مسجد ضــــرار را نابود كنيد
کد خبر:۱۰۷۱۱۲
پاسداشت 9 دي؛ روز پيوند عاشورايي امت با ولايت

مسجد ضــــرار را نابود كنيد

با مسجد ضرار و تقليد از امام بزرگواري که از عمق دل و جان غرق قرآن بود نمي‌توان اين مردم آگاه را فريب داد چرا که دل اين ملت، به نور ايمان روشن است.
گروه انديشه: به لطف خداوند متعال و بصيرت سياسي و ديني مردم، سازندگان مسجد ضرار پيش از آنکه گمان مي‌کردند، اين مسجد را تخريب شده ديدند؛ آنچه که در ادامه مي‌آيد مصاديقي است از مسجد ضرار که جريان سبز در طي برگزاري انتخابات رياست جمهوري اخير به آنها متوسل شد.
 
گروهي ديگر از آنها کساني هستند که مسجدي ساختند براي زيان رساندن (به مسلمانان) و (تقويت) کفر و تفرقه‌افکني ميان مؤمنان و کمينگاه براي کسي که از پيش با خدا و پيامبرش مبارزه کرده بود؛ آنها سوگند ياد مي‌کنندکه: «جز نيکي (وخدمت)، نظري نداشته‌ايم.» اما خداوند گواهي مي‌دهد که آنها دروغگو هستند. (آيه 107 سوره توبه)
 
با ظهور اسلام و قدرت گرفتن آن، عده‌اي که پيش از اين در مدينه از اشراف محسوب مي‌شده و داراي نفوذ فراواني بودند، به ناچار و از آن جهت که جرأت مخالفت با نظام اسلامي را نداشتند، تظاهر به مسلماني مي‌کردند. يکي از اين افراد شخصيتي به نام ابوعامرنصراني بود که با آنکه پيش از رسول خدا مردم را به پيامبر آخرالزمان بشارت مي‌داد، اما با آغاز بعثت پيامبر اسلام، وي که گمان مي‌رفت پيش از ديگران به اسلام روي آورد، وقتي جايگاه قبلي خود را ازدست رفته مي‌ديد، به مکه رفت و با مشرکان مکه همراه شد.
وي در پي نااميدي از پيروزي مشرکان به روم رفت و با هراكليوس امپراتور روم نقشه مشترکي براي مقابله با اسلام طرح‌ريزي کردند. قرار بر آن بود که ابوعامر در ميان مردم مدينه که وي را به زهد و پارسايي مي‌شناختند و گمان نمي‌کردند که وي عامل بيگانه باشد، حضور و زمينه را براي حمله روم به بلاد اسلامي فراهم آورد. ابوعامر مي‌دانست که در مدينه، مسلمانان نمي‌پذيرند که کسي آموزه‌هاي اسلامي آنان را با صراحت زير سؤال ببرد. بنابراين جهت انجام مأموريت خود، با همراهي عده‌اي از منافقين بني غنم بن عوف، نقاب اسلام و انجام شعائر آن را بر چهره زدند و اين چنين بود که در کنار مسجد قبا که پيش از اين رسول خدا در آن نماز گزارده بود، مسجد ديگري ساختند که قرآن کريم از آن به «مسجد ضرار» تعبير مي‌کند. يعني مسجدي که براي ضربه زدن و زيان رسانيدن به اسلام و مسلمين ساخته شده است. قرار بود پيامبر پس از بازگشت از جنگ تبوک در اين مسجد به نماز بايستد. اما با نزول آيه 107 سوره توبه، نقاب از چهره منافقين برداشته شد و اين مسجد، پيش از آني که آنان گمان مي‌کردند، به دستور رسول خدا تخريب شد.
شايد آن روزي که در ابتداي کتب تاريخ دوران راهنمايي و دبيرستان، با سخناني از بزرگان، آيات و روايات بر لزوم مطالعه تاريخ و عبرت گرفتن از گذشتگان تأکيد مي‌شد، آن قدر درک اين مباحث و اين لزوم ملموس نبود. و اما امروز و بابرگزاري انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري و حوادث پس از آن، براي کساني که با تاريخ آشنايي دارند، مروري بود بر مطالبي که در کتب تاريخي و تحليلي صدر اسلام آمده است. بررسي عملکرد افرادي همچون طلحه و زبير در صدر اسلام و تطبيق آن با عملکرد برخي از خواص مردود در انتخابات اخير رياست جمهوري و يا نگاهي به استراتژي و اهداف جريان نفاق از نخستين روز پيدايش اسلام تاکنون و يا استراتژي‌هاي دشمنان خارجي براي مقابله با نظام اسلامي نشان مي‌دهد که نه چندان تغييري در علل تغيير گرايش برخي خواص ايجاد شده و نه چندان تغييري در نحوه عملکرد جريان نفاق.
 
