حقوق فرزندان در قرآن
کد خبر:۱۰۵۹۷۰

حقوق فرزندان در قرآن

تربیت فرزند اقتضاء می­کند که در سنین مختلف رفتار والدین نیز نسبت با اقتضای سنی او متفاوت باشد؛ از این رو خداوند با داستان حضرت ابراهیم و اسماعیل نشان می­دهد، برای فرزندی که به سن جوانی رسیده، حق مشورت باید قائل شویم.
گروه معارف «خبر گزاري دانشجو»؛ قرآن برای "فرزندان" واژگان متفاوتی را به­کار برده، از جمله: ذریّه،[1]  أولاد[2] و اسباط؛[3] و... در این نوشتار آیاتی را بررسی می­کنیم که درباره­ی حقوق فرزندان سخن گفته است.

خداوند در قرآن کریم برای فرزندان حقوقی را بیان نموده[4] و پدر و مادر را بر پایبند بودن به این حقوق سفارش کرده است:

«یوصیكُمُ اللّهُ فى اَولادِكُم...»[5]
«خداوند درباره­ی فرزندانتان به شما سفارش مى‏كند...»
 
1. حق حیات

یکی از حقوقی که خداوند برای فرزند قائل شده، حق حیات است که قرآن این حق عظیم را در جامعه­ی بشری به شکل سزاوار برای فرزند، قبل از تولد و بعد از آن مطرح می­کند:[6]

«وَ لاتَقْتُلُوا أَوْلادَكُمْ مِنْ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَ إِیاهُم...»[7]‏

«و فرزندانتان را از (ترس) فقر، نكشید! ما شما و آنها را روزى مى‏دهیم...»‏
 
اعراب­ دوران جاهلى، نه تنها دختران خویش را به خاطر تعصب­هاى غلط، زنده به گور مى‏كردند؛ بلكه پسران را نیز كه سرمایه­ی بزرگى در جامعه­ی آن روز محسوب مى‏شد، از ترس فقر و تنگدستى به قتل مى‏رسانیدند.[8]

هشدار آیه علاوه بر دوران بعد از تولد، دوران جنینی را نیز شامل می­شود.[9] امروزه نیز این نوع فرزندکشی جریان دارد که برخی افراد نادان به بهانه­ی درگیرشدن با مشکلات زندگی، كودكان بى‏گناه را در عالم جنینى به قتل مى‏رسانند.[10]
 
2. حق نفقه

از جمله حقوق فرزند بر عهده­ی پدر و مادر، نفقه­ی اوست که این حق را در دو بخش بیان می­کنیم:

الف. نفقه­ی فرزند

نفقه­ی کودک از بدو تولد بر عهده­ی پدر است که قرآن بر تأمین شیر برای طفل شیرخوار تصریح کرده است:[11]

«وَالْوالِداتُ یرْضِعْنَ أَوْلادَهُنَّ حَوْلَینِ كامِلَینِ لِمَنْ أَرادَ أَنْ­یتِمَّ الرَّضاعَةَ...»‏[12]

«مادران، فرزندان خود را دو سال تمام، شیر مى‏دهند. (این) براى كسى است كه بخواهد دوران شیرخوارگى را تكمیل كند...»
 
مادران حال زنانی که طلاق گرفته­اند، نیز شامل می­شود[13] و کلمه­ی "یُرضِعنَ" به صورت مضارع مؤکد آمده که در اینجا به معنای امر بوده و خداوند به مادران امر می­کند که فرزندانشان را تا دو سالگی شیر بدهند؛[14] البته این امر وجوب ندارد، بلکه امر استحبابی است؛ چون در آیه­ی[15] دیگر می‌فرماید: اگر دچار تنگدستی شدید، زن دیگری که اجرت کمتر می‌خواهد، کودک را شیر دهد؛ با اینکه در این امر مادر کودک بر زنان دیگر مقدم است، هر چند مطلقه باشد.
 
