کد خبر:۱۰۸۲۱۶
يادداشت//
سه دهه، سه فتنه
فتنه 88 فتنه پيچيدهتری بود؛ فتنهای با شعارهای حق كه از آن اراده باطل شده بود. اما با هلهله شادی در عاشورای حسينی مشخص شد كه فتنهگران همانها هستند و اينبار نيز غبار فتنه ننشست جز با حضور سيل خروشان مردمی كه چراغ بصيرت در دست داشتند.
به گزارش گروه سياسي «خبرگزاري دانشجو»، پايگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيتالله العظمی خامنهای اقدام به انتشار يادداشتی به قلم «محمدمهدی اسلامی» با عنوان «سه دهه، سه فتنه» كرده كه به فتنهگریهای دشمن در طول سهدهه برای مقابله با آرمانهای انقلاب اسلامی میپردازد.
دهه شصت
يكی از اتهامات گروهكهای چپگرا به نهضت امام خمينی(ره)، سازش با آمريكا بود. علت اين ادعا هم آن بود كه شرط لازم پيروزی انقلابها را قيام مسلحانه میپنداشتند و پيروزی مردمی انقلاب بدون اتكا به گروههای مسلح را غير ممكن میدانستند. اما پيروزی انقلاب تنها به اتكای قدرت مردم بدون وابستگی به ابرقدرتها و حتی بدون وابستگی به گروهكهای مسلح، درستی نظريه امام را - پيروزی با مشاركت عمومی مردم- اثبات كرد.
اما در حالیكه كمتر از دو سال از پيروزی انقلاب اسلامی گذشته بود، گروهكها بر شيطنتهای خود افزودند و با آغاز غائلههای خيابانی سعی بر آسيبرساندن به انقلاب نوپای اسلامی را داشتند. از مهمترين اين سلسله حوادث، غائله 14 اسفندماه 1359 در دانشگاه تهران است. رأس اين فتنه - كه با هماهنگی سازمان منافقين و نيروهای وابسته به بنیصدر، موسوم به دفتر هماهنگی مردمی رئيسجمهوری شكل گرفت- شخص بنیصدر بود كه به عنوان سخنران مراسم و از پشت تريبون اغتشاش را هماهنگ میكرد.
در اين مراسم شعارهای بسيار تندی عليه نهادهای انقلابی و اشخاص مورد وثوق امام(ره) خصوصاً شهيد مظلوم دكتر بهشتی سر داده شد و بنیصدر نه تنها نسبت به اين توهينها حساسيتی نشان نداد، بلكه شخصاً اقدام به توهين كرد و علناً دستور حمله و مضروب كردن مردم را از پشت بلندگو صادر كرد. بنیصدر از اين نقطه زمانی در تقابل مستقيم با نظام اسلامی قرار گرفت و به همراه ديگر گروههای ضدانقلاب، مدام بر لزوم مقاومت، ايستادگی و تسليم نشدن، تشويق صريح و جدی برای اعتراضات خيابانی، استقامت و ... میكرد.
اگرچه بنیصدر انسانی خودشيفته و تماميتخواه بود، اما اينك كه پس از سهدهه به آن روزها مینگريم، به خوبی آشكار است كه بسياری از اقدامات او تحت تأثير القائات نزديكانش بوده است. در حالیكه فرماندهان سپاه برای ديدار با رئيسجمهور وقت كه فرمانده كل قوا نيز بوده است، مدتها در انتظار میماندند، مسعود رجوی، اشرف دهقانی، موسی خيابانی و سران فدائيان خلق به راحتی و بارها در منزل به ملاقات بنیصدر رفته و ساعتها با او به گفتوگو میپرداختند. حتی او روابط نزديكی با رهبران غائله كردستان برقرار كرده بود. جالب آنكه رد پای جاسوسهايی همچون محمدرضا سعادتی، عضو ارشد سازمان منافقين در حال انتقال اطلاعات به سرويس اطلاعاتی شوروی و عباس اميرانتظام، دوست قديمی بنیصدر در حال جاسوسی برای آمريكا با اسناد غير قابل انكار شناسايی، دستگير و محاكمه شده بودند.
