کد خبر:۱۱۰۴۲۹
نگاهی به مجموعه تلویزیونی «ستایش»
نه چندان ستایش برانگیز!
«ستایش» از نقطه ضعف منتشر در همه سریال های این گونه تلویزیونی رنج می برد و آن یک نوع زمختی و سرما در داستان و روایت است که نوعی بی حالی و عاشقانه نبودن کار ساخت و پرداخت اجزای سریال را تداعی می کند.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»، به نظر می رسد در مجموعه های تلویزیوني سیما یکسری از معایب و فقدان های مهم به طور اپیدمی و شایع در حال مسری شدن است؛ به نحوی که در کمتر مجموعه تلویزیونی این سال ها می توان به نمونه ای رسید که از این معایب و مضرات مصون و محفوظ مانده باشد.
این ایرادهای جدی چه در ساحت نرم افزار و فکر و ایده و داستان و چه در سخت افزار اجرایی و فنون پردازشی، خود را نشان داده و می دهد.
سریال «ستایش» که از شبکه 3 سیما در حال پخش است، در این نوشتار موضوع توجه و نقد و تحلیل وجوه و مختصات نرم افزاری و سخت افزاری است که در بالا به آن اشاره شد.
یکی از تاثیرگذارترین بخش های هنر تصویر، بازی بازیگران است که به مثابه آیینه ای، گویا و جویای تمام آن چیزهایی مي باشد که در پشت صحنه گرد آمده است.
درباره این عنصر در سریال «ستایش» باید گفت ای کاش قدری روی بازی بعضی از بازیگران این سریال کار بیشتری شده بود؛ واقعیت آن است که بازی ها در این مجموعه خیلی نامتوازن و بی تناسب است و خیلی توی چشم می زند.
مثلا بازی داریوش ارجمند هر چند خیلی غلیظ و اغراق شده، ولی به هر حال نشانه های درستی از یک تیپ در حال اجرا دارد و جذاب است، اما در کنار او بازی پاکدل و سلوکی که اتفاقا بازیگران اصلی هم هستند خیلی باسمه ای و مبتدیانه و نچسب است؛ انگار که اصلا نابازیگرند و نمی دانند که جلوی دوربین باید چطور بود، با آن ادا و اطوارهای بی حال و لوس و زنانه!
داستان کشش های اولیه را دارد و قدری هم مبتکرانه است و البته همین که درباره یک سرباز فراری است نه درباره یک مثلث عشقی کافی است که قدرش را بدانیم و خرق عادتش را ستایش کنیم!
البته امیدواریم تا آخر سریال ورق برنگردد و همه چیز به تکرار نخ نمای مالوف و مانوس سريال های تلویزیونی این سال ها منجر نشود.
نام سریال برگرفته از نام بازیگر دختر جوانی است که نقش خواهر سرباز فراری را بازی می کند و در اثنای کار مخفی کردن و فراری دادن برادرش با دوست صمیمی او، یعنی جوان تازه از سربازی برگشته، همراه می شود و دیالوگ هایی هم برقرار می کند؛ البته از سر سپاسگزاری به خاطر همراهی و کمک او در فراری دادن برادر و نه چیز دیگری! خوشبختانه همه چیز خواهر و برادری است!
«ستایش» اما -منظور سریال است نه آن دختر خانم- از نقطه ضعف منتشر در همه سریال های این گونه تلویزیونی رنج می برد و آن یک نوع زمختی و سرما در داستان و روایت است که نوعی بی حالی و عاشقانه نبودن کار ساخت و پرداخت اجزای سریال را تداعی می کند.
طوری که به نظر می رسد مخاطب با یک محصول تا حدودی سر هم بندی شده طرف است تا یک اثر تلویزیونی که با عشق و داغی لازمه برای یک کار تمام و کمال ساخته شده است.
راستش این است که خود مخاطبان عادی و بینندگان اجباری این سریال ها هم دیگر خسته شده اند از این تکرار ملال آور و منتظر حرف جدید و اجرای گرمتر هنر تصویر در رسانه فراگیر آن هم در مدیوم و قالب پرطرفدار و جذاب سریال های داستانی هستند.
تردیدی نیست که مخاطبان حق دارند و این آش در هم جوش و شور دیگر صدای همه را درآورده است!/انتهاي پيام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