صدقه و آثار اجتماعي و معنوي آن
کد خبر:۱۰۷۷۳۷

صدقه و آثار اجتماعي و معنوي آن

يکي از آموزه هاي دستوري قرآن، صدقه است. در بسياري از روايات، صدقه با دو اثر جذب منفعت و دفع بلا مورد تاکيد قرار گرفته است. از اين رو صدقه دادن در هر روز به ويژه براي دفع بلا و رفع گرفتاري ها به عنوان مستحب معرفي شده و از مومنان خواسته شده تا با صدقه دادن خود را بيمه کنند.  
 گروه معارف«خبرگزاري دانشجو»؛ انسان موجودي اجتماعي است. خاستگاه اجتماعي بودن انسان هر چيزي که باشد، نمي تواند اجتماع گرايي انسان را از حالت طبيعي بودن بيرون برد.
 
به اين معنا که انسان به گونه اي آفريده شده که نمي تواند به دور از اجتماع زندگي کند. کوچک ترين واحد اجتماعي که انسان بدان نياز دارد، واحد خانواده است که ترکيبي از زن و شوهر است؛ زيرا همان گونه که قرآن تبيين کرده است، زوجيت اصل جاري در جهان است و هر موجودي در جهان به صورت جفت آفريده شده و اين خود بدان معناست که اجتماع امري طبيعي و تکويني است که از آن گريزي نيست.
 
با اين همه انسان به سبب شرايط خاص وجودي و زيستي، به گونه اي آفريده شده که نياز با هم بودن در وي تقويت شده و نمي تواند به دور از اجتماع نه تنها به کمال برسد بلکه نمي تواند زندگي کند. از اين رو مي کوشد تا به هر شکلي شده به اجتماع پيوند بخورد.
 
گرايش ذاتي انسان به اجتماع موجب مي شود که هرگونه واگرايي اجتماع امري ناپسند، زشت و ضدطبيعت عادي شمرده شود و کساني که از اجتماع گريزان هستند به عنوان انسان هاي بيمار و دور از شخصيت انسان طبيعي شناخته شوند.
 
علل و عوامل دروني و بيروني موجبات واگرايي انسان از اجتماع مي شود، چنان که علل و عوامل دروني و بيروني موجب افزايش همگرايي اجتماعي شده و تمايل و گرايش افراد را به اجتماع تقويت مي کند. يکي از مهم ترين علل و عوامل همگرايي اجتماعي برآورد نيازها و پاسخ به خواسته هاي عاطفي و مادي يکديگر است.
 
از اين رو در جامعه پذيري بر آن تاکيد مي شود و به کودکان و نوجوانان آموزش داده مي شود تا چگونه نيازهاي عاطفي و مادي يک ديگر را برآورده ساخته و همدل و هميار و همکار يکديگر باشند.
 
قرآن به سبب اين که کمال انساني را در همگرايي اجتماعي مي داند و انسان را در قالب انسان اجتماع تصوير و ترسيم مي کند، علل و عوامل همگرايي را مورد توجه ويژه قرار داده و راهکارها و آموزه هاي شناختي و دستوري چندي را ارايه داده تا اين مساله تحکيم شود. اين گونه است که تعاون و همکاري در کنار احسان و انفاق و صدقه معنا و مفهوم خاصي در آموزه هاي اسلامي و قرآني يافته است.
 
اگر انسان کامل را انسان اخلاقي بشماريم، دست يابي به انسان اخلاقي تنها در محيط اجتماع شدني است؛ بر اين اساس مجموعه آموزه هاي اسلامي و قرآني چيزي جز مکارم اخلاقي نيست و ماموريت و فلسفه بعثت همان تبيين مکارم اخلاقي و تکميل آن در جامعه به وسيله آموزش هاي شناختي و تربيتي است.
 
از اين رو پيامبر(ص) مي فرمايد: اني بعثت لاتمم مکارم الاخلاق، براي اکمال و اتمام مکارم اخلاقي برانگيخته شده ام. انفاق در کاربردهاي قرآني، ناظر به پاسخ گويي به نيازهاي ديگران در ابعاد عاطفي و مادي است.
 
