ایران می‌تواند بلوف‌های آمریکا را رو کند چون مي داند تهدیدهایش دیگر خریدار ندارد
کد خبر:۱۰۸۵۴۶
اكونوميست با اذعان به شكست آمريكا در خاورميانه:

ایران می‌تواند بلوف‌های آمریکا را رو کند چون مي داند تهدیدهایش دیگر خریدار ندارد

اكونوميست نوشت: ایران و متحدانش چون سوریه، حماس و حزب الله لبنان به دلیل این که فکر می کنند دست های آمریکا روی آتش افغانستان و عراق سوخته است، می توانند بلوف های آمریکا را رو کنند چون می دانند تهدیدهای آمریکا برای حمله نظامی دیگر خریدار ندارد و عملی نمی شود.
به گزارش گروه سياسي «خبرگزاري دانشجو»، اكونوميست در مطالب اخير خود به بررسي تحركات آمريكا در منطقه خاورميانه پرداخته و آورده است: خاورمیانه منابع عظیمی از انرژی مورد نیاز جهان را در اختیار دارد و به همان اندازه داراي بزرگ ترین دردسر سیاسی است، جای تعجب ندارد که آمریکا از زمان یازدهم سپتامبر و حملات تروریستی، بیش از پیش روی این منطقه متمرکز شده، اما به نظر می رسد به همان اندازه این توجه و تمرکز، به هدر رفته است؛ چرا که یک چشم آمریکا به بحران اقتصادی است و چشم دیگرش به بروز قدرت های نوین؛ اين در حالي است كه وضعیت خاورمیانه از بقیه نقاط، بحرانی تر است.
 
در ادامه اين مطلب آمده است: دو دهه پیش زمانی که ائتلافی به رهبری آمریکا راهی منطقه شد تا صدام حسین را از کویت بیرون کند، بدون هیچ گونه چالشی در منطقه حاکم شد. پادشاهان و رییس جمهوری های مادام العمر به خدمت آمریکا درآمدند و برخی کشورها مانند ایران که این کار را نکرد و کشوری مثل سودانی که دلش می خواست اما نمی توانست کاری کند، از این حوزه بیرون ماندند.
 
اكونوميست در ادامه اين مطلب با تاكيد بر اين كه  ده سال پیش بود که اوضاع شکل دیگری شد و واکنش ها و ضربه های منفی شروع شد؛ نوشته است: به رغم تعهد تمامی رییس جمهوری های آمریکا و اجماع به نسبت کامل برای تعهدها و قرارها، صلح اعراب و اسراییل به تدریج از بین رفت و دور از دسترس شد. حمله نظامی به افغانستان در سال ۲۰۰۱ و سپس عراق در سال ۲۰۰۳ باعث شد ردپای آمریکا در منطقه بیشتر شود. اما دود آن موفقیت های اولیه به چشم آمریکا رفت. جنگ جهانی با ترور که از سوی جورج دبلیو بوش اعلام شد، باعث جلوگیری حملات بعدی القاعده شد اما این موفقیت ها، برای آمریکا اعتبار به بار نیاورد. از سوی دیگر، ایران انقلابی و نظامی بود که در مقابل قد کشید و قدرتمندتر شد.
 
در بخش ديگري از اين مطلب آمده است:سیاست آمریکا در خاورمیانه در هر حرکتی پیچ بیشتری می خورد. اسراییل، نزدیک ترین متحد آمریکا در منطقه که در ده سال گذشته بیش از ۲۷ میلیارد دلار کمک نظامی از ایالات متحده دریافت کرده، به رغم تعهدها و قول ها و قرارها و تضمین ها، مدام پیمان شکنی کرده و به کار غیرقانونی شهرک سازی یهودیان ادامه می دهد. دیگر متحد خاورمیانه ای و دریافت کننده کمک های مالی یعنی مصر، پدر آمریکا را درآورده تا یک مثلا اصلاح سیاسی و درست در منطقه خاورمیانه انجام دهد. مصر تمامی درخواست های باراک اوباما برای ارسال ناظران به انتخابات را رد کرد و یک انتخابات پرمناقشه و پرتقلب برپا کرد. در عراق، آمریکا این همه هزینه مالی و جانی داد تا ۹ ماه دولت نداشته باشد و دست آخر دولتی تشکیل شود که به جای انعطاف به آمریکا، علاقمند به ایران باشد. ایران هم که به رغم این همه حرف و تهدید و تحریم های آمریکا و متحدان، هنوز به سمت دستیابی به بمب اتمی می رود.
 
