ایستادگی 16 آذری دانشجویان خالق حماسه 9 دی بود
کد خبر:۱۰۶۷۰۲
خضریان درگفت‌وگوبا«خبرگزاری‌دانشجو»- بخش‌اول:

ایستادگی 16 آذری دانشجویان خالق حماسه 9 دی بود

قائم مقام اسبق سیاسی اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل گفت: اگر جريان دانشجويي تا روز 16 آذرماه در مقابل بدنه اجتماعي جريان مقابل نمي ايستاد به طور حتم عاشوراي سال گذشته طور ديگري رقم مي خورد و شايد شاهد حماسه‌اي به عنوان 9 دي‌ماه در كشور نبوديم.

علی خضریان، قائم مقام اسبق سیاسی اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل در گفتگوی خود با «خبرگزاری دانشجو» با بازخوانی وقایع سال گذشته و بررسی اثرات آن بر فضای دانشگاه و همچنین نقش متقابل دانشگاه بر آن، در پایان ترم تحصیلی جاری شرایط و فضای کنونی دانشگاهیان و جریانات مختلف موجود در فضای آموزشی و سیاسی دانشگاه ها را مورد تحلیل قرار داده است. آنچه در ادامه می خوانید مشروح این گفتگوی خبری است:

 

 

«خبرگزاری دانشجو»؛ به عنوان اولين سوال روند فعاليت دانشجويان در فضاي دانشگاه را در طول جريان انتخابات سال گذشته تا خلق حماسه 9 دي ماه چگونه مي بينيد؟

 

اگر بخواهيم فضاي انتخابات را در دانشگاهها ترسيم كنيم بايد بگوييم يك نكته بسيار تاريخي و مهم در تاريخ دانشگاه هاي كشور قبل از انتخابات رقم خورد، و آن اين بود كه بر خلاف آنچه تمام دنيا و غرب تلاش مي كرد فضاي دانشگاهها را كاملا بسته نشان دهد ، اما فضاي تبليغاتي قبل از انتخابات در دانشگاه هاي كشور چيز ديگري را نشان مي داد همه شاهد بوديم در اواخر سال 87 و اوايل سال 88 در دانشگاه ها حرف هايي زده مي شد كه حتي بسياري از روزنامه ها و مطبوعات حاضر به انعكاس آن نبودند، اما كانديداها و نمايندگان آنها براحتي اين مسائل را عنوان مي كردند، دانشگاه در آستانه انتخابات بستر آزادي بيان بود؛ بنيادي ترين مسائل و حتي مسائلي كه خيلي ها فكر مي كردند خطوط قرمز نظام است در آستانه انتخابات در فضاي دانشگاه ها مورد بحث و بررسي موافقان و مخالفان قرار مي گرفت و همين مسئله نقطه تاريخي و قابل ثبت در تاريخ دانشگاه محسوب مي شد. با بررسي شرايط دانشگاهها قبل از انتخابات به اين نتيجه مي رسيم كه فضاي قانوني، عقلايي و باز دانشگاه كه حاصل آزادي بيان دراين محيط بود قبل از انتخابات در دانشگاه ها قابل اثبات است. بعد از انتخابات و اعلام رسمي آراي كانديداها جرياني تلاش كرد راي مردم را بجاي اينكه از درون صندوقهاي راي به شمارش در آورد بر اساس طبقات اجتماعي شمارش كند و طبقات اجتماعي را به چالش بكشاند، به نحوي كه براساس اين نگاه آرا يك پيرمرد روستانشين با آن طبقه اجتماعي با يك استاد و دانشجو قابل مقايسه و جمع بندي نبود. بعد از انتخابات شاهد تحركاتي از سوي جمعي از دانشجويان در برخي از دانشگاه هاي كشور مانند دانشگاه هاي تهران و ديگر شهرهاي بزرگ مانند اصفهان، تبريز و مشهد بوديم . با كمرنگ شدن فضاي احساسي پس از انتخابات در محيط دانشگاه كه نشات گرفته از خوي جواني دانشجويان بود و غلبه فضاي منطقي و عقلايي بر فضاي دانشگاهها از شدت و ميزان اين گونه تحركات كاسته شد، به طوري كه طراحان اين قضايا تعطيلي دانشگاه را پس از انتخابات از بداقبالي خود مي دانستند و تحليلشان نسبت به اين مسئله به اين صورت بود كه در ايام تعطيلي تابستان با بزرگ كردن شبهات انتخاباتي تنور انتخابات را در فضاي سايبري، اينترنتي و رسانه اي داغ نگه داشت و با بازگشايي دانشگاه ها مسير شبكه هاي اجتماعي خود را دركف خيابان ها و دانشگاه ها پيگيري كرد. بررسي فضاي سياسي و اجتماعي رسانه هاي خارجي در اين ايام گوياي اين مسئله است ؛ به طوري كه در شهريور ماه سال 88 با توجه به نزديك شدن بازگشايي دانشگاه ها تعداد اخباري كه به منظور ايجاد تنش و تشنج هاي اجتماعي توليد مي شدن 10 برابر بيشتر از مرداد ماه بود، آنها اميدوار بودند با بازگشايي مجدد دانشگاه ها نظام دچار بحران و مشكلات متعدد شود و دانشجو را در تقابل با ساير طبقات اجتماعي تعريف مي كردند. تحليل هاي آنها اين گونه بود كه نظام جرات و توان بازگشايي دانشگاه ها را نداشته و همان گونه كه رهبر معظم انقلاب پيش بيني كرده بودند ؛ اين افراد به دنبال كاريكاتور سازي از انقلاب بودند ، همان گونه كه در جريان پيروزي انقلاب نيز در سال 56 يعني يكسال قبل از پيروزي انقلاب دانشگاه ها به سمت بسته شدن رفت ، آنها نيز به خيال خود مي خواستند همين مدل را در دانشگاه ها پياده كنند اما ديديم كه دانشگاه ها مانند هر سال سر موعد مقرر باز شدند.