رهبر معظم انقلاب در بحث روشنگرانه‌اي پيرامون جريان نفاق مي‌فرمايند: «نفاق و انسان‌هاي منافق که در قرآن از آنان به نام «في قلوبهم مرض» ياد مي‌شود، فقط در صدر اسلام نبودند، در همه زمان‌ها هستند، از جمله زمان ما و با هدايت قرآن و نورقرآن بايد آنها را شناخت.» يکي از مهم ترين ابزارهاي جريان نفاق، براي رسيدن به اهداف خود، دو رويي و تزوير در راستاي غبارآلود کردن فضا با هدف ايجاد شکاف و دودستگي در ميان مردم است. هر آنچه که در فرهنگ ديني وسياسي ملت، ارزش تلقي گردد، اين جريان نه تنها تظاهر به عمل به آن مي‌کند بلکه خود را تنها پرچمدار آن دانسته و با تحريف مفاهيم و مسائل، برخورد گزينشي و تفسير به رأي موضوعات، گروه سياسي مقابل را به نفي آن ارزش متهم مي‌کند.
 
شهيد مطهري در بحثي پيرامون نفاق مي‌فرمايند: «منافق کسي است که فکر و انديشه‌اش يک جور مي‌گويد و زبانش جور ديگر، درست بر ضد آن، احساسات و عواطفش در يک جهت است، ولي تظاهرات ظاهريش در جهت ديگر.» لذا به همين جهت است که پيامبر اکرم (ص) جريان نفاق و منافق را خطرناک تر از مشرکين مي‌دانند.
 
حضرت علي‌(ع) به نقل از پيامبر اکرم(ص) مي‌فرمايند: تحقيقاً براي امتم از مؤمن و مشرک هراس و نگراني ندارم، چرا که مؤمن به واسطه ايمانش تحت محافظت خداست و مشرک را نيز به سبب شرکش، خداوند نابود مي‌کند. ليکن من براي شما از هر منافق پنهان و نقابدار که عالمانه سخن مي‌گويد، نگرانم. چرا که مي‌گويد آنچه را که خوب مي‌دانيد و عمل مي‌کند، آنچه را که منکر مي‌دانيد. (نهج‌البلاغه- نامه 27)
 
چنگ زدن جريان نفاق، به شعائر مردم، نشان از اعتراف آن جريان، به اين موضوع است که اکثريت مردم بر آن چه که آنان تنها ادعاي آن را دارند، معتقدند. لذا به دليل همين اعتقاد مردم است که راه مقابله با جريان نفاق، افشاي آن است تا با کم شدن غبار حاکم بر فضاي جامعه، تناقض در رفتار و گفتار جريان نفاق مشخص و حق از باطل تميز يابد.
 
دشمنان نظام اسلامي ايران از آغاز شکل‌گيري آن تاکنون، به دلايلي که در اين مقال مجال پرداختن به آن نيست، (يکي از آن دلايل مي‌تواند از دست رفتن جايگاه آنان در ميان ملت‌ها باشد) به طرق مختلف سعي در سرنگوني آن داشتند.
 
آنان با انجام کودتاهاي مختلف، جنگ تحميلي، تحريم اقتصادي، تهاجم فرهنگي و بسياري موارد ديگر، سعي کردند تا انقلاب اسلامي را از هستي ساقط کنند. اما در کنار اقدامات مستقيم دشمنان، اقدامات عمال آنان در داخل، نيز قابل توجه است. چه گروه‌هاي مختلف سياسي- نظامي مانند گروهک منافقين، نهضت آزادي- ملي- مذهبي‌ها و... و چه افرادي مانند سيد مهدي‌هاشمي، شريعتمداري، بني صدر و... هر چند در روش و نحوه برخورد با نظام اسلامي با يکديگر تفاوت داشتند، اما به نظر هدف آنها تنها يک چيز بود و آن اين‌که زمينه را براي حضور ايدئولوژيکي و يا حتي فيزيکي دشمنان خارجي فراهم کنند.
 
