چرا تقلید از مراجع دینی واجب است؟
کد خبر:۱۰۹۴۳۱

چرا تقلید از مراجع دینی واجب است؟

برای عمل به دستورات شرع باید به مجتهدین جامع الشرایط مراجعه کرد، بنابر این دلیل برای واجب بودن تقلید از مراجع همین سیره و شیوه عقلایی است که در تمام امور زندگی انسان کاربرد دارد.
گروه معارف«خبرگزاري دانشجو»؛ کسی که به سن بلوغ و تکلیف رسیده است به صورت کلی و اجمالی می داند که از طرف شریعت اسلام و دین، یک سلسله تکلیف و وظایفی برعهده او می باشد چنین شخصی برای عمل به آن تکالیف و انجام وظایف سه راه دارد.
 
الف) مجتهد باشد؛ یعنی به مرحله از توان علمی و فکری رسیده باشد که بتواند احکام شرع را با دلایل از منابع آن استنباط کند. طبیعی است که رسیدن به چنین مرحله ای آسان نیست و برای همه ممکن نمی باشد.
 
ب) عمل به احتیاط؛ راه دیگر برای شخص مکلف عمل به احتیاط است، چنین کاری نیز برای همه ممکن نیست زیرا عمل به احتیاط نیازمند به اطلاعات کافی از نظرات فقها در مساله است. علاوه بر این، آشنایی به موارد و مصادیق احتیاط نیز لازم است در نتیجه عمل به احتیاط هم با مشکلات و سختی همراه است. همه مکلفین نمی تواند به آن عمل نماید.
 
ج) تقلید؛ یگانه راه باقی مانده برای شخص مکلف در مواجه با احکام شرع و انجام دادن درست آن، تقیلد از مجتهد جامع الشرایط است. چنین کاری از یک طرف مشکلات و محدودیت های دو راه قبلی را ندارد. از طرف دیگر یک راه عقلایی و منطقی است که تمام عقلای عالم برای حل مشکلات زندگی شان در مسایل گوناگون به متخصص مراجعه می کنند مثلاً برای درمان مریضی به پزشک (طبیب) برای ساختن یک منزل خوب به مهندس (انجینر) مراجعه می کنند.
 
برای عمل به دستورات شرع باید به مجتهدین جامع الشرایط مراجعه می کنند. بنابر این دلیل برای واجب بودن تقلید از مراجع همین سیره و شیوه عقلایی است که در تمام امور زندگی انسان کار برد دارد.
 
2.آیات
 
در قرآن کریم آیاتی وجود دارد که رجوع به متخصص (علما و فقها) را تایید می کند و آن را مورد تاکید قرار می دهد. قرآن کریم فرموده است: «فاسئلوا اهل الذکران کنتم لا تعلمون»[1]اگر چیزی را نمی دانید از عالمان بپرسید.
 
«آیه شریفه ارشاد به یکى از اصول عقلایى و احکام عام عقلى است  و آن عبارت است از وجوب رجوع جاهل در هر فنى به عالم در آن فن  و به همین جهت معلوم است که این دستور دستور تعبدى نبوده و امرش هم امر مولوى نیست که بخواهد بدون ملاک عقلى به جاهل دستور دهد که به خصوص عالم مراجعه کن نه به غیر او»[2]
 
در تفسیر این آیه چنین آمده است :« ذکر به معنى آگاهى و اطلاع است و اهل ذکر مفهوم وسیعى دارد که همه آگاهان و اهل اطلاع را در زمینه‏هاى مختلف شامل مى‏شود ، و اگر بسیارى از مفسرین اهل ذکر را در اینجا به معنى علماى اهل کتاب تفسیر کرده‏ اند نه به این معنى است که اهل ذکر مفهوم محدودى داشته باشد
 
بلکه در واقع از قبیل تطبیق کلى بر مصداق است زیرا سؤال درباره پیامبران و رسولان پیشین و اینکه آنها مردانى از جنس بشر با برنامه‏ هاى تبلیغى و اجرائى بودند قاعدتا مى‏بایست از دانشمندان اهل کتاب و علماى یهود و نصارى بشود ، درست است که آنها با مشرکان در تمام جهات هم عقیده نبودند ، ولى همگى در این جهت که با  اسلام مخالفت داشتند ، هماهنگ بودند ، بنابر این علماى اهل کتاب براى بیان حال پیامبران پیشین منبع خوبى براى مشرکان محسوب مى‏شدند .
 
به هر حال آیه فوق بیانگر یک اصل اساسى اسلامى در تمام زمینه‏ هاى زندگى مادى و معنوى است و به همه مسلمانان تاکید مى‏کند که آنچه را نمى‏دانند از اهل اطلاعش بپرسند و پیش خود در مسائلى که آگاهى ندارند دخالت نکنند .
 
به این ترتیب مساله تخصص نه تنها در زمینه مسائل اسلامى و دینى از سوى قرآن به رسمیت شناخته شده ، بلکه در همه زمینه‏ ها مورد قبول و تاکید  است ، و روى این حساب بر همه مسلمانان لازم است که در هر عصر و زمان افراد آگاه و صاحب نظر در همه زمینه‏ ها داشته باشند که اگر کسانى مسائلى را نمى‏دانند به آنها مراجعه کنند .
 
ولى ذکر این نکته نیز لازم است که باید به متخصصان و صاحب‏ نظرانى مراجعه کرد که صداقت و درستى و بى‏نظرى آنها ثابت و محقق است ، آیا ما هرگز به یک طبیب آگاه و متخصص در رشته خود که از صداقت و درستکاریش در همان کار خود ، مطمئن نیستیم مراجعه مى‏کنیم ؟ ! لذا در مباحث مربوط به تقلید و مرجعیت ، صفت عدالت را در کنار اجتهاد و یا اعلمیت قرار داده‏ اند ، یعنى مرجع تقلید هم باید عالم و آگاه به مسائل اسلامى باشد و هم با تقوا و پرهیزکار ».[3]
 

[1] . نحل/43
 
[2]. ترجمة المیزان ج : 12  ص :377
 
[3] . مکارم، تفسیر نمونه ج11، ص242-247
 
/انتهاي پيام/
پربازدیدترین آخرین اخبار