«قانونگرایی»، «بصیرت افزایی» و «تکیه بر مردم» استراتژی های رهبری در مهار فتنه بود
کد خبر:۱۰۷۲۱۴
زارعي در گفت‌وگو با «خبرگزاري دانشجو»:

«قانونگرایی»، «بصیرت افزایی» و «تکیه بر مردم» استراتژی های رهبری در مهار فتنه بود

عضو شوراي سياست گذاري روزنامه كيهان گفت:حماسه 9 دي نتيجه سه استراتژي قانون گرايي، بصريت افزايي و تكيه بر توده مردم رهبر بود و بايد گفت 9 دي جوشش توده اي در پاسخ به فراخوان و نصايح رهبري بود.

حماسه اي كه مردم ايران با حضور ميليوني خود در 9 دي آفريدند يكي از نقاط عطف در تاريخ سياسي كشور به شمار مي رود و با گذشت يكسال از خلق اين حماسه بررسي ابعاد مختلف اين حماسه هنوز هم مورد توجه تحليلگران و كارشناسان سياسي است. با توجه به نزديك شدن به اين روز تاریخی «خبرگزاري دانشجو» مصاحبه اي را در خصوص برخي از ابعاد اين حماسه با سعداله زارعي روزنامه نگار و كارشناس مسائل سياسي ترتيب داده است كه در ادامه مي خوانيد:

 

 *مردم در 9 دي احساس كردند يك جريان مشترك داخلي و خارجي درصدد است با استفاده از فاكتور هاي غيرقانوني و ديكتاتورمابه ، استقلال ايران و نظام اسلامي برآمده از آراء مردم و ارزش‌هاي اصيل نظام جمهوري اسلامي از جمله اسلام را مورد هجمه و خدشه قرار دهند. *

 

«خبرگزاری دانشجو»: به عنوان سئوال اول فكر مي كنيد زمينه‌هاي ايجاد حماسه 9 دي چه بود؟ چه عواملي باعث شد بعد از گذشت 7 ماه از آغاز فتنه حماسه 9 دي در كشور ما رقم بخورد و به چند ماه فتنه انگيزي فتنه گران خاتمه دهد؟

 

