«بشارت» در قرآن
کد خبر:۱۰۶۲۵۱

«بشارت» در قرآن

ذکر بشارت­های خداوند در آیات قرآن برای این است که انسان به این بشارت­ها طمع کرده و به سوی اعمالی که سبب این بشارت شده است، رغبت کند؛ از این رو در بسیاری از آیات بشارت عوامل این بشارت­ها نیز ذکر شده است.
گروه معارف«خبرگزاري دانشجو»؛ در بحث بشارت، آیات مختلفی وجود دارد که این آیات از لحاظ­های گوناگونی تقسیم می­شوند. از جمله بررسی آیات از لحاظ بشارت دهنده(مبشّر):

1. خداوند

«یُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُمْ بِرَحْمَةٍ مِنْهُ وَ رِضْوانٍ وَ جَنَّاتٍ لَهُمْ فیها نَعیمٌ مُقیمٌ»[1]

«پروردگارشان آنها را به رحمتى از ناحیه خود، و رضایت(خویش)، و باغهایى از بهشت بشارت مى‏دهد كه در آن، نعمتهاى جاودانه دارند.»
 
2. پیامبر اسلام
 
«یا أَیهَا النَّبِی إِنَّا أَرْسَلْناكَ شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذیراً»[2]

«اى پیامبر! ما تو را گواه فرستادیم و بشارت‏ دهنده و انذار كننده!»
 
و آیات دیگری که بشارت دهنده را خود قرآن(نحل/89)، پیامبران الهی(بقره‌/‌213، انعام‌/‌48)، روح­القدس(نحل/102)، جبرئیل(بقره/97)، بادها(اعراف/57) و غیره معرفی می­کند.
 
بشارت­های خداوند در قرآن

مراد ما در این بحث، بشارت­هایی است که "خداوند" به طور مسقیم بشارت دهند­ی آن بوده که شمار این آیات، به بیش از ده آیه می­رسد.چند مورد آن را به طور خلاصه یادآور می­شویم:
 
1. عوامل بهره­مندی از بشارت خدا

ذکر بشارت­های خداوند در آیات قرآن برای این است که انسان به این بشارت­ها طمع کرده و به سوی اعمالی که سبب این بشارت شده است، رغبت کند؛ از این رو در بسیاری از آیات بشارت عوامل این بشارت­ها نیز ذکر شده است. برخی از این عوامل عبارتند از:
 
1. ایمان به خدا و رعایت تقوای الهی در یکی از آیات قرآن عامل بهره­مندی ازبشارت خداوند، داشتن ایمان به همراه تقوای الهی بیان شده است:

«أَلَا إِنَّ أَوْلِيَاءَاللَّهِ... الَّذِينَ ءَامَنُوا و کانوا یَتّقوُن؛ لَهُمُ الْبُشْرى‏ فِي­الْحَياةِ الدُّنْيا وَ فِي­الْآخِرَةِ لاتَبْديلَ لِكَلِماتِ اللَّهِ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظيمُ» [3]

«آگاه باشيد (دوستان و) اولياى خدا،... همان­ها كه ايمان آوردند و (از مخالفت فرمان خدا) پرهيز مى‏كردند؛ در زندگى دنيا و در آخرت، شاد (و مسرور)ند؛ وعده‏هاى الهى تخلّف ناپذير است. اين است آن رستگارى بزرگ»
 
خداى متعال در اين آيات اولياى خود را بشارتى اجمالى ‏داده و چنين معرفى كرده: «الَّذِينَ آمَنُوا وَ كانُوا يَتَّقُونَ»، پس صرف ایمان و تقوی انسان را لایق بشارت خداوند نمی­کند؛ بلكه با آوردن كلمه­ی "كانوا" فهمانده كه اولياى خدا قبل از ايمان آوردن، تقوايى مستمر داشته‏اند؛ معلوم است كه ايمان ابتدايى مسبوق به تقوا نيست، آن هم تقواى مستمر و دائمى؛ بنابراین بهره­مندی از بشارت خداوند مرحله­ی خاص و والایی از تقوای الهی را می­خواهد که مسبوق به تقوای دائمی باشد.[4]
 