چنان که احسان و ديگر فرمان ها و آموزه هاي دستوري نيز اين گونه مي باشد و ناظر به عمل اجتماعي انساني است. اجتماع و همگرايي در قرآن و اسلام چنان ارزشمند و با اهميت تلقي شده است که حتي مفهوم ايثار به معناي گذشت از خود براي ديگران، جايگاه خاص يافته و يکي از راه هاي دست يابي به کمال انسانيت و رسيدن به مقام عبوديت ربوبي و خلافت طولي الهي، ايثار دانسته شده است
 
که اين معنا در سوره انسان(دهر) به خوبي تبيين و تحليل شده و راهکارهاي دست يابي به آن از ابعاد و جهات مختلف بيان گرديده و آثار و پاداش هاي مادي و معنوي از جمله تقرب به خدا و متاله شدن براي آن ذکر شده است. صدقه يکي از علل و عوامل افزايش همگرايي اجتماعي انسان است که در قرآن به عنوان راهکاري در اين مسأله مطرح و مورد تشويق و ترغيب قرارگرفته است.
 
گستره معنايي صدقه
 
صدقه، چيزي است که انسان به قصد قربت از مال خود خارج مي سازد.(مفردات الفاظ قرآن کريم، راغب اصفهاني، ص۴۸۰). برخي در تعريف آن گفته اند که صدقه، مطلق انفاق در راه خداست، چه انفاق از امور واجب چون زکات و خمس باشد و يا امري مستحب باشد. (الميزان، علامه طباطبايي، ج۲، ۳۹۷).
 
در برخي از آيات قرآني، زکات واجب اموال به عنوان صدقه بيان شده، چنان که گاه از انفاق نيز به صدقه تعبير مي شود. براين اساس تفاوت معنايي ميان صدقه و انفاق و زکات نيست و مي توان گفت که صدقه معناي عام و گسترده اي دارد که شامل هرگونه اخراج مال در راه خدا مي شود. با اين همه آن چه در اين جا مراد و منظور است تنها مفهوم نخست از صدقه است که از مفردات راغب نقل شده است.
 
به اين معنا که مراد ما در اين جا از صدقه تنها مالي است که شخص به قصد تقرب الي الله به ديگري مي دهد.
 
ارزش و اهميت صدقه
 
براي شناخت اهميت و ارزش صدقه مي توان به آثار و کارکردهاي اجتماعي و معنوي و يا همان کارکردهاي دنيوي و اخروي آن اشاره کرد. از اين رو، بازخواني آثار و کارکردهاي صدقه به معناي شناخت ارزش و اهميت صدقه در انديشه اسلامي و فرهنگ قرآني مي باشد.
 
صدقه ارزشي
 
چگونه مي توان اخراج مالي را صدقه دانست و براي آن ارزش مادي و معنوي تعيين کرد؟ قرآن، زماني صدقه را ارزشي مي شمارد که داراي شرايط خاص باشد. به اين معنا که هر گونه اخراج مال و بخشيدن آن به ديگري نمي تواند مصداق صدقه باشد و بايد ارزش و آثاري را که تبيين مي شود در پي داشته باشد.
 
از اين رو خداوند در آيه ۲۶۴ سوره بقره، ايمان به خدا و آخرت را شرط ارزشمندي صدقه مي شمارد و اگر صدقه به قصد تقرب الي الله باشد، آن را از بهترين کارها و ارزشمندترين امور مي داند (بقره آيه۲۸۰و مجادله آيه۱۲) بر اين اساس آن چه ملاک ارزش گذاري قرار مي گيرد حجم و مقدار صدقه نيست بلکه ارزشمندي صدقه به کيفيت و نيت شخص است. (توبه آيه۷۹).
 
همين شيوه ارزيابي است که صدقه را در جايگاه بسيار متفاوت قرار مي دهد. اگر شخص با نيت تقرب و شکرگزاري از نعمت به صدقه دادن اقدام کند در جايگاه کسي قرار مي گيرد که به عبادت صرف و محض پرداخته است.
 
لذا خداوند در آيات ۳۱ و ۳۲ سوره قيامت، صدقه را در کنار نماز قرار مي دهد و همان کارکردهاي نماز را براي چنين صدقاتي برمي شمارد. خداوند صدقه دادن انسان ها مؤمن را نشانه اي از شکرگزاري شخص در برابر نعمت هاي الهي و پيروي از اوامر او مي شمارد(بقره آيه۲۷۶).
 