در اين ميان امام(ره) با صبر و تدبير سعی در فرو نشاندن فتنه و جلوگيری از ريزش نيروهايی داشتند كه فريب نفاق اين گروهكها را خوردهاند. به دستور امام(ره) هيئت سهنفرهای تشكيل میشود و جمعبندیهای متقنی انجام میگيرد. اما درست پس از هر تدبير امام(ره) كه منجر به آرامشدن نسبی فضای جامعه میشد، منافقين مانع از ثبات آرامش میگشتند. به عنوان نمونه، درست در روزهايی كه با تلاش ياران امام(ره) رنگ و بوی آرامش به فضای سياسی كشور بازگشته بود، بنیصدر در يك مصاحبه راديوتلويزيونی و مطبوعاتی با شركت خبرنگاران خارجی و داخلی كه در مطبوعات تاريخ 5/2/60 منعكس شد، بار ديگر به تحريك افكار عمومی پرداخت و امام(ره) را به ديكتاتوری متهم كرد: «ممكن نيست شما بتوانيد جامعه را در بیخبری نگهداريد و جامعه بیخبر بتواند پاسدار موجوديت خويش و انقلاب خود و جامعه رو به رشد باشد ... همه بايد بايستيم و استقامت كنيم ... دو نوع سازماندهی سياسی داريم. نوعی از آن بر توانايی رهبری و سفت و سخت بودن سازمان تكيه دارند كه به قول فرنگیها توتاليتر يا خودكامه و قيم ... نوع دوم كه من طرفدار آن هستم نظم را با زور سازگار نمی بيند، سازمان را هم با زور سازگار نمیبيند و بر اين عقيده است كه رهبری، سازمان و نظم بايد در سطح خود مردم، برای نگهداشتن مردم در صحنه بماند...»
پس از اين اظهارات در روز دوشنبه هفتم ارديبهشت سال 60، هواداران سازمان منافقين از ساعت سه بعدازظهر، بدون مجوز از وزارت كشور، در ميدان فلسطين اجتماع كرده و حدود ساعت چهار بهطرف پيچ شميران حركت كردند كه در خلال آن، درگيری ميان آنها با نيروهای مردمی و انتظامی بهوجود میآيد.
اين رفتار منافقين موجب جلب حمايت گسترده سلطنتطلبان فراری از كشور شد. علی امينی، نخستوزير فراری شاه و برخی ديگر از چهرههای شاخص، به حمايت از آنها برخاستند و اين حمايتها با سكوت سران اغتشاشطلب همراه گرديد. اوج اين فتنهجويیها در اعلام جنگ مسلحانه بر عليه نظام در خردادماه 1360 صورت میگيرد؛ زمانی كه امام(ره) نصيحت را بیاثر يافته و بنیصدر را از فرماندهی كل قوا عزل میكند. در اين زمان است كه مجلس شورای اسلامی نيز طرح عدم كفايت سياسی بنیصدر را در دستور قرار میدهد. فتنهگران پی به نزديكی سقوط كامل خود میبرند.
شنبه سیام خرداد، روز طرح عدم كفايت سياسی بنیصدر در مجلس بود. در اين روز سازمان منافقين كه میپنداشت بهانه و فرصت مناسبی برای اعلام شورش عليه امام(ره) و نظام جمهوری اسلامی به دست آورده است، با صدور اطلاعيهای سياسی-نظامی رسماً وارد جنگ مسلحانه و قتل و كشتار مردم وفادار و علاقهمند به نظام جمهوری اسلامی شد. آنها بهسرعت به تدارك و آمادهسازی يك حركت مسلحانه وسيع و گسترده پرداختند. وابستگان ضد انقلاب و منافقين در داخل با پيوستگی كامل در خيابانهای شهرهای بزرگ و كوچك دست به كشتار، آزار و اذيت مردم و تخريب اموال عمومی زدند. در خارج كشور نيز گروههای به اصطلاح اپوزيسيون با تظاهرات خود بنیصدر را ياری دادند.
