عوامل مؤثّر در جذابيت كلاس
کد خبر:۱۰۹۱۸۸

عوامل مؤثّر در جذابيت كلاس

كلاس درسي كه در آن به مؤلفه‌هاي جذابيت عطف توجهي نشان داده نمي‌شود با گذشت زمان ممكن است كم‌كم سستي و كسل‌كنندگي در آن به چشم آيد كه گسست ارتباط بين استاد و دانشجو از روشن‌ترين پيامدهاي ناگوار آن خواهد بود و نتايج آموزش را عقيم و بي‌اثر مي‌سازد.  
گروه معارف«خبرگزاري دانشجو»؛ كلاس‌هاي درس در يك دسته‌بندي كلي يا شاداب، جذاب و مخاطب‌گستر، يا كسل‌كننده، خمود و مخاطب‌گريز و يا معمولي و عادي است.
 
كلاس درسي كه در آن به مؤلفه‌هاي جذابيت عطف توجهي نشان داده نمي‌شود با گذشت زمان ممكن است كم‌كم سستي و كسل‌كنندگي در آن به چشم آيد كه گسست ارتباط بين استاد و فراگير از روشن‌ترين پيامدهاي ناگوار آن خواهد بود و نتايج آموزش را عقيم و بي‌اثر مي‌سازد.

سؤال اصلي و اساسي آن است كه چگونه مي‌توان كلاس درس را جذاب، دلپذير و خوشايند نمود تا نه فقط مقررات آموزشي بلكه اشتياق فراگيران براي يادگيري و حس كنجكاوي و حقيقت‌جويي آنان عمده‌ترين عامل حضور در كلاس شود و رعايت انضباط و مقررات و آداب آموزشي را براي بهره‌برداري بيشتر از كلاس باعث گردد؟

آيا مي‌توان با قاطعيت و انعطاف‌ناپذيري و با اعمال حاكميت و مديريت بي‌چون و چرا كلاس را جذاب ساخت؟
آيا با واگذار كردن فراگيران به حال خود و حذف نظارت و مديريت (مثل بي‌توجهي به آمد و شدهاي نابهنگام دانشجويان در حين تدريس، مزه‌پراني‌هاي بيجا، لطيفه‌گويي‌هاي مستمر، اتلاف وقت كلاس به مسائل و مطالب بيروني و خارج از درس و اموري از اين قبيل) مي‌توان كلاس را جذاب ساخت و شوق فراگير براي حضور در كلاس را برانگيخت؟

آيا اجازه هر نوع اظهارنظر، هر نوع سخن و پرسش و به اصطلاح رايج‌تر اجازه «گفتمان آزاد» مي‌تواند به جذابيت كلاس كمك نمايد يا آن كه بايد به عوامل ديگري توجه نمود و به جاي جذابيت زودگذر - كه نتايج زودگذري از آن حاصل مي‌شود - به جذابيت پايدار كلاس انديشيد و كلاس درس را با حفظ كلاس بودن و جريان داشتن درس و تعليم در آن براي فراگيران مبارك و مطلوب گردانيد؟

به نظر مي‌رسد جذابيت كلاس بر چند ركن و پايه استوار است:

الف- استاد

ب- متن و محتواي درس

ج- فضاي كلاس

بنابراين طرح كلي اركان جذابيت كلاس را مي‌توان اين گونه ترسيم نمود:

حال به شرح هر يك از مؤلفه‌هاي جذابيت كلاس مي‌پردازيم.

الف- استاد

استاد يكي از اركان اساسي آموزش و پرورش است و بدون در نظر گرفتن نقش او، نقش سازنده‌اي را نمي‌توان براي تعليم و تربيت منظور نمود. استاد نه تنها متخصص مسايل آموزشي، بلكه راهنما و سرمشق فراگيران، مشاور و مشفق آنان و دوست و مشكل‌گشاي دانش‌پژوهان است و اين همه كاركرد با عنايت به نقش و جايگاه ممتازي است كه او در تعليم و تربيت داراست.

حال اگر استاد بتواند غير از آن كه مسايل آموزشي را مي‌آموزد، مشفقانه و مشتاقانه در صلاح و اصلاح رفتار و تربيت فراگيران بكوشد، با آنان نه از روي مقررات خشك آموزشي بلكه از روي احساس وعاطفه متعادل رفتار نمايد، موقعيت آنان را درك كند، خشك و عبوس و با اخم و ترشرويي برخورد ننمايد، حرمت و جايگاه آنان را پاس دارد و با آنان در تعامل و تفاهم باشد، كلاس درس، كلاسي خوشايند و پرجاذبه خواهد شد و فراگيران براي حضور در چنين كلاسي اشتياق نشان خواهند داد.