بنابراين نمي توان صدقه را تنها يک امر ساده و معمولي ارزيابي کرد بلکه مي بايست در راستاي عبوديت محض تحليل کرد.
 
از آن چه گفته شد مي توان به اين نتيجه گيري قطعي رسيد که صدقه به معناي اخراج صرف مال نيست بلکه مراد از آن اخراج مال به قصد تقرب الي الله است. اين گونه است که خداوند در آيه ۱۸ سوره حديد و نيز ۲۶۴ سوره بقره، اخلاص را به عنوان شرط ارزش گذاري صدقات برمي شمارد و هرگونه پاداش و تاثير و کارکردي را مبتني و منوط به اخلاص صدقه دهنده مي داند.
 
بنابراين، آن چه به معناي کارکردها و يا آثار مادي و معنوي و يا اخروي و دنيوي صدقات در ادامه مطلب مي آيد، در حقيقت تنها زماني است که شرط اخلاص و تقرب در آن ملحوظ باشد.
 
کارکردها و آثار صدقات
 
بي گمان انسان مومن مي کوشد تا با هر کاري خود را به خدا نزديک کند و تقرب به وي را به عنوان اصل اساسي هر عملي قرار مي دهد؛ زيرا خود را فقير ذاتي مي يابد و خداوند را غني بالذات مي شمارد که اگر بخواهد از هر نقصي به کمال مطلقي برسد مي بايست از راه انجام کارهايي باشد که مورد رضايت و خشنودي اوست.
 
بنابراين شدن کمالي و تقرب به خداوند، عامل هر حرکتي است که انسان انجام مي دهد؛ زيرا کمال خويش را در اين تقرب مي جويد و تقرب را نيز تنها در کارهايي مي يابد که مورد رضايت و خشنودي اوست.
 
به سخن ديگر، عامل و انگيزه نخست و اصلي براي مومنان در کارهاي خويش تقرب به خداوند است و امور ديگر در درجه دوم اهميت قرار مي گيرد.
 
گرايش ذاتي انسان به کمال و جستجوي راه هاي دست يابي به آن، موجب شده که قرآن آثار و کارکردهاي مربوط به اين حوزه را مقدم بر حوزه هاي ديگر قرار دهد. مشکل و دغدغه اصلي انسان مومن در زندگي خويش اين است که کاري نکند که خداوند از وي ناخشنود گردد و يا کاري انجام دهد که خشنودي او را سبب شود.
 
خداوند، در آيه ۲۷۱ سوره بقره صدقه دادن را عاملي مهم براي محو گناهان انساني مي شمارد تا اين گونه فرصتي به بشر بدهد تا خود را از هر گونه زشتي و گناه تخليه کند.
 
چنين مومن فرصت مي يابد تا پس از تخليه و تکفير گناهان خويش، گام در طهات نفس بردارد و به پالايش روح و روان خويش از هرگونه آلودگي ها دست يابد.(مجادله آيه ۱۲) بنابراين مي توان گفت که دو کارکرد اساسي صدقه دادن، تخليه و تحليه(خالي شدن از گناهان و آراسته شدن به فضايل) است.
 
به اين معنا که انسان را از هرگونه پليدي و گناه شست و شو داده و پالايش مي کند و اجازه مي دهد تا خيراتي که از سوي خداوند نازل مي شود آثار خود را به خوبي نشان دهد.
 
از اين رو خداوند در آيه ۲۷۶ سوره بقره صدقه دادن را عامل برکت و افزايش توانمندي هاي مادي و معنوي براي رشد و تعالي بشر معرفي مي کند و در آيات ۲۷۱ و ۲۸۰ سوره بقره و نيز ۱۸ سوره حديد و ۱۲ سوره مجادله، تاثير و بازگشت هرگونه آثار مثبت را به صدقه دادن منوط مي کند.
 
انسان با طهارت نفسي که از راه صدقه دادن کسب مي کند و نيز برکت يابي از طريق صدقه، گامي بلند براي تقرب به خدا برمي دارد و در نزد خداوند محبوب مي شود و از آثار محبت خداوند بهره مند مي شود.
 