اين مقاله مي افزايد: حتی محبوبیت باراک اوباما در کشورهای عربی و مسلمان که پس از انتخابش بالا رفته بود هم پایین آمده است. شبلی طلحامی، از دانشگاه مریلند که در گرفتن نظرسنجی ها دست دارد، به دو روند اشاره می کند. اعراب پیشتر میان مردم آمریکا و سیاست های دولت آمریکا تفاوت قائل بودند. اما حالا هر دو را رد می کنند. وقتی هم از آن ها بپرسید کدام رهبر سیاسی را می پسندند، آن را انتخاب می کنند که علیه آمریکا و متحد نزدیکش یعنی اسراییل قد علم کرده باشد. امسال رجب طیب اردوغان از ترکیه در صدر این فهرست قرار گرفته و بعد از او، هوگو چاوز، خصم شاخص آمریکایی قرار دارد.
 
اكونوميست در ادامه با اشاره به عوامل« نزول قلمرو قدرت آمریکا» آورده است: برخی از اين عوامل مرتبط با تغییرات درون خاورمیانه است. متحدانی چون ترکیه و اسراییل که مدت ها دنباله روی آمریکا بودند حالا دیگر خودشان به اندازه کافی قدرتمند شده اند و نیازی به دنباله روی نمی بینند. اسراییل با شکوفایی اقتصادی، خود را در موقعیتی می بیند که بتواند راه مستقل داشته باشد. ترکیه بر خلاف دیگر کشورهای دیکتاتوری خاورمیانه، به قدرت اقتصادی و ساختار دولتی رسیده است. هر دو کشور روابط نزدیکی با آمریکا دارند ولی به شکل غریبی از همدیگر دور شده اند.
 
اين مطلب مي افزايد: کشورهایی که زمانی واسطه و دست آمریکا در منطقه بودند، ضعیف و بیخود شده اند. عربستان سعودی که هم نفت زیادی دارد و هم ثروتمند است ولی شاهزاده های راس قدرت پیر و فرتوت شده اند و برای کسب قدرت با هم می جنگند. زمانی آن ها می توانستند کشورهای عربی را پشت آمریکا به خط کنند اما الان حتی مصر نمی تواند دو جناح شکاف خورده حماس و فتح در تشکیلات خودگردان فلسطینی را دور هم گرد آورد تا با هم حداقل گفت وگو کنند.
 
در بخش ديگري از اين مقاله آمده است: اشتباه های استراتژیکی و تاکتیکی آمریکا در این نزول قدرت موثر بوده است. ناکارآمدی در پیدا کردن سلاح های کشتار جمعی صدام پس از حمله به عراق و شکنجه در گوانتانامو و ابوغریب باعث شد قدرت اخلاقی آمریکا خدشه دار شود. برتری قدرت نظامی آمریکا باعث شد به همان اندازه دیوارهای اختلاف بالاتر رود. ایران و متحدانش چون سوریه، حماس و حزب الله لبنان به دلیل این که فکر می کنند دست های آمریکا روی آتش افغانستان و عراق سوخته، می توانند بلوف های آمریکا را رو کنند چون می دانند تهدیدهای آمریکا برای حمله نظامی دیگر خریدار ندارد و عملی نمی شود.
 