 

در شهريور ماه سال 88 با توجه به نزديك شدن بازگشايي دانشگاه ها تعداد اخباري كه به منظور ايجاد تنش و تشنج هاي اجتماعي از سوي رسانه هاي بيگانه توليد مي شد 10 برابر بيشتر از مرداد ماه بود ، آنها اميدوار بودند با بازگشايي مجدد دانشگاه ها نظام دچار بحران و مشكلات متعدد شود و دانشجو را در تقابل با ساير طبقات اجتماعي تعريف مي كردند.

 

 

در ابتداي آغاز سال تحصيلي سال گذشته شاهد يك حركت نمادين كاريكاتوري از اين افراد در كف دانشگاه تهران بوديم، كه علي رغم تمام انتظارات و تبليغات وسيع رسانه اي جمعيت حاضر در اين تجمع به صد نفر هم نمي رسيد و از اين جا بود كه نگراني آنها نسبت به ريزش نيرو در كف خيابانها احساس شد. آنها مي دانستند ظرفیت اجتماعي شان براي به اصلاح به چالش كشيدن فضاي دانشگاه ها بايد بسيار بيشتر از اين باشد به طوري كه ميزان مخابره اخبار آنها در مهر ماه براي بهره برداري در آبان ماه با نقطه كانوني 13 آبان چندين برابر بيشتر از شهريور ماهي بود كه خود آن چند برابر مرداد ماه به حساب مب آمد. تبليغات وسيع رسانه اي، نصب پوستر، توزيع شب نامه ها، ديوار نويسي هايي به منظور فراخوان براي تحريك دانشجويان در 13 آبان ماه همه و همه نشان دهنده پاي كار آوردن تمام ظرفيت بدنه جنبش سبز براي روز 13 آبان ماه با هدف تعطيلي دانشگاه ها بود، انتخاب مسيري چون سفارت روسيه در مقابل سفارت آمريكا و شعار مرگ بر روسيه در برابر مرگ بر آمريكا در 13 آبان گوياي اين مساله است. علي رغم هجمه هاي وسيع رسانه اي در روز 13 آبان ماه 88 به طور كاملا بي سابقه اي هم در كف دانشگاه ها و هم در خيابان ها جريان انقلاب اسلامي پيروز مطلق داستان بود و جريان مقابل براي حفظ آبروي خود بعدازظهر آن روز در مقابل سر در دانشگاه تهران با فحاشي و راديكال تر كردن گفتمان خود تلاش مي كرد جريان ارزشي را براي ايجاد اغتشاش در دانشگاه ها و همچنين درگيري با نيروهاي امنيتي به صحنه آورد كه با هوشياري جريان مذهبي و ارزشي در دانشگاه و همچنين نيروهاي انتظامي اين ماجرا مسكوت مي ماند و تمام چشم اميد آنها به 16 آذر ماه و روز دانشجو دوخته مي شود. همان طور كه ديديم هر چه بيشتر به از فضاي انتخابات دور مي شويم نقطه كانوني جريان مقابل به عقب تر بر مي گردد و آنها شاهد ريزش نيرو هاي خود هستند. جنگ نرم و مسائل آن در اين ماجرا كاملا مشهود است. در جنگ نرم يك بدنه اجتماعي در ميدان پديد مي آيد كه در صورت مواجهه با هر شكستي اين بدنه اجتماعي به مرور تحليل رفته و كوچكتر ميشود،‌كوچك تر شدن اين بدنه اجتماعي اثباتي بر شكستهاي قبلي آنهاست. به طوري كه مهمترين