نقش استاد در جذابيت کلاس از چند جنبه:
 
1. از جنبه علمي

1-1. تسلط علمي

استادي مي‌تواند جذابيت كلاس را فراهم آورد كه از نظر علمي توانا و مسلط باشد. در واقع اصلي‌‌ترين وظيفه آموزشي استاد ياد دادن و آموختن است و استادي كه از نظر علمي توانا‌تر باشد، بهتر مي‌تواند اين وظيفه را به انجام برساند.
 
حال اگر وظيفه آموزشي استاد با كم آگاهي او به خوبي انجام نگيرد و كلاس درس او سطح مناسبي از انديشه و دانايي را شاهد نباشد، ممكن است فراگيران نسبت به حضور در چنين كلاسي احساس ترديد كنند و به اين نتيجه برسند كه خود با مطالعه كتاب مي‌توانند به همين سطح از آموزش كه استاد آن را عهده‌دار شده است، دست يابند.
 
در اين صورت كلاس براي فراگيران فاقد جذابيت مي‌گردد و تنها ممكن است قوانين و مقررات آموزشي يا به تعبيري درست‌تر«جبر مقررات آموزشي» فراگيران را به حضور در كلاس راضي سازد. در تجارب برخي از استادان مشاهده و شنيده شده است كه آنان بدون آن كه قواعد سخت‌گيرانه‌اي را براي حضور دانشجو در كلاس وضع و اعمال نمايند، تنها به دليل اطلاعات گسترده‌ علمي توانسته‌اند دانشجو را مشتاقانه به كلاس بياورند و دانشجويان از چنين كلاسي بهره‌هاي فراوان برده‌اند.

1-2. پاسخ‌گويي

تسلط علمي استاد امري جدا از پاسخ‌گويي اوست. ممكن است استادي به لحاظ علمي توانمند باشد، اما در پاسخ به پرسش‌هاي دانشجويان توانائي نشان ندهد. زيرا پاسخ‌گويي علاوه بر حضور ذهني قوي به پيش زمينه‌هاي ديگري همانند آشنايي با انديشه‌هاي روز و شبهات جديد، استفاده از منابع نوتر و جديدتر، احترام به جايگاه فراگير و در نظر گرفتن حق پرسش براي او و استقبال از جلب مشاركت و حاكميت جوّ پرسش در كلاس است.
 
استادي كه با اين پيش زمينه‌ها بيگانه باشد، استاد پاسخگو نخواهد بود. استادي كه به مطالبات، ابهامات و سؤالات دانشجويان پاسخ ندهد، نمي‌تواند براي آنان ايجاد جذابيت نمايد و چنين كلاسي براي ذهن پرسشگر دانشجويان، كلاس بي‌جاذبه تلقي خواهد شد.
 
در كلاسي كه پاسخگويي جريان دارد:

دانشجو مطالب و سؤالات خود را پنهان نمي‌كند و پرسش‌ها امكان طرح خواهند يافت.

حاكميت جوّ پاسخگويي كلاس را به مكاني براي داد و ستد انديشه‌ها مبدل خواهد ساخت.

جلب مشاركت در چنين كلاسي جريان منظم خواهد داشت.

به عكس، استاداني كه قادر به پاسخ نباشند مي‌كوشند به گونه‌اي رفتار نمايند كه دانشجو از طرح پرسش گريزان و پشيمان شود و يا پرسش دانشجو را به گونه‌اي صورت‌بندي مي‌كنند كه بر پاسخ آن قادر و توانا باشند. در پاره‌اي از موارد واگذار كردن پرسش به آخر كلاس يا به صورت خصوصي در پايان كلاس يكي از ترفندهاي فرار از پرسش است.

1-3. استفاده از منابع

روشن است كه استادان تك منبع تنها به داده‌هاي همان منبع اكتفا مي‌كنند و اكتفا به داده‌هاي يك منبع و عدم اطلاع از مسايل جانبي و مطالب بيروني از كتاب كه ممكن است متناسب با نيازها، خواست‌ها و علائق فراگيران باشد، از جذابيت درس مي‌كاهد و كلاس را پويا، بالنده و پرجاذبه نشان نمي‌دهد. برخي از استادان پيرامون منبع درسي اطلاعات خوب و مناسبي دارند.
 