بنابراین در فراز بعدی آیه، خداوند تهیه­ی نفقه را بر دوش "الْمَوْلُودِ لَهُ" قرار داده؛ یعنی کسی که فرزند از او متولد شده که همان پدر واقعی بچه است؛ پس نفقه­ی کودک که بر عهده­ی پدر اوست، یا باید مادر او را برای شیر دادن راضی کند یا برای کودک دایه بگیرد.[16]

حکم وجوب نفقه‌ی فرزند بر عهده‌ی پدر در دورانهای بعدی نیز هست، یعنی اگر فرزند عاجز از تهیه‌ی نفقه‌ی خود باشد و والدین قادر بر انفاق باشند؛ چون آیه‌ی شریفه این حکم را در زمان شیرخوارگی فرزند به خاطر احتیاج و ضعف کودک تعلیل آورده است؛ البته این حکم را مقید کرده به وسع مالی پدر که احتیاجات فرزندش را از قبیل طعام، پوشاک و... به اندازه‌ی توان مالی تهیه نماید؛ از سوی دیگر پدران و مادران حق ضرر رساندن و کوتاهی در تربیت فرزندشان را ندارند با اینکه بیش از توانایی نیز تکلیف ندارند.[17]
 
ب. نفقه­ی مادر

یکی دیگر از حقوق فرزند حق نفقه­ی مادر در زمان شیردهی است که بر عهده­ی پدر می­باشد:
«...فَإِنْ أَرْضَعْنَ لَكمُ‏ْ فَأتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَأْتَمِرُواْ بَینَكمُ بمِعْرُوفٍ...»(18)

«...و اگر براى شما (فرزند را) شیر مى‏دهند، پاداش آنها را بپردازید و (درباره­ی فرزندان، كار را) با مشاوره­ی شایسته انجام دهید...»
 
این آیه درباره­ی زنان "مطلّقه­ی بائن"[19] است.[20] خداوند در این آیه و آیات دیگر مانند بقره/233 می­فرماید: اگر مادر کودک، بخواهد به فرزند خود شیر بدهد، با اینکه طلاق بائن گرفته باشد، بر پدر كودك لازم است كه در ایام شیر دادن طفل، نفقه­ی مادر را (خوراك، لباس و...) بدهد.[21] این اجرت شیردهی در حقیقت نفقه­ و حق فرزند است كه به عهده‌ی پدر واجب می‌باشد.[22]
 
3. حق تربیت

حق دیگری که در قرآن کریم برای فرزندان بر عهده‌ی پدر و مادر نهاده شده، حق تربیت است که ذیل چند عنوان اشاره می‌شود:

الف. اهمیت تربیت

در نگاه قرآنی تربیت اولاد جزو حقوق واجب است؛[23] و چون رفتار پدر و مادر در وجود فرزند و تربیت او بسیار تأثیر گذار بوده، خداوند آنان را در مسیری که فرزندان می­پیمایند، مسئول می­داند و از والدین می­خواهد که فرزند خود را به راه حق ارشاد کنند:[24]

«وَ وَصَّى بِها إِبْراهیمُ بَنیهِ وَ یعْقُوبُ یابَنِیَّ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفىَ‏َََََََ لَكُمُ الدِّینَ فَلاتَمُوتُنَّ إِلاَّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ»[25]
«و ابراهیم و یعقوب (در واپسین لحظات عمر،) فرزندان خود را به این آیین، وصیت كردند (و هر كدام به فرزندان خویش گفتند:) فرزندان من! خداوند این آیین پاك را براى شما برگزیده است و شما، جز به آیین اسلام [=تسلیم در برابر فرمان خدا] از دنیا نروید!»

 
آیه شریفه به انسان مى‏آموزد كه پدر مسئولیت دارد، فرزند خود را تربیت نموده و به دین و آئین حق راهنمائى كند.[27] همچنین لقمان حکیم در گفتار و مواعظ خویش،[26] فرزندش را به پاره‌ای از دستورات اعتقادی، عملی و اخلاقی سفارش می‌کند، و با اهمیت به این مواعظ و آثار حکمت، او را به اصل توحید متوجه نموده و به بحث معاد و حساب اعمال سوق می‌دهد.[28]
 
ب. تربیت جنسی و ازدواج

در اسلام و قرآن تربیت جنسی مخصوص دوران بلوغ و بعد از آن نیست؛ بلکه قرآن کریم تربیت جنسی را در کودکان نیز در نظر گرفته و به آن پرداخته است:[29]

«یَاأَیّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ لِیسْتَأذِنكُمُ الَّذِینَ مَلَكَتْ أَیمَانُكمُ‏ْ وَ الَّذِینَ لَمْ­یبْلُغُواْ الحُلُمَ مِنكمُ‏ْ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ مِّن قَبْلِ صَلَوةِ الْفَجْرِ وَ حِینَ تَضَعُونَ ثِیابَكُم مِّنَ­الظَّهِیرَةِ وَ مِن بَعْدِ صَلَوةِ الْعِشَاءِ ثَلَاثُ عَوْرَاتٍ لَّكُمْ...»[30]

«اى كسانى كه ایمان آورده‏اید! بردگان شما، و همچنین كودكانتان كه به حدّ بلوغ نرسیده‏اند، در سه وقت باید از شما اجازه بگیرند: پیش از نماز صبح، و نیمروز، هنگامى كه لباسهاى (معمولى) خود را بیرون مى‏آورید، و بعد از نماز عشا؛ این سه وقت خصوصى براى شماست....»
 
بر اساس این آیه پدر و مادر نخست باید فرزندان را از اینکه سرزده وارد اتاق آنان شوند، هشدار داده و به اجازه گرفتن وادار کنند و دیگر آنکه معاشرت­های خود را تحت کنترل قرار داده و هر حرکتی که غرایز جنسی را در آن­ها بیدار می­کند، ترک کنند.[31]

در بحث تربیت جنسی فرزند، قرآن کریم همراه با مبارزه­ی منفی، مبارزه­ی مثبت را مورد توجه قرار داده و از طریق ترویج فرهنگ ازدواج آسان که اشباع صحیح و مشروع غرائز بوده، سبب برچیده شدن گناه را فراهم می­کند:[32]

«وَ أَنكِحُواْ الْأَيَامَى‏ مِنكمُ‏ْ وَ الصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكمُ‏ْ وَ إِمَائكُمْ  إِن­يَكُونُواْ فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ...»[33]
«مردان و زنان بى‏همسر خود را همسر دهيد، همچنين غلامان و كنيزان صالح و درستكارتان را اگر فقير و تنگدست باشند، خداوند از فضل خود آنان را بى‏نياز مى‏سازد...»

 
خطاب این آیه به اولياء و سرپرستان مسلمانان است.[ 34] "ایامی" به کسانی می­گویند که همسر نداشته باشند؛ خواه مجرد باشند، یا همسرشان طلاق گرفته یا مرده باشد؛[35] و "صالحین" در این آیه به معنای صلاحیت در مورد ازدواج است، نه صالح در اعمال.[36]

امر در اصل، برای وجوب بوده؛ اما در این آیه امر برای فعل مستحب آمده که نشان از استحباب مؤکد می­دهد؛ اما گاهى به مرحله­ی وجوب مى‏رسد؛ هنگامى كه انسان در معرض گناه باشد و فاصله گرفتن از ازدواج، موجب دست زدن به عمل نامشروع شود، ازدواج واجب می‌شود.[37]
 
4. حق دفاع

یکی دیگر از حقوقی که خداوند در قبال فرزندان بر عهده­ی پدر و مادر گذاشته، حق دفاع از آنان و مبارزه با ظالمان است:

«وَ مَا لَكمُ‏ْ لَاتُقَاتِلُونَ فىِ سَبِیلِ­اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ­الرِّجَالِ وَ النِّسَاءِ وَ الْوِلْدَانِ....»[38]
«چرا در راه خدا، و (در راه) مردان و زنان و كودكانى كه (به دست ستمگران) تضعیف شده‏اند، پیكار نمى‏كنید؟!....»