در جريان برگزاري دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري نيز، فرقه سبز، با تبعيت از مدل انقلاب‌هاي مخملي قصد براندازي نظام اسلامي را داشت. اين جريان بنا به دلايلي که در بالا آمد، براي پيشبرد اهداف خود، با ظاهري حق نما و با گريم خود به شعائر ديني مردم، به ميدان انتخابات رياست جمهوري آمد.
 
اما به لطف خداوند متعال و بصيرت سياسي و ديني مردم، سازندگان مسجد ضرار پيش از آنکه گمان مي‌کردند، اين مسجد را تخريب شده ديدند. آنچه که در ادامه مي‌آيد مصاديقي است از مسجد ضرار که جريان سبز در طي برگزاري انتخابات رياست جمهوري اخير به آنها متوسل شد.
 
استفاده از رنگ سبز
 
بر هيچ کس پوشيده نيست که آنچه پس از انتخابات در ايران اتفاق افتاد، تلاشي بود براي انقلاب مخملي. يکي از ويژگي‌هاي بارز انقلاب مخملي، نمادسازي و ترجيحاً استفاده از نمادهايي است که مردم آن کشور از نظر فرهنگي به آن سمپاد هستند.
 
لذا رنگ سبز که در کشور ما به عنوان نماداهل بيت از جايگاه والايي برخوردار است، به عنوان نماد انتخاباتي ميرحسين موسوي انتخاب شد و براي ترغيب بيشتر عموم، اين رنگ در محصولاتي مانند تي شرت، مچ بند، شال، مانتو و... استفاده و با هزينه‌هاي گسترده، به صورت رايگان در اختيار مردم قرار داده شد. استفاده از رنگ سبز و يا به طور کلي نمادسازي در راستاي همبستگي و همراهي ميان هواداران و ايجاد انگيزه در آنان براي بروز يک رفتار خاص مي‌باشد.
 
ادعاي اخلاق گرايي
 
هر چند رقابت ميان احمدي‌نژاد و‌هاشمي رفسنجاني در 3 تيرماه 88، به نفع گفتمان عدالت و مبارزه با مفاسد اقتصادي به پايان رسيد، اما کانديداي شکست خورده، در طول چهار سال رياست جمهوري احمدي نژاد، رقابت را پايان يافته نديد و با همراهي جريان اصلاحات و رسانه‌هاي آن که در دور دوم انتخابات نهم از وي حمايت کرده بودند، با تهمت و افترا و تخريب عملکرد دولت، سعي در سنگ اندازي در مسير رو به رشد آن داشتند. به گونه‌اي که به گفته رئيس جمهور، تعداد تيترهايي که در طي چهار سال فعاليت دولت، عليه آن در رسانه‌هاي جريان اصلاحات درج شد، به بيش از300 هزار تيتر مي‌رسيد.
 
چنين جرياني با سابقه‌اي که در بالا آمد، با استفاده از رسانه‌هاي نوشتاري خود در داخل و ديداري و نوشتاري خود در خارج از کشور، رئيس جمهور را به دليل افشاي فساد اقتصادي فرزندان‌هاشمي رفسنجاني و يا سؤال در مورد نحوه اخذ مدرک زهرا رهنورد، در مناظره با ميرحسين موسوي، به بي‌اخلاقي متهم و خود را پرچم دار اخلاق ناميد. به گونه‌اي که روزنامه کلمه سبز، در شماره روز14 خرداد خود، در تيتري با عنوان «نجابت يا هتاکي، مردم کدام را مي‌پسندند» و در صفحه 3 با عنوان «کرباسچي: مناظره ديشب، رويارويي نجابت و دروغ بود» سعي کرد، عدم توانايي مهندس موسوي در پاسخ به سؤالات رئيس جمهور را، بي‌اخلاقي احمدي‌نژاد و اخلاق مداري موسوي بنامد.
 
جريان فتنه تلاش کرد تا با متهم کردن دولت و رئيس جمهور به دروغگويي، رمالي و يا انتشار شب نامه‌هايي مانند شب نامه موسوم به هزار فاميل و مواردي از اين دست، فضاي رواني جامعه را عليه احمدي‌نژاد بسيج کند. اما روشن شدن ماهيت مدعيان اخلاق گرايي، ديگر نياز به گذشت زمان نداشتند و در همان زمان قبل از برگزاري انتخابات، حداقل براي کساني که تحت تأثير جو رواني رسانه‌هاي خارجي و داخلي جريان فتنه قرار نداشتند، کاملاً واضح و آشکار بود.
 