اما همين كه خارج از منبع چيزي از آنان پرسيده شود اظهار بي‌اطلاعي مي‌كنند و ممكن است به آساني اعتبار علمي خويش را متزلزل نشان دهند. بدين جهت استفاده از منابع متعدد براي جذابيت كلاس توصيه‌اي حتمي است. البته منابع نياز نيست به صورت كتاب باشد. استاداني كه با داده‌هاي جديد اينترنتي از مباحث دانشجو را از نوترين مباحث آگاه مي‌سازند، كلاس خويش را جذاب‌ مي‌نمايند.
 
2. جنبه‌ رفتاري؛

2-1. شادابي:

استادي كه عبوس، گرفته، اخم‌آلود و يا افسرده‌رو باشد، نمي‌تواند پيام‌آور شادابي و طراوت باشد و كلاس او فاقد اشتياق و جذابيت خواهد بود. البته گاه ممكن است فيزيك چهره يك استاد كمي او را جدي و گرفته نشان دهد، در اين صورت بهره‌مندي از طنز و آميختن درس با تكنيك بيان مي‌تواند آن را جبران نمايد. اگر استاد شاداب و با نشاط باشد:

دانشجويان مشتاق‌تر در كلاس حاضر خواهند شد.

روابط بين استاد و دانشجو صميمانه‌تر خواهد گشت.

دانشجو به طرح مشكلات خويش با استاد خواهد پرداخت و از استاد به عنوان مشاور بهره خواهد برد.
 
دانشجويان شاداب‌تر خواهند شد و بهره‌وري از كلاس افزايش خواهد يافت.

روحيه استاد تأثير منفي در اخلاق دانشجويان نخواهد نهاد.

اما اگر استاد بي‌نشاط باشد:

كلاس خشك و كسل‌كننده مي‌شود.

دانشجويان حتي حاضر به طرح پرسش‌هاي درس نخواهند بود و در واقع بسياري از سؤالات امكان بروز نمي‌يابد.

يادگيري با اختلال مواجه خواهد شد، چرا كه دانشجو با عنايت به ويژگي‌ استاد علاقه به آموختن را از دست خواهد داد.

ازنقش تربيتي استاد كاسته مي‌شود و دانشجويان نمي‌توانند از رفتار استادي سرمشق بگيرند.
فضاي دوستي و علاقه به فضاي سرد و خاموش بدل خواهد شد و رابطه استاد و شاگرد در حد چارچوب آموزشي محدود خواهد گشت.

2-2. احترام به دانشجو:

ممكن است استاد شخصاً فرد شادابي باشد اما فراگير در هندسه ذهني او، جايگاه ويژه‌اي نداشته باشد. در اين صورت از چنين استادي نمي‌توان توقع داشت كه به خواست دانشجو احترام بگذارد.
 
در چنين كلاسي ممكن است استاد يكسويه اعمال مديريت نمايد و تنها خواست خود را بر كلاس تحميل سازد. نتيجه ضروري چنين كلاسي دلزدگي دانشجويان از آن است كه جذابيت كلاس را تحت‌الشعاع قرار مي‌دهد. بدگماني به دانشجو، ترديد در صداقت او، پاسخ‌هايي گزنده، برخورد دبستاني و مدرسه‌اي با دانشجو، بي‌اطلاع و بي دانش فرض كردن دانشجو و… استاد و دانشجو را مقابل و معارض يكديگر قرار مي‌دهد و درس را براي دانشجو تحميلي مي‌سازد.

2-3. رعايت پوشش ظاهري

پوشش ظاهري به ظاهر امر ساده‌اي به نظر مي‌آيد؛ اما در واقع چنين نيست. برخي از استادان مي‌پندارند كه بايد به لحاظ علمي واخلاقي آراسته و توانمند باشند و توجه به ظواهر از جمله رعايت شأن استادي در پوشش و آرايش يا پيرايش از اهميت چنداني برخوردار نيست.
 
اما اين پندار، ناصواب و خطاآلود است. فراگيران حتي درباره پوشش استاد موشكافي مي‌كنند و اگر استاد ظاهري ژوليده و نامرتب داشته باشد، از او تأثير چنداني نمي‌پذيرند.
 