اما حضور خودجوش و گسترده مردم ايران در تظاهرات سیويك خرداد، در تجديد پيمان با رهبری انقلاب و اعلام حمايت از مجلس شورای اسلامی و مخالفت با بنیصدر و عمليات ارعابی و شورشگرانه، منافقين را با ناكامی مواجه ساخت. مسعود بنیصدر، پسرعموی رئيسجمهور معزول و عضو وقت سازمان منافقين، در كتاب خاطرات خود با اشاره به اين موضوع مینويسد: «وجود انبوه افراد وفادار به آيتالله خمينی ... بيانگر اين نكته است كه او در وضعيت غير قابل تصوری قرار داشت و علاوهبر اين، میتوانست با يك سخنرانی، اطلاعيه يا دعوت عمومی افراد بسياری را به پای تظاهرات و نمازهای جمعه بكشاند كه بهخصوص نمونههای بسياری از آن در همان حوالی خرداد 1360 اتفاق افتاد و به آنها اشاره گرديد. حتی بسياری از خانوادههای اعضای فعال سازمان نيز ... مخالفت با او را نوعی فروختن دين به دنيا میدانستند و حاضر به مبارزه با او نمیشدند.»
دهه هفتاد
در سال 1368 سازمان سيا با همكاری سرويس اطلاعاتی آلمان و واسطهگری علی امينی كنفرانس «هامبورگ» را برگزار كرد. سلطنتطلبان و جناحهای چپ و راست اپوزيسيون خارج از كشور، پس از شركت در اين كنفرانس، مشی و گفتمان خود را رسماً تغيير دادند. جمعبندی مسائل مطرحشده در كنفرانس هامبورگ به اين صورت بود كه پايگاه مردمی و اجتماعی جمهوری اسلامی غير قابل خدشه است و بايد با برنامههای فرهنگی، زمينه را برای استحاله مسئولان نظام و سپس مردم فراهم كرد.
«ديويد كيو»، مأمور سيا و رابط آن سازمان با برخی از اين گروههای ضدانقلاب، در جلسهای توجيهی، استراتژی مورد نظر آمريكا برای براندازی جمهوری اسلامی را چنين بيان میكند: «مهمترين حركت در جهت براندازی جمهوری اسلامی، تغيير فرهنگ جامعه فعلی ايران است و ما مصمم به آن هستيم.» بهزاد كريمی از فعالان ضد انقلاب مقيم خارج، در اظهاراتی تصريح میكند كه تفكر فقاهتی بايد از بين برود و بسياری از تئوريسينهای غربی و شرقی، راه نفوذ را تغيير در فرهنگ عاشورايی مردم در حمايت از رهبر خود اعلام میكنند.
رهبر انقلاب در هفتم آذرماه 1368نخستين هشدار را نسبت به رويكرد جديد دشمن به عرصه فرهنگی اعلام كردند: «يك جبههبندی عظيم فرهنگی كه با سياست، صنعت، پول و انواع و اقسام پشتوانه همراه است، الآن مثل يك سيلی راه افتاده كه با ما بجنگد. جنگ هم، جنگ نظامی نيست.» ايشان بعدها با تعبير «شبيخون فرهنگی»، ابعاد و عمق توطئه را تشريح كردند و با هشدارهای خود كوشيدند تا اذهان مردم و مسئولان را به عمليات پيچيده دشمن متوجه كنند.