«زارعي»: براي پاسخ به اين سئوال لازم است نگاهي به ابعاد و دلايل ايجاد فتنه 88 در كشور داشته باشيم ؛ فتنه‌اي كه سال گذشته بعد از اعلام نتايج انتخابات در كشور شكل گرفت با دو ضلع سران فتنه در داخل و ضلع ديگري با عنوان كانون‌هاي تصميم گير و برنامه ريز عله نظام در خارج از كشور رقم خورد. يك بررسي اجمالي نشان مي دهد از سال 2006 اواسط دوره مسئوليت «كاندوليزارايس» در وزارت امور خارجه آمريكا مسئله تغيير در ايران به كمك نيروهاي داخلي كليد خورد ، رايس در آن مقطع بسيار تلاش كرد با ايجاد سفارت آمريكا در ايران و بازگشايي آن ارتباط رسمي و مناسبي را با مخالفان نظام جمهوري اسلامي برقرار كند و به كمك آنها زمينه‌هاي تغيير در ايران را ايجاد نمايد كه البته تلاش‌هاي او در اين راستا ناكام ماند. بعد از اين مسله آمريكايي‌ها تصميم گرفتند از طريق دفاتر قديمي خود در اطراف مرزهاي جغرافيايي ايران و يا ايجاد دفاتر جديد به سياست مورد نظر خود دست يابند كه البته فعاليت اين دفاتر بر مبناي چند محور و هدف برنامه ريزي شده بود؛ يكي از اهداف آنها از اين مساله مطالعه نزديك و عميق مسائل ايران بود به طوريكه براساس گزارش‌هاي منتشر شده خود آمريكا دفاتر رسمي آنها در شهرهايي چون ؛ بيشكك، باكو، استانبول، سليمانيه، دبي و ساير شهرهاي ديگر مطالعات عميق و مهمي را نسبت به ايران و موضوعات مربوط به آن بررسي كرده و گزارش‌هايي را به واشنگتن براي تصميم گيري ارسال مي كردند در كنار اين دفاتر دو دفتر آنها در اروپا يكي در هلند و ديگري در لندن نيز همين اهداف را دنبال مي كردند. هدف ديگر آنها از ايجاد اين دفاتر در كشورهاي همجوار ايران برقراري ارتباط با ايراني‌هاي مقيم خارج از كشور به منظور گرفتن برخي اطلاعات از آنها و ديگري شناسايي ايرانيان مخالف نظام در خارج از كشور و استفاده از آنها در مواقع مورد نياز بود. هدف سوم ديگر آمريكايي‌ها از اخذ اين سياست اين بود كه نيروهايي را از داخل ايران شناسايي و جذب كرده و پس از آموزش به داخل ايران اعزام كنند. البته با بررسي اجمالي فعاليت‌هاي اين دفاتر در مي يابيم كه آنها مسائل ديگري را نيز در ايران دنبال مي كردند كه ايجاد تحولات فكري از طريق ايجاد كانون سياسي و فرهنگي از جمله آنها بود. آمريكايي ها از سال 2006 طيفي از تغييرات اساسي را در ايران دنبال مي كردند كه ايجاد تغيير در سياست خارجي ايران به خصوص در حوزه سياست‌هاي خاورميانه يكي از اهداف حداقلي آنها بود و سرنگوني كامل نظام جمهوري اسلامي ايران نيز از جمله اهداف حداكثري آنها به شمار مي رفت. آمريكايي ها با تجهيزات و امكانات خود در ايام فتنه براي ايجاد تغييرات در ايران اهداف حداقلي و حداكثري مورد نظر خود را در ايران هماهنگ كردند؛ به طوريكه برخي از اخبار نشان مي داد در روزهايي كه ايران دچار فتنه بود، آنها به كمك عنصرهاي اطلاعاتي آمريكايي و انگليسي خود وظيفه ساماندهي مخالفان داخلي نظام و مخالف سازي طيفي از شهروندان واجد شرايط راي دهي در ايران را دنبال مي كردند. همان طور كه مي دانيد سازمان مجاهدين خلق از طريق ايحاد يك شبكه نيروي انساني كه شامل 45 هزار نيرو مي شد تلاش كرد سازماني را در داخل كشور براي پيگيري اهداف سياسي و آشوب طلبانه خود ايجاد كند و همان طور كه ديديم در ايام فتنه و زماني كه زمينه براي اقدامات آشوب طلبانه آنها مهيا شد از اين افراد به صورت يك كاتاليزور براي اجراي سياست‌هاي مشترك نيروهاي داخلي و خارجي استفاده كرد. هدف ديگر آنها استفاده از فضاي قانوني يعني فضاي انتخابات و تبديل يك فرصت نظام به تهديد عليه نظام بود به طوري كه با ايجاد شبكه‌هاي خارجي نظير ايجاد ستاد صيانت از آراء به دنبال اين مسئله بودند، و در نهايت ائتلاف اين دو طيف خارجي و داخلي فتنه سنگيني را عليه نظام و مردم رقم زد. مردم در 9 دي احساس كردند اين جريان مشترك داخلي و خارجي درصدد است با استفاده از ارزش‌هاي غيرقانوني و ديكتاتورمابه ، استقلال ايران و نظام اسلامي برآمده از آراء مردم و ارزش‌هاي اصيل نظام جمهوري اسلامي از جمله اسلام را مورد هجمه و خدشه قرار دهند. برهمين اساس؛ مردم در روز 9 دي براي مقابله با اين توطئه پيچيده و رفع ديگر توطئه‌هاي سنگين عليه استقلال كشور و نظام سياسي ايران و همچنين دفاع از اسلام وارد ميدان شدند و از ارزش‌هاي دفاع كردند. نگاهي به شعارها و مطالبات مردم در 9 دي نشان مي دهد كه مردم فتنه پس از انتخابات را يك فتنه درهم تنيده و پيچيده از سوي دشمنان داخل و خارج مي دانستند و در خصوص سران داخلي فتنه نيز با سردادن شعارهاي عاشورايي از يك طرف عمق بصيرت خود را به تصوير كشاندند و از طرف ديگر عزم خود را براي مقابله با اين جريان به معرض نمايش گذاشتند كه از اين جهت 9 دي توانست از يك طرف جبهه داخلي را منسجم كنند و از طرف ديگر هم دندان طمع دشمنان خارجي عليه نظام را بكند.