راستي چگونه استاد مي‌تواند به تأكيد دين بر پاكي و طهارت تكيه كند و بر آموزه‌هاي ديني در باب پاكيزگي توجه دهد، اما خود به لحاظ ظاهري ناآراسته و ژوليده‌پوش باشد چنانكه آراستگي باطني استاد مي‌تواند در جذب دانشجو كمك نمايد، آراستگي ظاهري نيز بر جذابيت كلاس خواهد افزود و استادان بايد رنگ و مدل مناسب، تميزي و در صورت امكان تازگي را در پوشش مراعات نمايند.

2-4. اعتماد و خوش‌گماني

استادي كه به دانشجويان ظنين و بدگمان است، سوء‌ظن و بدگماني دانشجويان را نيز درباره خويش برخواهد انگيخت.

استاد خوش‌گمان:

مشكل دانشجو را در مسايل درسي و غيردرسي «بهانه» نمي‌خواند و از اين رو با درك موقعيت او درحل مشكل به او كمك خواهد كرد.

رابطه‌اش با دانشجويان بر اساس وسواس و احتياط افراطي شكل نخواهد گرفت، بلكه رابطه‌شان بر اساس صميميت و تفاهم قوت مي‌پذيرد.

بين خود و دانشجو گسست ايجاد نمي‌كند و ديواري از بي‌اعتمادي نمي‌كشد، از اين رو دانشجو مشكلات شخصي خود را با او در ميان خواهد نهاد. و از او به عنوان راهنما كمك خواهد گرفت. اما اگر استاد بدگمان باشد ممكن است سخن راست دانشجو را نيز دروغ تلقي كند. مشكل او را «توجيه» بداند. پرسش او را به اصطلاح دست انداختن قلمداد كند و سؤال او را بي‌‌پاسخ بگذارد. همه اينها باعث مي‌شود كه درس و مدرّس آن براي دانشجو فاقد جذابيت باشد.

2-5. پرهيز از غرور:

استادي كه مغرور نشان دهد، دانشجويان از او خواهند گريخت. تكبر و غرور استاد نه تنها رسالت تربيتي استاد را ناكام مي‌گذارد، بلكه وظيفه تعليمي استاد را نيز با مشكل مواجه خواهد ساخت. برعكس استادان متواضع و فروتن بهتر مي‌توانند دانشجويان را جذب كنند، كلاس را جذاب سازند و به رسالت تعليمي و تربيتي خويش عمل نمايند.
 
3. جنبه روشي:

اگر چه روش تدريس واحدي را نمي‌توان به عنوان بهترين روش براي استادان معرفي نمود؛ اما مي‌توان گفت كه بهترين روش تدريس براي هر استادي آن است كه براي دانشجويانش جذاب‌تر و نتيجه بخش‌تر و حصول يادگيري در آن سهل‌الوصول‌تر باشد.

ممكن است گاه سخنراني محض يا سخنراني فعال، شيوه سقراطي و يا روش قياسي نتيجه‌بخش‌تر و جذاب‌تر باشد و گاه روش ديگري ايجاد جاذبه نمايد و به يادگيري بهتر منجر گردد. زمان آموزشي، متن درسي، مخاطبان درس، توانايي‌هايي استاد، سياست‌هاي آموزشي، تكنولوژي آموزشي و اموري از اين قبيل در انتخاب روش تدريس استاد اثرگذار مي‌باشد.

مهم آن است كه استادان محترم به اين نكته عنايت نمايند كه تدريس شان بايد نتيجه مناسب را در بر داشته باشد و براي دانشجويان دلنشين و جذاب باشد.

به نظر مي‌رسد كه توجه به نكات زير مي‌تواند در جذاب كردن روش تدريس موثر باشد.

استاد شيوه تدريسي را برگزيند كه نقش دانشجو در آن به خوبي لحاظ شده باشد. في‌المثل سخنراني محض نقش دانشجو را ناديده مي‌انگارد.

نحوه طرح درس كه از مسايل مربوط به فنون تدريس و روش‌هاي آن است، مي‌تواند در جذابيت موضوع كمك نمايد. استاد مي‌تواند درس را با يك سؤال آغاز نمايد و روش خويش را بر اين مسأله بنا نهد؛ آنگاه توجه دانشجويان براي يافتن پاسخ جلب خواهد شد و در ادامه تدريس براي يافتن پاسخ و حل ابهام خويش توجه بهتري به درس نشان خواهند داد.

