در 28 صفر چه گذشت؟
کد خبر:۱۱۱۳۷۲

در 28 صفر چه گذشت؟

ماه صفر به روزهای پایانی خود نزدیک می‌شود و هاله‌ای از غم و اندوه رخسار زمین را فرا می گیرد، این روز ها یاد‌آور مصیبتی است که دل صدیقه طاهره (س) را به درد آورد و سرشک ماتم بر دیدگان محبین خاندان عصمت و طهارت جاری ساختند.  
گروه معارف«خبرگزاري دانشجو»؛ شهادت جانگداز و مظلومانه اشرف مخلوقات خاتم الانبياء محمد بن عبد الله (صلى الله عليه و آله ) در سال 11 ه‍ در سن 63 سالگى به وسيله سم (1) بوده است.

آغاز و شدت بیماری

در 24 صفر بيمارى پيامبر (صلى الله عليه و آله ) شدت يافت (2). پيامبر (صلى الله عليه و آله ) هنگام بيمارى فرمودند: حبيبم را نزد من حاضر كنيد. عايشه و حفصه پدران خود را نزد آن حضرت حاضر نمودند.
 
پيامبر (صلى الله عليه و آله ) روى مبارك خويش را از آنان برگردانيد و فرمود: ((حبيبم را نزد من حاضر كنيد)). سپس دنبال على بن ابى طالب (عليه السلام ) فرستادند. چون نظر مبارك به آن حضرت افتاد او را نزد خود خواند و كلماتى به حضرت فرمود.
 
هنگامى كه على بن ابى طالب (عليها السلام ) از نزد آن حضرت خارج شد، عمر و ابوبكر به او گفتند: ((خليلت به تو چه گفت ))؟ فرمود: ((هزار باب علم به من حديث كرد كه از هر باب هزار باب ديگر باز مى شود(3))).

وصاياى پيامبر (صلى الله عليه و آله )

پيامبر (صلى الله عليه و آله ) در لحظات آخر عمر خود وصيتهايى به امير المؤ منين (عليه السلام ) فرمودند و جبرئيل و ميكائيل و ملائكه مقربين را بر آن وصيت شاهد گرفتند. از جمله آن كلمات كه جبرئيل به پيامبر (صلى الله عليه و آله ) مى فرمود و امير المؤ منين (عليه السلام ) مى شنيد اين بود ((یاعلی؛ حرمتت را مى درند و محاسنت به خون سرت رنگين مى شود)).

امير المؤ منين (عليه السلام ) مى فرمايند: هنگامى كه آن كلام را فهميدم ، فرياد زدم و بر روى زمين افتادم )). بعد فرمايشاتى به حضرت زهرا (سلام الله علیها ) و حسنين (عليهما السلام ) فرمودند؛ سپس آن وصيت با چند مهر از طلا كه آتش به آن نرسيده بود (و ساخته دست بشر نبود) مهر شد و به امير المؤ منين (عليه السلام ) تحويل داده شد(4).

غسل و نماز بر بدن پيامبر (صلى الله عليه و آله )

امير المؤ منين (عليه السلام ) پس از غسل دادن آن حضرت به تنهايى بر ايشان نماز خواندند(5).
بعد، حضرت مولى الموحدين (عليه السلام ) فرمودند: خداوند در هر مكانى كه روح پيامبرش را قبض مى كند راضى است كه در همان مكان دفن شود، و من آن حضرت را در حجره اى كه از دنيا رفته دفن مى كنم .
امير المؤ منين (عليه السلام ) با كمك ديگران قبرى حفر كردند و بدن حضرت را داخل قبر قرار دادند. سپس آن حضرت داخل قبر رفت و صورت پيامبر (صلى الله عليه و آله ) را باز كرد و گونه راست را بر زمين گذاشته در لحد را بستند و خاك روى آن ريختند(6).

آغاز امامت امير المؤ منين (عليه السلام )

28 صفر اولين روز امامت حضرت امير المؤ منين على بن ابى طالب (عليه السلام ) است ، و زيارت آن حضرت در اين روز مستحب است (7).

 آغاز غصب خلافت

از طرفی اولين روز غصب خلافت و خانه نشين كردند امير المؤ منين (عليه السلام ) و شكستن بيعت روز غدير توسط اهل سقيفه بنى ساعده است (8).

واقعه ي شهادت امام حسن مجتبى (عليه السلام )

در اين روز در سال 50 ه‌ق‍ امام حسن مجتبى (عليه السلام ) به شهادت رسيد(12). بنابر قولى شهادت آن حضرت در 7 صفر و بنابر قولى در 5 ربيع الاول واقع شده است (9).

جعده دختر اشعث بن قيس با زهرى كه معاويه براى او فرستاده بود آن حضرت را مسموم كرد. معاويه همراه با زهر صد هزار درهم فرستاد و وعده كرد كه او را به عقد يزيد در آورد: ولى به وعده خود وفا نكرد(10).
 