2. اجتناب از طاغوت و اطاعت خدا

این دو خصلت برای کسانی که مورد بشارت خداوند قرار می­گیرند، آورده شده و بیانگر علل بهره­مندی از بشارت­های خداوند می­باشد.[5] کسانی که این صفات را داشته باشند جزء بندگان خاص خداوند بوده و مشمول بشارت خاص می­شوند:[6] 

«وَ الَّذينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ يَعْبُدُوها وَ أَنابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرى‏ فَبَشِّرْ عِبادِ...» [7]

«و كسانى كه از عبادت طاغوت پرهيز كردند و به سوى خداوند بازگشتند، بشارت از آن آنهاست؛ پس بندگان مرا بشارت ده...»
 
3. بندگی خدا و انجام اعمال صالح

بندگی کردن و عمل صالح انجام دادن انسان را در شمار بهره­مندان از بشارت الهی قرار می­دهد:[8]
«ذلِكَ الَّذي يُبَشِّرُ اللَّهُ عِبادَهُ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ...»[9]

«اين همان چيزى است كه خداوند بندگانش را كه ايمان آورده و اعمال صالح انجام داده‏اند به آن نويد مى‏دهد...»
 
4. جهاد در راه خدا و هجرت

دو صفت دیگری که انسان­های مؤمن را از بشارت الهی بهره­مند می­کند، هجرت و جهاد در راه خداست:[11]

«الذین ءامَنُوا و هاجَروا و جاهَدوا فی سَبیلِ اللهِ بِأَمْوَالهِمْ وَ أَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَاللَّهِ وَ أُوْلَئكَ هُمُ الْفَائزُونَ؛ يُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُمْ بِرَحْمَةٍ مِنْهُ وَ...»[12]

«آنها که ایمان آوردند، و هجرت کردند، و با اموال و جانهایشان در راه خدا جهاد نمودند، مقامشان نزد خدا برتر است؛ و آنها پیروز و رستگارند. پروردگارشان آنها را به رحمتى از ناحيه خود، و... بشارت مى‏دهد...»
 
در این آیه کسانی را که در راه خدا جهاد و هجرت می­کنند، رستگار خوانده و از سياق آیه برمى‏آيد كه رحمت، رضوان و جنتى كه مى‏شمارد، بيان همان رستگارى است كه در عبارت «أُوْلَئكَ هُمُ الْفَائزُونَ» ذکر شده که در اينجا به طور تفصيل و با زبان بشارت و نويد بیان شده است.[13]
 
2. تعلقات بشارت خداوند

آیاتی که از بشارت­های خداوند سخن به میان آورده و بندگان خود را مشمول آن بشارت نموده، بر دو گونه می­توان بیان کرد که بشارت الهی به آن تعلق گرفته است:

الف. تعلقات دنیوی

1. امداد الهی

امداد غیبی جزو نعمت­های دنیوی شمرده شده که در برخی جنگ­ها خداوند به مؤمنان عنایت کرده است:
«بَلىَ إِن­تَصْبرِواْ وَ تَتَّقُواْ وَ يَأْتُوكُم مِّن فَوْرِهِمْ هَذَا يُمْدِدْكُمْ رَبُّكُم بخِمْسَةِ ءَالَافٍ مِّنَ­الْمَلَائكَةِ مُسَوِّمِينَ وَ مَا جَعَلَهُ اللَّهُ إِلَّا بُشرْى‏ لَكُمْ وَ لِتَطْمَئنِ‏َّ قُلُوبُكُم بِهِ‏...»[14]

«آرى، (امروز هم) اگر استقامت و تقوا پيشه كنيد، و دشمن به همين زودى به سراغ شما بيايد، خداوند شما را به پنج هزار نفر از فرشتگان، كه نشانه‏هايى با خود دارند، مدد خواهد داد! ولى اينها را خداوند فقط بشارت، و براى اطمينان خاطر شما قرار داده‏...»
 