نكته اثبات كننده شكست آنها در 13 آبان ماه ريزش نيروي آنها در 16 آذر ماه و اثبات شكست آنها در ابتداي سال تحصيلي عدم موفقيت آنها در 13 آبان ماه است. در16 آذرماه سال 88 در دانشگاه تهران واقعه اي اتفاق مي افتد كه اگر بخواهيم آن را به عنوان تاريخ جنبش دانشجويي گرامي بداريم چيزي كمتر از 16 آذر ماه سال 1332 نيست. من معتقدم در 16 آذر سال 88 جريان جنبش دانشجويي مسلمان با همان اوج بصيرت استكبار ستيزي سال 32 حماسه ديگري را خلق كرد تا آنجا كه بدنه ضد انقلاب جريان مقابل را آنقدر عصباني مي كند كه اهانت به عكس حضرت امام (ره) به عنوان دليلي براي اثبات اينكه آنها در مسير امام نيستند و تنها ادعاي خط امام (ره) را دارند در تاريخ ثبت مي شود و ماهيت اصلي آنها براي اشخاصي كه هنوز در فضاي غبار آلود فتنه حق را تشخيص نداده بودند آشكار مي شود، همين مسئله مهمترين دستاورد 16 آذر سال 88 بود. به يقين اگر جريان دانشجويي تا روز 16 آذرماه در مقابل بدنه اجتماعي جريان مقابل نمي ايستاد به طور حتم عاشوراي سال گذشته طور ديگري رقم مي خورد و شايد شاهد حماسه‌اي به عنوان 9 دي‌ماه در كشورنبوديم. با وجود گذشت يكسال از اين مسئله حال كه مسائل را مرور مي كنيم مي بينم واقعه 9 دي ماه كه به سالگرد آن نزديك مي شويم و بايد گرامي داشت آبرومندي براي آن در دانشگاه‌ها برگزار كرد از عاشوراي حسيني نشات گرفته شد و نقش جنبش دانشجويي در آن بسيار پررنگ و تاثيرگذار است.

 

به يقين اگر جريان دانشجويي تا روز 16 آذرماه در مقابل بدنه اجتماعي جريان مقابل نمي ايستاد به طور حتم عاشوراي سال گذشته طور ديگري رقم مي خورد و شايد شاهد حماسه‌اي به عنوان 9 دي‌ماه در كشور نبوديم.

 

 

دانشگاه‌ يكي از موثرترين بدنه‌هاي اجتماعي جامعه در خلق حماسه 9 دي ماه و به دنبال آن 22 بهمن ماه كه به اعتقاد خيلي‌ها تير خاموشي به جريان موسوم به جنبش سبز در سال گذشته است، بود. و علي رغم برنامه ريزي‌ها و طراحي‌هاي بسيار گسترده‌اي براي ايامي چون چهارشنبه آخر سال، 13 فروردين و غيره شاهد كوچكترين حركتي از سوي جريان مذكور نبوديم و بنا به اعتراف رسانه‌هاي خودشان از جمله BBC فارسي به عنوان مركز مديريت جريان فتنه اين جريان بايد فعاليت‌هاي خود را از كف خيابان‌ها به فضاي اينترنتي و سايبري انتقال داده و اين يعني عقب نشيني از مواضع و رويكرد جريان مذكور، زيرا آنها سال‌ها تلاش كرده بودند فعاليت خود را از فضاي رسانه و سايبر به كف خيابان‌ها بكشانند و بازگشت مجدد آنها به فضاي سايبر يعني عقب نشيني آنها به سال‌هاي گذشته وكوتاه آمدن در برابر مردم ونظام اسلامي تلقي شود.