مدعيان قانون‌گرايي
 
ميرحسين موسوي که با شعار «ايراني پيشرفته با پيشرفت، عدالت و آزادي»، علت ورود خود به عرصه انتخابات و شکستن سکوت 20 ساله خود را احساس خطر در مورد وضعيت کشور اعلام کرد، در سخنراني‌هاي مختلف خود، قانون‌شکني دولت را يکي از مصاديق اصلي اين احساس خطر بر مي‌شمرد.

«مگر ديکتاتوري، غير از آن است که کسي مقابل قانون بايستد»
 
«کسي که خود محور نباشد، از قانون فرار نمي‌کند؛ از قانون استقبال مي‌کند. دوست هم ندارد قانون را، مي‌رود و آن را از راه قانوني حل مي‌کند.» (در مناظره با احمدي‌نژاد)
 
تمام جملات بالا و جملات بسياري با همين مضمون بارها و بارها در مناظره‌ها و سخنراني‌هاي ميرحسين و حاميانش تکرار شد، تا با ديکتاتور خواندن دولت موجود، خود را قانون‌گرا و ناجي وضع موجود نشان دهند.
در فضايي که دولت احمدي‌نژاد به ديکتاتوري متهم مي‌شد، گذشت زمان و حوادث پس از انتخابات و سخنان و بيانيه‌هاي سران فتنه، روشن کرد که ديکتاتور حقيقي کيست؟ «مگر ديکتاتوري غير از آن است که کسي مقابل قانون بايستد» «از ما خواسته مي‌شود که در اين شرايط شکايت خود را از طريق شوراي نگهبان پيگيري کنيم، حال آنکه اين شورا در عملکرد خود چه قبل، چه حين و چه بعد از انتخابات، عدم بي‌طرفي خود را به اثبات رسانده است.» (بيانيه شماره 5 موسوي- 30 خرداد ماه)
 
جنبش سبز شهيد مي‌پذيرد
 
از نخستين ساعات پس از اعلام نتايج و آغاز اغتشاشات، آنچه که براي متوليان اغتشاش اهميت داشت، همراهي توده مردم با اين جريان بود. اين موضوع پس از آن بيش از پيش اهميت يافت که با گذشت زمان و افشا شدن ماهيت فتنه گران براي مردم، روز به روز از حاميان اين جريان کاسته مي‌شد، لذا سران فتنه براي دستيابي به هدفي که در بالا آمد، تحريک احساسات مردم از طرق مختلف و به ويژه کشته‌سازي (شهيد‌سازي) را بر مبناي تئوري «اصلاحات خون مي‌خواهد»، در دستور کار خود قرار دادند.
 
پروژه 72 تن‌سازي پروژه‌اي بود که بر اساس آن، رسانه‌هاي جريان فتنه مأموريت داشتند اين گونه وانمود کنند که 72 نفر از طرفداران فرقه سبز توسط نظام اسلامي به شهادت (!!) رسيده‌اند، لذا سايت نوروز ليست 72 نفره‌اي به اصطلاح شهداي جريان سبز را منتشر کرد. طراحان اين پروژه، براي نفوذ جنبش اجتماعي راه سبز، در ميان مردم، به ناچار مي‌بايست برخلاف عقايد خود، به عقيده مردم چنگ مي‌زدند. انتخاب عدد 72 که يادآور72 شهيد کربلاست، در راستاي پروژه تقدس زايي براي گروه سبز انجام گرفت. اين موضوع به هيچ وجه به آن معنا نيست که طراحان اين پروژه عدد 72 و يا شهيد را مقدس مي‌دانند بلکه نکته مهم براي آنان اين است که از نظر مردم ما، اين دو مقدس است و به اين دليل است که آنها را انتخاب کرده‌اند.
 
با آنکه در حوادث پس از انتخابات، تعدادي از مردم بي‌گناه و همچنين مأموران حفظ امنيت توسط اغتشاشگران به شهادت رسيده‌اند، اما متأسفانه جريان سبز با استفاده از قدرت رسانه‌اي خود در داخل و خارج کشور و سوء‌استفاده از عدم توجه رسانه‌ها به شهداي واقعي اين جريان، در پي آن بوده و هست که با سوء‌استفاده از اين واژه مقدس نام عده‌اي اغتشاشگر که به آتش کشيدن مسجد لولاگر تنها بخشي از کارنامه سياه آنان است را شهيد بگذارد تا به جاي آنکه مردم، جنبش سبز را به دليل به شهادت رساندن مردم بي‌گناه و دوستداران نظام، سرزنش کنند، به سرزنش نظام و تجليل از جنبش سبز بپردازند.
 