اكونوميست با اشاره به هزينه هاي بالاي اقتصادي جنگ هاي خاورميانه براي امريكا اورده است: الان نشان می دهیم که چطور ممکن است به این نتیجه برسند. بیش از حدود شش هزار خسارت جانی برای آمریکا در عراق و افغانستان و خرج بالا و صرف هزینه ای بالغ بر ۱/۱ تریلیون دلار باعث شده دیگر توانایی حرف زدن از جنگی دیگر، واقعیت نداشته باشد. هزینه نگهداری یک سرباز در منطقه سالانه حدود ۵۰۰ هزار دلار است و خیلی منطقی است که آمریکا به فکر کاهش نیروهای نظامی در منطقه باشد. پیچ و تاب های آمریکا باعث شده برخی بگویند تیم اوباما در امور خاورمیانه حتی بدتر از جورج بوش عمل می کند. افراطی های دست راستی در آمریکا و اسراییل می گویند اوباما بیش از حد به اعراب متمایل است. اعراب، اروپایی ها و منتقدان چپ او را متهم می کنند که بیش از حد وقت صرف سیاست داخلی می کند. آن ها می گویند به جای حرف زدن، بهتر است اوباما دست به کار شود و سیاست های ناقص را اصلاح کند.
 
اين مطلب مي افزايد: سختی ها حضور آمریکا جلوی موفقیت آینده را می گیرد. گری سیک که در زمان فورد و جیمی کارتر، در شورای امنیت ملی کاخ سفید بوده و در حال حاضر در دانشگاه کلمبیا تدریس می کند، پیش بینی کرده که نفوذ در خاورمیانه با کاهش روبرو خواهد بود. آقای سیک می گوید تا پیش از وقوع انقلاب ایران، آمریکا هیچ گونه حضور دائم و مستمر در منطقه نداشت ولی از آن زمان به بعد، پایگاه العبید در قطر و در دوبی و جبل علی جایگاه حضور دائم نیروهای تنفگدار آمریکایی است که اگر قرار است حرکت نفت را تضمین کند، کافی است و جواب می دهد. به گفته آقای سیک، هدف دیگر آمریکا که مبارزه با جهادگرایی اسلامی است از چند دهه پیش در جریان است و تقریبا می شود گفت دیگر همه دولت ها در این مبارزه سهیم هستند و حضور دارند.
 
اكونوميست با طرح اين پرسش كه اما حتی اگر نفوذ آمریکا ادامه داشته باشد، آیا ارزشش را دارد؟  نوشته است: تعداد کمی از مردم آمریکا از این موضوع با خبر هستند که حدود ۱۰ درصد نفت آمریکا از خلیج فارس تامین می شود که ارزش آن خیلی کمتر از هزینه ای است که پنتاگون برای حضور نظامی در این منطقه می پردازد. حتی اگر هزینه های عراق و افغانستان را از این محاسبه خارج کنیم. آمریکا تا ۲۵ سال آینده به سمت استقلال از نفت خاورمیانه حرکت می کند که هم باعث می شود قیمت خرید نفت منطقی تر شود و هم این که به نفع رقبایی چون چین و هند است که نقش امنیتی خود را بازی کنند و پلیس بین المللی را بر دوش آمریکا نیاندازند.
 
در پايان اين مطلب آمده است:اما کماکان دو مسئله مهم و اساسی برای کشورهای منطقه و جهان اسلام در مورد آمریکا باقی می ماند که چالشی مهم است. یکی حضور نظامی آمریکا در منطقه و دیگری جنگ آمریکا با جهادگرایان افراطی و کور. این دو مسئله است که شاید روزی باعث شود آمریکا به این فکر کند که چرا این قدر خود را به دردسر انداخته و در مقابل قرار است چه چیزی که ارزشش را داشته باشد، دریافت کند./انتهاي پيام/
 
پربازدیدترین آخرین اخبار