 

«خبرگزاری دانشجو»؛ در حال حاضر وضعيت و آرايش سياسي گروه‌هاي و جريان‌هاي وابسته به جريان سبز را در دانشگاه‌ها پس از خلق حماسه 9 دي‌ماه در دانشگاهها چگونه مي بينيد ،نوع فعاليت آنها امسال در دانشگاه‌ها به چه صورت است؟

 

در سال گذشته شاهد فعاليت خرده جريان‌ها و گروهك‌ها مانند گروهك كمونيستي، ليبراليستي، شيطان پرست‌ها، سوسياليست‌ها، آزادي خواهان و حتي جريان كوچك و غيردانشجويي طيف علامه زير علم جنبش سبز بوديم، علي رغم اينكه اين گروه‌ها آرمان‌ها و معيارهاي مشتركي با هم نداشتند اما در فضاي سياسي دانشگاهي و حتي خارج از دانشگاه همان طور كه ديديم بعضي از آقايان علما تا برخي از اشخاص نهضت آزادي زير بيرق جنبش سبز جمع شدند . با يك تحليل جامعه شناسي مي توان دليل اين مسئله را متوجه شد و هم به حق بودن نظام اسلامي پي برد؛ اينكه نظام اسلامي دشمنان زيادي در جبهه ناحق دارد به طوريكه آنها حاضرند براي از بين بردن اين مظهر حق از همه اعتقادات خود بگذرند و با باطل همراه شوند البته اين مساله نشان دهنده باطل بودن جريانهاي مقابل بود و به طور قطع مباني اعتقادي آنها چندان با هم متفاوت نيست. آنها اميدوار بودند با متحد شدن در برابر نظام اسلامي ، مظهر حقي چون جمهوري اسلامي ايران را به چالش كشانند كه البته به منظور خود نرسيدند.

 

«خبرگزاری دانشجو»؛ آيا امسال نيز همين سياست از سوي اين جريان‌ها در دانشگاهها دنبال مي شود ، نحوه فعاليت آنها به چه صورت است؟

 

امسال رفتارها و اقدامات چشم گيري از جانب اين افراد در داخل دانشگاه‌ها نديديم، اما اين مسئله دليلي بر عدم وجود آنها در دانشگاه‌ها نيست، ليبرال‌ها، كمونيست‌ها، انجمن تهران همه اين گروه‌ها امروز هم در دانشگاه‌ها حاضرند، همان افرادي كه سال گذشته در انجمن تهران شعارهاي ساختار شكن سر مي دادند امسال نيز در اين تشكل به فعاليت مي پردازند، واقعيت اين است كه اين جريان دو بخش دارد؛ يك بخش از اين جريان‌ با پوشش قانوني و رسمي به مانند انجمن تهران و شريف به فعاليت مي پردازد و بخش ديگر كه داراي لايه‌هاي پنهان و غيررسمي اند مانند انجمن دموكراسي خواه تهران، دانشجويان ليبراليسم دانشگاه‌هاي تهران سوسياليست‌ها،دانشجويان آزاد خواه و برابري طلب موسوم به داب به صورت پنهاني به فعاليت مي پردازند. ظرفيت قانوني اين جريان‌ها امروز معتقدند براي اينكه بتوان از ظرفيت خود در آيند بهره برد و آنها را دوباره به ميدان آورد، در شرايط فعلي امروزي بايد ظرفيت‌هاي قانوني خود را حفظ كرد، آنها مي دانند با رفتارهاي راديكال و ساختار شكن نمي توان بدنه اجتماعي دانشگاه را با خود همراه ساخت، پس به رفتارهاي نفاق گونه روي مي آورند به عنوان مثال همان جرياني كه سال گذشته در دانشگاه تهران نظام جمهوري اسلامي را با نظام اموي مقايسه مي كرد امسال در برابر رهبر انقلاب سخنراني مي كند و آن جرياني كه ولايت فقيه را به عنوان اصولي ترين نقطه فكري حضرت امام در دانشگاه تهران و شريف زير سئوال مي برد امسال قائل به ولايت فقيه مي شود ؛ اين رفتار نشان دهنده تغيير اعتقادات آنها نيست البته انتقادي نيز به اين گروه نمي توان داشت زيرا اين جريان‌تلاش مي كند به هر نحو ممكن ظرفيت خود را حفظ كند.

 

يك بخش جريان مخالف نظام امروز در دانشگاهها با پوشش قانوني و رسمي مانند انجمن تهران و شريف به فعاليت مي پردازد و بخش ديگر كه داراي لايه‌هاي پنهان و غيررسمي اند موسوم به داب به صورت پنهاني و زير زميني به فعاليت مي پردازند.