 
مقصود از استفهام در این آیه، خطاب دستوری برای مجاهدین مسلمان است که با متجاوزین پیکار کنند؛[39] و منظور از "ولدان" فرزندان مؤمنین است.[40] در این آیه خداوند با استفاده از عواطف انسانی مؤمنان را تشویق به اجرای احکام اسلامی می­کند؛[41] یعنی آیه‌ی شریفه، بندگان را تشویق کرده و برمی­انگیزد، برای اینکه وظیفه‌ی خود را در رابطه با دفاع از خویشاوندان خود به خصوص زنان و فرزندان مستضعف که در چنگ دشمنان گرفتارند و قدرت فرار و توان کار دیگری را ندارند، از ظلم ظالمان نجات دهند.[42]
 
5. حق مشورت با فرزند

تربیت فرزند اقتضاء می­کند که در سنین مختلف رفتار والدین نیز نسبت با اقتضای سنی او متفاوت باشد؛ از این رو خداوند با داستان حضرت ابراهیم و اسماعیل نشان می­دهد، برای فرزندی که به سن جوانی رسیده، حق مشورت باید قائل شویم:

«فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْىَ قَالَ یابُنیَّ إِنىّ‏ِ أَرَى‏ فىِ الْمَنَامِ أَنىّ‏ِ أَذْبَحُكَ...»[43]

«هنگامى كه با او به مقام سعى و كوشش رسید، گفت: پسرم! من در خواب دیدم كه تو را ذبح مى‏كنم....»
 
منظور از "سعی" این است که به سنی رسیده بود که عادتا می‌توانست در کارهای زندگی به پدر خود کمک کند؛[44] و از فراز­های بعد معلوم می­شود که حضرت ابراهیم با فرزندش در این مسأله با اینکه حتمی بود، مشورت کرد.[45]

در این تعبیرات از یك سو پدر با صراحت مساله‌ی ذبح را با فرزند نوجوان یا جوان خود مطرح ‏ مى‏كند و از سوی دیگر چون براى او شخصیت مستقل و آزادى اراده قائل ‏بود، با او مشورت نموده و نظر وی را خواستار است.[46]

 
6. حق ارث

یکی دیگر از حقوق فرزندان بر پدر و مادر حق ارث است که با فطرت و طبیعت مطابقت دارد و از زمان حضرت آدم مقرر بوده و در زمان پیامبران دیگر از جمله حضرت زکریا[47] و حضرت سلیمان[48] نیز احکام ارث وجود داشت؛[49] که در دین اسلام نیز این حکم جریان یافت و سهم وارثان در کلام الهی مقرر گردید:
«یوصیكُمُ اللَّهُ فی‏ أَوْلادِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَیینِ‏...»[50]

«خداوند در باره­ی فرزندانتان به شما سفارش مى‏كند كه سهم (میراث) پسر، به اندازه­ی سهم دو دختر باشد...»
 
 پي نوشت:
 
