کد خبر:۱۰۷۲۹۰
جواني؛ زمان خود سازي
تا جوانيد كاري كنيد. نگذاريد پير و فرسوده شويد. قلب جوان لطيف و ملكوتي است و انگيزه هاي فساد در آن ضعيف مي باشد؛ ليكن هر چه سن بالا رود ريشه گناه در قلب قوي تر و محكم تر مي گردد تا جايي كه كندن آن از دل ممكن نيست.
گروه معارف«خبرگزاري دانشجو»؛ خودسازي به عنوان يك فريضه عقلي و ديني در همه ادوار زندگي انسان جريان دارد و در هيچ لحظه اي از عمر نبايد ترك شود؛ زيرا كمال و سعادت انسان در دنيا و آخرت در گرو آن است. سهولت خودسازي، در همه دوران هاي زندگي به يك اندازه نيست.
كسي كه دوران جواني را سپري كرده و در ميان سالي به غفلت خو كرده، به دشواري مي تواند كام خود را از عادت هاي بد و لذت هاي حرام محروم سازد. دشوارتر اينكه، خروج او از غفلت كار آساني نيست و چون غافل است درد خود را نمي داند تا به درمان آن روي آورد. حتي اگر به علتي از خواب غفلت بيدار شود، توان او براي ساختن حال و آينده خود اندك شده و نمي تواند به راحتي با گذشته خود وداع نمايد.
فرصت جواني:
جواني بهترين فرصت براي سازندگي و پيمودن مسير کمال است، زيرا در اين سن انسان در اوج قدرت بدني و رواني است و براي خودسازي به اين قدرت نياز دارد. فلسفه اصلي وجود قدرت در دوران جواني صرف آن در جهت خودسازي و توانمند سازي روح است.
انسان به هر مقدار كه از اين دوران فاصله مي گيرد، اگر در مسير خودسازي باشد، انرژي جسماني اش صرف قوت روح مي شود و در نتيجه آن اگر چه از قدرت جسماني اش كاسته مي شود، ولي روحش قوي و توانا مي گردد.
ولي اگر در اين مسير نباشد، نيروهايش را از دست مي دهد، بدون اينكه چيزي در خور عمر بيابد و در نتيجه احساس خسارت و ضرر خواهد كرد. قرآن كريم در اين باره مي فرمايد: ان الانسان لفي خسر الا الذين آمنوا و عملوا الصالحات. بدرستي كه انسان در خسارت و زيان كاري است مگر كساني كه در مسير ايمان و عمل(خودسازي) قرار دارند.
سر اينكه براي خودسازي ايام جواني توصيه مي شود سيستم انس گيري انسان است. به طور كلي مي توان گفت: انسان از انس است. انس گرفتن و شدت و ضعف آن در ساخته شدن شخصيت انسان بسيار موثر است. انسان به هر مقدار كه بيشتر با چيزي انس مي گيرد و عادت مي كند، سخت تر از آن دل مي كند.
كسي كه با دنيا و لذت هاي آن انس گرفته، اگر بخواهد در ايام بزرگسالي و كهولت سن خودسازي كند، اين كار براي او بسيار سخت خواهد بود، زيرا دل كندن از آنچه يك عمر بدان خو گرفته آسان نيست، ولي اين كار در ايام جواني به دليل اينكه هنوز انس با دنيا و لذت هاي زودگذر آن در او ملكه و ثابت نشده آسان تر است.
يكي از عرصه هاي خودسازي كه اتفاقا بسيار مهم هم هست، عرصه دانش اندوزي و كسب علم است كه بايد از كودكي و در سنين جواني انجام گيرد. در سنين بالاتر به تدريج قواي ادراكي انسان ضعيف مي شود و نمي تواند به راحتي به كسب دانش بپردازد.
همچنين براي اصلاح صفات، ملكه ساختن صفات خوب و خالي كردن دل از رزايل خلقي در سنين بالا بسيار دشوار است. كسي كه عمري از او گذشته، صفات اخلاقي بد در او ملكه و ثابت شده است، زمان و فرصت تحول را تا حدود زيادي از دست داده است و موفقيت او در اين مسير كم خواهد بود، ولي جوان هم به دليل انعطاف پذيري و اينكه هنوز صفات بد در او ثابت و ملكه نشده است و به راحتي مي تواند متحول شود و هم به دليل داشتن فرصت كافي براي تحول، اميد موفقيت در او بسيار قوي است.
