کد خبر:۱۰۹۹۵۸
تاملاتی در فلسفه وجودی جشنواره فیلم فجر - 2
ادا درمی آورم؛ پس هستم!
فیلمسازان ما بیش و پیش از آن که فیلمساز باشند ادای فیلمسازی را درمیآورند، والا این تصاویر متحرک یاجوج و ماجوج را هيچ آدمی - که از مختصر فهم زیبایی شناسی بصری برخوردار باشد - اثر هنری و سینماورزی به معنای درستش نمیداند.
گروه فرهنگي خبرگزاري دانشجو؛ یکی از جلوه های قریب و غریب جشنواره فیلم فجر مجموعه ادا و اطوارهایی است که در میان حضرات هنرمندان و منتقدان در سطوح مختلف و با شمایل گوناگون دیده می شود.
خب آنچه مسلم است این است که جشنواره ما هم به تبع سینمای ما، نه هیچ ربطی به دنیای فرامدرن غرب و لوازم و تبعاتش دارد و نه توانسته و حتی خواسته پیوندی اصولی و درست و مفید با گذشته فکری- فرهنگی خود داشته باشد؛ پس به طرز عجیب و غریب و رقت انگیزی، مستاصل و متناقض و سردرگم باقی مانده است.
واقعیت آن است که فیلمسازان ما بیش و پیش از آن که فیلمساز باشند ادای فیلمسازی را در می آورند، والا این تصاویر متحرک یاجوج و ماجوج را هيچ آدمی که از مختصر فهم زیبایی شناسی بصری برخوردار باشد، اثر هنری و سینماورزی به معنای درستش نمی داند.
به همین نسبت و تقریبا با همین مختصات، منتقدان و نویسندگان این سینما هم سعی می کنند به طبیعی ترین شکل ممکن - که البته از چشم مسلح به بی طرفی خیلی هم غیر طبیعی است - ادای منتقد خوب و حرفه ای را دربیاورند و نمی دانم کدام حس روحی یا عاطفی یا غریزی شان را ارضا کنند.
اصلا سینمایی که تا خرخره در مرداب سفارشی سازی و مبتذل گرایی و کپی کردن از نسخه های درجه 3 فیلم هندی دست و پا می زند، این همه منتقد را آن هم در این شکل و شمایل و با این مختصات می خواهد چه کار؟
این دوستان که مطمئنا می توان از روی نوشته هایشان فهمید جزئی ترین جزوه های سینمایی را هم مطالعه نکرده و زحمت خواندن کتاب های اولیه در حوزه نقد فیلم را هم به خود نداده اند، می توانند یک بقال یا راننده تاکسی یا نانوا یا حتی یک رفتگر محترم و مفید فایده باشند؛ تا کی قرار است چوب درختان عزیز و دوست داشتنی و مظلوم تبدیل به کاغذ سپیدی شوند که بناست با ترهات این حضرات سیاه شود؟
اصلا این حجم انبوه مطالبی که در قالب نقد و یادداشت و از اين قبيل نوشته می شود و از فرط خنثی و سمبل بودن به اندازه یک موش مرده هم ارزش ندارد را چه کسی می خواند؟
در زمانه ای که فقدان سینماگر عاشق و کاربلد، سینمای ایران را به متروکه ای محل جولان خفاش ها و معرکه گیران حرف و بی سواد تبدیل کرده و مردم دیگر حاضر نیستند پایشان را به سینما بگذارند، نقد و منتقد آن هم در چنین شمایلی چه معنایی دارد؟
نقد این زمان و زمانه اگر ستیهنده و یقه گیر و متعهد به عهد اصولی و اصیل ماهیت و ذات سینما نباشد و نخواهد و نتواند که سخن زمانه و جویا و گویای حقیقت روزگار باشد جایش در زباله دانی است./انتهاي پيام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