صيانت از وحدت و انسجام ملي/تاكيد بر فصل الخطاب بودن قانون/ايجاد فضاي فعال در جامعه با تحليل جنگ نرم
کد خبر:۱۰۷۴۱۵
محورهای کلان مدیریت رهبري در مواجهه با فتنه 88-بخش‌سوم؛

صيانت از وحدت و انسجام ملي/تاكيد بر فصل الخطاب بودن قانون/ايجاد فضاي فعال در جامعه با تحليل جنگ نرم

در فصل 5 از کتاب «جامعه شناسی 22 خرداد» محورهای کلان مدیریت رهبر معظم انقلاب در حوادث بعد از انتخابات از جمله صيانت از وحدت و انسجام ملي و تأكيد بر فصل الخطاب بودن قانون و ايجاد فضاي فعال در جامعه با تحليل جنگ نرم مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفته است.
به گزارش خبرنگار سياسي «خبرگزاري دانشجو»، آنچه در پی می آید بخش سوم از بازخوانی محورهای کلان مدیریت رهبر معظم انقلاب در خصوص حوادث پس از انتخابات سال گذشته است که توسط پرویز امینی در کتاب «جامعه شناسی 22 خرداد» جمع آوری و مورد تحلیل قرار گرفته است:
 
5) صيانت از وحدت وانسجام ملي
 
تعدد شكاف هاي شكل گرفته در انتخابات و شدت قطبيتي كه انتخابات پيدا كرده بود از يك سو و فضا سازي اي كه جريان فتنه در حوادث بعد از انتخابات بوجود آورد از سوي ديگر اتحاد و انسجام ملي را مي توانست خدشه دار كند كه اتفاقا اين مسئله جزء سياست هاي اصلي دشمن در انتخابات و حوادث بعد از انتخابات نيز بود كه رهبر انقلاب با هوشياري اين مسئله را از اولين روزهاي بعد از انتخابات به عنوان يك محور اساسي مورد توجه قرار دادند و در هفته بعد از انتخابات و در ديدار با ستاد كانديداها در 27 خرداد، حفظ وحدت و جلوگيري از انشقاق جامعه را حرف اصلي خويش بيان كردند.
 
«ما بايد سعي كنيم، دقت كنيم كه انتخابات مايه انشقاق نشود؛ اين حرف اصلي من است. اينكه ما تصور كنيم كه يك گروه مثلا بيست و چهار ميليوني يك طرفند؛ يك گروه چهارده ميليوني طرف ديگر اين به نظر من يك خطاي بسيار بزرگي است، قضيه اينجوري نيست. همه در يك طرف قرار دارند آن كساني كه به رئيس جمهور منتخب اين دوره از انتخابات رأي دادند همان قدر وابسته به انقلاب و كشور و نظامند كه آن كساني كه راي ندادند. مجموعه هاي مردمي، فرزندان اين كشورند، فرزندان اين ملتند. اين خطاست كه ما اين دو مجموعه راي دهنده را يك عده اي رأي به يك نامزدي دادند، يك عده اي رأي به آن نامزد ندادند، اينها را ما متخاصم و متقابل فرض كنيم.»
 
تبيين توطئه و افشاي خط تفرقه افكن دشمن يكي از تدابير رهبري در حفظ انسجام ملي بود كه توانست با ايجاد هوشياري در مردم سلاح دشمن را در اين باره از كار بيندازد.
 
«اين مسئله را ملت ايران هم بايد توجه داشته باشند. ما يك ملت متحديم؛ ... دشمنان منتظرند اين اتحاد كلمه را به هم بزنند؛ بين مردم ايجاد نقار كنند؛ ايجاد اختلاف كنند؛ برادران را مقابل هم قرار بدهند؛ بايد ملت ايران هوشيار باشد. در همين قضاياي انتخابات پرشور بيست و دوي خرداد كه  يك حركت عظيمي از ملت ايران بود كار بزرگي انجام گرفت... دشمنان دست به كار شدند، بين مردم اختلاف بيندازند تا حدودي هم موفق شدند ليكن ملت بايد حركت دشمن را خنثي كند.»
 