 

 

انتقاد اصلي به جريان‌ها ، گروه‌ها و مديراني است كه احساس مي كنند آنها اصلاح شدند و ظرفيت‌هاي قانوني دانشگاه‌ها را در اختيار آنها قرار مي دهند، امكانات نظام، ظرفيت‌هاي تبليغاتي، ظرفيت هاي ارتقاي علمي و امكانات ديگري كه در اختيار آنها قرار گرفته است.

 

«خبرگزاری دانشجو»؛ برخي ازافراد گروه مخالف نظام دوره ارشد خود را به صورت بورسيه در دانشگاه تهران طي مي كنند ، يا درحالي كه 4 ترم مشروطي در كارنا مه هاي آنها ثبت شده است همچنان در دانشگاه تهران به تحصيل مشغولند براستي ملاحظه كاري و كوتاهي مسئولان دانشگاه در برابر اين افرار براي چيست؟

 

 

مستنداتي داريم كه نشان مي دهد برخي از اين افراد دوره ارشد خود را به صورت بورسيه در دانشگاه تهران طي مي كنند در حاليكه بورسيه در دوره ارشد وجود ندارد ، يا افرادي در اين گروه‌ها به فعاليت سياسي مشغولند كه 4 ترم مشروط شدند، سه ترم متوالي معدل آنها زير ده بوده است بنده حاضرم در صورت تكذيب اين مساله از سوي برخي مديران دانشگاه تهران و دوستان انجمن تهران اسامي اين افراد را با كارنامه‌هايشان در رسانه‌ها منتشر كنم چنين فردي بنا بر ضوابط و قوانين اخراجي است اما امروز همين فرد به عنوان يكي از اصلي ترين اعضاي انجمن تهران به فعاليت‌هاي سياسي در دانشگاه مشغول است ! به راستي چرا در برابر اين افراد اين قدر ملاحظه كاري و كوتاهي وجود دارد آيا همين رفتار از جانب مديران ومسئولين در برابر يك نيروي ارزشي و انقلابي دانشگاه هم صورت مي گيرد يااينكه اين فرد با اولين مشروطي بايد از دانشگاه تهران خداحافظي كند، به نظر مي رسد ظرفيت موجود در دانشگاه‌ها بيشتر در اختيار ضد انقلاب است يا نيروهاي انقلابي، اگر قرار است ارفاقي به دانشجويي از اين نظر صورت بگيرد دانشجوي ارزشي كه تمام وقت و عمر خود را صرف آرمان نظام كرده مستحق تر اين ارفاق است يا دانشجويي كه وقت خود را صرف بر اندازي نظام و ضربه زدن به آن كرده است .

 

«خبرگزاری دانشجو»؛ ظرفيت غيرقانوني كه به فعاليت آن در دانشگاه اشاره كرديد در حال حاضر به چه صورت در دانشگاه‌ها فعاليت مي كنند؟

 