يکي از آثار جلب و جذب محبوبيت خداوند، قرار گرفتن در گروه صالحان است.(توبه آيه ۷۵ و منافقون آيه ۱۰) ورود به جرگه صالحان به معناي آن است که چنين شخصي داراي کارکردهاي اجتماعي است و نقش خود را در جامعه به خوبي ايفا مي کند؛ زيرا صالح در کاربردهاي قرآني به کسي گفته مي شود که اعمال و رفتار وي در حوزه هاي فردي و اجتماعي براساس اصول هنجاري باشد و برخلاف اصول عقلاني و عقلايي و شرعي، عملي را انجام ندهد.
 
به سخن ديگر، انسان پس از طهارت يابي دروني و تزکيه باطن، در شرايطي قرار مي گيرد که در عمل اجتماعي و رفتارهاي بيروني در مسير کمالي قرار مي گيرد. خداوند در آيات۲۷۸ و ۲۸۰ سوره بقره، بخشش بدهي وامدار تهيدست را از مصاديق صدقه و امري پسنديده معرفي مي کند.
 
اين، بخشي از کارکرد اجتماعي صدقه است. به اين معنا که شخص را در مسير همدلي و همگرايي اجتماعي قرار مي دهد که از راه گذشت و بخشش بدهي وامدار تهيدست به دست مي آيد.
 
از ديگر مصاديقي که قرآن براي صدقه برمي شمارد مي توان به بخشش خون بها از سوي خانواده مقتول(نساء آيه۹۲) و عفو از قصاص و چشم پوشي بدون دريافت بهايي در برابر آن(مائده آيه۴۵) اشاره کرد که ناظر به مسايل اجتماعي است.
 
انسان با اين گونه اعمال مي تواند هم حافظ آبرو و حيثيت اشخاص باشد(بقره آيه۲۶۳ و آيات ديگر) و هم زمينه حفظ آبروي خويش با جلب محبت و رضايت خداوندي را فراهم آورد؛ زيرا خداوند آبروي کسي را حفظ مي کند که آبروي مؤمني را حفظ کند.
 
صدقه در روايات
 
در روايات صدقه به عنوان امري مستحب چنان مورد تأکيد قرار گرفته است که مي توان آن را در زمره مستحبات موکد برشمرد. «امام صادق(ع) فرمود: براي شيطان هيچ چيز از صدقه دادن مؤمن گران تر نيست. و صدقه قبل از آن که به دست بنده برسد، در دست پروردگار متعال قرار مي گيرد.»(وسايل الشيعه، ج۹، ص۴۰۶).
 
آن حضرت(ع) در بيان ارزش و اهميت صدقه دادن به اين نکته اشاره مي کند که صدقه از چيزهايي است که خداوند خود به طور مستقيم آن را از بنده مي پذيرد و پيش از آن که دست سائل به آن برسد در دستان خداوند قرار مي گيرد.
 
در يکي از فرمايش هاي آن حضرت(ع) آمده است که: «خداي متعال چيزي را خلق نکرد مگر آن که براي آن نگاهباني است که آن را نگه مي دارد، مگر صدقه که خداي متعال خودش آن را نگه مي دارد و پدرم وقتي صدقه مي داد، آن را در دست سائل قرار مي داد، پس آن را از وي مي گرفت و مي بوسيد و مي بوييد، سپس آن را به سائل برمي گرداند.»
 
اين مضمون در روايات ديگر هم وارد شده و شخص بايد بداند که صدقه در دست چه کسي قرار مي گيرد؛ از اين رو نه تنها منت گذاري و تکبر در هنگام صدقه دادن امري ناپسند شمرده شده، بلکه هرگونه آزار و منت گذاري در واقع، منت نهادن بر خداوند بلندمرتبه است.
 
بنابراين انسان مي بايست همواره مواظبت نمايد تا مبادا آزار و منتي از سوي وي واقع شود؛ زيرا تواضع و فروتني از سوي صدقه دهنده به معناي خضوع نسبت به پروردگار است.
 
در روايات آمده است که هر کس صبح صدقه بدهد، از بلاهاي آسماني در آن روز مصون مي ماند و اگر در اول شب صدقه دهد، از بلاهاي آسماني در آن شب در امان مي ماند، و اگر کسي خانواده مسلماني را کفايت نمايد، گرسنگي شان را رفع نمايد، بدن آن ها را بپوشاند و آبروي آن ها را حفظ کند، از هفتاد حج برتر است.
 