مسموميت و وصیت حضرت امام حسن (ع)
پس از مسمومیت امام حسن مجتبی (ع) و ظهور اثر سم بر بدن مبارك، به بردارش امام حسین (ع) فرمودند: ((مرا مسموم كرده اند. من از شما جدا مى شوم و به خداوند ملحق مى گردم ، و مى دانم چه كسى مرا مسموم كرده است ؛ ولى به حقى كه بر شما دارم در اين باره حرفى نزنيد. وقتى من از دنيا رفتم، چشمانم را ببند و غسلم بده و كفنم نما و مرا كنار قبر جدم پيامبر (صلى الله عليه و آله ) ببر تا با او تجديد عهد كنم .
 
سپس مرا در بقيع كنار جده ام فاطمه بنت اسد (س)  دفن كنيد. مى دانم مخالفين و معاندين گمان مى كنند شما مى خواهيد مرا كنار پيامبر (صلى الله عليه و آله ) دفن كنيد و مانع شما مى شوند. شما را به خدا قسم مى دهم كه مبادا به خاطر من حتى به اندازه خون حجامت ريخته شود)). سپس آن حضرت مثل آنچه امير المؤ منين (عليه السلام ) وصيت فرموده بود به اولاد و اهل خود وصيت نمود و از دنيا رفت .

تشييع جنازه حضرت امام حسن (ع)

امام حسين (عليه السلام ) بعد از غسل و كفن و نماز، آن حضرت را به طرف مرقد شريف پيامبر (صلى الله عليه و آله ) حمل كردند. با ديدن اين منظره براى مروان و بقيه بنى اميه كه با سلاح و به همراهى عايشه آمده بودند، شكى باقى نماند كه مى خواهند آن حضرت را در كنار پيامبر (صلى الله عليه و آله ) دفن نمايند.
 
لذا آمدند و مانع شدند، عايشه در حالى كه سوار درازگوشى بود گفت : ((مرا با شما چه كار است كه مى خواهيد كسى را كه من او را دوست ندارم در خانه من دفن كنيد)). مروان ملعون هم نظير اين مطالب را گفت ، و ابن عباس به او و عايشه جواب داد. فرزندان عثمان هم مانع شدند و گفتند: ((هرگز نمى شود كه عثمان در بدترين مكانها دفن شود و حسن با رسول خدا به خاك سپرده شود)).

امام حسين (عليه السلام ) فرمود: به خداوندى كه مكه و حرم را محترم گردانيده ، حسن (عليه السلام ) فرزند على و فاطمه (عليهما السلام ) سزاوارتر است بر پيامبر (صلى الله عليه و آله ) از كسانى كه بدون اجازه داخل خانه او شده اند. بخدا قسم او سزاوارتر است از ...

عايشه جلو قبر پيامبر (صلى الله عليه و آله ) رفت و گفت : ((تا يك مو در سر من هست نخواهم گذاشت او را در اين جا دفن كنيد))! در اينجا بنى مروان جنازه آن حضرت را تير باران كردند. بنى هاشم دست به شمشير بردند. ولى امام حسين (عليه السلام ) مانع شده فرمودند: ((وصيت برادرم نبايد ضايع شود)) و سپس 7 تير از جنازه آن حضرت بيرون كشيدند(11)!

پس از آن حضرت سيد الشهداء (عليه السلام ) فرمودند: كه اگر وصيت برادرم نبود مى دانستيد كه شمشيرها در كجا و چگونه بر شما فرود مى آمد. سپس بدن مطهر آن حضرت را به بقيع آوردند و در كنار جده اش فاطمه بنت اسد (عليها السلام ) دفن نمودند(12).

آقا حضرت مجتبى (عليه السلام ) داراى 15 فرزند دختر و پسر بودند، ولى از جعده هيچ فرزندى نداشتند(13).

پي نوشت: 

1- اعلام الورى : ج 1 ص 80. بحار الانوار: ج 17 ص 406. اثبات الهداة : ج 1 ص 604. الخرائج و الجرائح : ج 1 ص 27. بصادر الدرجات : ص 503. محاسن برقى : ج 2 ص 262. جامع الاصول : ج 11 ص 38. مستدرك سفينه البحار: ج 6 ص 295. الطبقات الكبرى : ج 2 ص 154. سنن ابى داود: ج 4 ص  174.

2- مستدرك سفينه البحار: ج 6 ص 295.

3- كافى : ج 2 ص 61. بحار الانوار: ج 22 ص 473.

4- كافى : ج 2 ص 32 - 33.

5- ارشاد: ج 1 ص 188 - 189.

6- سوره احزاب : آيه 56.
7- ارشاد: ج 1 ص 188 - 189.

8- بحار الانوار: ج 97 ص 384.

9- تتمه المنتهى : ص 9.

10- اعلام الورى : ج 1 ص 403. بحار الانوار: ج 95 ص 200. مسار الشيعه : ص 27. فيض العلام : ص ‍ 199. كافى : ج 1 ص 461. مننتهى الآمال : ج 1 ص 231. مستدرك سفينه البحار: ج 6 ص 295. العدد القويه : ص 350.

11- بحار الانوار: ج 44 ص 161.

12- ارشاد: ج 2 ص 16. كافى : ج 2 ص 481. بحار الانوار: ج 44 ص 149. تاريخ الخلفاء نص 192.

13- منتهى الآمال : ج 1 ص 235. /انتهاي پيام/


 

 
پربازدیدترین آخرین اخبار