به هر حال پروژه مذکور اجرا شد؛ اما با توجه به آنکه در بازه‌هاي زماني مختلف، چندين نفر از افراد اين ليست(محسن ايماني، ترانه موسوي،احمد کارگرنجاتي و...)، زنده شده و اعلام موجوديت کرده اند؛ اين‌گونه به نظر مي‌رسد که منتشرکنندگان اين ليست دقت چنداني در جعل آن به خرج نداده‌اند.
 
مرجع سازي، از توليد تا مصرف
 
هر چند موسوي از آغاز حضورش در انتخابات، سعي کرد با جملاتي مانند «آمده‌ام تا دستورات مراجع در کشور اجرا شود» و يا با ديدار با مراجع و پخش تصاوير آن در فيلم تبليغاتي اش سعي نمود تا به مراجع نزديک و خود را حامي آنان بنامد اما وي و همفکرانش با آگاهي از اين موضوع که مراجع تقليد، اقدامات پيش‌بيني شده آنان را تأييد نخواهند کرد، پروژه ديگري را موازي با اين طرح کليد زدند.
 
مرجع سازي، طرح ديگري براي استفاده از مقدسات بود که با هدف ايجاد (توليد)، حجت شرعي براي اقدامات نفاق گونه جريان فتنه انجام مي‌شد. اين جريان تلاش نمود تا با ديکته فتوا به مراجع خود ساخته، هر عملي را که ضامن منافعش باشد، مشروع و هر اقدامي که بر خلاف آن باشد، را نامشروع بخواند. براي نمونه با طرح سؤال از شخصيتي به نام بيات زنجاني و مرجع خواندن وي تلاش نمود تا مراسم تنفيذ حکم رياست جمهوري را نامشروع جلوه نمايد. «اگر کسي اطمينان پيدا کندکه فرد مزبور، از راه‌هاي نا مشروع و بر اساس تقلب روي کار آمده، تنفيذ رهبري و نيز انجام مراسم تحليف، چون‌که تمام العله براي مشروعيت نيستند و اين دو زماني نافذند که شخص بر اساس رأي سالم به اين مقام دست يافته باشد، مشروعيت آور نيستند و در فرض مذکور از باب نهي از منکر و امر به معروف از هر وسيله ممکن مي‌توان در معرفي نامشروعيت فرد استفاده کرد. در اين مورد اگر عدم همکاري در برکناري فرد نا مشروع و يا لااقل در کم کردن تصميمات غيرقانوني او اثرگذار باشد، از باب نهي از منکر لازم است.» (سايت سازمان مجاهدين انقلاب- 1/5/88)
 
سوءاستفاده از مناسبت‌ها
 
داريوش سجادي نويسنده مقيم امريكا، فرقه سبز را يک جريان انگلي خواند که به مناسبت‌هاي مذهبي و ملي براي آشوب‌ و اغتشاش تکيه دارد، مروري بر مناسبت‌سازي و اغتشاش در روزهاي ملي و مذهبي مانند روز قدس، روز 13 آبان، روز 16 آذر، روز عاشورا و روز 22 بهمن، نشاني از سوءاستفاده جريان فتنه از مقدسات مذهبي براي توجيه نفاق است.
 
ادعاي پيروي از خط امام(ره)
 
اتاق فکر جريان فتنه، با آگاهي کامل از ميزان نفوذ معنوي و فکري حضرت امام(ره)، در ميان مردم، تلاش نمود تا خود را پيرو خط آن حضرت نشان دهد و براي توجيه عملکرد خود به نام آن حضرت متوسل شود. استفاده از تعابيري مانند نخست‌وزير حضرت امام(ره)، و يا شعارهايي مانند «راه سبز خميني ادامه دارد» و همراه نمودن بيت آن حضرت، بويژه سيد حسن خميني با خود، در همين راستا قابل تحليل است. همان طور که پيش تر اشاره شد، تظاهر به پيروي از حضرت امام(ره)، خود نشان دهنده اعتراف جريان فتنه به نفوذ معنوي و محبوبيت آن حضرت در ميان مردم دارد.
 