فرستادن ملائكه و وعده­ی كمك به مؤمنان توسط فرشتگان الهی، بشارتی است از ناحیه­ی خداوند، جهت تسلی و اطمینان دل­هايشان تا از زیادی سپاه دشمن و كمى عدد خود نهراسند.[15]
 
2. اهداء فرزند

یکی دیگر از نعمت­های دنیوی که از ارزش والایی برخوردار است، بشارت به فرزند بوده که به حضرت ابراهیم(ع) در سن پیری خداوند از بشارتی خبر می­دهد که مربوط به ولادت فرزندش حضرت اسحاق(ع) است؛[16]
«وَ بَشَّرْناهُ بِإِسْحاقَ نَبِيّاً مِنَ­الصَّالِحينَ»17
 
«ما او را به اسحاق- پيامبرى از شايستگان- بشارت داديم!»
 
البته برخی این بشارت را متوجه نبوت حضرت اسحاق نیز می­دانند؛ یعنى در آیه‌ی شریفه به ابراهیم(ع) همزمان دو بشارت داده شده: بشارت به وجود پسر، و بشارت به نبوت آن پسر که پیامبری از صالحان بود.[18] اینکه متعلق بشارت فرزند باشد، در آیه­ی دیگر نیز به اشاره شده است:
«فَبَشَّرْناهُ بِغُلامٍ حَليمٍ»[19]

«ما او [ابراهيم‏] را به نوجوانى بردبار و صبور بشارت داديم!»
 
ب. تعلقات اخروی

1. بهشت:

بهشت یکی از نعمت­های اخروی است که در برخی آیات، خداوند بندگان را به آن بشارت داده ­است:
«يُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُمْ بِرَحْمَةٍ مِنْهُ وَ رِضْوانٍ وَ جَنَّاتٍ لَهُمْ فيها نَعيمٌ مُقيمٌ»[20]

«پروردگارشان آنها را به رحمتى از ناحيه‌ی خود، و رضايت (خويش)، و باغ­هايى از بهشت بشارت مى‏دهد كه در آن، نعمت­هاى جاودانه دارند.»
 
همچنین آیاتی در قرآن وجود دارد که سخن از بشارت­های خداوند در روز قیامت می­زند:
«وُجُوهٌ يَوْمَئذٍ مُّسْفِرَةٌ، ضَاحِكَةٌ مُّسْتَبْشِرَة»[21]

«چهره‏هايى در آن روز گشاده و نورانى است، خندان و مسرور است.»
 
خوشحال بودن مؤمنان که به آن بشارت داده شده‌اند، به دلیل جایگاه والایشان است؛ جایگاهی که خداوند به آن­ها عنایت کرده و آنان می­خواهند در آن وارد شوند.[22]

در برخی آیات به هر دو بشارت دنیوی و اخروی باهم اشاره شده است:
«الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ كَانُواْ يَتَّقُونَ لَهُمُ الْبُشْرَى‏ فىِ­الْحَيَوةِ الدُّنْيَا وَ فىِ­الاَخِرَةِ لَاتَبْدِيلَ لِكَلِمَاتِ اللَّهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ»[23]
«همان­ها كه ايمان آوردند، و (از مخالفت فرمان خدا) پرهيز مى‏كردند، در زندگى دنيا و در آخرت، شاد (و مسرور)ند. وعده‏هاى الهى تخلّف ناپذير است! اين است آن رستگارى بزرگ!»
 
