حکاکی سنگی و شن ماسه‌های ساحلی
کد خبر:۱۱۰۸۴۸
واگویه‌ای در باب ابتذال منتشر در عرصه هنر امروز؛

حکاکی سنگی و شن ماسه‌های ساحلی

زنهار! که کلمه هنر متاعی نیست و لقلقه ای که بر دهان هر اهریمنی جاری شود و ساری؛ هنر کلمه طیبه است، اگر به زور گزنک هم به دست برند و به قدرت شیپور زر و زور و تزویر هم بر صدر نشانند، دل به طرفة‌العینی آن و آنان را به زیر خواهد کشید و پوزه شان را به خاک خواهد مالید.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛  آیا هنر امروز آینه زندگی ماست؟ آیا هنر امروز بازتاب آلام و آمال ماست؟ آیا هنر امروز مال ماست؟ آیا در خلوت ما راه دارد؟ آیا در جلوت ما نظری بر می گیرد؟ آیا دلی را می لرزاند؟ آیا علقه ای و عاطفه ای و بندی و پابندی و مرزی و پیوندی و ربطی و آهنگی بر می انگیزاند؟ آیا هست آن گونه که باید؟ آن گونه که شاید؟
 
نه! پاسخ تمام این سوال ها منفی است و منفی تر روی و ریایی است که چون اختاپوسی بر دل و دیده جماعت بساز و بفروش هنری چنبره زده و قدرت کوچکترین تامل و تحملی را از آنها گرفته است.
 
هنر اگر زاییده روح و روان باشد و شالوده اش تمرین و طلبگی و پشتکار و مبنایش آسمان، که زمین را نیز مهربانانه زیر چتر خود خواهد داشت، پس هیچ چیز تاب و قدرت گرفت و بند آن را نخواهد داشت و اگر زاییده چیز دیگری جز این باشد دیگر نه نیازی به عسسان خواهد بود و نه احتیاجی به کسادی بازار و گرفتاری مردم و دولت و... بی آن که بیاید، خواهد رفت و بی آن که زاییده شود، خواهد مرد.
 
زنهار! که کلمه هنر متاعی نیست و لقلقه ای که بر دهان هر اهریمنی جاری شود و ساری؛ هنر کلمه طیبه است، اگر به زور گزنک هم به دست برند و به قدرت شیپور زر و زور و تزویر هم بر صدر نشانند، دل به طرفة‌العینی آن و آنان را به زیر خواهد کشید و پوزه شان را به خاک خواهد مالید.
 
تمام آنان که در فقد و سکوت و عزلت و روح پریش و جسم نحیف اهل نظر، راه را بر ترکتازی خود هموار دیده اند و چهار نعل بر اسب هوس می کوبند و بر خالی بودن میدان از مرد و شیر، حظ می برند و زحمت مردمان می دارند، بدانند که دولت آنها و هنر بی هنریشان که جز حبابی بر شن های ساحل نیست مستعجل است؛ بسان نقشی که بر شن های ساحل زده اند و با موج کوتاهی رفتنی.
 
و این اصالت هنر و کلمه طیبه روح و روان و جان تابناک اهل حق و حقیقت و معرفت است که چون حکاکی بر سنگ سخت، ماندنی است هماره و همیشه؛ هر جا و هر زمان؛ اگر چه دیر اگر چه دور... . 
 
سری به بازار موسیقی و فیلم ها و مجلات  منتشر در کوچه و خیابان و مکان های عمومی و تاکسی و تلویزیون و رادیو و سی دی و اینترنت و ... زده اید؟
 
متن و بطن جامعه و مردمانش امروزه و عموما از چه چیزهای تشکیل شده؟ امواج جنس های بنجل عاری از ذره ای حقیقت و زیبایی، صداهای نخراشیده و آدمک های صورتگری شده و عجوزه های رنگ و لعاب داده، کلماتی بی معنا و وزن و مهمل و داستانک هایی بی سر و ته، در انبوهی مطلق ابتذال و بی مبنایی و بی اصالتی و بی هر چیز دیگری که سرش به تنش بیارزد.
 
آن وقت می گویند چرا جامعه ما عصبی است؟ چرا جوانان و سایرین این قدر بی قید و بی هویت و بی ریشه و لاابالی بار آمده اند؟
 
دقت کرده اید؟ در جامعه امروز ما دیگر چیز دورانی و کثرت و وحدتی پیدا نمی شود؛ همه چیز خط خطی است! خط خطی.../انتهاي پيام/
پربازدیدترین آخرین اخبار