ارائه چارچوب در آغاز و تلخيص درس در پايان، روش تدريس را مؤثر مي‌سازد. با اين كار دانشجو در آغاز خواهد دانست كه در اين جلسه يادگيري به دنبال يافتن چه نكاتي است و اگر از نكته‌اي غفلت كرده باشد، تلخيص آن در پايان دوباره توجه‌اش را جلب و نقص و كمبود را جبران خواهد ساخت.

جريان داشتن جلب مشاركت و روحيه‌ پرسش و پاسخ مي‌تواند دانشجويان را به فراگرفتن مشتاق‌تر و كلاس را پرجاذبه‌تر نمايد. منظور از پرسش و پاسخ نيز فقط آن نيست كه استاد پاسخ‌گوي سؤالات باشد، بلكه منظور آن است كه درس را به گونه‌اي طرح نمايد كه در ذهن دانشجو پرسش ايجاد شود يعني شيوه تدريس استاد، پرسش‌ساز باشد.
 
4. جنبه مديريتي:

استاد غير از آن كه متخصص آموزشي است، نقش يك مدير را نيز در كلاس ايفا مي‌نمايد، تعداد فراگيران، روحيات متفاوت و گونه‌هاي رفتاري آنان، محدوديت زمان آموزشي، اتمام سرفصل‌هاي مصوب، الزامات قانوني و مقررات آموزشي و استفاده بهينه از وقت اموري هستند كه مديريت و نظارت بر كلاس را حتمي و الزامي مي‌سازند. اگر استاد بر كلاس مديريت ننمايد:

هرج و مرج جوّ غالب و حاكم بر كلاس خواهد شد.

روحيه نظم‌پذيري و انضباط بين فراگيران از بين خواهد رفت.

تعليم و آموزش ناكامياب و بي‌نتيجه خواهد شد.

حضور در كلاس بي‌فايده تلقي‌ مي‌شود و جاذبه‌اي براي حاضر شدن در كلاس درس باقي نخواهد ماند.
اما چگونه مديريتي مي‌تواند جذابيت ساز باشد؟

استاد بايد قبل از هر چيز در فكر ايجاد قوانيني براي كلاس باشد. كلاس كه قاعده خاصي بر آن حاكم نباشد، نتيجه خاصي بر آن مترتب نيست. بنابراين اصل ايجاد و وضع قانون و حرمت نهادن به آن، اصل اولي و ضروري است.

قوانيني كه استاد در كلاس به كار مي‌گيرد بايد انعطاف‌پذير باشد. قوانين خشك‌، بي‌روح و غيرقابل انعطاف دانشجويان را از استاد گريزان و كلاس درس را فاقد جذابيت مي‌سازد.

استاد بايد سعي كند از تهديد خودداري نمايد. تهديد كردن و حاكميت ترس بر كلاس تنها از آن استادان ترسو و ضعيف‌النفس است و استادي كه از اعتماد به نفس برخوردار است، ابزارهاي ديگري را براي مديريت برمي‌گزيند مثلاً برخي از استادان با تهديد حذف درس، منظور كردن نمره منفي و يا مثلاً معرفي به آموزش عملاً ناتواني خود را به اثبات مي‌رسانند.

قاطعيت لازمه مديريت است اما آميختن آن با منطق، نظارت و مديريت را پربار‌تر و نتيجه‌بخش‌تر مي‌سازد. در واقع استاد بايد در عين قاطعيت منطق‌پذير باشد.

لازم است استاد متناسب با هر كلاسي شيوه‌هاي نفوذ در فراگيران را از قبل طراحي نمايد.1 به عنوان نمونه كنترل و نفوذ با استفاده از مجاورت (مثل آن كه استاد به طرف فرد خطاكار برود و در كنارش بايستد) يا با استفاده از اشاره ماهرانه و نيز به كارگيري طنز و شوخي (به شرط آن كه ملايم، محترمانه و ظريف باشد و نه نيشدار، تمسخرآميز و ريشخند)2
 