اين هشدارها اما از سوی متوليان فرهنگی چندان مورد توجه قرار نگرفت. فضای گفتمان رسانهای به مرور به سويی رفت كه سالهای پايانی دهه هفتاد، شاهد توهينهای علنی به مقدسات مردم در رسانهها بوديم. دشمن در چنين فضايی گمان برد كه ريزش انقلاب به نقطه طلايی رسيده است و توان انجام يك حركت مؤثر فراهم شده است. در هجده تيرماه 1378 توطئهای رقم خورد كه بسياری به موفقيت آن اميد داشتند. اغتشاشات خيابانی كه هجده سال از خاطره مردم دور مانده بود، با تشنج در خيابانهای اطراف كوی دانشگاه در نيمهشب هجده تيرماه و شكستن شيشههای مهد كودكی در مقابل كوی، آتشزدن لاستيك و حمله به خودروها و بستن معابر و هجوم به ناجا و گروگان گرفتن سه سرباز نيروی انتظامی آغاز شد.
همراهی كسانی كه انتظار مقابله با فتنه از آنها میرفت و قرار گرفتن آنها در صف اغتشاشگران سبب دلگرمی سربازان ميدانی اين توطئه شد و چهار روز تهران دست به گريبان اغتشاشات خيابانی گشت. اين فتنه و آشوب دشمن را در راه رسيدن به اهداف خود اميدوار كرد.
اما دوشنبه 21 تيرماه 1378 جمعی از مردم كه از توهين به مقدسات خود توسط اغتشاشگران ناراحت هستند، به ديدار رهبر انقلاب میروند. سخنان رهبر انقلاب موجی از بيداری و عظم مقابله با فتنهگران را ايجاد میكند و از همان زمان مردم منسجمتر از قبل در برابر اغتشاشگران میايستند. موجهای مردمی به مرور به هم پيوند میخورد و در راهپيمايی سراسری 23 تيرماه 1378، بار ديگر مردم برای فرونشاندن فتنه به صحنه میآيند و غائلهای ديگر را پايان میبخشند. حضوری كه يادآور منطق بنيانگذار كبير انقلاب اسلامی ايران در اتكای به مردم بود.
دهه هشتاد
حوادث فتنه 1388، نزديكتر از آن است كه نياز به بازخوانی داشته باشد، اما بیشك ريشه اين فتنه در تداوم طمع دشمن به امكان شكاندن رابطه ميان ولیفقيه و امت اسلامی بود. آنان كه با نفوذ درون حاكميت نقش برجستهای در فتنه تيرماه 1378 داشتند، اينبار با مديريتی دقيقتر و با محاسباتی جزئینگارانهتر به ميدان آمده بودند. كافی است نگاهی به روزنامههای زمان دو حادثه بياندازيم تا حضور چهرههای ثابت در هر دو غائله را بيشتر دريابيم. اينبار نيز تدبير رهبر سبب شد تا عمق فتنه آشكارتر شود تا ريشه دشمنیها در توهين به عاشورای حسينی بر همگان آشكار شود.
دشمن كه پس از ارتحال ملكوتی امام خمينی(ره) به برنامهريزی برای شكاف ميان امت و رهبری كمر همت بسته بود، اينبار اما با نيرنگهای متفاوتی وارد شد. به جای شعارهای سكولار، شعارهای انقلابی سر دادند، «اللهاكبر» گفتند و ... فتنه 88 فتنه پيچيدهتری بود؛ فتنهای با شعارهای حق كه از آن اراده باطل شده بود. اما با هلهله شادی در عاشورای حسينی مشخص شد كه فتنهگران همانها هستند و اينبار نيز غبار فتنه ننشست جز با حضور سيل خروشان مردمی كه چراغ بصيرت در دست داشتند.
شايد بتوان «نُه دی» را آزمون نهايی نظريه امام(ره) در خصوص انقلاب اسلامی دانست، انقلابی كه با اتكای به مردم پيروز شد و به پيش رفت و مردمی كه با پشتيبان ولیفقيه از راه امام دست نكشيدهاند./انتهاي پيام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