در بخشی از کتاب «جامعه شناسی 22 خرداد» محورهای کلام مدیریت رهبر معظم انقلاب در حوادث بعد از انقلاب مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفته است.
به گزارش خبرنگار سياسي «خبرگزاري دانشجو»، همه جوامع با نظم سياسي متفاوت داراي عنصر «رهبري» مي باشند كه در بسياري نظامها از آن به رئيس حكومت، تعبير مي شود كه به همين جهت و ويژگي در اختيارات و مسئوليتهايي بهره مند مي باشد رهبري يا رئيس حكومتها از مولفههاي مهم در چگونگي جهت گيريهاي يك جامعه به حساب مي آيند كه نقش و تاثير آنها در تحولات و چالشها بيش از روابط عادي آشكار مي گردد چالشها شرايطياند كه تدبير و مديريت، شجاعت و بصيرت و قدرت مواجهه با مسائل را از سوي رهبري نشان مي دهد، انتخابات دهم از صحنههاي مهم آزمون رهبري ديني در نظام جمهوري اسلامي است كه به همين دليل به آن مي پردازيم.
انتخابات دهم رياست جمهوري و حوادث بعد از آن را بايد يكي از پيچيده ترين شرايط سه دهه گذشته انقلاب اسلامي دانست كه به واسطه آن، خيلي از ظرفيتها و واقعيتهاي جمهوري اسلامي محك خورد و مورد آزمون قرار گرفت شايد اولين بار بود كه گروهها و جريانات سياسي، شخصيتهاي شناخته شده كشور، رسانهها و نهادهاي مسئول در اين انتخابات، توانايي و داشتههاي خود را در فضاي واقعي به دور از رانتهاي مرسوم مانند جايگاههاي حقيقي و حقوقي و سوابق تاريخي و ملاحظات معمول، عرضه و آن چه داشتند را رو كردند.
در چنين بستري بسياري از واقعيتهاي مكتوم آشكار شد، باورهاي زيادي رنگ باخت و باورهاي زيادي از نو ساخته شد و در مواردي تحليلها از افراد و گروهها و مجموعهها، اصلاح و بازسازي و در مواردي تصديق و تعميق شد در اين بين نوع مواجهه رهبر معظم انقلاب با مسئله انتخابات و مديريت حوادث بعد از آن، بيش از ساير متغيرها و مولفهها، ارزش بررسي و و واكاوي دارد چرا كه
1) انتخابات و حوادث بعد از آن بستر شناخت بي پرده و شفاف از ويژگيها و ظرفيتهاي علمي، راهبردي و مديريتي ايشان را فراهم كرد. خصوصاً براي نسل جوان كه در اثر كم كاريهاي علاقه مندان و حجابهاي ناگزير موقعيت رسمي رهبري، اين حقيقت مكتوم مانده بود.
2) ظرفيت، كارآمدي و قدرت روزآمدي انديشه ولايت فقيه در مواجهه با چالشهاي پيچيده و چند وجهي را در يك تجربه عملي و عيني نشان داد كه خود بهترين پاسخ به پرسشها و چالشهاي نظري در اين باره محسوب مي شود.
3) از رهگذر قرار داشتن رهبر انقلاب در عالي ترين موقعيت رسمي جمهوري اسلامي، قوت پاسخگويي نظام مردم سالاري ديني به نيازها و مسايل مبتلا به دو واقعيت پديده مستحكم و ضد ضربه جمهوري اسلامي پس از سه دهه از ظهور و بروزش درك و تحليل مي گردد.
4) به دليل برخي نصاب شكنيها در انتخابات و پيچيدگي و تازگي برخي حوادث بعد از انتخابات و مشابهتهاي محتوايي بين چالشهاي پديد آمده در اين حوادث با چالشهاي آينده (جنگ نرم)، نوع مديريت رهبري حالت الگو دارد كه مي تواند به صورت يك مانيفست مديريتي، سطوح گوناگون نظام را از آن بهره مند كرد.