دشمنان آنچنان بر روي ايجاد شكاف در بين مردم ايران در حوادث بعد از انتخابات حساب باز كرده بودند كه يك جنگ داخلي را آن هم در روز 22 بهمن انتظار مي كشيدند. در حرفهايشان گفتند كه روز بيست و دوم بهمن جنگ داخلي در ايران شروع خواهد شد! ببينيد چه كار كرده بودند كه انتظار داشتند در ايران جنگ داخلي بشود. تدبير و توجه رهبري به مسئله وحدت يكي از مهمترين دلايل تجلي انسجام ملي در 9 دي و 22 بهمن سال 88، علي رغم اين طراحي ها و برخي غفلت ها و خيانت هاي داخلي به شمار مي رود.
 
«آنها مي خواستند مردم را تقسيم كنند به يك گروه اقليت، به يك گروه اكثريت، ... ملت را دوپارچه كنند؛ يك عده اغتشاشگر هم وارد ميدان بشوند و با ايجاد اغتشاش جنگ را در داخل كشور مغلوبه كنند، جنگ داخلي راه بيندازند؛ اميدشان اين بود. اما ملت هوشياري به خرج داد. شما ديديد در روز انتخابات، مردم به دو گروه سيزده چهارده ميليوني و بيست و چهار پنج ميليوني تقسيم شدند؛ اما بعد از گذشت مدتي نه چندان بلند همين دو گروه با هم يكي شدند و مقابل شورش گران و اغتشاش گران و خراب كاران ايستادند. ... قوي ترين و آخرين ضربه را ملت در نهم دي و بيست و دوي بهمن وارد كرد كار ملت ايران در بيست و دوم بهمن كار عظيمي بود؛ 9 دي هم همين جور. يكپارچگي ملت آشكار شد.»
 
6) تاكيد بر فصل الخطاب بودن قانون
 
جريان فتنه كه كانديداي انتخاباتي آنها اساسا با انتقاد از قانون گريزي دولت نهم، وارد عرصه انتخابات شده بود، اينك بعد از پايان رقابت‌ها و شكست در انتخابات، قانون و پايبندي به قانون را يكي از مهمترين موانع براي حركت ساختارشكن خود مي‌ديد. بنابراين براي آنكه از پنجه قانون بگريزد از ابتدا مطالبات خود را روش ‌هايي به غير از آنچه قانون معلوم كرده و رجوع به كساني و جاهايي به غير از ‌آنچه قانون مشخص كرده، استوار كرد. چون از يك طرف با پيگيري قانوني، تكليف خواسته‌هاي وي معلوم بود و از طرف ديگر با بردن مسائل به سوي روش‌هايي كه مانند قانون سازوكار مشخص و پذيرفته شده ندارد، فرصت جرزني بهتري در اختيار او قرار مي‌داد.
 
فتنه‌گران مي خواستند با عبور از قانون كه حكم تعيين زمين و قاعده بازي را داشت، زمين و قاعده بازي را تغيير دهند و با اين جابجايي ابتكار عمل نظام و انقلاب را از بين ببرند. اهميت اين مسئله زماني بيشتر روشن مي‌شود كه انسان بداند كه برخي خودي‌هاي غافل نيز بر حكميت و مذاكره و مصالحه و حل و فصل مسئله از چنين راه‌هايي تاكيد داشتند كه اين كار يعني افزودن بر پيچيدگي‌هاي فتنه.
 
رهبر انقلاب با تأكيد بر فصل الخطاب بودن قانون؛ خصوصا در سخنراني نماز جمعه 29 خرداد و تأكيد بر انجام اعتراضات تنها از مسير قانون و راه‌هاي قانوني و مراجعه به نهادهاي قانوني، باب اين بدعت را در اين مسئله و مسائل آينده بستند.
 
«در عين بنده اين را گفتم، شوراي محترم نگهبان هم همين را قبول دارند كه اگر كساني شبهه دارند و مستنداتي ارائه مي‌دهند بايد حتما رسيدگي بشود البته از مجاري قانوني؛ رسيدگي فقط از مجاري قانوني. بنده زير بار بدعت‌هاي غيرقانوني نخواهم رفت. امروز اگر چارچوب‌هاي قانوني شكسته شد، در آينده هيچ انتخاباتي ديگر مصونيت نخواهد داشت. بالاخره در هر انتخاباتي بعضي برنده‌اند، بعضي برنده نيستند؛ هيچ انتخاباتي ديگر مورد اعتماد قرار نخواهد گرفت و مصونيت پيدا نخواهد كرد بنابراين همه چيز دنبال بشود، انجام بگيرد، كارهاي درست، بر طبق قانون. اگر واقعا شبهه‌اي هست از راه‌هاي قانوني پيگيري بشود.
 