به هر حال اين همه ادعا در حاليست که عملکرد جريان فتنه و سخنان سران آن، در موضوعات زير در تناقض آشکار با سيره آن حضرت قرار دارد. تفاوت مسجد ضرار با مسجد قبا تنها در اين بود که رسول‌الله نداشت.
 
انتقاد از احمدي‌نژاد به دليل حمايت از مردم فلسطين و يا طرح شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فداي ايران»، حمايت نهضت آزادي، منافقين و غرب از کانديداهاي جريان فتنه، حمايت مرحوم منتظري از جريان آشوب، استکبارستيزي (طرح شعار مرگ بر روسيه به جاي مرگ بر امريكا و انتقاد از احمدي‌نژاد به دليل ايستادگي در برابر غرب)، جمهوري اسلامي (با شعار استقلال، آزادي، جمهوري ايراني) و در نهايت موضوعات بسيار مهم ديگري مانند ولايت فقيه، قانون و قانون اساسي و موارد بسيار ديگري از اين دست.
 
قطعاً جناب ميرحسين موسوي، سخنان امام در مورد موضوعات بالا را به ياد مي‌آورد. مگر مي‌شود کسي نخست‌وزير حضرت امام باشد(!!) ولي سخنان ايشان در مورد آن موضوعات را نشنيده باشد!! اما به هر حال در ذيل بار ديگر سخنان ايشان را مرور مي‌کنيم تا تذکري باشد براي جناب موسوي و کساني که گمان مي‌کنند، با غبار آلود کردن فضا، مي‌توانند امامي به جامعه معرفي نمايند که آرمان‌هايش آنگونه است که آنها مي‌خواهند.
 
نمي‌شود از شما پذيرفت که ما قانون را قبول نداريم. غلط مي‌کني قانون را قبول نداري! قانون تو را قبول ندارد نبايد از مردم پذيرفت، از کسي پذيرفت، ما شوراي نگهبان را قبول نداريم. نمي‌تواني قبول نداشته باشي. (صحيفه امام، جلد 14، صفحه 378)
 
اگر يک جايي عمل به قانون شد و يک گروهي در خيابان‌ها بر ضد اين عمل بخواهند عرض اندام کنند، اين همان معناي ديکتاتوري است که مکرر گفته‌ام قدم به قدم پيش مي‌رود، اين همان ديکتاتوري است که به هيتلر مبدل مي‌شود انسان، اين همان ديکتاتوري است که به استالين انسان را مبدل مي‌کند. اگر قانون در يک کشوري عمل نشود، کساني که مي‌خواهند قانون را بشکنند اينها ديکتاتوراني هستند که به صورت اسلامي پيش آمده‌اند يا به صورت آزادي و امثال اين حرف‌ها. (صحيفه امام، جلد14، صفحه 415)
 
من باز مي‌گويم، همه مسئولان نظام و مردم ايران بايد بدانند که غرب و شرق تا شما را از هويت اسلامي تان به خيال خام خودشان بيرون نبرند آرام نخواهند نشست، نه از ارتباط با متجاوزان خشنود شويد و نه از قطع ارتباط با آنان رنجور.
 
جمهوري اسلامي نه يک کلمه کم و نه يک کلمه زياد (در پاسخ به بازرگان)
 
ملي گرايي اساس بدبختي ماست. (صحيفه امام، جلد 12 صفحه 280)
 
نهضت به اصطلاح آزادي صلاحيت براي هيچ امري از امور دولتي يا قانونگذاري يا قضايي را ندارند و ضرر آنها، به اعتبار آن که متظاهر به اسلام هستند و با اين حربه، جوانان عزيز ما را منحرف خواهند کرد و نيز با دخالت بي‌مورد در تفسير قرآن کريم و احاديث شريفه و تأويل‌هاي جاهلانه موجب فساد عظيم ممکن است بشوند، از ضرر گروهک‌هاي ديگر، حتي منافقين ـ اين فرزندان عزيز مهندس بازرگان – بيشتر و بالاتر است. (صحيفه امام، جلد20، صفحه 482)
 
از آنجا که روشن شده است که شما اين کشور و انقلاب اسلامي عزيز مردم مسلمان ايران را پس از من به دست ليبرال‌ها و از کانال آنها به منافقين مي‌سپاريد، صلاحيت و مشروعيت رهبري آينده نظام را از دست داده‌ايد. شما در اکثر نامه‌ها و صحبت‌ها و موضعگيري‌هايتان نشان داديد که معتقديد ليبرال‌ها و منافقين بايد بر کشور حکومت کنند. به قدري مطالبي که مي‌گفتيد ديکته شده منافقين بود که من فايده‌اي براي جواب آنها نمي‌ديدم. (نامه امام خميني در مورد عزل آقاي منتظري از قائم مقام رهبري يک شنبه 6/1/68).
 