آنچه در پی می آید بخشی از بازخوانی محورهای کلان مدیریت رهبر معظم انقلاب در خصوص حوادث پس از انتخابات سال گذشته است که توسط پرویز امینی در کتاب «جامعه شناسی 22 خرداد» جمع آوری و مورد تحلیل قرار گرفته است:
در شرايطي كه حوادث بعد از انتخابات كمتر قابل پيش بيني بود و در مجموعه نظام و بدنه وفادار به آن نيز آمادگيهاي تحليلي و عملي براي برخورد با آن وجود نداشت، تحليل حوادث بعد از انتخابات و تبيين «فتنه عميق»، نقش مهمي در مواجهه و نيز چگونگي مواجهه با مسايل بعد از انتخابات داشت، حضرت علي(ع) در خطبه 83 نهج البلاغه پيچيدگيهاي فتنه را اينگونه تبيين مي كنند:
بدانيد هنگامي كه فتنهها روي مي آورند، مشتبه هستند، وقتي روي بر مي گردانند، بيدار مي كنند، در هنگام آمدن، مورد انكار و ناشناختهاند و در موقع برگشت و روي گردان شدن، شناخته مي شوند. شرايط فتنه در واقع به اختصار شرايطي است كه حق بودن طرف حق و باطل بودن طرف باطل بنا به دلايلي از شفافيت افتاده و تشخيص را دشوار كرده باشد.
رهبر انقلاب در ديدار با شوراي هماهنگي مي فرمايد: اگر باطل، عريان و خالص بيايد، كساني كه دنبال شناختن حق هستند، امر برايشان مشتبه نمي شود، مي فهمند اين باطل است «ولو ان الحق خلص من مزج الباطل انقطع عنه السن المعاندين» حق هم چنانچه بدون پيرايه بيايد توي ميدان، معاند ديگر نمي تواند حق را متهم كند به حق نبودن، بعد مي فرمايد(اميرالمومين عليه السلام): «وليكن يوخذ من هذا ضعث و من ذاك ضغث فيمزجان»؛ فتنه گر يك تكه حق، يك تكه باطل را مي گيرد، اينها را با هم مخلوط مي كند، در كنار هم مي گذارد، «فحينئذ يشتبه الحق علي اوليائه»، آن وقت كساني كه دنبال حقند، آنها هم برايشان امر مشتبه مي شود، فتنه اين است ديگر.
اول: تحلیل حوادث بعد از انتخابات به عنوان فتنه عمیق و جامعه شناسی فتنه:
حوادث بعد از انتخابات از چند جهت حالت فتنه داشت كه از يك سو چندوجهي بودن آن و از ديگر سو ضرورت لزوم پيچيدگي مديريت آن را نشان مي دهد.
آفت سنجيدن حق با اشخاص
يكي از دلايل بروز فتنه در جامعه و بين مردم اين است كه عموماً تشخيص حق و باطل با عيار افراد و اشخاص سنجيده و ارزيابي مي شود سابقه و مواضع پيشين و ذهنيتي كه از ديروز افراد در باور آنهاست، معيار درستي مواضع امروز نيز تلقي مي گردد و هر چه اين سابقه و جايگاه برجستهتر باشد، معيار شدن آنها براي درستي و حق بودن نيز بيشتر مي گردد.
برهمين اساس است كه تمام جنگهاي سه گانه اميرالمومنين علي(ع) در جمل، صفين و خوارج را مصداق فتنه مي دانند، چرا كه طرف مقابل امام علي(ع) در اين جنگها، اصحابي مانند طلحه الخير و سيف الاسلام زبير و عايشه ام المومنين همسر پيامبر(ص) بودند، افرادي كه سابقه سربازي براي اسلام داشتند، براي اسلام شمشير زده بودند و حتي بارها تا مرز شهادت پيش رفته بودند به همين دليل است كه اميرالمومنين (ع) مي گويد اهل حق را با حق بشناسيد به جاي آن كه حق را با اشخاص بسنجيد.
ناسالم بودن انتخابات در جمهوري اسلامي بيش از سي سال بود كه از طرف جريان معارض شناسنامه دار با انقلاب چه در داخل و خارج مطرح مي شد ولي اين تهمتها نه هيچ وقت از سوي مردم ايران باور مي شد و نه حتي مي توانست در جامعه نسبت به سلامت انتخابات ترديد ايجاد كند.
فتنه بعد از انتخابات كه با طرح مسئله تقلب كليد خورد به اين دليل بود كه خدشه كنندگان به سلامت انتخابات، كساني بودند كه داراي سابقه و جايگاه مهمي در گذشته و حال در انقلاب و دوران سي ساله جمهوري اسلامي بودند.
بنابراين بخشهايي از جامعه خصوصاً كساني كه طرفدار كانديداي مغلوب بودند و يا معتمدشان، حمايت كننده از وي بود، نمي توانستند باور كنند كه اين افراد با اين سابقه و جايگاه، حرف خلاف بزنند، در واقع جريان فتنه گر، اعتمادي كه خود جمهوري اسلامي براي آنها نزد مردم به وجود آورده بود را صرف مقابله با اعتماد مردم به اصل نظام و انقلاب كردند.
