کد خبر:۱۰۷۵۲۴
نقد فیلم «طبقه سوم» اثر بیژن میرباقری
ساختمانی بدون آسانسور!
فیلم «طبقه سوم» فیلم موقعیت است و کنش و واکنش آدمهایی که به اقتضای قرار گرفتن در یک موقعیت، باید با بیان و حرکت خود درام را در نوعی فرم گرایی خاص پیش ببرند.
محمدرضا محقق - این موقعیت خاص از همان رویکرد فرم گرایانه پدید می آید و در ازای آن بايد توجه و تمرکز کارگردان بر روی عناصر و فاکتورهایی باشد که در غیاب سایر عناصر بصری در فرم فیلم وي شکل می گیرد و می تواند به قوام اثرش منجر شود و داستان و درام و آدم های فیلم را در بستری از یک روایت خاص پیش ببرد.
البته تردیدی نیست که این پیشروی نه از الزامات و تبعات حتمی این نوع فضاسازی بلکه از مقدورات آن است و بسته به اینکه کارگردان تا چه حد بر نوع روایت و شکل درام پردازی اش بر اساس فرمی که انتخاب کرده، تسلط دارد.
آنچه در فیلم «طبقه سوم» اتفاق می افتد به نوعی محدودیت خودخواسته است که به خلاقیت و آفرينش جذاب درخور و آنچنان که باید و شاید منجر نشده است.
فیلم کشدار و بدریتم است و آدم های اصلی اش یعنی دو بازیگر زن با بازی مهناز افشار و پگاه آهنگرانی در یک بسته گی فضایی نتوانسته اند با فیلمنامه و میزانسن کارگردان به یک گشایش جذای بصری نایل آیند و همین امر فیلم را از ارزش های بصری و ارجمندی های فیلمنامه ای انداخته است.
معلوم نیست اساسا چرا چنین حیطه ای به لحاظ لوکیشن برای روایت داستانک فیلم انتخاب شده است؛ در حالیکه لوازم و نیازمندی های دیگری که برای چنین روایت هایی لازم و ضروري است، قبلا تعبیه نشده و یا در روند کار درست اجرایی نگشته است.
فیلم «طبقه سوم» صرفا یک حرکت کشدار در طول زمان فیلم است که نه برای مخاطب عام ارزش جذابیتی دارد و نه برای بینده حرف های و خاص توان توجه طلبی و جلب نظر.
باید به جناب کارگردان یادآوری کنیم که ساختن فیلم هایی با مشخصات بصری و لوکیشنی «طبقه سوم» در تاریخ و جهان سینما علاوه بر انتخاب یک فضای محدود نیازمندی های دیگری از جمله توان کارگردانی بالا، قصه خوب، فهم درست فرم و بالاخره تسلط و اشراف مورد نیاز بر این مقولات دارد و نمی توان صرفا با یک سری نشانه گزاری و ظاهر سازی به باطن سینما یعنی جذابیت و روایت و داستان پردازی درست و سودمند که مخاطب را از هر جهت درگیر خود سازد دست یافت./انتهاي پيام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