه على ذات الله”.
علي صفايي حائري /انتهاي پيام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