قانون در اين زمينه كامل است و هيچ اشكالي در قانون نيست. همانطور كه حق دادند كه نامزدها نظارت كنند، حق دادند كه شكايت كنند، حق دادند كه بررسي بشود. بنده از شوراي محترم نگهبان خواستم كه اگر مواردي خواستند صندوق‌ها را بازشماري بكنند، با حضور نمايندگان خود نامزدها اين كار را بكنند. خودشان باشند، آنجا بشمرند، ثبت كنند، امضاء كنند. بنابراين، هيچ مشكلي در اين جهت وجود ندارد.»
 
7) بوجود آوردن فضاي فعال در جريان انقلاب با تحليل جنگ نرم از فضاي بعد از انتخابات و افشاي محورهاي اصلي آن
 
فضاي شبهه‌ناك فتنه به دليل ابهام و غبار آلودگي مسائل، ايجاد انفعال مي‌كند. خصوصا اينكه درگيري‌ها در فتنه، درگيري خودي با خودي تحليل مي‌شود و دست دشمن خارجي در شرايطي كه سياست خود را بعد از شكست در جنگ سخت، مواجهه و تقابل نرم با جمهوري اسلامي قرار داده است، براي عموم جامعه رو و برملا نيست بنابراين اولا در حالي كه جنگي در حال انجام است، احساس جنگ بودن و قرار داشتن در موقعيت جنگي كه لوازم و آمادگي‌هاي خود را دارد در جامعه يا نيست و يا ضعيف است و مسئله به يك اختلاف داخلي درباره انتخابات كه دو طرف نيز كانديداي پيروز و كانديداي مغلوب مي‌باشند، تقليل مي‌يابد در ثاني نرم بودن اين جنگ است كه ابزارها و روش‌هاي خود را داراست و طبيعتا مقابله با آن نيز ابزارها و روش‌هاي خاص خود را مي‌طلبد بخصوص اينكه علاوه بر دشواري‌هايي كه در جنگ نرم است، جريان‌ خودي نيز در شناخت جنگ نرم با تمام ابعاد و عمقش و مقابله با آن ضعف داشته باشد.
 
«در حوادث فتنه‌گون، شناخت عرصه دشوار است. ...در امتحان‌هايي از قبيل همين حوادثي كه حول و حوش انتخابات پيش آمد - بعد از انتخابات و قبل از انتخابات- ديديم كه در همين زمينه‌ها ضعف‌ها و مشكلاتي داريم. اين حوادث براي ما نعمت بزرگي است؛ از اين جهت كه ضعف‌هاي خودمان را بشناسيم؛ مثل رزمايش‌هايي كه نيروهاي مسلح راه مي‌اندازند.»
 
طرح اين بحث در اين شرايط، محيط فعالي را در فضاي عمومي و نخبگاني كشور ايجاد كرد و بخصوص اينكه ابعاد مختلف آن از سوي رهبر انقلاب تبيين مي‌شد.
 
«امروز جنگ نظامي با ما خيلي محتمل نيست -نمي‌گوئيم به كلي منتفي است، اما خيلي محتمل نيست- لكن جنگي كه وجود دارد از جنگ نظامي اگر خطرش بيشتر نباشد، كمتر نيست؛ اگر احتياط بيشتري نخواهد، كمتر نمي‌خواهد. در جنگ نظامي دشمن به سراغ سنگرهاي مرزي ما مي‌آيد، مراكز مرزي ما را سعي مي‌كند منهدم كند تا بتواند در مرز نفوذ كند؛ در جنگ رواني و آنچه امروز به آن جنگ نرم گفته مي‌شود در دنيا، دشمن به سراغ سنگرهاي معنوي مي‌آيد كه آنها را منهدم كند؛ به سراغ ايمان‌ها، معرفت‌ها، عزم‌ها، پايه‌ها و اركان اساسي يك نظام و يك كشور.»
 
طرح مسئله جنگ نرم در ديدار مستقيم با مجموعه‌هايي از نخبگان از جمله دانشجويان (افسران جنگ نرم)، استادان (فرماندهان جنگ نرم)، هنرمندان و شعرا و روحانيون برجسته منتخب مردم در خبرگان كه ميدان‌دار اصلي اين نبرد نرم محسوب مي‌شدند نيز در تحرك بخشي به آنها و خروج از انفعال موثر بود./انتهاي پيام/
 
پربازدیدترین آخرین اخبار