در ظاهر اثري از اين جريان در فضاي دانشگاه نيست اين نكته مسئله مثبتي است ، علي رغم ادعاهاي آنها كه ظرفيت عظيم دانشگاه و دانشجويان با آنهاهستند اما شاهديم اين تحليل و برداشت آنها از اين مسئله درست نيست . بنا به استناد اعتكاف‌ها و مراسم‌هاي مذهبي همان طور كه رهبر انقلاب به كرات اشاره مي كنند عمده جوان‌هاي دانشجويي ما بسيار پاك و انقلابي‌اند و اين در حالي كه استاد در دانشگاه‌هاي ما غالبا غيراسلامي چيده شده است سيستم علمي ما نيز عمدتاً غيرديني است ولي وجود چنين ظرفيتي در دانشگاه‌ها نشان دهنده پتانسيل و ظرفيت بالاي مذهبي و انقلابي در جوان‌هاي دانشجويي دانشگاه‌هاي ما است به همين دليل آن جريان غيررسمي و غيرقانوني در حال حاضر دست به رفتارهاي ساختار شكن نمي زند، البته نبايد فكر كرد آنها با اين رفتار جايگاه رسمي خود را از دست مي دهند چون جايگاه رسمي نداشته‌اند كه بخواهند آن را از دست دهند چرا چنين اقداماتي نمي كنند چون بدنه اجتماعي ندارند و ظرفيت اجتماعي كافي براي اينگونه رفتارها و اعمال‌ها در دانشگاهها در اختيار آنها نيست. برخي مي گويند چون فضا امنيتي شده چنين رفتارهايي از آنها سر نمي زند اما اين تحليل هم نادرست است زيرا آمار و ارقامي كه وجود دارد نشان مي دهد اين جريان غيررسمي قبل از اين هم خيلي قابليت شناسايي نداشته آمارهايي كه به ادعاي خود آنها از بازداشت شدگان اين جريان نقل مي شود گويايي اين مسئله است كه اكثر بازداشت شده ها از جريان رسمي گروه مخالف فعال و دانشگاه ها هستند نه از جريان غير رسمي ، همان گونه كه هيچ گروه غير رسمي تا به حال ادعا نكرده عضوي از آنها در بازداشت به سر مي برند. جريان غيررسمي و غيرقانوني دانشگاهها به دليل در اختيار نداشتن بدنه اجتماعي كافي در حال حاضر دست به اقدامات ساختار شكن در دانشگاهها نمي زند. جداي از اين بسياري از پايگاه هاي اينترنتي آنها امروز به روز نمي شود حتي پايگاههايي كه به ادعاي خودآنها از خارج از كشور به مديريت م يشوند نيز به روز رساني نمي شوند ، در فضاي سايبر كه كسي نمي تواند با آنها برخورد كند نهايتا نظام آنها را فيلتر مي كند اما نمي تواند كه مانع بروز رساني آنها شوندپس دليل امنيتي شدن فضاي كشور نيز نادرست به نظر مي رسد.

 

 

«خبرگزاری دانشجو»؛ نقش جريان انقلابي و دانشجويان ارزشي دانشگاه در جريان روندي كه شما بيان كرديد چگونه است ؟

 

 

اين روند به نظر من براي جريانهاي انقلابي و اسلام گراي دانشگاه فرصت است. فرصتي كه بايد براي آن طراحي و برنامه ريزي داشت. جريان انقلاب اسلامي و اسلام گراي دانشگاه ها كه من آنها را بسيار گسترده تر از چند تشكل دانشجويي مانند بسيج ، تحكيم ، انجمن مستقل و غيره مي دانم، زيرا برخي از افراد حاضر در دانشگاه ها در غالب اين تشكل ها نمي گنجند ولي جزو طرفداران گروه هاي اسلام گراي دانشگاه هامحسوب مي شوند.جريان انقلابي دانشگاه بايد قدر اين افراد را بداند و با هم افزايي بهتر و بيشتر فضاي فكري و فرهنگي دانشگاه ها را به سمتي سوق دهد كه بر اثر طبع و نظر دانشجويان گفتماني را در محيط دانشگاه ها حاكم كند به طوريكه دانشگاه به عنوان محلي براي بروز انتقادها و پيشنهادات شده و ارتقاي سطح علمي و فرهنگي كشور را در پي داشته باشد.

 

اولويت اصلي امروز دانشگاه ها حركت آنها به سمت علمي شدن است ، برخي تلاش مي كنند دانشگاه را از اين وظيفه دور كنند البته نبايد پنداشت در اين صورت درب انتقاد و گفت و گو در دانشگاهها بسته شود.

 

 

در گام اول بر اساس نظر رهبر معظم انقلاب اولويت اصلي دانشگاه ها را به سمت علمي شدن سوق دهيم برخي تلاش مي كنند دانشگاه را از علمي شدن به سمت حاشيه رفتن حركت دهند بايد جلوي اين مسئله را گرفت. حتي برخي از دوستداران نظام هم از اين مسئله برداشت درستي دارند و فكر مي كنند در اين شرايط درب تحليل، انتقاد، بحث، مذاكره و گفت وگو در دانشگاه ها بايد بسته شود، و بايد با افرادي كه نسبت به برخي از مسائل در دانشگاهها انتقاد دارند مقابله شود در حاليكه چنين برداشتي كاملا اشتباهو غير منطقي است، هرچند برخي از مسئولين دانشگاه ها چنين نظري دارندو متاسفانه آن را در دانشگاهها اعمال مي كنند اما بايد توجه داشت دانشجو به دليل جوان بودن و استاد به دليل دارا بودن اطلاعات و معلومات علمي نمي توانند نسبت به فضاي موجودي با نگاه آرماني انتقاد نكنند؛ شاخص جواني ، پويايي و نگاه علمي به مسائل باعث انتقاد دو عنصر دانشجو و استاد در محيط علمي دانشگاه مي شود. انتقاد دانشجو و استاد از مسائل موجود در محيط دانشگاه نقطه شكوفايي علم است.