گونه‌هايي از نفوذ در فراگيران و مديريت و نظارت بر كلاس است. مديريت پليسي، مديريت نوچه‌گرا و جاسوسي، مديريت خشك نظامي و مديريت آزاد، رها و بي‌قاعده گونه‌هاي منفي مديريت است كه كلاس را از مكان آموزشي به مكاني نظامي يا مكاني صرفاً فراغت‌بخش و سرگرم كننده، بدل مي‌سازد و در نتيجه از جاذبه‌هاي درس و كلاس مي‌كاهد. در پايان جدولي ارائه مي‌شود كه استادان جذاب و غير جذاب را به لحاظ رويكرد و كاركرد با يكديگر مقايسه مي‌نمايد.3
 

ب- متن و محتوا

متن آموزشي يكي از اساسي‌ترين مؤلفه‌هاي آموزشي است كه همواره با فراگير همنشين و در ارتباط است.

استاد نيز از اركان و پايه‌هاي آموزش است ولي هميشه با فراگير همنشيني ندارد. او تنها در كلاس درس با دانشجو همراه است و سپس تأثيرات اوست كه مي‌تواند به احساس حضور او در كنار دانشجو منجر شود.
 
اما متن آموزشي امكان حضور مداوم را در كنار دانشجو دارد. يعني دانشجو هر وقت بخواهد مي‌تواند با آن مؤانست و مجالست برقرار نمايد. از اين رو جذاب كردن متن بيش از هر چيز ديگر ضروري و لازم مي‌نمايد.
 
افزون بر به كارگيري تكنيك برتر چاپ در كتب درسي (اگركتاب متن درسي باشد) به كارگيري فن نگارش، استفاده از محتواي غني و پرعمق، بهره‌گيري از نظريات جديد و رقيب، آسان‌يابي‌مفاهيم و دوري از پيچيده‌گويي‌هاي غيرفني، توجه به نياز مخاطب و اهتمام به سطح انديشه و نگرش او مي‌تواند كتاب را با جاذبه‌ها و آرايه‌ها همراه سازد و دانشجو را به همنشيني مدام با آن ترغيب نمايد.
 
متون درسي با محتواي كهنه، ‌با قلم و بيان ناشيوا و دشوارياب،‌ بدون عنايت به مباحث جدي و جاري، پايين‌تر از فهم مخاطب يا در سطحي دورتر از دانايي و فهم او و بي‌اعتنا به خواست‌ها و نيازهاي فراگير نمي‌تواند در دانشجو علاقه ايجاد نمايد و كلاس را جذاب سازد.

ج- فضاي كلاس

كلاس درس يك فضاي معنوي و آموزشي دارد و يك فضاي مادي و فيزيكي. مقصود از فضاي معنوي و آموزشي فضاي متأثر از استاد و دانشجوست كه مي‌تواند باز، منعطف، منطقي و با تفاهم باشد و يا بسته، قانوني، خشك و سرشار از يك سونگري و تعارض. في‌المثل در كلاس درسي كه استاد اجازه پرسش را به دانشجو نمي‌دهد، يا سخن رقيب در آن با طعن و توهين نقد و نقل مي‌شود و يا استاد تنها خواست خود را بر دانشجويان تحميل مي‌نمايد و از مشورت با فراگير و حرمت به جايگاه او طفره مي‌رود، چنين كلاسي بسته و غيرمنطقي جلوه خواهد كرد و آثار و فوايد درخشاني از آن حاصل نخواهد شد.
 
اما فضاي فيزيكي كلاس عبارت از محدوده كلاس، موقعيت جغرافيايي، صندلي و نيمكت، رنگ و تميزي، تابلو و وسايل گرمايشي و سرمايشي، فرسودگي بنا يا نو بودن و اموري از اين دست است كه در جذابيت تأثيرگذار است.
 
معمولاً كلاس‌هاي كهنه و قريب‌التخريب، با نيمكت‌هاي شكسته و قديمي و در موقعيت عبور و مرور دانشجويان (مثل كلاس‌هاي كنار پله) با جذابيت ناسازگار است و براي دانشجو محيطي خوشايند نمي‌باشد. درباره فضاي معنوي و آموزشي كلاس نيز به نكاتي ارجاع مي‌دهيم كه در ضمن مباحث مربوط به استاد گذشت.