(روز قدس)، روزي است که بين منافقين و متعهدين امتياز خواهد شد. متعهدين اين روز را روز قدس مي‌دانند و عمل مي‌کنند به آنچه بايد بکنند و منافقين، آنهايي که با ابر قدرت‌ها در زير پرده آشنايي دارند و با اسرائيل دوستي، در اين روز بي‌تفاوت هستند يا ملت‌ها را نمي‌گذارند که تظاهر کنند. (25/5/58)
 
به حرف‌هاي آنان که بر خلاف مسير اسلام هستند و خودشان را روشنفکر حساب مي‌کنند و مي‌خواهند ولايت فقيه را قبول نکنند، گوش ندهيد... اگر امر خدا نباشد، رئيس جمهور با نصب فقيه نباشد، غير مشروع است، طاغوت است و وارد شدن در حوزه او وارد شدن در حوزه طاغوت است... شما نترسي از اين چهار نفر آدمي که نمي‌فهمند اسلام چه هست، نمي‌دانند ولايت فقيه يعني چه و خيال مي‌کنند يک فاجعه به جامعه است، آنان اسلام را فاجعه مي‌دانند نه ولايت فقيه را. (صحيفه امام، جلد9، صفحه 253)
 
رهبر معظم انقلاب اسلامي در تحليل ماهيت جريان فتنه پس از انتخابات مي‌فرمايند: «با مسجد ضرار و تقليد از امام بزرگواري که از عمق دل و جان غرق قرآن بود نمي‌توان اين مردم آگاه را فريب داد چرا که دل اين ملت، به نور ايمان روشن است»(12/5/88)
 
جريان فتنه تمام پروسه‌هاي بالا را دنبال کرد تا به هدفي که در ابتدا به آن پرداختيم، برسد. ابوعامر پس از سفر به روم در نامه‌اي به افراد مشخصي که با ظهور اسلام، قدرت خود را ازدست داده و کينه آن را دل داشتند، اما به دليل اقتدار اسلام تظاهر به مسلماني مي‌کردند، مي‌نويسد: «اگر شما شرايط و زمينه لازم را فراهم آوريد، سپاه روم براي برچيدن بساط اسلام به مدينه حمله خواهد كرد و قدرت و جايگاه قبلي به شما بازمي گردد اما پيش از اين بايد در مدينه پايگاهي داشته باشيم تا پوشش مناسبي براي تجمع مخالفان اسلام و رسول خدا(ص) و مديريت برنامه‌ها باشد.»
 
فتنه‌گران گمان مي‌کردند، با پارچه سبز، شهيد سازي، ادعاي خط امام، برگزاري دعاي کميل و يا سر دادن الله اکبر، مي‌توانند صفيني ديگر راه بيندازند و قرآني ديگر بر سر نيزه کنند تا بلکه اين‌گونه بتوانند به فرموده قرآن زمينه را «براي کسي که از پيش با خدا و پيامبرش مبارزه کرده بود»؛ فراهم کنند و اگر قرار باشد که مردم مسلمان ايران كه پاي درس امام راحل و خلف حاضر او تعليم ديده‌اند، هر سرابي را «آب» تلقي كنند، هر کرم شبتابي را ستاره ببينند و از هر سبزي چون کاخ سبز معاويه تلقي سيادت داشته باشند و هر صداي الله اكبري را نشانه انقلابي بودن بدانند (به مانند تکبيرهاي سپاه زيد در عاشورا) و هر كه نام امام راحل را بر زبان آورد، پيرو خط امام (ره) تصور كنند و... اگر چنين بود كه ايران اسلامي تاكنون و طي 30 سال گذشته هزاران بار در چنگال خونين و دست‌هاي غارتگر امريكا و اسرائيل گرفتار شده بود!
 
منبع: رمز عبور3
 
/انتهاي پيام/
 
 
پربازدیدترین آخرین اخبار