 

نبايد مانع انتقاد دانشجويان در محيط دانشگاه شد اما جريان اسلام گرا بايد در فرهنگ سازي نوع و نحوه آن پيشرو باشد. به طور كلي انتقاد دانشجو و استاد از مسائل موجود در محيط دانشگاه نقطه شكوفايي علم است.

 

نبايد مانع انتقاد دانشجويان در محيط دانشگاه شد اما جريان اسلام گرا بايد در فرهنگ سازي نوع و نحوه آن پيشرو باشد.

 

 

البته قبل از فضاي موجود هم دو گفتمان اساسي در دانشگاه ها در فضاي انتقادي شكل گرفت كه يكي بعد از جنگ تحميلي در ابتداي دهه 70 تا اواسط اين دهه توسط جريان تقريبا ارزشي دانشگاه با نام گفتمان ‹ توجيه گرا› حاكم شد تحليل اين افراد هم اين بود كه مسئولين، مديران رئيس جمهور و ساير وزرا و مسئولين نظام چون از جمله ياران و هم نفسان حضرت امام (ره) بودند و به دليل اينكه نظام اسلامي كه به رهبري امام (ره) به پيروزي رسيده است، بزرگترين دستاورد جهان اسلام است ، انتقاد به يكي از مسئولين به مثابه انتقاد به كل نظام محسوب مي شود؛ در چنين فضايي كوچكترين انتقاد دلسوزانه اي با بر چسب ضد انقلاب روبرو بود و حتي انتقاد از يك رئيس دانشگاه در يك مسئله صنفي انتقادبه وزير علوم و چون او منتخب رئيس جمهور در آموزش عالي است انتقاد به او انتقاد به رئيس جمهور و چون رئيس جمهور از سوي رهبر تنفيذ شده است منتقد رئيس جمهور ضد ولايت فقيه و نهايتا ضد اسلام تلقي مي شد. اين فضا فضاي عقلايي نبود وچون عقلاني نبود عكس العملهايي را داشت و بعد از سال 76 شاهد تغييري در فضاي گفتمان غالب دانشگاهها بوديم و ورق جديدي در دانشگاه ثبت شد. در اين زمان گفتماني با عنوان ساختار شكن و راديكال در دانشگاه ها غالب مي شود كه توسط جريان مرسوم به دوم خرداد در دانشگاهها به وجود مي آيد . تحليل اين جريان در خصوص اين گفتمان اينگونه بود كه چون ما به فضاي موجود انتقاد داريم و اين فضا دستاورد نظام جمهوري اسلامي است و آن نيز در غالب گفتمان اسلام گرايان انقلابي جهاني تشيع تعريف مي شود پس كل اين نظام و مجموعه با انتقاد ما مي تواند زير سوال رود و نقاط ضعف موجود به نا توان يكل اين سيستم و نظام تعبيه شود .

 

هردو گفتمان توجيه گرا و ساختار شكن يك تحليل مشترك و اشتباه از مسائل داشتند كه ازنگاه جامعه شناسي سياسي و علوم سياسي اشتباه اين دو جريان با عنوان عدم تفكيك حاكميت و حكومت تفسير مي شود.

 