البته از جهتي نيز سنين بزرگسالي بر جواني برتري دارد، زيرا اگر كسي در مسير خودسازي و صراط مستقيم الهي قرار داشت، طول زمان و گذر عمر باعث مي شود كه هر چه بيشتر صفات نيك در او نهادينه شود و با عبادت خداوند و رفتار اخلاقي نيكو انس بگيرد و از اين جهت كمال بيشتري از يك جوان داشته باشد، اما نسبت به اصلاح صفات رزيله و حب دنيا و رفتار بد اخلاقي سن جواني بر بزرگسالي برتري دارد، زيرا نهادينه نبودن اين صفات و رفتار در او باعث مي شود كه آسان تر بتواند در مسير خودسازي گام بردارد.
در عرصه معنويت و عبادت نيز نيروي جواني بسيار كمك كننده است.
وقتي سن انسان بالا مي رود، چه بسا به بيماري هاي گوناگون دچار شود و يا ناتواني، سستي و كندي بر او عارض گشته و توان انجام اعمال عبادي را عملا از او سلب نمايد، ولي جوان از بدني سالم و قوي برخوردار است، عواطف سرشار و روحيه لطيف جوان باعث آن مي شود كه بهتر بتواند با خداوند و اولياي او ارتباط برقرار مي كند و از اين جهت نيز موفق تر است. نيروي يك جوان براي شركت در مجالس و مراسم معنوي و عبادي با كسي كه سنش بالا رفته بسيار متفاوت است.
نيروي تقوا در جواني بدست مي آيد. ترك گناه و اطاعت خداوند به نيروي جواني نياز دارد. در جواني بايد انسان به انجام واجبات الهي مانند نماز و روزه و پرداختن واجبات مالي عادت كند. اگر كسي در جواني براي انجام فرايض ديني خود اقدام نكند، در سنين بالاتر اين كار بسيار دشوار مي شود و شخص به سختي خواهد توانست نفس خود را از گناه بازدارد.
البته گاهي انسان به دليل ناتواني ممكن است در سنين پيري كمتر گناه كند، ولي اين نشانه تقوا نيست. تقوا براي جوان معنا پيدا مي كند كه توان گناه دارد، و به خاطر خدا تقوا پيشه مي كند.
پاك بودن در جواني شيوه پيغمبري است ورنه هر گبري به پيري مي شود پرهيزكار
اگر كسي در اثر غفلت و همنشيني با دوست بد به طور مثال معتاد شود، در سنين جواني اين امكان براي او هست كه اعتياد خود را ترك كند، ولي در سنين پيري اين امكان بسيار كم مي شود.
بنابراين بهترين زمان خودسازي فرصت جواني است و بهترين راه صرف نيروي جواني در مسير خودسازي است، دوران جواني سکوي پرش به قله کمال و کليد رسيدن به سعادت جاودانه است.
در اين مرحله هنوز شخصيت انسان به طور کامل شکل نگرفته و صفات و خصلت هاي ناپسند و عادات زشت هنوز در عمق روح ريشه نکرده است، لذا مي توان با هزينه و زحمت کمتري در جهت رفع آنها و جايگزين کردن فضيلت ها و اخلاق پسنديده اقدام کرد. كاري كه در سنين بالاتر به دليل ملکه شدن صفات و ثبوت عادت ها بسيار سخت و دشوار خواهد بود. مولوي اين موضوع را به زيبايي و در قالب تشبيه بيان کرده است:
تو که مي گويي که فردا، اين بدان که به هر روزي که مي آيد زمان
آن درخت بد، جوان تر مي شود وين کَننده، پير و مضطر مي شود
خار بن در قوت و برخاستن خارکَن در سستي و در کاستن
او جوان تر مي شود تو پيرتر زود باش و روزگار خود مبر
با وجود اين واقعيت آشکار، متأسفانه غالبا فرصت ارزشمند جواني به رايگان از دست مي رود و زماني انسان متوجه اين خسران مي گردد که کار از کار گذشته و فرصتي براي جبران باقي نمانده است. يك جوان اگر در مسير كسب آگاهي و تجربه عملي نباشد، به علت فقدان اين تجارب و شناخت ها، در عالم بي خبري و تخيل هاي غير واقعي به سر مي برد و شايد براي خود عالمي تصور کند که جز احساسات غير واقعي و افکار غير منطقي و دور از حقيقت، چيزي در آن وجود ندارد.
احساسات دوران جواني:
ناآگاهي ها و سوار شدن بر موج احساسات و عواطف ناپايدار در سنين جواني، موجب مي گردد که سرمايه هاي بي بديل اين دوران از دست برود و انسان در نيمه راه کمال از قافله سعادت و معنويت باز بماند. از طرف ديگر فوران ميل هاي غريزي در پرتو قدرت و قوت جسمي، او را تحت تأثير قرار مي دهد و به دنبال همين اميال به حرکت در مي آورد و بدين ترتيب دوران جواني را که بهترين فرصت براي تکامل فکري و روحي است، بدون هيچ حاصل و نتيجه اي، پشت سر مي گذارد.