 

 

*حماسه 9 دي نتيجه سه استراتژي قانون گرايي ، بصريت افزايي و تكيه بر توده مردم رهبر بود و بايد گفت 9 دي جوشش توده اي در پاسخ به فراخوان و نصايح رهبري بود.*

 

 «خبرگزاری دانشجو» : مديريت و تدبير رهبر انقلاب را در فتنه سال گذشته چگونه ارزيابي مي كنيد، اندرزها و هشدارهاي مقام معظم رهبري پس از انتخابات ، سخنراني موثر و مهم ايشان در خطبه نماز جمعه 29 خردادو ساير مباحثي را كه عنوان مي كردند به نظر چقدر در فراهم كردن زمينه براي شناسايي ابعاد مختلف فتنه به مردم و مسئولين كشور كمك كرد؟

 

 «زارعي»: اگر نگاهي به مجموعه رهنمودها و اندرزهاي 18ماهه اخير رهبر انقلاب در خصوص فتنه داشته باشيم، به درستي درمي يابيم كه بيشترين نقش را در خنثي سازي توطئه گسترده دشمنان مقام معظم رهبري انجام دادند، رهبر انقلاب به طور خاص با اخذ سه استراتژي اين توطئه را خنثي كرد. در استراتژي اول ايشان با تاكيد بر قانون و مرزهاي قانوني كه از ابتداي ماجرا مطرح كردند به خصوص در خطبه هاي 29خرداد 88 يك هفته پس از برگزاري انتخابات و تاكيد ايشان بر حركت در چارچوب قانون و استفاده از ظرفيتهاي قانوني توسط معترضان از جمله اقدامات عدالت خواهانه رهبر بود. بعد كه جريان فتنه نشان داد دعوت به قانون را نمي پذيرد ، حضرت آقا به صراحت اعلام كرد تن ندادن به قانون آغاز ديكتاتوري است و ما به هيچ وجه به ديكتاتورها باج نمي دهيم. در طول ماههاي پس از انتخابات هم رهبر انقلاب با تكيه بر مسئله قانون و قانوني عمل كردن معترضان تاكيد داشتند. اين استراتژي ايشان از يك طرف ماهيت فزوني خواهانه و قانون ستيزانه سران فتنه را مشخص كرد ؛ به طور قطع مردمي كه در چارچوب قانون به كانديداي اين جريان راي داده بودند طبيعتا وقتي عدم تمكين اين جريان به قانون را مشاهده كردند از اطراف آنها پراكنده شدند. استراتژي دوم رهبر انقلاب مبتني بر بصيرت افزايي بود كه از همان ابتدا ماجراي فتنه بر آن تاكيد داشتند و در حال حاضر نيز به اين مسئله تاكيد كرده و همه را به آن دعوت مي كنند، در اين استراتژي رهبر و نظام اسلامي به جاي اينكه از ابزارهاي رايج دنيا و قدرت سخت در اين شرايط بهره گيرد از قدرت نرم براي رفع فتنه و تهديد استفاده مي كنند و همگان را نسبت به اين مسئه دعوت كردند. در يكي از فرمايشات رهبر انقلاب در ايام فتنه آمده است كه فتنه گران در درجه اول بايد در دادگاه افكار عمومي محكوم شوند و اين استراتژي رهبر معظم انقلاب كه در عين حال با عدم پيگيري قضايي چهره هاي شاخص فتنه توسط مسئولان قضايي همراه شد فرصتي را براي مردم در يك مواجهه منطقي و منصفانه قرار داد و از يك طرف مظلوميت نظام از طرف ديگر گستاخي، زياده خواهي و افساد جريان فتنه را به مرم نشان داد. استراتژي سوم رهبر انقلاب تكيه ايشان بر مردم و اعتماد آنها به مردم بود. در اين فتنه بسياري از خواص كارخودشان را انجام دادند و بسياري از آنها هم به تعبير رهبر انقلاب در اين فتنه مردود شدند، اگر قرار بود اين فتنه با تكيه بر نخبگان حل و فصل شود به دليل ملاحظاتي كه بسياري از خواص داشتند قطعا به نقطه مطلوبي نمي رسيد. تاكيد رهبر انقلاب بر مردم و بصيرت و بيداري آنها اين نقيصه را جبران كرد و عملا در اوج فتنه و تصميم نهايي آنها كه تلاش مي كردند از طريق حمايت بخشي از توده هاي مردم كار را پيش ببرند و عملا انقلاب و نظام توانست با همان توده هاي مردم فتنه را عقيم كند. مي توان گفت روز 9 دي نتيجه اين سه استراتژي رهبر بود و بايد گفت 9 دي جوشش توده اي در پاسخ به فراخوان و نصايح رهبري بود.

