نخبهپروري سياسي و چالشها
پرويز اجرايي
چند صباحی است که عبارت «نخبه سیاسی» و «نخبه فرهنگی» به دنیای واژگان و دایره لغات بسیاری از مسئولان و دست اندرکاران امور این مرزو بوم وارد شده است.
مسئله تعلیم، تربیت و پرورش عده ای از نیروها به عنوان نخبگان عرصه علم سیاست و برنامه ریزی، بسترسازی و فرهنگ سازی در این زمینه - به عنوان ایجاد حداقلی از امکانات و ساختارها - برای پیگیری این مطالبه مقام معظم رهبری (مد ظله العالی) در دستور کار تمامی فعالان سیاسی اعم از دانشگاهیان و اکثر قریب به اتفاق مسئولان در نهادهای مختلف قرار گرفته است و به نظر می رسد فرهنگ سازی لازم برای حرکت ابتدایی تا حدی فراهم شده و روند رو به رشدی را داشته که البته کفایت نمی کند.
از آن جایی که برخی از نهادها، سازمان ها و تشکل های دانشجویی تا کنون حرکاتی در این خصوص انجام داده اند، نگارنده بر خود لازم می بیند که در حد توان و بینش خود به بیان چند نکته به عنوان آسیب های پیش روی پیگیران این مطالبه هر چند کوتاه و مختصر بیان کند، که مجموعاً در شش محور زیر بیان می شود:
محور اول - یکی از آسیب ها در وهله اول نگاه پروژه ای به این قضیه است.
هر یک از دو نوع نگاه تعلیمی و نگاه پرورشی در ابتدای ورود، مدیريتی متفاوت برای عملیاتی کردن این مطالبه را در دستور کار قرار خواهد داد؛ اين در حالي است که نگاه پروژه ای و کوتاه مدت و اکتفا کردن به مدت زمان کوتاه فعالیت مطمئناً نتیجه لازم را در بر نخواهد داشت، بنابراين آموزش دادن در یک بازه زمانی کوتاه تنها به مثابه یک پیش شرط شایسته است و باید پروسه ای برای تمامی افرادی که در این مسیر آموزش دیده اند، تعریف و پس از آموزش، اقدام به پرورش و تربیت آن فعالان لحاظ شود.
محور دوم - یکی دیگر از آسیب های مهم و بزرگ در راستای عملیاتی کردن نخبه پروری سیاسی که خود نشات گرفته از کلی نگری و نگاه غیرعلمی به سیاست است، مسئله کتاب ها، منابع و مراجعی است که بر اساس آن ها باید روند آموزش و پرورش منتخبان پیگیری شود؛ در حالی که عمده این منابع و مآخذ بومی نبوده و صرفاً منابعی ترجمه ای بر اساس تفکرات غربی و درست در نقطه مقابل ارزش ها و آرمان های پیش روی پیگیری این پروسه است، بنابراين آسیب شناسی علوم سیاسی و روند بومی سازی آن باید هر چه سریعتر در دستور کار مسئولان امر قرار بگیرد.
محور سوم - آنچه که بعد از بومی سازی علوم سیاسی به عنوان آسیب سد راه خواهد شد و خروجی و بازدهی لازم و کافی را برای ما نخواهد داشت، پرداختن و پیگيری صرفاً تئوریک و محض به این مقوله است؛ در حالی که احساس می شود، یک نخبه سیاسی که بسیار بالاتر از یک فعال سیاسی تعریف می شود، باید قوه تبیین، تفسیر و تحلیل بسیاری از رویدادها و مناسبات جامعه را بداند و توانایی ارائه راهکار در تمامی زمینه های چالشی را داشته باشد.
اهمیت داشتن تحلیل روزآمد، در میان جامعه و از جنس جامعه و مردم بودن و ماندن برای یک نخبه خصیصه ای جدی است.
محورچهارم - با توجه به محور سوم، چالش دیگر مسئله بکارگیری این نخبگان است.
متاسفانه به نظر می رسد تا کنون نیازسنجی درستی در بسیاری از نهاد ها برای چگونگی بکارگیری و فراهم آوردن زمینه فعالیت و ارائه تبحرات و توانمندی های یک نخبه سیاسی، نه تنها صورت نگرفته است، بلکه حتی آنها به جامعه هم معرفی نمی شوند.
محور پنجم - چالش دیگری که در مسیر پروراندن یک نخبه سیاسی بیش از محورهای قبلی حائز اهمیت است، نبود ملاک و معیار مشخصی برای ارزیابی و سطح بندی استعداد های نهادینه شده در یک فرد نخبه است؛ به عنوان مثال برای یک نخبه علمی جشنواره های خوارزمی و المپیاد ها – فارغ از میزان دقت آنها- لحاظ شده که پس از کامیابی در این جشنواره ها به فرد برچسبی به عنوان نخبه زده! و بالتبع امکاناتی برای فعالیت او در نظر گرفته می شود، ولی آیا برای یک نخبه سیاسی برنامه و معیار سنجشی لحاظ شده است که به صورت مارک دار امکاناتی برای فعالیت او لحاظ شود؟ به سبب حساسیت هایی که بر یک نخبه سیاسی بیش از نخبگان علمی و ورزشی ایجاد می شود، آیا برنامه ای مدون شده است که وی تحت الشعاع برخوردها و منازعات سیاسی و سیاسی کاری عده ای سیاست باز و مافیای شیطانی این عرصه و میدان قرار نگیرد و یا توانایی مقابله با آنان را داشته باشد؟
محور آخر – مهمترین چالش و آسیب پیش رو، مسئله میزان تعهد و پایبندی و استقامت بر آرمان ها و ارزش های نظام مقدس جمهوری اسلامی، گفتمان انقلاب و امام راحل و مطابقت با منشور فکری رهبر عزیز انقلاب است.
هم اکنون که در آستانه دهه چهارم از انقلاب اسلامی قرار داریم بايد شناخت روح حقیقی و بلند انقلاب، دلایل و روند شکل گیری آن و علت حفظ، تداوم و گسترش آن برای یک نخبه سیاسی بیش از تمامی مسئولان و اذهان عمومی تعریف و تفسیر شود؛ به نوعی که خود محرکی دوباره برای پیگیری گفتمان پیشرفت و عدالت در این دهه باشد./انتهاي پيام/