سكوت و همراهي برخي خواص در برابر فتنه
خواص از نظر اجتماعي و سياسي كسانيهستند كه به لحاظ برخورداري از برخي خصوصيتهاي ممتاز شخصيتي، مذهبي و معنوي، علمي، فرهنگي، سياسي و .... مورد اعتماد بخشهايي از مردم مي باشند و در لحظه تصميم گيري به نظر آنها رجوع مي كنند يعني حرف و سخن و تصميم و عمل و نفي و اثبات آنها در افراد جامعه تاثير جدي دارد.
رفتار و نوع موضع گيري خواص، يكي از مهمترين مولفههاي تاثيرگذار در فتنه گون شدن فضاي جامعه در حوادث بعد از انتخابات بود، خواص در مسايل انتخابات دهم و حوادث بعد از آن را در دو گروه مي توان تقسيم كرد گروه اول كساني بودند كه يا در برابر مسايل سكوت كردند كه در شرايط فتنه، تاييد و كمك به جريان فتنه محسوب مي شد يا با جرين فتنه همراهي كردند و هم موضع شدند البته ريشهاش رفتارها از يك جنس نبود و با هم فرق داشت اما در نتيجه و آثار در يك راستا بود.
رهبر انقلاب در ديدار با مجلس خبرگان «بدفهمي» اين گروه را كه در قبال حوادث سكوت كردند را با تبين درست سخن اميرالمومنين(ع) تبيين كردند.
بعضيها در فضاي فتنه، اين جملهاي «كن في الفتنه كبن اللبون لاظهر فيركب و لاذرع فيحلب» را بد مي فهمند و خيال مي كنند معنايش اين است كه وقتي فتنه شد و اوضاع مشتبه شد، بكش كنار! اصلاً در اين جمله اين نيست كه «بكش كنار» اين معنايش اين است كه به هيچ وجه فتنه گر نتواند از تو استفاده كند؛ از هيچ راه. «لاظهرفيركب و لاذرع فيحلب» نه بتواند سوار بشود نه بتواند تو را بدو شد مراقب بايد بود، گاهي سكوت كردن، كنار كشيدن، حرف نزدن، خودش كمك به فتنه است.
بخشي ديگر نيز كه با تلويح و تصريح با جريان فتنه ولو در اوايل همراهي مي كردند يا كساني بودند كه با دولت و شخص رئيس جمهور به درست يا نادرست دچار اصطكاك و چالش بودند كه هم ريشه شخصي و هم تفاوت ديدگاه و عمل را شامل مي شد علي رغم دانستن واقعيتها، تا پايان آگاهانه سكوت كردند و يا به ترديدها دامن زدند.
بنابراين بخش زيادي از خواص بر اثر بي بصيرتي و يا ملاحظات شخصي و سياسي و روحيه دنيا طلبي خود امتحان بدي در اين انتخابات دادند و به فرمايش رهبر انقلاب مردود شدند و اين خود يك مولفه مهم در توسعه فضاي فتنه بود.
البته در بين خواص گروه دومي وجود داشت كه به وظيفه اصلي خود در دوران فتنه يعني حضور فعال در ميدان و روشنگري و بصيرت بخشي عمل كردند.
حضرت آيت الله العظمي نوري همداني از مراجع تقليد، آيت الله يزدي، رئيس جامعه مدرسين حوزه علميه قم، آيت الله مهدوي كني، دكتر ولايتي، دكتر حداد عادل و دكتر محمود جواد لاريجاني از جمله اين افراد مي باشند.
آفت جابه جا شدن متن و حاشيه و مسايل اصلي نسبت به مسايل فرعي
حوادثي مانند حادثه كوي دانشگاه كهريزك و برخوردهاي ناگزير نيروهاي انتظامي اگر چه در جابه جايي حاشيه و متن موثر بوده است اما بيش از آن جريان سازي رسانهاي و تبليغاتي جريان فتنه و موج آفريني و موج سواري شبكههاي غربي شامل بي بي سي فارسي، سي ان ان و صداي آمريكا، العربيه، الجزيره و .... نقش آفرين بودند.
رهبر انقلاب در ديدار مجلس دانشجويان و نخبگان علمي فرمود: يك عده اي آنچه را كه بعد از انتخابات اتفاق افتاد، آن ظلمي كه به مردم شد، آن ظلمي كه به نظام اسلامي شد، آن هتكي كه از آبروي نظام در مقابل ملتها به وسيله بعضي انجام گرفت، اينها همه را ناديده مي گيرند، فرضاً مسئله فلان حادثه را، زندان كهريزك را، يا قضيه كوي را قضيه اصلي دوران بعد از انتخابات تا امروز قلمداد مي كنند، اين خودش يك ظلم ديگر است.