امام باقر از علي بن ابيطالب(ع) نقل مي کند که: آن حضرت فرمود: روزي يک دينار انفاق کردم، رسول خدا(ص) به من فرمود: آيا نمي داني که صدقه مؤمن از دستش بيرون نمي رود، تا آن که از دهان هفتاد شيطان آزاد گردد(همه گويند: نده!) و در دست سائل قرار نگيرد، تا نخست در دست خداي بزرگ قرار گيرد، آيا خداوند چنين آيه اي نفرموده: آيا ندانسته اند که اين فقط خداست که توبه را از بندگانش مي پذيرد و صدقات را مي گيرد.
 
اما علمت ان صدقه المؤمن لاتخرج من يده حتي يفک بها عن لحي سبعين شيطانا و ما يقع في يد السائل حتي يقع في يد الرب تبارک و تعالي الم يقل هذه الايه: الم يعلموا ان الله هو يقبل عن عباده و يأخد الصدقات.(سوره توبه، آيه۱۰۴، بحار، ج۹۶، ص۱۲۷) براي صدقه واجب يا مستحب، فوائد بسياري است که از خلال روايات و آيات استفاده مي شود:

۱) پاداش زياد اخروي، چنان که از پيامبر اکرم(ص) نقل شده: آگاه باشيد هر که انفاق نمايد به صدقه اي، براي اوست به وزن هر درهم، مانند کوه احد از نعمت هاي بهشت.(۱)

۲) صدقه در دست پروردگار قرار گيرد، چنان که از امام صادق(ع) نقل شده که فرمود: هيچ چيزي نيست مگر آن که فرشته اي بر آن موکل است، جز صدقه، چه آن که آن در دست خدا واقع مي شود.(۲)

۳) با صدقه مال کم نخواهد شد، همان طور که از موسي بن جعفر(ع) از پدران بزرگوارش از پيامبر اکرم(ص) نقل شده که فرمود: هيچ گاه مال انسان با صدقه کم نخواهد شد، پس بدهيد و نترسيد.(۳)

۴) کمر شيطان را مي شکند.(۴)

۵) مرگ بد را دفع مي کند. (۵)

۶) عمر را زياد مي نمايد.(۶)
۷) روزي را زياد و فقر را برطرف سازد.(۷)

۸) شفا و دواي مريض است.(۸)

۹) از خطر خرابي محفوظ ماند.(۹)

۱۰) خانه و شهر را آباد سازد.(۱۰)

۱۱) قضاء حتمي آسماني را برطرف کند.(۱۱)

۱۲) از اذيت درنده نگهداري نمايد، چنان که از حضرت رضا(ع) نقل شده: در زماني بني اسرائيل قحطي شديدي ساليان پي در پي پديد آمد، در نزد زني لقمه ناني بود، آن را در دهان گذاشت، سائلي او را صدا زد، زن گفت: در چنين وقتي ببخشم؟
 
آن را از دهان بيرون آورد و به سائل داد که ناگهان بچه کوچک او، در بيابان مورد حمله گرگ قرار گرفت، او را در دهان گرفت و فرار کرد. مادر بدنبال آن مي دويد و فرياد مي زد، پروردگار جبرئيل را فرستاد، بچه را از دهان گرگ گرفت و به مادر تحويل داد، فرمود: آيا خوشنود شدي؟ اين لقمه بجاي آن لقمه است.(۱۲)
 
۱۳) مال انسان را از تصرف اشرار حفظ مي کند، چنان که از پيامبر اسلام(ص) روايت شده، هر که در حالت اختيار، مال خود را از خوبان دريغ دارد، خداوند در حال اضطرار، مال او را نصيب اشرار کند.(۱۳)

۱۴) هفتاد در از شر و بدي را مي بندد.(۱۴)

۱۵) تجارت سودمندي است، چه در دنيا و چه در آخرت، چنان که از علي(ع) روايت شده: هرگاه گرسنه شديد، با خدا بوسيله صدقه سودا کنيد.(۱۵)

رسول اکرم(ص) فرمود: ان علي کل مسلم في کل يوم صدقه، قيل: من يطيق ذلک؟

قال(ص): اماطتک الاذي عن الطريق صدقه، و ارشادک الرجل الي الطريق صدقه، و امرک بالمعروف صدقه، و نهيک عن المنکر صدقه، و ردک السلام صدقه.