 [1] . مریم/58.
2] . شعراء/88.
[3] . ممتحنه/12.
[4] . بقره/136.
[5] . نساء/9، 75 و 127، طلاق/6 و تحریم/6.
[6]. نساء‌/‌11.
[7]. جمعه، احمد خلیل؛ الطفل فی ضوء القرآن و السنه و الادب، بیروت، الیمامه، 1421ق، چاپ اول، ص23.
[8]. انعام/151.
[9]. الميزان في تفسيرالقرآن، ج‏13، ص 85.
[10]. الطفل فی ضوء القرآن و السنه و الادب، ص22.
[11]. مكارم شيرازي، ناصر و همکاران؛ تفسير نمونه‏، تهران‏، دارالكتب الإسلامية، 1374ش‏، چاپ اول، ج‏6، ص34.
[12]. محمدیان، بهرام؛ نگاهی دیگر به حقوق فرزندان از دیدگاه اسلام، تهران، سازمان انجمن اولیا و مربیان، 1377ش، چاپ اول، ص60.
[13]. بقره/233.
[14] . مغنيه، محمدجواد، تفسير كاشف‏، تهران‏، دارالكتب الإسلامية، 1424ق‏، چاپ اول، ج‏1، ص356 و نجفى خمینى، محمدجواد؛ تفسیر آسان‏، تهران‏، اسلامیه‏، 1398ق‏، چاپ اول، ج2، ص76.
[15]. طبرسى، فضل بن حسن‏؛ تفسیر جوامع الجامع‏، تهران‏، دانشگاه تهران و مدیریت حوزه علمیه قم،‏ 1377ش‏، چاپ اول، ج‏1، ص128.
[16] . طلاق/6.
[17]. مغنيه، محمدجواد، تفسير كاشف‏، ج‏1، ص356.
[18]. زحیلى، وهبةبن­مصطفى؛ التفسیرالمنیر فى­العقیدة و الشریعة و المنهج،‏ بیروت، دارالفكر المعاصر، 1418ق‏، چاپ دوم، ج‏2، ص361.
19]. طلاق/6.
[20] . طلاقى است كه برای شوهر حق رجوع نیست و برای رجوع نیاز به عقد مجدد دارد؛ مانند: طلاق خُلع، مبارات و زنى كه سه طلاقه شده است. حسینى جرجانى، سیدامیر ابوالفتوح‏؛ آیات الأحكام(جرجانى)، تهران، نوید، 1404ق، چاپ اول، ج‏2، ص414
[21]. طبرى ابوجعفر، محمدبن­جریر؛ جامع ­البیان فى تفسیرالقرآن،‏ بیروت،‏ دارالمعرفة، ‏1412ق‏، چاپ اول‏، ج‏28، ص95، طبرسى، فضل­بن­حسن‏؛ تفسیر جوامع الجامع‏، تهران‏، دانشگاه تهران و مدیریت حوزه علمیه قم،‏ 1377ش‏، چاپ اول، ج‏4، ص312.
[22]. فضل الله، سيد محمدحسين‏؛ تفسير من وحى القرآن‏، بيروت، دارالملاك، 1419ق‏، چاپ دوم، ج‏22، ص295 و تفسير نمونه، ج‏24، ص: 248.
[23]. الميزان في تفسير القرآن، ج‏19، ص317.
[24]. تفسير كاشف، ج‏4، ص162.
[25]. همان، ج‏1، ص209.
[26]. بقره/132.
[27]. نجفى خمینى، محمد جواد؛ تفسیر آسان‏، ج‏1، ص293.
[28] . لقمان/13 – 19.
[29] . المیزان فى تفسیرالقرآن، ج16، ص215 – 218 و گنابادى، سلطان محمد؛ تفسیر بیان السعادة فى مقامات العبادة، بیروت، مؤسسة الأعلمی،‏ 1408ق،‏ چاپ دوم،‏ ج3، ص228 – 230.
[30]. مظاهری، ابراهیم؛ با فرزندان در سایه قرآن، قم، پارسیان، 1380ش، چاپ دوم، ص61.
[31]. نور/58.
[32]. با فرزندان در سایه قرآن، ص62.
[33]. تفسير نمونه، ج‏14، ص457.
[34]. نور/32.
[35]. تفسير آسان، ج‏14، ص83.
[36]. رشیدالدین میبدى، احمدبن ابى­سعد؛ کشف الأسرار و عدة الأبرار، تهران‏، امیر كبیر، 1371ش‏، چاپ پنجم، ج‏6، ص522.
[37]. الميزان في تفسير القرآن، ج‏15، ص113.
[38]. تفسير آسان، ج‏14، ص83.
[39]. نساء/75.
[40]. آلوسى، سیدمحمود؛ روح­المعانى فى تفسیر القرآن العظیم‏، بیروت‏، دارالكتب العلمیه‏، 1415ق‏، چاپ اول‏، ج‏3، ص79.
[41]. ابن عاشور، محمد بن طاهر؛ التحریر و التنویر، بی­تا، ج‏4، ص187.
[42]. تفسير نمونه، ج‏4، ص9.
[43]. الطفل فی ضوء القرآن و السنه و الادب، ص27.
[44]. صافات/102.
[45]. تفسير آسان، ج‏16، ص361 و الميزان في تفسير القرآن، ج‏17، ص152.
[46]. سبزوارى نجفى، محمد بن حبيب­الله؛‏ الجديد فى تفسير القرآن المجيد، بيروت،‏ دارالتعارف، ‏1406ق‏، چاپ اول‏، ج‏6، ص76.
[47]. تفسير نمونه، ج‏19، ص112.
[48] . مریم/2 – 6.
[49] . نمل/16.
[50]. تفسير آسان، ج‏3، ص158.
[51]. نساء/11.
 
/انتهاي پيام/
 
پربازدیدترین آخرین اخبار