مسئله اصلي، مسئله ديگري است مسئله اصلي اين است كه مردم در يك حركت عظيمي، در يك انتخابات پرشور خوب كم نظيري حضور پيدا كردند و اين راي بالا را توي صندوقها ريختند.
آفت غفلت از دشمن و عدم مرزبندي با آن
شدت وحدت مسايل بعد از انتخابات و شكل گرفتن منازعات به صورت سنگين در داخل از يك سو و وجود تفكر غلط در جريان فتنه براي استفاده از ظريفت هاي دشمن خصوصا ظرفيت هاي انبوه رسانه اي به نفع خود از ديگر سو، موجب غفلت از دشمن و اهدافش شد.
خط اغفال بخصوص خواص و نخبگان از تاثير دشمن، يكي از خطوط القائي و تبليغاتي دشمن است. حالا طرق مختلفي البته براي اين كار دارند. تا كسي بگويد دشمن، مي گويند: آقا شما همه اش به گردن دشمن مي اندازيد! خوب، هست دشمن، هست دشمن؛ چرا نمي بينيم دشمن را؟ چرا نمي بينيم شعف عظيمي كه دشمن پيدا مي كند از آنچه كه اينجا از اختلاف ما، از حوادث گوناگون، از بلواي بعد از انتخابات به وجود مي آيد؟
اينها را بايد متوجه شد و نبايستي از دشمني دشمن غفلت كرد.
مقام معظم رهبري در ديدار با شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي فرمود: در داخل نظام اسلامي، همه گرايشهائي كه در مجموعه نظام قرار دارند، اينها بايد صريح مشخص كنند كه بالاخره آن حمايتي كه مستكبرين عالم مي كنند، مورد قبول است يا مورد قبول نيست.
انسان هاي مظلوم در فلسطين و در عراق و افغانستان و خيلي جاهاي ديگر، مي آيند وارد ميدان ميشوند، حرف مي زنند، موضع مي گيرند، خوب، بايد معلوم بشود اين كسي كه در نظام جمهوري اسلامي است؛ در مقابل اين چه موضعي دارد؛ حاضر است تبري بجويد، بگويد من دشمن شمايم؟ من مخالف شمايم؟
دوم: طرح «بصيرت» به صورت يك گفتمان و انتخاب راهبرد روشنگري و شفاف سازي در برابر فتنه
طرح برجسته و «گفتماني» بصيرت به عنوان ضرورت اصلي در مقابله هوشمندانه با فتنه از اصلي ترين محورهاي مديريت رهبري در قبال حوادث بعد از انتخابات بود، يك ملتي كه بصيرت دارد، مجموعه جوانان يك كشور وقتي بصيرت دارند، آگاهانه حركت مي كنند و قدم بر مي دارند، همه تيغهاي دشمن در مقابل آنها كند مي شود بصيرت اين است بصيرت وقتي بود غبارآلودگي فتنه نمي تواند آنها را گمراه كند، آنها را به اشتباه بيندازد اگر بصيرت نبود، انسان ولو با نيت خوب، گاهي در راه بد قدم مي گذارد.
شما در جبهه جنگ اگر راه را بلد نباشيد، اگر نقشه خواني بلد نباشيد، اگر قطب نما در اختيار نداشته باشيد، يك وقت نگاه مي كنيد مي بينيد در محاصره دشمن قرار گرفتهايد راه را عوضي آمدهايد، دشمن بر شما مسلط مي شود، اين قطب نما همان بصيرت است.
در كنار طرح مسئله بصيرت، به متن آوردن راهبرد «شفاف سازي» و «روشنگري» در كنار ساير اقدامات لازم از يك سو و محور شدن خود رهبر انقلاب در انجام روشنگري و بصيرت افزايي مردم و نخبگان از سوي ديگر يكي از كليدهاي حل مسايل بعد از انتخابات است.
دشمنان ملت از شفاف بودن فضا ناراحتند؛ فضاي شفاف را بر نمي تابند، فضاي غبارآلود را مي خواهند در فضاي غبار آلود است كه مي توانند به مقاصد خودشان نزديك شوند و به حركت ملت ايران ضربه بزنند. فضاي غبارآلود همان فتنه است.
بازخواني نقش روشنگرانه «عمار ياسر» به عنوان يك شخصيت الهام بخش در زدودن غبار فتنه در دوران اميرالمومنين علي (ع) يكي ديگر از تدبيرهاي موثر رهبر انقلاب براي حاكم كردن فضاي شفاف سازي بود. /انتهاي پيام/