بشارت در این آیه اگر انشایی باشد (بشارت باد آنان را...)، به این معناست که اين بشارت هم در دنيا براى آنان واقع مى‏شود و هم در آخرت واقع خواهد شد؛ اما اگر خبری باشد و خواسته باشد خبر بدهد که خداى تعالى بزودى اولياى خود را در دنيا و آخرت بشارت مى‏دهد؛ یعنی بشارت در دنيا و آخرت بعدها برای آنها واقع مى‏شود؛ و اینکه این چه نعمتی است که قرآن از آن بشارت داده، آیه نسبت به آن ساکت است.[24]
البته برخی معنای بشارت در آخرت را بهشت می‌دانند؛[25] چون در برابر مؤمنان، قرآن از تحریم این بشارت از مجرمان خبر داده است:

«يَوْمَ يَرَوْنَ الْمَلائِكَةَ لابُشْرى‏ يَوْمَئِذٍ لِلْمُجْرِمينَ وَ يَقُولُونَ حِجْراً مَحْجُوراً»[26]
«(آنها به آرزوى خود مى‏رسند،) امّا روزى كه فرشتگان را مى‏بينند، روز بشارت براى مجرمان نخواهد بود (بلكه روز مجازات و كيفر آنان است)! و مى‏گويند: ما را امان دهيد، ما را معاف داريد! (امّا سودى ندارد!)»
 
منظور از "یوم" روز قیامت است و آیه خبر می‌دهد که مژده­ای برای مجرمان وجود ندارد و این خود نشان می­دهد که بشارت در آخرت بر برخی انسانها وجود دارد.[27]

[1]. توبه/21.
[2]. أحزاب/45.
[3]. آل‏عمران/39، 45 و 126، صافات/101 و 112، توبه/21، شورى/23، هود/71، أنفال/10 و...
[4]. يونس /62 - 64 
[5]. طباطبايى(علامه)، سيدمحمد حسين؛‏ الميزان فى تفسيرالقرآن، قم‏، جامعه‏ى مدرسين حوزه علميه قم، ‏1417ق،‏ چاپ پنجم، ج10، ص88- 89.
[6]. مكارم شیرازی، ناصر و همکاران؛ تفسیر نمونه‏، تهران‏، دارالكتب الإسلامیة، 1374ش‏، چاپ اول، ج19، ص421 و طیب، سید عبدالحسین؛‏ اطیب البیان فی تفسیر القرآن‏، تهران‏، اسلام‏، 1378ش‏، چاپ دوم، ج‏11، ص297.
[7]. صادقى تهرانى، محمد؛ البلاغ فى تفسير القرآن بالقرآن‏، قم، مؤلف، 1419ق، چاپ اول، ص460.
[8]. زمر/17و 18.
[9]. أطيب البيان في تفسير القرآن، ج‏11، ص481 و قرائتی، محسن‏؛ تفسیر نور، تهران، مركز فرهنگی درسهایی از قرآن‏، 1383ش، چاپ یازدهم، ج10، ص397.
[10]. شورى/23.
[11]. نجفى خمینى، محمدجواد؛ تفسیر آسان‏، تهران‏، اسلامیه‏، 1398ق‏، چاپ اول، ج6، ص221.
[12]. توبه/21 – 22.
[13]. الميزان في تفسير القرآن، ج‏9، ص206.
[14]. آل عمران/125– 126.
[15]. طبرسى، فضل بن حسن‏؛ مجمع البيان فى تفسير القرآن‏، تهران‏، ناصر خسرو، 1372ش‏، چاپ سوم، ج‏2، ص829.
[16]. همان، ج‏8، ص708.
[17]. صافات/112.
[18]. ابوالفتوح رازى، حسين بن على؛‏ روض الجنان و روح الجنان فى تفسيرالقرآن،‏ مشهد، آستان قدس رضوى‏، 1408ق، ج‏16، ص222.
[19]. صافات/101.
[20]. توبه/21.
[21]. عبس/38- 39.
[22]. الميزان في تفسير القرآن، ج‏20، ص210.
[23]. یونس/63- 64.
[24]. الميزان في تفسير القرآن، ج‏10، ص93.
[25]. طبرسى، فضل بن حسن‏؛ تفسیر جوامع الجامع‏، تهران‏، دانشگاه تهران و مدیریت حوزه علمیه قم،‏ 1377ش‏، چاپ اول، ج‏2، ص119.
[26]. فرقان/22.
[27]. روض الجنان و روح الجنان فى تفسيرالقرآن،‏ مشهد، ج‏14، ص210./انتهاي پيام/
 
پربازدیدترین آخرین اخبار