همانا بر عهده هر مسلماني است که در هر روز صدقه دهد، عرض شد: چه کسي توان انجام اين کار را دارد؟ فرمود: اگر در مسير و راه آن چه موجب اذيت رهگذر باشد برطرف سازي صدقه است، و راه نشان دادن به راهگذر صدقه است، و عيادت کردن مريض صدقه است، و امر به معروف و نهي از منکر صدقه است، و جواب سلام صدقه است.(بحارالانوار، ج ۷۲، ص ۵).

در اصول کافي آمده است: خداوند فرموده من براي هر چيز وکيلي قرار داده ام جز صدقه که خودم با دست خود مي گيرم، حتي شخصي که يک دانه خرما يا نصف خرما را صدقه مي دهد من آن را تربيت مي کنم، مانند کسي که بچه خويش را تربيت مي کند، در نتيجه آن يک دانه و نصف دانه در روز قيامت مي آيد و به اندازه کوه احد يا بزرگتر از آن جلوه مي کند.(تفسير احسن الحديث، ج ۴، ص ۴۰۳).

در حديث ديگري مي خوانيم که مستحب است مريض با دست خود صدقه بدهد. صدقه دادن، فقر و نداري را دفع مي کند و برخلاف ظاهر آن، که از دست دادن مالي است، خود عامل جلب و جذب نعمت و رهايي از فقر و بينوايي است. از اين رو از امام باقر(ع) نقل شده است: «نيکي و صدقه، فقر را دور مي کند...»
 
اين مطلب ريشه قرآني دارد؛ از نظر قرآن کريم انفاق در راه خدا، تجارتي پرسود و معامله اي ارزشمند است؛ زيرا افزون بر اين که موجب جلب پاداش هاي عظيم و رسيدن به بهشت الهي مي شود، انسان را از هول و هراس قيامت ايمن نموده و موجب نجات از عذاب دردناک الهي مي شود؛ در دنيا نيز موجب رهايي از فقر و افزايش نعمت و برکت مي شود که در آيات پيش گفته به روشني برآن تصريح شده است.
 
پي نوشت ها:

۱-بحار، ج ۹۶، ص۵۱۱.

۲-ما من شيء الا وکل به ملک الا الصدقه فانها تقع في يدالله، بحار، ج ۹۶، ص ۷۲۱.

۳-و ما نقص مال من صدقه قط فاعطوا و لاتجبنوا. بحار، ج۶۹، ص ۱۳۱.

۴- والصدقه تکسر ظهره. بحار، ج ۶۹، ص ۴۱۱.

۵-الصدقه تمنع ميته السوء، بحار ج ۶۹، ص ۴۲۱.

۶-بحار، ج ۶۹، ص ۹۱۱.

۷-استنزلوا الرزق بالصدقه، بحار، ج ۶۹، ص ۸۱۱، البر والصدقه ينفيان الفقر همان مدرک، ص ۹۱۱.

۸-داووا مرضاکم بالصدقه، بحار، ج ۶۹، ص ۲۱.

۹- دفع الله عزوجل عنه الهدم. بحار، ج ۶۹، ص ۴۲۱.

۱۰- ان الصدقه و صله الرحم تعمران الديار بحار، ج ۶۹، ص ۳۱.

۱۱-تدفع القضاء المبرم من السماء بحار، ج ۶۹، ص ۳۱.

۲۱-لقمه بلقمه، بحار، ج ۹۶، ص ۴۲۱.

۳۱-من منع ماله من الاخيار اختياراً صرف الله ماله الي الاشرار اضطراراً. بحار، ج ۹۶، ص ۱۳۱.

۴۱-قال النبي(ص): الصدقه تسد سبعين بابا من الشر دعوات راوندي.

۵۱- اذا املقتم فتاجروا الله بالصدقه نهج البلاغه، ص ۸۵۲، حکم./انتهاي پيام/
 
پربازدیدترین آخرین اخبار