نكات پاياني:

1. جذابيت كلاس با روش‌هاي جذاب تدريس، متن جذاب و استاد پرجاذبه حاصل مي‌شود. در اين ميان سهم استاد سهم عمده‌اي است. بنابراين هنر استادي در آن است كه از كمترين داده‌ها و داشته‌ ها بيشترين بازدهي را داشته باشد و اگر في‌المثل متن درسي يا فضاي فيزيكي كلاس دلپذير و خوشايند نبود، با ايجاد جذابيت‌هاي ديگر بر رونق كلاس درس بيفزايد.

2. جذابيت هم صورت منفي دارد و هم صورت مثبت. اگر استادي وقت اصلي كلاس را به طنز‌گفتن، حاشيه رفتن و درس ندادن بگذراند و كلاس را بي‌قاعده و رها سازد، ممكن است براي برخي ايجاد جذابيت نمايد اما اين جاذبه‌ها با اهداف تعليمي و تربيتي ناسازگار و لذا منفي مي‌باشد.
 
مثلاً در ارزشيابي‌ها و گزارش‌ها به دست آمده است كه استاد جهت ارتباط با دانشجو و شايد براي جذابيت كلاس براي دانشجويان شيريني مي‌خرد. حقيقتاً آيا خريدن شيريني كلاس را جذاب مي‌سازد يا جذابيت منفي ايجاد مي‌كند؟ (شايد همين عمل با يك طراحي دقيق و متناسب با ايام در خلال درس تنوع و جذابيت ايجاد كند اما براي ديگر ايام تدريس بايد فكر و چاره‌اي ديگر انديشيد مثلاً قسمت‌هايي از زندگاني بزرگان، اهل معرفت و دل و … را بيان كرد.)

3. قرآن كه كتاب وحياني است و گفتار آن براي پيروانش بي‌شك باور كردني و پذيرفتني مي‌باشد، براي رساندن پيام خود از داستان و هنرهاي تجسمي و كلامي بهره برده است. نثر شيوا و بليغ برگزيده است.
 
ساده و بدون پيچيدگي سخن گفته است. به مقتضيات زماني و مكاني و مخاطب خويش عطف توجه نشان داده است. از تمثيل بهره گرفته و سبك گفتار خويش را متناسب با پيامي كه مي‌خواهد ارائه كند، انتخاب كرده است. در واقع از هنر جذب مخاطب نهايت استفاده را برده است. اگر قرآن براي مخاطب چنان شأني قايل مي‌شود كه مي‌خواهد باجاذبه‌هاي هنري از او جذب كند استاداني كه مي‌خواهند پيام و محتواي قرآن را در قالب دروس معارف ارائه نمايند، به بهره‌گيري از هنر ملزم‌ترند.

4. قرآن كريم خطاب به پيامبر اسلام(ص) مي‌فرمايد:«اگر تو قلب نارئوف و نامهرباني داشتي، مردم از كنارت گريزان مي‌شدند»4 قرآن نمي‌فرمايد اگر آموزه‌هايت غيرمنطقي و بي‌استدلال بود مردم گريزان مي‌شدند،‌ بلكه مي‌گويد اگر آورنده‌ اين آموزه‌ها داراي انعطاف نبود و خشن نشان مي‌داد، مردم دور او جمع نمي‌شدند. بنابراين محتوا و پيام به تنهايي كافي نيست. بلكه پيام‌آور نيز بايد داراي جاني آراسته، خلقي نيكو و روحيه‌اي ملايم و نرمخو باشد.

5. ديل‌كارنگي مي‌گويد:« عميق‌ترين انگيزه در طبيعت آدمي عطش او براي مورد تحسين قرار گرفتن است.»5 دانشجويان نيز كه در سنين خاصي قرار دارند، از اين طبيعت و انگيزه مستثنا نيستند. بنابراين شخصيت دادن و تشويق و تحسين آنان مي‌تواند استاد و دانشجو را همسو قرار دهد و بين آنان ارتباط برقرار سازد.

پي‏نوشت‏ها

1. كاربرد روان‌شناسي در آموزش، رابرت بيلر، ترجمه پروين كديور، ج2،

2. همان، صص 739-737.

3. اين جدول با الهام و اقتباس از كتاب مباني روان‌شناختي تربيت تأليف دكتر علي‌اكبر شعاري‌نژاد، ص104 و صص 134-132 تهيه و تنظيم شده است.

4. آل‌عمران/ 159.

5. آيين دوست‌يابي، ترجمه مهرداد مهرين، ص 154.

/انتهاي پيام/
  
 
پربازدیدترین آخرین اخبار