 

*پيام حماسه 9 دي به مخالفان داخلي اين بود كه مردم در فضاي سياسي بين دفاع از يك شخصيت سياسي و نظام سياسي، قطعا نظام را انتخاب مي كنند و شخصيتهاي سياسي تا آنجا براي توده هاي مردم ارزشمند هستند كه اتصال به نظام و ارمان ها داشته باشند.*

  

«خبرگزاری دانشجو» : مهمترين پيام هاي حماسه 9 دي به ملت، دوستداران نظام ،مسئولين،مخالفان و دشمنان داخلي و خارجي ايران چه بود؟

 

«زارعي»: 9 دي ماه به عنوان روزي موثر و مهم در تاريخ سياسي ايران ثبت شد و از نقطه عطف فراتر رفت ؛ نقطه عطف معمولا در تاريخ فقط ارزش تاريخي دارد و ياداوري آن فقط يك حادثه را تجديد ميكند در حاليكه 9 دي روزي است كه مسيري را براي حركت هاي اينده نظام مشخص مي كند، به همين دليل است كه 9 دي ماه را به نام روز بصيرت نام گذاري كرده اند. اين روز تاريخي پيام هاي روشني داشت ؛ به مسئولين و دستاندركاران نظام نشان داد مردم تا كجا پاي آرمان ها ايستاده اند و اتصال مردم به رهبري تا كجاست. اين پيام از يك طرف راه هر نوع تعابير منفعلانه اي را سد ميكند و از طرف ديگر قدرتي به اجزاي نظام مي بخشد كه بي توجه به تلاشي كه فتنه گران انجام داده اند مسير انقلاب را مديريت كرده و انقلاب را به اهداف برسانند. پيامي كه اين حضور به مخالفان داخلي داشت اين بود؛ كه مردم در فضاي سياسي بين دفاع از يك شخصيت سياسي و دفاع از نظام سياسي، قطعا نظام را انتخاب مي كنند و شخصيتهاي سياسي تا آنجا براي توده هاي مردم ارزشمند هستند كه اتصال به نظام و ارمان ها داشته باشند؛ از اين زوايه 9 دي پايان فتنه بود زيرا بعد از اين حماسه شاهد تغييراتي در مواضع سران فتنه و انزواي چند ماهه آنها بوديم. پيام ديگري كه اين حماسه به خارج نشين ها و كانون هاي تصميم گير در آمريكا كه با هزينه كردن و استفاده از نيروهاي داخلي به دنبال ايجاد تغييرات بنياديني در كشور بودند داشت اين بود كه حركت خود جوش و عظيم مردم در تظاهرات 9 دي كه در كل كشور در حدود 40 ميليون نفر تخمين زده شد و حتي تا 50 ميليون نفر مي رسيد ، انقلاب اسلامي علي رغم سپري كردن يك دوره 32 ساله هنوز بر روي شانه هاي مردم ايران جاي دارد و توطئه هاي خارجي نمي تواند در داخل كار ساز باشد.

 

*حضور گسترده مردم در 9 دي باعث بهت و حيرت جريانهاي ضد انقلاب شد و آنها را به حالت كما فرو برد تا جايي كه رسانه هاي آنها از اين حضور این چنین مردم شوكه شده و از پرداختن به آن امتناع كردند.*

 

«خبرگزاری دانشجو» : همانطور كه مي دانيد رسانه ها و شبكه هاي اينترنتي وابسته به بيگانگان در جريان فتنه سال گذشته با دروغ پرا كني هايي را به منظور ملتهب كردن فضا و ايجاد تنشج در كشور انجام دادند، به نظر شما چرا بعد از حماسه 9 دي ماه شاهد يك بايكوت خبري از سوي اين رسانه ها در خصوص انعكاس حضور مردم در 9 دي بوديم؟

 

«زارعي»: اين واكنش ها دقيقا از ياس آنها ناشي شد اين رسانه ها بنابر سياستهاي اربابان خود تلاش مي كردند ايران را دو شقه كنند، و با ايجاد شكاف عميق بين مردم صفي از مخالفين را در برابر موافقين قرار دهندديدند در عمل چنين مسئله اي تحقق نيافته به طوريكه ديديم در تظاهرات 9 دي ماه كه در تهران بيش از سه ميليون نفر در آن شركت داشتند ، افرادي كه هم به احمدي نژاد و هم به موسوي راي داده بودند حضور داشتند ، اين حضور بيانگر اين است كه مردم در دفاع از انقلاب اسلامي در برابر فتنه انگيزان داخلي ترديدي به خود راه نمي دهند ، اين مسئله باعث بهت و حيرت جريانهاي ضد انقلاب و محافل مخالف نظام شد و آنها را به حالت كما فرو برد تا جايي كه رسانه هاي آنها از اين حضور شوكه شده و ازپرداختن به آن امتناع كردند. و تا امروز هم با گذشت يكسال از واقعه9 دي شاهد درگيري هاي داخلي اين محافل هستيم .انتهاي پيام/

 
پربازدیدترین آخرین اخبار