کد خبر:۱۱۱۵۶۸
نگاهی به فراز و فرودهای سینمای پس از انقلاب - 2
برچیده شدن بساط منحط فیلمفارسی مبتذل
با وقوع انقلاب اسلامی بساط فیلمفارسی ها برچیده، و عرصهای نو برای هنرمندان و بویژه سینماگران گشوده شد؛ عرصهای که به تولید و خلق آثاری ماندگار و ارزشمند و سینماگران پرتوان و بزرگ انجامید که غیر قابل انکار است.
گروه فرهنگي «خبرگزاري دانشجو»؛ یکی از بزرگترین دستاوردهای سینمای پس از انقلاب برچیده شدن بساط سینمای معروف به فیلمفارسی زمان شاه بود که انصافا روی هر چه سخافت و وقاحت را سفید کرده بود.
سینمایی که جز سکس و ابتذال چیزی در چنته نداشت و از فرط سستی و سطحی پسندی مخاطب را به دریوزگی قلقلک پست ترین وجوه حیوانیش ترغیب و تهییج می کرد.
سینمایی که زن بارگی و سکس را به عنوان سرلوحه خویش برگزیده و آن چنان در ابتذال فرورفته بود که واقعا نمونه آن را در هیچ دوره ای از سینمای هیچ یک از کشورهای دنیا شاهد نبوده و نخواهیم بود.
سینمای پیش از انقلاب فاقد هر گونه ارزش هنری و محتوایی بود و تا خرخره در سطحی زدگی و پستی فرورفته بود.
سینمایی که «صمد» را می توان به عنوان نمونه و مصداق تام و تمامش برشمرد؛ از «صمد به شهر می رود» تا «صمد بازیگر می شود» تا «صمد عاشق می شود» تا...!
سینمایی بی هویت و پوچ که نمونه عینی اش نمودی ذهنی بود در فکر خراب و بیمار نویسنده و کارگردان و فیلمسازان هم قطارشان در عرصه فیلمفارسی های آن دوره.
و الا کدام مردم کوچه و بازار را در کجای این مملکت در کدام دوران سراغ دارید که مابهازای بیرونی اش بشود صمد و امثالش.
سینمای پیش از انقلاب مایه ننگ و بی آبرویی برای ملت ایران بود؛ گر چه هیچ جایگاه و پایگاهی در میان قاطبه ملت نداشت، ولی در عین حال سینما را به عنوان هنر مسلط جامعه در اختیار داشت و مضرات فراوانی به همراه.
یکی از این مضرات که حتی تا کنون نیز آثارش بر بعضی از اذهان باقیست، نوع تصویر و تصوری است که در ذهن بسیاری از متدینین جامعه نسبت به سینما و سینماگر پدید آورد که حتی با وقوع انقلاب هم عوض نشد و هنوز بقایایش باقی است.
باید بپذیریم که هنوز که هنوز است و پس از گذشت سال ها و ایجاد این همه تغییرات، بعضی از متدینین یا دیگر اقشار جامعه سینما را حرام و و سینماگر را به اصطلاح مطرب می دانند و تا حدودی منحرف!
البته تا حدودی منطقی است؛ چرا که اینها بقایای همان سیطره وحشتناک و نابودکننده فیلمفارسی مبتذل و وقیح است که بر سینمای کشور و در بخش های وسیعی سایه افکنده بود و کرد آنچه کرد.
البته در همان دوران هم بودند فیلمسازانی که تلاش درخوری برای شکستن سد فيلمفارسی های مبتذل به انجام رساندند؛ امثال ناصر تقوایی و علی حاتمی و داریوش مهرجویی و مسعود کیمیایی با فیلم هایی مثل «آرامش در حضور دیگران» و «سوته دلان» و «گاو» و «قیصر» و ... .
اما براستی موج نو و تلاش های ارزشمند این کارگردانان تا چه اندازه می توانست در مقابل سیل فیلمفارسی ها مقاومت کرده و جریان سازی كند.
با وقوع انقلاب اسلامی بساط فیلمفارسی ها برچیده، و عرصه ای نو برای هنرمندان و بویژه سینماگران گشوده شد؛ عرصه ای که به تولید و خلق آثاری ماندگار و ارزشمند و سینماگران پرتوان و بزرگ انجامید که غیر قابل انکار است.
اما سوال اساسی اینجاست که این فیلمسازی ها تا چه حد به جریان و موج سالم و اصولی در عرصه فیلمسازی و آموزش بدل شد؟/انتهاي پيام/
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰
ارسال نظر
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.