من خود شاهد بودم در يك تجمع صنفي بنيادي ترين اعتقادات نظام مانند ولايت فقيه، جهان تشيع و مركز آن حضرت ابا عبدالله الحسين (ع) مورد اهانت قرارگرفت و متاسفانه نه تنها با اعتراض ساير دانشجويان روبرو نشد بلكه آن فرد را با كف و سوت خود در اين تجمع همراهي كردند.در اين شرايط كوچكترين اعتراض صنفي دانشجويي به ناكار آمدي كل نظام تعميم داده مي شد و بر همين اساس حضرت امام (ره) مورد نقد قرار مي گيرد و حتي برخي افراد شخصيت گرانقدر ايشان را به موزه ها سپردند و هيچ كدام از آن آقاياني كه امروز ادعاي خط امام (ره) را دارند كوچكتري اعتراضي نكردند. هردو اين گفتمان ها يك تحليل مشترك و اشتباه داشتند و همين تحليل هاي جدا آنها را به اشتباه انداخت از نگاه جامعه شناسي سياسي و علوم سياسي اشتباه اين دو جريان با عنوان عدم تفكيك حاكميت و حكومت تفسير مي شود. به اين صورت كه حاكميت به معناي اسلام، قرآن و قانون اساسي و ولايت فقيه و حكومت را به عنوان مصاديقي كه در درون حاكميت موجود دارد مانند دولت با هم يكي مي دانستند ، در حاليكه در تمام دنيا حكومتها بر اساس يك حاكميت جمعي به نتيجه مي رسند و هنگامي كه يك حاكميت شكل گرفت حكومتها بر اساس آنها تشكيل مي شوند كه قابل تغييرند. همانگونه كه حكومت دوم خرداد سازندگي در كشور ما تغيير كرد البته در ساختن مسائلي چون فرهنگ، سياست، اقتصاد، ديپلماسي بين الملي وغيره كشور قابل نقد و رد هستند اما بايد بين دو متولد حاكميت و حكومت تفاوت قائل شد آنچه كه قابليت دفاع دارد حاكميت است نه حكومت و اگر بين اين دو تفكيك قائل شويم به يك گفتمان جديدي مي رسيم كه به نظر من امروز دانشجويان در چنين فضايي تنفس مي كنند البته نه همه دانشگاه بلكه طيف غالب آنها امروزه دانسته يا ندانسته بين حاكميت و حكومت تفاوتي قائل ند و اشتباه وزير علوم را به حساب نظام و اسلام نمي گذارند، همان طور كه در نظام هاي ليبرال سرمايه داري رييس جمهور را به دادگاه مي برند اما نظام ليبرال سرمايه داري را به مسلخ نمي برند البته نمي خواهيم در نظام سياسي ايران مقدس سازي كنيم و بگوييم اين مسائل خط قرمز است و كسي نبايد به آن وارد شود. در تمام دنيا اين مسئله صادق است حاكميت آنها كه عمدتا بر اساس مسائلي چون اعتقادات ديني يا سياسي، اجتماعي، تاريخچه اجتماعي و غيره ايجاد شده است به سادگي قابل تغيير نيست. در كشور ما اين مسئله پيش از اين خيلي رعايت نمي شد وجريان اسلام گرايي دانشگاه ها امروز بايد بتواند اين گفتمان غالب را به تثبيت برساند تا هر دانشجوي منتقدي بتواند در اين غالب انتقادات خود را بيان كند.

 

 

«خبرگزاری دانشجو»؛ مسئله كرسي هاي آزاد انديشي كه مورد تاكيد رهبر انقلاب است را در اين محيط و فضا چگونه مي بينيد؟

 

نكته مهمي كه در اين بين بايد مورد توجه قرار گيرد و رهبر انقلاب نيز همواره به آن تاكيد دارند و آن را درغالب كرسي هاي آزاد انديشي مطرح كردند به اين معني است كه اگر قرار است ما در دانشگاه هاي خود آزادي بيان داشته باشيم بايد شرايط آن به خوبي توسط دانشجويان واساتيد فراهم شود به اين معني كه آزادي بيان به استعمار آزادي بيان تبديل نشود.به اين معني كه اگر بنده استاد دانشگاهي در يك رشته تخصصي هستم به دليل دارا بهره مندي از بازوي قدرت نمره و همچنين قدرت استدلال و عقبه علمي قطعا نمي توانم با دانشجويان خود كه از چنين امتيازاتي بي بهره اند در يك شرايط مساوي بحث و گفت وگو كنم دراين حالت استعمار بيان بوجود مي آيد نه آزادي بيان. آزادي بيان در دانشگاه ها در صورت ي تحقق مي يابد كه اساتيد هم رده اي كه با هم از نظر سطح علمي در شرايط مساوي به سر مي برند وهم چنين دانشجوياني كه از نظر علمي و اطلاعاتي در شرايط مساوي با هم قرار دارند با يكديگر به بحث و گفت و گو بپردازند نه اينكه هر دانشجويي با يك تخصص علمي و يك عقبه فكري با ساير دانشجويان و اساتيد گفت و گو كند در چنين حالتي است كه ارتقاي آزادي و علمي در داننشگاه هاي حاصل مي شود ، فضاي آزادي بيان به معناي فضاي هجوگويي يا بازار گفت و گوي كه هر كسي از هر جايي حرف زد نسبت بلكه فضايي است تخصصي ، علمي در چارچوب قواعد كه اين قواعد مانع آزادي نيست بلكه باعث عقلايي شدن و تعامل بهتر مي شود. /انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار