کد خبر:۱۱۱۰۲۲
نگاهی به فیلمهای در حال اکران سینما؛
ابتذال ضرب در متوسط بودن به اضافه سالنهای خالی!
فیلمی که چند میلیارد تومان هزینه در بر می گیرد و با کلی تبلیغات و رانت و تخفیف و غيره در هر نوبت نمایش برای حداکثر 9 نفر در سالن به نمایش در می آید و فروشش به زور به یک میلیارد می رسد به چه درد سینمای ایران می خورد؟
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ سینما هنوز در سیطره آثار سخیف و لوده و کمتر از آن فیلم های متوسطی است که نتوانسته اند و نمی توانند مخاطب را به سینما بکشانند.
سوال اینجاست که سینمای ما به لحاظ مخاطب شناسی، قرار است بر روی کدام محور بچرخد و بر روی کدام مبنا بنا شود؟
مخاطب سینمای ایران قرار است با کدام سطح از بینش سینمایی، فیلم ها را انتخاب کند؟ و کدام فیلم ها را؟
در سینماهای ما یا «چراغ قرمز» را نمایش می دهند یا «عروسک» را یا فوقش «نفوذی» را.
اولی و دومی از حیز سینمایی خارجند و حاوي مشتی تصاویر متحرک لوده و بی ارزش، اما سومی با اینکه یک حرف جدی دارد، اما ساختارش آن چنان که باید و شاید، حداقل یا اکثر به اندازه ادعایی که دارد و موضوع و مفهومی که طرح می کند، جدی گرفته نشده و عجیب است که سینماگران ایرانی هرگز نمی خواهند قبول کنند که همه چیز خود فیلم به لحاظ سخت افزاری اگر بیشتر نباشد، حداقل به اندازه مضمونش ارزش دارد و باید به آن توجه کرد و الا موضوع و داستان هر چقدر هم مهم و اصولی و ارزشمند باشد، هدر می رود.
مخاطب این سینما کیست؟
قشر فرهیخته مدت هاست که پا به سالن های سینما نگذاشته اند و عموما توجهی به آن ندارند و سینما از توجه بدنه فرهیخته و قشر تحصیلکرده جامعه تهی است و فارغ.
علاوه بر این حتی قشر دیگری که معمولا از آنها به عنوان مخاطب امثال «اخراجی ها» یاد می شود هم از سینما قهر کرده اند.
کافیست نگاهی به میزان و پراکنش فروش فیلم های روی پرده بیندازیم؛ مخاطب از هر قشر و گروهی و با هر سطحی از بینش سینمایی و فرهنگی با سینما قهر کرده است.
خانواده ها ترجیح می دهند دیگر به سینما نروند و وقتشان را با تفریح های دیگری پر کنند؛ تفریح هایی با تضمین بیشتری برای جذابیت و سودمندی و البته به لحاظ اقتصادی به صرفه تر و با میزان اعصاب خردی کمتر!
عجیب است که در اين میان، نمونه های مختلف اقشار جامعه ضرب در تفریحات مختلف به اضافه شرایط فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی حاکم بر جامعه این سینماست که مطابق معمول می بازد و از رده خارج می شود.
به این مثال دقت کنید! برنامه فوتبالی «نود» بیش از دو میلیون پیامک دریافت می کند و برنامه سینمایی «هفت» 20 هزار تا!
شبکه های ماهواره ای بعضا بالای 50 درصد مخاطب دارند، در حالی که متوسط جمعیت اکران سالن های سینما در تهران در بهترین حالت با حدود 9 نفر است؛ یعنی فیلم برای 9 نفر در بهترین حالت روی پرده می رود!
در مقایسه با شبکه اینترنت و سایت های اینترنتی هم که دیگر نیازی به مقایسه و ارائه آمار نیست.
مخاطب سینمای ایران کیست؟
این حجم انبوه فیلم های مبتذل و پفکی در کنار حجم قابل توجهی از فیلم های سفارشی ابلهانه که با بودجه های میلیاردی، بیت المال مردم را برخلاف میل باطنی و ظاهری آنها هدر می دهند تا کی قرار است سیکل معیوب بساز و بندازی مشتی رجاله معرکه گیر را در این بلبشوی مدیران بی کفایت و بی برنامگی و افتادن کار به معرکه گیران هزار چهره ادامه دهند؟
فیلمی که چند میلیارد تومان هزینه در بر می گیرد و با کلی تبلیغات و رانت و تخفیف و غيره در هر نوبت نمایش برای حداکثر 9 نفر در سالن به نمایش در می آید و فروشش به زور به یک میلیارد می رسد به چه درد سینمای ایران می خورد؟ البته به درد سازندگانش مي خورد و آنها را به نام و نان و نوایی مي رساند./انتهاي پيام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