اگر در اين فرصت مغتنم و گرانقدر، قدرت جسمي و روحي و سرمايه هاي فراوان و طراوت و شادابي جواني، با رشد عقلي و همراه گردد و انسان پيش از دست رفتن اين دوران بي همتا، از اهميت و ارزش آن آگاه شود، مي تواند بهره کامل خود را از آن بگيرد و از اين امکانات خداداد و سرشار در جهت تکامل و رشد معنوي خود استفاده شاياني ببرد.
بايد کاري کرد که وقتي غروب خورشيد عمر را به نظاره مي نشينيم و دفتر دوران گذشته را ورق مي زنيم، وجودمان سرشار از لذت و احساس سعادت و پيروزي شود و هيچ گونه تأسف و احساس زيان و خساراتي نسبت به گذشته و به ويژه دوران جواني خود نداشته باشيم، نکند که در واپسين عمر در يابيم که جام زندگي از اول خالي بوده و ما از اين جام جز باده خيال ننوشيده ايم.
توصيه به جوانان:
امام خميني قدس سره در توصيه اي به جوانان فرموده: شما تا جوان هستيد مي توانيد كاري انجام دهيد، تا نيرو و اراده جواني داريد مي توانيد هواهاي نفساني، مشتهيات دنيايي و خواسته هاي حيواني را از خود دور سازيد؛ ولي اگر در جواني به فكر اصلاح و ساختن خود نباشيد ديگر در پيري كار از كار گذشته است. تا جوانيد كاري كنيد. نگذاريد پير و فرسوده شويد. قلب جوان لطيف و ملكوتي است و انگيزه هاي فساد در آن ضعيف مي باشد؛ ليكن هر چه سن بالا رود ريشه گناه در قلب قوي تر و محكم تر مي گردد تا جايي كه كندن آن از دل ممكن نيست.1
فرصت جواني در روايات:
هدايتگران بشريت و راهنمايان انسان به سوي كمال نيز در رواياتي كه از آنها نقل شده، تاكيد فراواني بر انجام خودسازي در دوره جواني دارند. از پيامبر اكرم(ص)نقل شده كه فرمود: من تعلم العلم في شبابه كان بمنزله الرسم في الحجر و من تعلم و هو كبير كان بمنزله الكتاب علي وجه الماء 2 كسي كه در جواني بياموزد (علم او) همچون نقش زده بر سنگ (ماندگار) است و كسي كه در حالي كه پير است بياموزد (علم او) همچون نوشته بر آب است.
همچنين آن حضرت فرمود: اوصيكم بالشبان خيراً فانهم ارق افئدة ان الله بعثني بشيراً و نذيراً فحالفني الشبان و خالفني الشيوخ. ثم قرأ: «فطال عليهم الامد فقست قلوبهم». شما را به نيكي درباره جوانان سفارش مي كنم، زيرا آنان قلب نرمتري دارند. خداوند مرا به پيامبري برانگيخت تا مردم را نويد و انذار دهم پس جوانان با من پيمان بستند، ولي پيران با من مخالفت كردند. سپس اين آيه را قرائت فرمود: زمان طولاني بر آنها گذشت و دلهايشان سخت گرديد.
اين روايت به نرمي دل جوانان تأكيد مي كند، هر چه قلب نرمتر باشد، پذيرش ايمان سهل تر است. از امام صادق(ع) روايت شده است: من قرا القرآن و هو شاب مومن اختلط القرآن بلحمه و دمه. 3 كسي كه قرآن را در جواني قرائت كند، قرآن با گوشت و خون او آميخته مي شود.
اين تأثير ناشي از آمادگي روحي و صفاي دل جوان است. اميرالمؤمنين (ع) خطاب به فرزند خود مي فرمايند:
و انما قلب الحدث كالارض الخاليه ما القي فيها من شيء قبلته. فبادرتك بالادب قبل ان يقسو قلبك و يشتغل لُبُّك. و دل جوان همچون زمين ناكشته است، هرچه در آن كشت كنند بپذيرد، پس به ادب آموختنت پرداختم پيش از آنكه دلت سخت شود و خردت سرگرم چيزهاي ديگر شود.4
------------------
پاورقي:
1- مبارزه با نفس يا جهاد اكبر، ص 85.
2- سفينة البحار، ماده شبب.
3- الحياة، ج 2، ص 164.
4- نهجالبلاغه، الرسائل، 31. /انتهاي پيام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